دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

.

آخرین نظرات

  • iran tours در آموزش دانلود
  • تحصیل در کانادا در دانلود سریال شوق پرواز با کیفیت عالی و لینک مستقیم
  • فیلم در فیلم سینمایی فیلادلفی
  • داودی در جانم فدای صاحب ذواالفقار- سید امیر حسینی
  • نماشویی با طناب در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • پیچ و رولپلاک نما در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • حمید در آیت الله شجاعی - سیر و سلوک - 206 جلسه
  • قیمت میلگرد در اصفهان در سخنرانی رئیس جمهور در مراسم افتتاح مجلس دهم
  • دانلود آهنگ جدید در نرم افزار زندگینامه امام موسی کاظم (ع)-اندروید
  • ya zahra 135 در دانلود سریال زیر تیغ با لینک مستقیم
  • ya zahra 135 در دانلود سریال عملیات 125 با لینک مستقیم - هر سه فصل
  • ya zahra 135 در دانلود سریال مختارنامه با کیفیت HD
  • ya zahra 135 در امنیت اجتماعی از نگاه اسلام / آیت الله فلسفی
  • ya zahra 135 در 540 داستان صوتی کوتاه - استاد هاشمی نژاد
  • ya zahra 135 در استاد صمدی آملی- 630 جلسه درس معرفت نفس
  • ya zahra 135 در بیداری اسلامی و صهیونیسم جهانی/استاد رحیم پور ازغدی
  • namazshab در مصاحبه با دکتر حسن عباسی پخش شده در واحد خبر
  • مهدیه در کارتون زیبای حضرت امام محمد باقر(ع)
  • امروز هم ، کلیپی از روایتگری حجت الاسلام والمسلمین بیات در منطقه طلاییه ، تقدیم می نماییم . قسمت هایی از این کلیپ را می توانید در زیر بخوانید . کلیپ زیبایی است ، توصیه می کنیم حتما ببینید …

    http://dlnew.ir/pic(asr-entezar.ir)/bayat.jpg

    پنجـره زیـبـاســت اگــر بـگـذارند           چشم مخصوص تماشاست اگربگذارند

    من از اظهارنظر های دلم فهمیدم        عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

    اینجا علقمه علمدار خمینی حاج حسین خرازیه. اینجا همون جاست که دست حسین خرازی فرمانده پیروز لشکر ۱۴ از تنش جداشد. اینجا همون جائیه که سر نازنین حاج ابراهیم همت ؛ سردار خیبر از تنش جداشد. اینجا همون جائیه که حاج مهدی باکری وقتی رد میشد شب عملیات ، دید جنازه برادرش حمید باکری افتاده رد شد و رفت هر چی فریاد زدند آقا مهدی جنازه حمید رو برگردون گوش نکرد آخر در مقابل اصرار فرمانده از پشت بی سیم جواب داد آخه اینا که اینجا افتادند  همشون حمید باکری اند کدوم رو برگردونم؟  خواهر شهید باکری میگه ما سه تا برادر داشتیم هر  سه تاشون شهید شدند هیچ کدوم جنازه هاشون به ما نرسید. یکی علی باکری بود ، زمان شاه ، ساواک علی ما رو دستگیر کرد ، تکه تکه کرد و هیچ چی از جنازشو به ما نداد. داداش حمید ما رو هم که آقا مهدی تو خیبر جا گذاشت و رفت. خود آقا مهدی هم تو وصیت نامش نوشته بود :”خدایا از تو میخوام که وقتی کشته میشم جسدم پیدا نشه تا من یه وجب از خاک این دنیا رو اشغال نکنم ” توو عملیات بعدی افتاد تو دجله جنازشو آب برد. هیچ کدوم از سه برادر برنگشتند.

