دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • جواد در «حسن روحانی» رئیس دولت دوازدهم شد
  • سیدعلی در «حسن روحانی» رئیس دولت دوازدهم شد
  • فروش کپسول آتش نشانی در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • شارژ کپسول آتش نشانی در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • طراحی سایت در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • تور سرعین در آموزش دانلود
  • فائزه در سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی
  • فائزه در سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • رضا در مجموعه سخنرانی های حجت الاسلام مسعود عالی
  • خانی در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • حمیدایرونی در توهین امیر جعفری به مردم در دفاع از روحانی
  • محمد در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • محمد در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • احمدخاکساری در سخنرانی های دکتر خیراندیش در مورد طب اسلامی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال ترانه مادری با لینک مستقیم
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • http://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/09/oshloos2.jpg

    حاج احمد گفت: ندیده بودم امام پیشانی کسی را ببوسد/ وقتی از گردان چهارصد نفره هجده نفر برگشتند!

    چهارصد نفر بودند که تپه «بردزرد» را فتح کردند. کار سختی نبود، اسیر هم گرفتند. اما سختی کار تازه بعد از مستقر شدن گردان فجر روی تپه شروع شد. عراق نمی‌خواست تپه را از دست بدهد؛ پاتک پشت پاتک! اما بچه‌های گردان فجر مقاومت کردند، آن هم بدون آب و غذای درست و حسابی. چهار پنج روز مقاومت کردند تا نیروی کمکی رسید و تپه حفظ شد. اما دیگر خبری از گردان فجر نبود؛ گردان شده بود گروهان و کم‌کم گروهان هم شده بود دسته؛ آخر از چهارصد نفر فقط ۱۸ نفر مانده بودند! آنقدر شهید زیاد شده بود که می‌گفتند تعداد اسرای عراقی از تعداد رزمنده‌های ایرانی بیشتر شده است! گردان رفته بود و دسته برگشته بود…

    این یکی از اتفاقاتی بود که نام گردان فجر و فرمانده‌اش شهید مرتضی جاویدی را سر زبان‌ها انداخت تا هر وقت کار گره می‎‌خورد یا قرار بود عملیات سختی انجام شود، نگاه فرماندهان جنگ بچرخد سمت آنها. از آنطرف هم خیلی از جوان‌های شیرازی برای جبهه رفتن سر و دست می‌شکستند که به این گردان راه پیدا کنند.

    اما مرتضی به این راحتی‌ها کسی را راه نمی‌داد؛ شرایط خاص خودش را داشت. از تمرین‌های ورزشی و رزمی گرفته تا تعهد گرفتن از رزمنده‌ها که هر شب سوره واقعه را بخوانند.

    مرتضی جاویدی فقط بین رزمنده‌ها یا فرماندهان ایرانی معروف نبود. عراقی‌ها هم حسابی او را می‌شناختند و هر چند وقت یکبار بلوف می‌زدند که «اشلو» را کشته‌ایم. اشلو لقبی بود که مرتضی پیدا کرده بود؛ اشلو مخفف «ان شی لونک» بود، به معنی حال و روزت چطور است؟! این لقب را هم بخاطر این به مرتضی داده بودند که…

    دانلود

    1352 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی

    >