دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

تصویر ثابت

جستجو

آخرین نظرات

  • رضا عبدولی در فیلم سینمایی شوق پرواز
  • ya zahra 135 در دهه اول محرم 95 - استاد رفیعی
  • مسعود در عاقبت شیطان رمادی سربازآمریکایی که 120 نفر را کشت
  • حسين در دهه اول محرم 95 - استاد رفیعی
  • مسعود در عاقبت شیطان رمادی سربازآمریکایی که 120 نفر را کشت
  • نادیا در سخنرانی های دکتر خیراندیش در مورد طب اسلامی
  • پرپرواز در دانلود 22 قسمت انیمیشن فرمانروایان مقدس
  • سئو سایت در نوجوان 16 ساله غواص
  • ایرانی در عاقبت شیطان رمادی سربازآمریکایی که 120 نفر را کشت
  • احمد در گلچین محرم-محمود کریمی
  • حامد در دانلود سریال وضعیت سفید باکیفیت بالا و لینک مستقیم
  • جواد در وضعیت تحریم های بانکی در دو سالگی برجام
  • جواد در ناگفته‌های جدید از پشت پرده آمدنیوز
  • molavian در دانلود فیلم سینمایی هراس با لینک مستقیم
  • seyed در گلچین مداحی در مورد مدافعان حرم
  • تور تفلیس در سریال مثل یک کابوس
  • محمد نوری در بی توجهی احمدی نژاد به توصیه امام خامنه ای
  • Fatemeh در دانلود سریال حلالم کن با لینک مستقیم
  • .

    http://dl.mojtaba-ramezani.ir/user/2017-06-08_052857.png

     

    http://uupload.ir/files/zotk_untitled.png

     

    http://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/09/oshloos2.jpg

    حاج احمد گفت: ندیده بودم امام پیشانی کسی را ببوسد/ وقتی از گردان چهارصد نفره هجده نفر برگشتند!

    چهارصد نفر بودند که تپه «بردزرد» را فتح کردند. کار سختی نبود، اسیر هم گرفتند. اما سختی کار تازه بعد از مستقر شدن گردان فجر روی تپه شروع شد. عراق نمی‌خواست تپه را از دست بدهد؛ پاتک پشت پاتک! اما بچه‌های گردان فجر مقاومت کردند، آن هم بدون آب و غذای درست و حسابی. چهار پنج روز مقاومت کردند تا نیروی کمکی رسید و تپه حفظ شد. اما دیگر خبری از گردان فجر نبود؛ گردان شده بود گروهان و کم‌کم گروهان هم شده بود دسته؛ آخر از چهارصد نفر فقط ۱۸ نفر مانده بودند! آنقدر شهید زیاد شده بود که می‌گفتند تعداد اسرای عراقی از تعداد رزمنده‌های ایرانی بیشتر شده است! گردان رفته بود و دسته برگشته بود…

    این یکی از اتفاقاتی بود که نام گردان فجر و فرمانده‌اش شهید مرتضی جاویدی را سر زبان‌ها انداخت تا هر وقت کار گره می‎‌خورد یا قرار بود عملیات سختی انجام شود، نگاه فرماندهان جنگ بچرخد سمت آنها. از آنطرف هم خیلی از جوان‌های شیرازی برای جبهه رفتن سر و دست می‌شکستند که به این گردان راه پیدا کنند.

    اما مرتضی به این راحتی‌ها کسی را راه نمی‌داد؛ شرایط خاص خودش را داشت. از تمرین‌های ورزشی و رزمی گرفته تا تعهد گرفتن از رزمنده‌ها که هر شب سوره واقعه را بخوانند.

    مرتضی جاویدی فقط بین رزمنده‌ها یا فرماندهان ایرانی معروف نبود. عراقی‌ها هم حسابی او را می‌شناختند و هر چند وقت یکبار بلوف می‌زدند که «اشلو» را کشته‌ایم. اشلو لقبی بود که مرتضی پیدا کرده بود؛ اشلو مخفف «ان شی لونک» بود، به معنی حال و روزت چطور است؟! این لقب را هم بخاطر این به مرتضی داده بودند که…

    دانلود

    مطالب مشابه

    1437 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی

    >