دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • ya zahra 135 در دانلود 22 قسمت انیمیشن فرمانروایان مقدس
  • محمد در دانلود 22 قسمت انیمیشن فرمانروایان مقدس
  • قالیشویی در تلاوت های محمد صدیق منشاوی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • BANOO در گلچین مداحی ولادت حضرت اباالفضل العباس (ع)
  • ya zahra 135 در گلچین مداحی ولادت حضرت اباالفضل العباس (ع)
  • سپهری در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • کوتاه کننده لینک در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • کفسابی در آموزش دانلود
  • من چارتربلیط ارزان هواپیما در تلاوت های کریم منصوری
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در روایت دکتر عباسی از ایرانی کشی یهودیان
  • مسعود در مستند سوئد و سکوت / صهیونیسم به روایت نویسنده سوئدی
  • بالابر در سیره و شخصیت والای حضرت خدیجه (س)
  • لباس فرم اداری در مستند سوئد و سکوت / صهیونیسم به روایت نویسنده سوئدی
  • ناشناس در دهه اول محرم ۹۱ - عبدالرضا هلالی
  • .

    http://dl.mojtaba-ramezani.ir/user/2017-06-08_052857.png

     

    http://uupload.ir/files/zotk_untitled.png

     

    http://s4.picofile.com/file/7999162361/file1332.jpg

    متن شعر:

    با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد 
    ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد
    در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
    شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

     

    احساس کرد از همه عالم جدا شده‌ست
    در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده‌ست

    در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
    وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
    وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
    مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

    باز این چه شورش است که در جان واژه‌ها‌ست
    شاعر شکست‌خورده طوفان واژه‌ها‌ست

    بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
    دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
    یک بیت بعد، واژه لب‌تشنه را گذاشت
    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

    حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
    دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند

    با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید
    بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
    او را چنان فنای خدا بی‌ریا کشید
    حتی براش جای کفن بوریا کشید

    در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را
    از بس که گریه کرد تمام لهوف را

    اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
    بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
    این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
    "خورشید سر بریده غروبی نمی‌شناخت

    بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
    او کهکشان روشن هفده ستاره بود

    خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن…
    پیشانی‌اش پر از عرق سرد و بعد از آن…
    خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن…
    شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن…

    در خلسه‌ای عمیق خودش بود و هیچ کس
    شاعر کنار دفترش افتاد از نفس…

    فیلم مربوط به دیگران :غروب فرشچیان

    با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

    مطالب مشابه

    3395 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی

    >