    اینجا طلائیه است. جوونها! نوجوونها! اینجا یه دونه درخت هم نداره. نه دریاست ، نه کیش ، نه تفریحات داره ، نه پارکه. اینجا فقط بیابونه.اما حالا بزار بگم طلائیه چیه تا هر کی پرسید بگی طلائیه چه جور جائیه. طلائیه بوی خدا میده اگه رفتی طلائیه هر کی ازت پرسید کجا رفتی سرتو بالا بگیر و بگو رفته بودم قطعه ای از بهشت. مگه بهشت غیر از اینه؟ بهشت اونجائیه که هیچ کدوم از زرق و برقهای دنیا دیگه اونجا ارزش نداره. تو اگه رئیس جمهور هم باشی با یه گدا فرق نداری… به عملت بستگی داره  “یوم لا ینفع فیه مال ولا بنون الا من اتی الله لقلب سلیم”  اون روزیه که نه شهرتت ، نه مقامت ، نه مدرکت ، نه مسئولیتت ، نه نسب ات ، نه فرزندت ، نه مالت ، هیچگدوم به درد نمی خورند فقط یه دل شفاف میخواد عین آینه. طلائیه بهشته چون شهدا دعوت می کنند. شهدا شما رو بومیکنند تا ببینند دلهامون بوی حضرت زهرا میده؟؟ برین بشینین یه گوشه که دیگه حتی موبایلتون ‌آنتن نده از دنیا دور بشین راحت بشینین یه دل سیر گریه کنین. مگه ما مشکل نداریم وقتی که دیگه از همه جا رونده شدیم بریم طلائیه .

    چرا طلائیه؟

    آخه طلائیه مقر ابوالفضل عباسه. طلائیه خیلی شهید داره که هنوز پیدا نشده خیلی از شهدا رو هنوز جنازه هاسونو به ما نشون ندادند. تو طلائیه عراق اعلام کرد من تو این منطقه ۸۰۰۰۰۰ گلوله سر فرزندان شما ریختم. طلائیه سه راهی شهادته. یعنی اینجا جنازه بچه ها اینقدر روهم روهم ریخت که رزمنده ها مجبور شدند از رو جنازه بچه ها رد شوند. خیمه گاه قمر بنی هاشم تو طلائیه ست. سر حاج ابراهیم همت تو طلائیه از تنش جدا شد. توحسینیه قمر بنی هاشم پای عکس شهید حسنی که میری از در باب التوبه که وارد شی میبینی عکس یه شهیدی ست که بدنشو گلوله برده سرش جداشده کنار پاش افتاده ، بدن نداره کنار عکسش ۶۰۰۰ تا از همین جوونایی که خیلی ها تهمت میزنند میگن اینا ارزشها رودیگه زیر پا میذارند دست نوشته نوشتند. یه دختر جوون نوشته بود : ای سروپا منِ بی سرو پا خودمو کنار عکس تو تازه پیدا کردم. یه دختر خانم تو طلائیه اومده بود با خودش کیک تولدبا خودش آورده بود. بچه های صدا وسیمای خوزستان رفتن باهاش صحبت کردند گفتند خانم کیک براچی آوردی گفت امروز اومدم تولدموتو طلائیه با شهدا جشن بگیرم خیال کردند تولد شناسنامه ایشه گفتند خوب به سلامتی چند ساله میشی گفت امروز یکساله شدم.گفتند یعنی چی؟گفت من یه عمر زیر بار گناه مرده بودم پارسال همین روز مارو آوردند طلائیه شهدا منو زنده کردند اومدم طلائیه جشن یکسالگی بگیرم. اینجا طلائیه ست……

    اینجا طلائیه ست … اینجا خاکش خیلی مقدسه. شهید زنده ست. خدا وقتی تو قرآن میفرماید : ولا تحسبن الذین قتلوفی سبیل الله امواتا شوخی نداره با کسی. میگه شما مردید شهید زنده ست. من وتومردیم منِ بیچاره مردم که نمیتونم بچه خودم ، برادر خودم،همسایه خودمو هدایتش کنم. شهید یه پلاکش هزار هزار دل میبره. طلائیه که میری چه جوری خاکی میشی؟کسی غیر از شهید آدمو میکشونه طلائیه؟ طلائیه که هیچ چی نیست حتی تخت جمشید هم نیست که بگی رفتم آثار باستانی دیدم خاکهای طلائیه هم تا حالا توسط گروه تفحص چهار بار زیرو رو شده هیچ چی نیست همش خاکه. ولی چشمها چی میبینه که که آدمو میکشونه طلائیه؟

    راستش اصلا اینجور نیست که عاشق بشی بری طلائیه .شهدا دلشون برامون تنگ میشه مارو میکشونند. چون طلائیه تا سال ۶۹ دست عراقیها بود. چند ساله راه طلائیه باز شده؟

    اگر مجنون دل شوریده ای داشت   دل لیلی از آن شوریده تر بید

    خوش به حال اونا که شهدا دعوتشون میکنن طلائیه.

