دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

.

آخرین نظرات

  • upahang در فیلم سینمایی از کرخه تا راین
  • Name* طراحی سایت کرج در تاج اصحاب یا علی اکبر (ع) - سید امیر حسینی
  • سینا در دانلود سریال زیر هشت با لینک مستقیم
  • بیژن در دانلود سریال زیر هشت با لینک مستقیم
  • بیژن در دانلود سریال زیر هشت با لینک مستقیم
  • بیژن در دانلود سریال زیر هشت با لینک مستقیم
  • محمدهادی در پیش بینی مرد مقاومت درباره تحریم های دلار چه بود؟
  • محمدهادی در آیا اگر برجام نبود به ایران حمله نظامی می شد؟
  • محمدهادی در دروغ های برجامی دولت دروغگویان
  • محمدهادی در موشن‌گرافیک FATF (نیروی ویژه)
  • محمدهادی در دلیل روح الله زم (لعنت الله علیه) برای حمایت از روحانی
  • محمدهادی در مرد 5000 میلیاردی دولت یازدهم
  • محمدهادی در گزارشی متفاوت درباره روحانی و گلابی
  • محمدهادی در روحانی و دولتش چه بر سر سرمایه گذاران آرودند....
  • محمدهادی در حمله کارگران مظلوم به خودروی رییس جمهور اشرافی
  • محمدهادی در انتقاد آیت الله صدیقی از ادبیات نیش دار رئیس جمهور
  • محمدهادی در واکنش‌ حاج احمد پناهیان به سخنان روحانی درباره عاشورا
  • محمدهادی در در معاونت زنان دولت روحانی چه می گذرد؟
  • در مورد ماه محرم

         ۲۶۹۴۳۰۵ music-Do Ta Dadash.mp3

    متن آهنگ

     

    روزی روزگاری بود
    دو تا رفیق دو تا داداش
    باباشون دستشونو بازتوی دست هم گذاشت
    به کوچیکه سپرد که اون بزرگ رو ول نکنه
    تا یک روز یک جا توی جنگی میکنه صدا

    باباهه پر کشید و رفت رفتش به سوی آسمون
    موندن این دو تا داداش تنهایی توی کهکشون
    اینقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون
    تا یک روز ستمگر زمونه کردشون نشون

    دو تایی بعد نگاه به آسمون گفتند بابا
    ما میخوایم با هم بریم به سوی دشت کربلا
    اسبها رو زین میکنند میرند این دو تا طلا
    دو تایی حاضر شدند که بکنند شر بلا

    دشمن نامرد توجنگ
    آبو به رو اونا می بست
    هشت و هشت شب تشنگی
    صدا رو تو گلو شکست

    روز نهم فرا رسید
    روز برادر کوچیکه
    رفت و اجازشو گرفت
    آب بیاره چیکه چیکه

    اما تو راه زخمی شد و
    از روی اسب افتاد پایین
    یاد وصیت باباش افتاد
    که میگفت تویی و این

    وقت وداع با زندگی
    برادر بزرگ نشست
    سر برادر و گرفت
    گفت به خدا کمر شکست

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاه کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صدا کنه

    چشمی نداشت نگاش کنه

    مطالب مشابه

    10065 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    ّبسم الله الرحمن الرحیم

    علی یک شب به ذات خود سفر کرد

    شبی را با خدای خود سحر کرد

    اگر بینی خدایی میکند او

    کمال همنشین در او اثر کرد

    سلام

    با عرض معذرت تا روز 15 شهریور نیستم و نمیتونم به نظرات جواب بدم

    یا حسین

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    فروشگاه سایت

    دسته بندی

    امارگیر سایت