دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • ya zahra 135 در دانلود سریال امام رضا (ع) با کیفیت بالا
  • ya zahra 135 در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • بیژن در دانلود سریال امام رضا (ع) با کیفیت بالا
  • محمد در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • خرید surface pro در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • ya zahra 135 در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • محمد در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • ya zahra 135 در دانلود سریال پهلوانان نمی میرند با لینک مستقیم
  • پارسا در دانلود سریال پهلوانان نمی میرند با لینک مستقیم
  • فرناز درویشی در سخنرانی های دکتر خیراندیش در مورد طب اسلامی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال امام رضا (ع) با کیفیت بالا
  • ya zahra 135 در دانلود سریال امام علی (ع) با کیفیت HD
  • ya zahra 135 در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • اصغر در تاریخ تطبیقی اسلام - استاد مهدی طائب - 51 جلسه
  • علی خرسند در دانلود سریال امام علی (ع) با کیفیت HD
  • دانلود فیلم در مجموعه شعرخوانی از مرحوم محمد رضا آقاسی
  • محمد در استاد صمدی آملی-830 جلسه درس معرفت نفس
  • اخبار در دانلود فیلم سینمائی خداحافظ رفیق با لینک مستقیم
  • .

    http://up.upinja.com/nrrg5.jpg http://mahanserver.ir/ads/120x240.gif

    در مورد ماه محرم

         ۲۶۹۴۳۰۵ music-Do Ta Dadash.mp3

    متن آهنگ 

     

    روزی روزگاری بود
    دو تا رفیق دو تا داداش
    باباشون دستشونو بازتوی دست هم گذاشت
    به کوچیکه سپرد که اون بزرگ رو ول نکنه
    تا یک روز یک جا توی جنگی میکنه صدا

    باباهه پر کشید و رفت رفتش به سوی آسمون
    موندن این دو تا داداش تنهایی توی کهکشون
    اینقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون
    تا یک روز ستمگر زمونه کردشون نشون

    دو تایی بعد نگاه به آسمون گفتند بابا
    ما میخوایم با هم بریم به سوی دشت کربلا
    اسبها رو زین میکنند میرند این دو تا طلا
    دو تایی حاضر شدند که بکنند شر بلا

    دشمن نامرد توجنگ
    آبو به رو اونا می بست
    هشت و هشت شب تشنگی
    صدا رو تو گلو شکست

    روز نهم فرا رسید
    روز برادر کوچیکه
    رفت و اجازشو گرفت
    آب بیاره چیکه چیکه

    اما تو راه زخمی شد و
    از روی اسب افتاد پایین
    یاد وصیت باباش افتاد
    که میگفت تویی و این

    وقت وداع با زندگی
    برادر بزرگ نشست
    سر برادر و گرفت
    گفت به خدا کمر شکست

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاش کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صداش کنه

    دستی نداشت بغل کنه
    چشمی نداشت نگاه کنه
    تنها یک بار تو زندگی
    تونست داداش صدا کنه

    چشمی نداشت نگاش کنه

    مطالب مشابه

    7787 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی