دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • الهام در سخنرانی های دکتر خیراندیش در مورد طب اسلامی
  • تور کانادا در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • تبلیغات رایگان در نماهنگ «عالی اعلی حیدر»
  • ya zahra 135 در دانلود سریال فریاد سنگ با کیفیت بالا و لینک مستقیم
  • نسرین اقاجانیان در دانلود سریال فریاد سنگ با کیفیت بالا و لینک مستقیم
  • جواد در «حسن روحانی» رئیس دولت دوازدهم شد
  • سیدعلی در «حسن روحانی» رئیس دولت دوازدهم شد
  • فروش کپسول آتش نشانی در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • شارژ کپسول آتش نشانی در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • طراحی سایت در کرج در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • تور سرعین در آموزش دانلود
  • فائزه در سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی
  • فائزه در سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • رضا در مجموعه سخنرانی های حجت الاسلام مسعود عالی
  • خانی در مجموعه مداحی و مناجات های علی فانی
  • حمیدایرونی در توهین امیر جعفری به مردم در دفاع از روحانی
  • محمد در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • http://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/12/635503639910993627.jpg

    -نماهنگ بسیار زیبای تزورونی با زیرنویس فارسی
    نماهنگی بسیار زیبا پیرامون زائران حسینی که از اقصی نقاط جهان برای مراسم اربعین حسینی خود را به کربلای معلی می رسانند.

    برای موبایل

    دانلود فایل

    تصویری

    تِزورونی اَعاهِـدکُم

    به زیارت من می‌آیید، با شما عهد می‌بندم

     

    تِـعِـرفـونی شَفیـعْ اِلکُم

    می‌دانید که من شفیع شمایم

     

    أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم

    اسامی‌تان را ثبت می‌کنم

     

    هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید

     

     وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه

    قسم به دستان ابالفضل و کرامت و پرچم او

     

    أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه

    من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من می‌آیید

     

    یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه

    ای که جان‌هایتان را به بهای زیارت من به کف گرفته‌اید

     

    عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه

    بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران!

     

    تواسینی شَعائرْکُم

    عزاداری‌هایتان به من دلداری می‌دهد

     

    تْرَوّینی مَدامِعْـکُم

    و اشک‌هایتان مرا سیراب می‌کند

     

    اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم

    من و زخم‌هایی که بر تن دارم به شما دلداری می‌دهیم

     

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

     

    هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ  تِحْـضَـرْ

    خوش آمدید ای که وعده‌تان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر می‌شوید

     

    إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ

    آمدید در حالی که نه گرما برای‌تان مهم بود و نه سرما

     

    وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر

    قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر

     

    اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ

    در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمی‌کنم

     

    عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم

    در وقت دیدار پیشتان می‌آیم و دور نمی‌شوم و رهایتان نمی‌سازم

     

    مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم

    پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم

     

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

     

    یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی

    ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کرده‌اید

     

    تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟

    می‌دانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی می‌اندازد؟

     

    بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی

    به یاد آن دست بریده‌ای که فریاد زد: مرا دریاب

     

    صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی

    و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بی‌برادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد

     

     کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ

    تیر هجرت کمرم را شکست

     

    نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ

    بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید

     

    اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ

    سفارش این پرچم را به شما می‌کنم

     

    هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

     

     یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ

    ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کرده‌اید

     

    اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ

    حاجت‌تان را می‌دانم، نیازی به گفتن نیست

     

    وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ

    قسم به گلوی شیرخواره، حاجت‌تان را برآورده می‌کنم

     

    یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ

    زائران من، عهده کرده‌ام که هر بیماری را شفا دهم

     

    اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ

    برادر زینب به خاطرتان شاد شد

     

    هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم

    خوش آمدید صدایتان می‌زند

     

    یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم

    مرد غیرتمند به شما درود می‌گوید

     

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

     

    زینبْ  مَنْ تُشاهِدکُم  تِزورونی

    زینب هنگامی که شما را می‌بیند که زیارتم می‌کنید، می‌گوید:

     

    تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی!

    کاش در جنگ حاضر می‌شدید

     

    ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی

    که مرا به اسیری نمی‌بردند و مرا غارت نمی‌کردند

     

    و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی

    با تازیانه‌های خیانت نمی‌زدند

     

    تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره

    صدایم می‌زند که من در بندم و سرور غیرتمندان از دستم رفت

     

    اَبَچّیکُم عَلی مْصابه اَبَچّیکُم

    شما را بر این مصیبت می‌گریانم

     

    هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

    خوش آمدید ای زائران من،‌ خوش آمدید

    الشاعر : سیّد عبدالخالق المِحَنّه /

    594 بازدید نظر: »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    دسته بندی

    >