    یکی از فرمانده های جنگ میگفت خدارحمت کنه حاج عبدلله ضابط رو میگفت تو دنیا خیلی دلم میخواست سید مرتضی آوینی رو ببینم. هر کاری کردم جور نشد. بالاخره آقا مرتضی سید شهیدان اهل قلم تو فکه رفت رو مین وبه آسمون پر کشید. یه شب با کاروانی اومدم تو مناطق جنگی. شب تو جایی موندیم ومستقر شدیم. شب به خواب رفتم. خواب دیدم آقای آوینی اومد. تو خواب باهاش حرف زدم درددلامو گفتم بعد بهش گفتم آقا سید خیلی دوست داشتم وقتی تو زنده بودی ببینمت ولی توفیق نشد. تو خواب به من گفتش نگران نباش فردا ساعت ۸ صبح بیا سر پل کرخه منتظرتم. صبح بلند شدم مثل منِ بیچاره که هنوز به زنده بودن شهید شک دارم گفتم این چه خوابی بود؟ این که خیلی وقته شهید شده!! گفتم حالا برم ببینم چی میشه. بلند شدم رفتم سر قراری که با من گذاشته بودنیم ساعت دیررسیدو دیدم خبری از آوینی نیست داشتم مطمئن می شدم که خواب وخیالِ. سربازی که اون نزدیکی نگهبانی میداد اومد نزدیک من گفت آقا شما منتظر کسی هستین؟ گفتم آره با یکی از رفقا قرار داشتم. گفت چه شکلی بود براش توصیف کردم گفت عجب!!! رفیقت اومد اینجا تا ساعت ۸ منتظر شد نیومدی بعد که میخواست بره اومد پیش من گفت یه کسی میاد با این مشخصات با این قیافه بهش بگو آقا مرتضی اومد خیلی منتظر شد نیومدی کار داشت رفت وبا انگشتش کنار این پل یه چیزی نوشته برو بخون میگفت بخدا رفتم دیدم کنار پل با انگشتش خود مرتضی آوینی نوشته : فلانی آمدیم نبودید وعده مابهشت (سید مرتضی آوینی).

    یه شهیدی از طلائیه پیدا کردند سیزده سال زیر خاک طلائیه که یکسال زیر خاک جنازه بمونه میپوسه ، سالم دراومد …

    خدا رحمت کند آقای ضابط رو میگفت: طلائیه چه طلائیه…

    واقعا چه طلائیه.کاش میشد همونجا زندگی کنیم برا همیشه.

    یکی از راویای لشکر ۱۷ میگفت من ۷ یا ۸ ساله دارم کاروان میارم یه روز یه کاروانی آوردم بین اونا یه دختری دانشجوی پزشکی کاشان بود تو راه رفتیم شلمچه مسخره کرد ، رفتیم فکه مسخره کرد ، آوردیم طلائیه مسخره کرد ، تو طلائیه من بعد از صحبتها خاک تبرکی دادم دست این دانشجوها گفتم اینجا قدمگاه ابوالفضل العباسه این خاک رو ببرید هروقت دلتون گرفت و دلاتون آلوده شد یه گوشه بشینید و این خاک رو بو کنید یاد طلائیه کنید دلاتون باز بشه تا خاک رو دادم به این دختر خاک رو پرت کرد وگفت این مسخره بازیها چیه؟ تحویل نگرفت رفتیم از اینجا خرمشهر. شب خرمشهر خوابیدیم اول صبح دیدم یه کسی در اطاق رو میکوبه درو وا کردم دیدم همین دختر داره چه جور اشک میریزه و میگه یالا منو ببر طلائیه گفتم تو که میگفتی مسخره بازیه گفت تو رو خدا تو دیگه نگو شب خواب دبدم یه شهیدی از طلائیه اومد تو خوابم گفت تو میدونی اونایی که میان طلائیه ما یکی یکی میریم در خونه هاشون دعوتنامه بهشون میدیم.کی تورو راه داده خونه ما اومدی تو با اجازه کی پاتو گذاشتی تو طلائیه؟ گفتم آخه خانم دیگه مسیر ما طلائیه نیست.گفت یا منو میبری طلائیه یا من دیگه کاشان برنمیگردم همینجا میمونم.

