دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • فریت بار در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • تابلو روان در آموزش دانلود
  • گالا صدا در درباره ما
  • mm در سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی
  • چاپ روی بادکنک در فیلم سینمایی فیلادلفی
  • دستگاه upvc در فیلم سینمایی فیلادلفی
  • کوتاه کننده لینک در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • فال حافظ در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • جواد در وقتی روحانی آیه قرآن را مصادره به مطلوب می‌کند!
  • ya zahra 135 در 270 جلسه پرسش و پاسخ اعتقادی از استاد محمدی
  • الهه در 270 جلسه پرسش و پاسخ اعتقادی از استاد محمدی
  • امید در دانلود سریال مردان آنجلس با کیفیت بالا و لینک مستقیم
  • افزایش اعتماد به نفس در تاج اصحاب یا علی اکبر (ع) - سید امیر حسینی
  • جواد در وقتی روحانی آیه قرآن را مصادره به مطلوب می‌کند!
  • جواد در وقتی روحانی آیه قرآن را مصادره به مطلوب می‌کند!
  • جواد در وقتی روحانی آیه قرآن را مصادره به مطلوب می‌کند!
  • طراحی سایت در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • Nasim در برنامه ماه عسل - رمضان 95
  • .

    http://up.upinja.com/nrrg5.jpg http://mahanserver.ir/ads/120x240.gif

    شهید باکری

    (سرلشکر جواد فکوری در ۱۷دی ماه ۱۳۱۷در در محله چرنداپ شهر تبریز به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. دوره‌های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف۴)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.شهید سرهنگ فکوری در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می‌شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت‌ها و پست‌های زیر را به عهده داشت.فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری،‌ معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی)

    (یکروز جواد هراسان به خانه آمد و گفت: ساک مرا ببند، می‌خواهم با تیمسار فلاحی به جبهه بروم. برخلاف همیشه نگران شدم و خواهش کردم، نرود. به او گفتم: تو مدتها در جبهه بودی، من و بچه‌ها دوری تو را زیاد تحمل کردیم. به خاطر بچه‌ها نرو. او برخلاف همیشه شماره تلفنی داد و گفت: هر وقت کاری بود، تماس بگیر ولی من باید بروم. سه‌شنبه قرار بود، بیاید ولی دوشنبه زنگ زد و گفت: برگشت ما به تاخیر افتاده و پنجشنبه می‌آیم. آن شب نگرانی و دلشوره‌ام بیشتر شد و بی‌‌خوابی به سرم زد. صبح خواب ماندم و برخلاف همیشه اخبار ساعت ۸ را گوش ندادم. هنوز خواب بودیم که یکی یکی دوستانم به بهانه‌های مختلف به خانه ما آمدند و وقتی دیدند من از ماجرا خبر ندارم، چیزی نمی‌گفتند)

    (حتی ظهر وقتی علی را از مدرسه آوردم، متوجه حضور ماشین‌های متعدد دوستان و آشنایان نشدم که منتظر بودند بعد ازخبردار شدن من از ماجرا، داخل خانه شوند. تا اینکه پسر دایی‌ام که برادر شیری من بود، با من تماس گرفت و خبر را داد. جیغ کشیدم و بی‌هوش شدم. خیلی‌ها به دیدن من آمدند ولی بیشتر اوقات بی‌هوش بودم. حتی در دیدار با حضرت امام (ره) بی‌هوش شدم)

    دانلود فیلم با کیفیت بالا
    بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم
    ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت
    بخش پنجم بخش ششم
    ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۱۰,۷۲۶ کیلوبایت

    مطالب مشابه

    868 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی