دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

.

آخرین نظرات

  • طراحی سایت در فیلم سینمایی فیلادلفی
  • ترکمن دشت در 110 کلیپ وسخنرانی از آیت الله محمدعلی جاودان
  • طراحی لوگو در تبریز در سریال مختار نامه با کیفیت بالا
  • طراحی لوگو در تبریز در سریال مختار نامه با کیفیت بالا
  • بورسیه تحصیلی در آموزش دانلود
  • اتوبار در آخرین تصاویر قبل از شهادت مهدی باکری
  • شریف بار در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • قیمت موزاییک گرانیتی در سخنرانی رئیس جمهور در مراسم افتتاح مجلس دهم
  • maktabestan در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • مکتبستان در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • سید کبیر حسینی در دکتر محمد علی انصاری- 1400 ساعت تفسیر صوتی قرآن
  • کنکور در درباره ما
  • سئو سایت در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • موزاییک حیاطی در کلیپ شیطان ناکام
  • قیمت موزاییک سیمانی در 40 مناجات قدیمی ازحمیدعلیمی
  • نیروکابل در واکنش دکتر عباسی به انتقال سفارت آمریکا به قدس
  • خرید آرد در آخرین تصاویر قبل از شهادت مهدی باکری
  • ترکمن دشت در آخرین تصاویر قبل از شهادت مهدی باکری
  • در مورد ماه محرم

         ۲۶۹۴۳۰۵ music-Do Ta Dadash.mp3

    متن آهنگ

     

    روزی روزگاری بود
    دو تا رفیق دو تا داداش
    باباشون دستشونو بازتوی دست هم گذاشت
    به کوچیکه سپرد که اون بزرگ رو ول نکنه
    تا یک روز یک جا توی جنگی میکنه صدا

    باباهه پر کشید و رفت رفتش به سوی آسمون
    موندن این دو تا داداش تنهایی توی کهکشون
    اینقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون
    تا یک روز ستمگر زمونه کردشون نشون

    دو تایی بعد نگاه به آسمون گفتند بابا
    ما میخوایم با هم بریم به سوی دشت کربلا
    اسبها رو زین میکنند میرند این دو تا طلا
    دو تایی حاضر شدند که بکنند شر بلا

    دشمن نامرد توجنگ
    آبو به رو اونا می بست
    هشت و هشت شب تشنگی
    صدا رو تو گلو شکست

    روز نهم فرا رسید
    روز برادر کوچیکه
    رفت و اجازشو گرفت
    آب بیاره چیکه چیکه

    اما تو راه زخمی شد و
    از روی اسب افتاد پایین
    یاد وصیت باباش افتاد
    که میگفت تویی و این

    وقت وداع با زندگی
    برادر بزرگ نشست
    سر برادر و گرفت
    گفت به خدا کمر شکست

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاه کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صدا کنه

    چشمی نداشت نگاش کنه

    مطالب مشابه

    9844 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    ّبسم الله الرحمن الرحیم

    علی یک شب به ذات خود سفر کرد

    شبی را با خدای خود سحر کرد

    اگر بینی خدایی میکند او

    کمال همنشین در او اثر کرد

    سلام

    با عرض معذرت تا روز 15 شهریور نیستم و نمیتونم به نظرات جواب بدم

    یا حسین

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    فروشگاه سایت

    دسته بندی

    امارگیر سایت