    گفت خدا شاهدِه برداشتم آوردمش طلائیه تا از ماشین پیاده شد پابرهنه شد دوید رو این خاکا خودشو انداخت اینقدر خودشو زد وگریه کرد…

    طلائیه چه طلائیه. طلائیه قطعه ای از بهشت… اونجا دیگه شاه وگدا با هم فرق نمیکنند اونجا دیگه  همه میگن خدا. اونجا میشه با خود حاج ابراهیم همت حرف زد

    دانلود کلیپ با کیفیت خوب

    سخنرانی حجت الاسلام مهدوی بیات در طلائیه(قطعه ای از بهشت) ۱۰:۰۷
    سخنرانی حجت الاسلام مهدوی بیات در طلائیه۲ ۱۰:۰۸
    سخنرانی حجت الاسلام مهدوی بیات در طلائیه(پاکی نوجوان شهید) ۰۹:۲۱

    می‌توانید این نوا را با لینک مستقیم از اینجا دانلود کنید.

    لینک صوتی کمکی

    26660 بازدید ۳۸ نظر »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    فروشگاه سایت

    1. hamed گفت:

      مرسی شوالیه

    2. سلام
      اگر بگم تا حالا ۳۰۰بار این متن را شنیدم گزاف نگفتم بی نظیر است ممنون از اینکه لینک دانلودش را در سایتتان گذاشتیدهرچند با برخی از مطالبی که در سایتتان قرار دادید موافق نیستم و یه نظرم نیاز به بازبینی و تامل بیشتر دارد لیک وظیفه خودم می دانم از تلاش شما خوبان تشکر کنم
      یازهرا

    3. میثم گفت:

      سلام متشکرم خیلی دنبال این کلیپ گشتم ندیدم امروز اتفاقی اومدم اینترنت گیراوردم .

    4. پيام گفت:

      با تشکر…
      بالای سیصد بار تا حالا گوش کردم و هر بار بیشتر از دفعه قبل مجذوب میشم…
      اجرتون با آقا…

    5. نیلوفر گفت:

      خیلی خیلی خیلی قشنگه خداییش .هفته ای ۲-۳ دفعه گوش میدمش خیلی تاثیر گزاره/من با این خودمو بیدا کردم امکان نداره ۱دفعه بزارمو گریم نگیره واقعا چه سعادت زیادی دارن حاج اقا بیا اجرشون باسیدالشهدا

    6. یازهرا گفت:

      ممنون از سایت خوبتون
      کلیپ طلائیه فرمت موبایل که گذاشتید قابل اجرا روی موبایل نیست خواهشا اصلاح کنید.

      • ya zahra 110 گفت:

        سلام
        فرمت ۳ جی پی روی همه موبالها پخش میشه
        احتمالا مشکل از موبایلت باشه وگرنه فایل مشکلی نداره

    7. مهدی گفت:

      بعد از سخنرانی حاج آقا بیات یه نفر دیگه روزه خوند
      کلیپ اونو اگه میشه بذارین رو سایت
      من منتظر ایمیل شما هستم
      فقط تو رو خدا نگین پیدا نشد

    8. ریحانه سادات گفت:

      سلام سایت قشنگی دارید اگه می شه اهنگ های مرحوم ابوالفضل سپهر که در باره ی شهدا می خونه بزارید ممنون التماس دعا

    9. احسان گفت:

      فقط گریه میکنم وقتی این کلیپ رو میبینم
      فقط همین

    10. باسلام وعرض خسته نباشید

      پایگاه خبری شهدای شهرستان کردکوی
      جدیدترین تیتر اخبارروز شهدا رادر وبلاگ خبری شهدا مشاهده کنید ومی توانید اخبار در سایت را منتشر کنید
      ودر اخر اگر امکان دارد لگوی مارا برای حمایت در سایت خود قرار دهید
      باتشکر
      http://WWW.YAD-25SAR.BLOGFA.COM
      پایگاه خبری شهدای شهرستان کردکوی
      یاعلی

    11. سهراب گفت:

      سلام تشکر تشکر تشکر.

