دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

تصویر ثابت

جستجو

آخرین نظرات

  • ya zahra 135 در گلچین محرم-محمود کریمی
  • رضا در گلچین محرم-محمود کریمی
  • Negin .ch در دانلود سریال روزگار قریب با لینک مستقیم
  • عقل و وحی در 150 سخنرانی زیبا از دکتر محمد اسدی گرمارودی
  • سمیرا در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • حمید در دانلود سریال حلالم کن با لینک مستقیم
  • نقاشی ساختمان در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • آگهی رایگان در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • vh در دانلود سریال پهلوانان نمی میرند با لینک مستقیم
  • قالیشویی در مرد خستگی‌ناپذیر جبهه‌های ایران؛ شهید «محمد بروجردی»
  • اجاره انبار در نرم افزار زندگینامه امام موسی کاظم (ع)-اندروید
  • علی در تا همینجاشم ازت ممنونم - جواد مقدم
  • لیست قیمت تلویزیون ال جی در ترجمه گویای فارسی قرآن کریم
  • ya zahra 135 در سریال باب المراد به زبان عربی
  • سید جواد در گلچین مداحی در مورد مدافعان حرم
  • ya zahra 135 در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • Gomnam در سریال باب المراد به زبان عربی
  • متخصص ارولوژى در کتاب راهکارها در جنگ نرم- جعفر دمیرچی-684 صفحه
  • در مورد ماه محرم

     

     

         ۲۶۹۴۳۰۵ music-Do Ta Dadash.mp3

     

    متن آهنگ

     

     

    روزی روزگاری بود
    دو تا رفیق دو تا داداش
    باباشون دستشونو بازتوی دست هم گذاشت
    به کوچیکه سپرد که اون بزرگ رو ول نکنه
    تا یک روز یک جا توی جنگی میکنه صدا

    باباهه پر کشید و رفت رفتش به سوی آسمون
    موندن این دو تا داداش تنهایی توی کهکشون
    اینقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون
    تا یک روز ستمگر زمونه کردشون نشون

    دو تایی بعد نگاه به آسمون گفتند بابا
    ما میخوایم با هم بریم به سوی دشت کربلا
    اسبها رو زین میکنند میرند این دو تا طلا
    دو تایی حاضر شدند که بکنند شر بلا

    دشمن نامرد توجنگ
    آبو به رو اونا می بست
    هشت و هشت شب تشنگی
    صدا رو تو گلو شکست

    روز نهم فرا رسید
    روز برادر کوچیکه
    رفت و اجازشو گرفت
    آب بیاره چیکه چیکه

    اما تو راه زخمی شد و
    از روی اسب افتاد پایین
    یاد وصیت باباش افتاد
    که میگفت تویی و این

    وقت وداع با زندگی
    برادر بزرگ نشست
    سر برادر و گرفت
    گفت به خدا کمر شکست

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاه کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صدا کنه

    چشمی نداشت نگاش کنه

     

    مطالب مشابه

    6041 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی