دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • بک لینک در کلیپ شهید حسین فهمیده
  • ya zahra 135 در تلاوتهای کوتاه و به یاد ماندنی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • رویال سازه در دانلود سریال امام علی (ع) با کیفیت HD
  • سفارش اینترنتی شیرینی در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • ساک دستی در ارتباط معنوی با امام زمان علیه السلام
  • مرکز مشاوره خانواده غرب تهران در تلاوتهای کوتاه و به یاد ماندنی
  • اجاره خودرو در اعلانات سایت
  • soheila در اعلانات سایت
  • نرخ کرایه نیسان بار بین شهری در نماهنگ ضد برجام ( با صدای علی اسدی )
  • نرخ کرایه نیسان بار بین شهری در نماهنگ ضد برجام ( با صدای علی اسدی )
  • علی در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • کاشی الوند در نرم افزار اندرویدی کودکانه مهد قرآن + قرآن صوتی
  • ya zahra 135 در گلچین مداحی ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع)
  • مجید در گلچین مداحی ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع)
  • کسب درآمد از تلگرام در دانلود تمام سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌ عصر(عج)
  • خرید ناودانی در دانلود سریال پروانه با لینک مستقیم
  • بازسازی ساختمان در نرم افزار قرآن کریم به همراه ترجمه و تفسیر نمونه آیات
  • شهید باکری

    (سرلشکر جواد فکوری در ۱۷دی ماه ۱۳۱۷در در محله چرنداپ شهر تبریز به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. دوره‌های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف۴)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.شهید سرهنگ فکوری در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می‌شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت‌ها و پست‌های زیر را به عهده داشت.فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری،‌ معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی)

    (یکروز جواد هراسان به خانه آمد و گفت: ساک مرا ببند، می‌خواهم با تیمسار فلاحی به جبهه بروم. برخلاف همیشه نگران شدم و خواهش کردم، نرود. به او گفتم: تو مدتها در جبهه بودی، من و بچه‌ها دوری تو را زیاد تحمل کردیم. به خاطر بچه‌ها نرو. او برخلاف همیشه شماره تلفنی داد و گفت: هر وقت کاری بود، تماس بگیر ولی من باید بروم. سه‌شنبه قرار بود، بیاید ولی دوشنبه زنگ زد و گفت: برگشت ما به تاخیر افتاده و پنجشنبه می‌آیم. آن شب نگرانی و دلشوره‌ام بیشتر شد و بی‌‌خوابی به سرم زد. صبح خواب ماندم و برخلاف همیشه اخبار ساعت ۸ را گوش ندادم. هنوز خواب بودیم که یکی یکی دوستانم به بهانه‌های مختلف به خانه ما آمدند و وقتی دیدند من از ماجرا خبر ندارم، چیزی نمی‌گفتند)

    (حتی ظهر وقتی علی را از مدرسه آوردم، متوجه حضور ماشین‌های متعدد دوستان و آشنایان نشدم که منتظر بودند بعد ازخبردار شدن من از ماجرا، داخل خانه شوند. تا اینکه پسر دایی‌ام که برادر شیری من بود، با من تماس گرفت و خبر را داد. جیغ کشیدم و بی‌هوش شدم. خیلی‌ها به دیدن من آمدند ولی بیشتر اوقات بی‌هوش بودم. حتی در دیدار با حضرت امام (ره) بی‌هوش شدم)

    دانلود فیلم با کیفیت بالا
    بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم
    ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت
    بخش پنجم بخش ششم
    ۲۴,۴۱۵ کیلوبایت ۱۰,۷۲۶ کیلوبایت

    مطالب مشابه

    1022 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    فروشگاه سایت

    دسته بندی

    امارگیر سایت