    12. arash گفت:

      vay bekhoda hezaran bar gosh kardam che clipie akhe in vaghean dame ravi garm bkhoda damet garm

    13. afshin گفت:

      سلام مرسی خیلی عاشق طلائیه ام شبا که می خوام بخوابم کوش می دم بعد می خوابم اکر همچین جیز هایی دارید بازم بذارید استفاده کنیم مثل علی کندابی قاسم جیگرکی و…

    14. سلیمان گفت:

      عالیه

    15. امید گفت:

      سلام متشکرم.خدا شهادت بده یا حسین یا ابوالفضل

    16. فاطمه گفت:

      بی نظیر است ممنون از زحمات شما

    17. صدیقه گفت:

      سلام
      دیروز از طلائیه برگشتم بار اولم بود که رفته بود ای کاش میشد تا ابد اونجا موند.خدایا به حق مظلومیت و غربت شهدای گمنانمون عاقبت همه جوانها رو ختم به خیر بفرما

    18. hossein گفت:

      بسیار عالی است. دست شما درد نکند.

    19. porya گفت:

      با سلام بی نظیر بود دستتون درد نکنه خیلی دنبال این کلیپ گشتم اما گیر نیاوردم.با تشکر از زحمات بی پایانتان.

    20. محمد صالح گفت:

      سلام . آقا چرا دانلود نمیشه کلیپ؟ ممنون میشم اگه رسیدگی کنید

    21. پوریا گفت:

      شهدا شرمنده ایم تا زنده ام رزمنده ایم

    22. نوین دخت گفت:

      امکان نداره هربارگوش بدموگریه نکنم من خیلی احساسی نیستم ولی این یه چیزدیگس

    23. روح الله افروغ گفت:

      خدایابحق شهداماراباشهدامحشورکن…برادران وخواهران بیائیدبه حرمت خون شهداازالان توبه کنیم وازگناه خودمون پاک کنیم..بخدافردای قیامت بایدجوابگوی شهداباشیم

    24. محسن گفت:

      سلام.
      ممنون واقعا عالی بود.
      ازیه طرف شهدا که واقعا شهدا بودن،از طرفی صدای استاد بیات هم حال آدمو خوب میکنه.
      اللهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود

    25. اهل بیت دوست گفت:

      سلام خیلی خیلی عال هست.

    26. هما گفت:

      خیلی عالی بود من سال ۸۸رفتم راهیان ودنبال این روایت بودم.ممنونم

    27. علی گفت:

      متاسفانه من کل اعتقاداتمو از دست دادم قبلا خیلی ارتباط داشتم با شهدا ولی چیزی ازشون واقعا ندیدم ,یعنی من تقصیر کار نبودم کسایی که میان از کرامات شهدا میگن اونا تقصیر کارن که من نسبت به شهدا سرد بشم چون مثلا میان میگن فلان شهید اومده تو خواب دوستش گفته هر کی برا من عاشورا بخونه گره از کارش باز میکنم بعد یه گناه کاری مثل من پیدا میشه میره سر مزار شهید عاشورا میخونه میبینه هیچ اتفاقی نمیوفته بعد اعتقاداتشو از دست میده به نظر من اینجور چیزارو پخش نکنید بهتره ,یا مثلا اون پیام ها بود تازه مد شده بود مثلا میگفت خواب حضرت زینب رو دیده شفاش داده هر کی این پیامو پخش نکنه خبر بدی میشنوه ,اینا رو اعتقادات ما تاثیر میذاره,مطرح نشه بهتره

    28. Amir گفت:

      تنها حکایتی هستش که هربار منو به گریه میندازه خداوندا چه سعادتی ممنون از دوسناتی که باعث و بانی این بودن که ما این حکایت هارو بشنویم خسته نباشید علی یارتون

    29. ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

    30. ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

    31. به یاداحمد گفت:

      @shahidahmaddardmand

    دسته بندی

    امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
    مشاهده آمار وبسایت