دکتر عباسی
استاد رائفی پور
حمایت مالی زهرا مدیا

جستجو

آخرین نظرات

  • رضا در بیش از 2000 داستان مذهبی کوتاه - صوتی
  • پرواز تهران به مشهد در آموزش دانلود
  • طرح توجیهی در سیره و شخصیت والای حضرت خدیجه (س)
  • تبلیغات در گوگل در آموزش دانلود
  • ya zahra 135 در دانلود 22 قسمت انیمیشن فرمانروایان مقدس
  • محمد در دانلود 22 قسمت انیمیشن فرمانروایان مقدس
  • قالیشویی در تلاوت های محمد صدیق منشاوی
  • ya zahra 135 در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • BANOO در گلچین مداحی ولادت حضرت اباالفضل العباس (ع)
  • ya zahra 135 در گلچین مداحی ولادت حضرت اباالفضل العباس (ع)
  • سپهری در دانلود سریال خط قرمز با لینک مستقیم
  • کوتاه کننده لینک در شعر خوانی های مصطفی صابر خراسانی
  • کفسابی در آموزش دانلود
  • من چارتربلیط ارزان هواپیما در تلاوت های کریم منصوری
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در سخنرانی های دکتر ولی الله نقی پور فر با موضوع روح و جن
  • مسعود در روایت دکتر عباسی از ایرانی کشی یهودیان
  • .

    http://dl.mojtaba-ramezani.ir/user/2017-06-08_052857.png

     

    http://uupload.ir/files/zotk_untitled.png

     

    http://photos01.wisgoon.com/media/pin/photos01/images/o/2016/1/7/13/1452160828389191.jpeg

    دانلود به مدت ۳ دقیقه

    مطالب مشابه

    1741 بازدید ۱ نظر »

    ارسال نظر

    آموزش دانلود از سایت

    http://www.tarfandestan.com/forum/up.php?file=1476729250478799_untitled-1.jpg

    1. hamed گفت:

      هر شب ستاره ریزم و شب را سحر کنم برآفتاب، گریم و بی ماه سر کنم

      من آن گلم که در غم هجران باغبان رفع عطش به باغ، زخون جگر کنم

      زهرای کوچک علی ام کز امام خویش در موج غم چو فاطمه س دفع خطر کنم

      با گریه و نماز شب و خانه داری ام پیوسته نام مادر خود زنده تر کنم

      شب ها به موج غصّه زنم خویش را به خواب تا گریه ی مخفیانه برای پدر کنم

      بابا برو زخانه برون روزها که من بنشینم و نگاه به دیوار و در کنم

      فضّه تو ساعتی پدرم را به حرف گیر تا من به جای خالی مادر نظر کنم

      هر چند کودکم، بگذارید نیمه شب وقت نماز چادر او را به سر کنم

      ماه غریب شهر مدینه بیا بگو بی تو چگونه من شب خود را سحر کنم

      دیدم که ریخت خصم ستمکار بر سرت قدّم نمی رسید که خود را سپر کنم

      همرنگ صورت تو شده رخت ماتمم این جامه ی من است که باید به بر کنم

      مادر بیا دوباره مرا دراُحد ببر تا حمزه را زغربت بابا خبر کنم

      زان دردها که مادر من با کسی نگفت (میثم) بگو که سوز تو را بیش تر کنم

      [پاسخ]

    دسته بندی

    >