گرچه از دست و پا فتادستم
عهد وپیمان خویش نشکستم
گرچه عضوی نمانده دربدنم
عضوی از عاشقانتان هستم
یک نفس مانده در تنم آقا
تا نفس هست با شما هستم
به مناسبت ربع قرن رهبری مدبرانه…
کاری از گروه چند رسانه ای شفق
این برنامه به فاجعه منا و گفتگو با با بازماندگان این حادثه از شهرستان گنبد کاووس می پردازد.

مستند «خبرنگار جنگی» به شرح رشادت های رزمندگان و خبرنگاران در جنگ سوریه به ویژه سید محمد حسن حسینی خبرنگار صدا و سیما می پردازد که در حین پوشش خبری عملیات ارتش سوریه در ارتفاعات لاذقیه در شمال غرب این کشور مجروح شد..

مستند «تنگی نفس» به فاجعه منا و گفتگو با خانواده های شهدای این حادثه در شهر قائمشهر می پردازد.

مستند زیبای “خیری” داستان همسر ریسعلی دلواری سردار مبارز در برابر استعمار انگلیس است.
در این مستند اسناد واقعی و ناگفتههایی از جنگهای شهید رئیسعلی دلواری سردار بزرگ مبارزه با استعمار در مصاف با متجاوزان انگلیسی ارائه میشود.
خیری، همسر رئیسعلی دلواری در زمان تهیه فیلم مستند در سال 52 حدود 90 سال سن داشت.
نشستها و مصاحبههای متعددی در ارتباط با جنگهای رئیسعلی دلواری از صدا و سیما پخش شده اما تاكنون مصاحبهای از زبان افراد حاضر در دوران جنگ و نزدیكان رئیسعلی دلواری پخش نشده بود و این مستند نقش مهمی در ناگفتههای جنگهای رئیسعلی دلواری دارد.

مستند «جمعه سیاه سفید» به روایتی از سرگذشت و خدمات مرحوم شیخ احمد کافی در دوران رژیم پهلوی می پردازد.
مرحوم کافی از خطیبان مشهور تهران در دوران رژیم پهلوی بود که نقش بسزایی در گرایش عموم مردم تهران به مسائل دینی داشت.
از خدمات ماندگار مرحوم کافی علاوه بر جذب بسیاری از جوانان به مسائل دینی، تأسیس بیش از 20 مهدیه در شهرهای مختلف کشور بود.
تصاویری از شهید مدافع حرم ، شهید جاویدالاثر حاج محمود شفیعی که در سوریه جاودانه شد .
«سید علیرضا ستاری» مهندس عمرانی که در روز عاشورای سال 1388 توسط فتنهگران، به قصد کشت، مورد شکنجه شدید قرار گرفت و مضروب شد و به مقام «جانبازی 70 درصد» نائل گردید پس از چهار سال دست و پنجه نرم کردن با آثار جراحت خویش، در سن 31 سالگی به جمع یاران شهیدش پیوست. ستاری دارای دو فرزند، یک دختر و یک پسر خردسال است.
وی به عنوان امدادگر هلال احمر، وارد صحنه درگیریها شده بود تا به مجروحان حوادث ، بهصورت میدانی کمک کند. شهید ستاری در همین در زمینه فعالیتهای مرتبط از جمله ورزشهای اسکی و شنا و امور امداد و نجات به ویژه چتربازی و غواصی ، مهارت خاص داشت.
ستاری در میان دوستان خود، به شدت علاقه به مطالعه مشهور بود و به آثار مذهبی شهید مطهری و دکتر شریعتی علاقه خاصی داشت.
* شرح ماجرای روز عاشورا
ستاری در خصوص نحوه مجروحیت خود در فتنه 88، گفت: روز عاشورای 88 بنده به عنوان نیروی افتخاری هلال احمر در خیابان «خوش» حضور داشتم ؛ ساعت 11 به ما خبر دادند که حدود پنج نفر از نیروهای ویژه سپاه در بین جمعیت آشوبگر مانده بودند ؛ یکی از آنها روی زمین افتاده و اغتشاشگران او را به آتش کشیدهاند.
* به خاطر محاسنم گفتند این آقا اطلاعاتی است!
وی در گفتوگو با فارس افزود: برای انجام مأموریت امداد و نجات دیگر مجالی برای ایستادن و فکر کردن نبود که آیا برای کمک به آنها بروم یا خیر ؛ خود را به محل حادثه رساندم ؛ به خاطر نحوه پوشش بنده به مناسبت روز عاشورا و محاسنی که روی صورتم داشتم ، یکی از زنان آشوبگر گفت: «این آقا اطلاعاتی است!» همان جا با میله آهنی روی سرم زدند و جمجمهام از سه جا شکست.
* شناسایی منافقان در فتنه
این جانباز فتنه عاشورای 88 یادآور شد: بعداً که برای شناسایی به زندان اوین رفتم ، مطلع شدم کسانی که مردم را شکنجه می کردند از گروهک منافقین بودند که یکی از آنها سالها در تایلند زندگی میکرد ، سپس از پادگان اشرف به تهران آمده بود.
فیلم مستند خیابان شهادت / شهید حسین غلام کبیری – اولین شهید فتنه ۸۸ / لینک مستقیم دانلود
فیلم «خیابان شهادت» روایتگر سرگذشت زندگی و نحوه شهادت شهید حسین غلام کبیری جوان ۱۸ سالهایست که دراوایل فتنه ۸۸ در سعادت آباد تهران به شهادت رسید. این مستند روایتگر مظلومیت بسیجیان شهید سال ۸۸ است که حسین غلام کبیری نیز یکی از آنهاست. این فیلم در سومین جشنواره مردمی فیلم عمار با حضور خانواده شهید غلام کبیری و استقبال پرتعداد مخاطبین اکران شد.
سه روز بعد از انتخاباتی که به خاطر مشارکت ۸۳ درصدی مردم می توانست جایی را به عنوان جشن ملی در تقویمهایمان باز کند در گوشهای از شهر تهران عدهای به تبعیت از سران “جرزن” خود بنای آشوب گذاشتند و از وقاحت چیزی کم نگذاشتند. “حسین” جزء نیروهای آماده باش بسیج شهرری بود. با اکیپ موتورسواران از همسایگی حرم شاهعبدالعظیم به طرف همان گوشهی معروف شهر که با ایهام به “سعادت آباد” معروف است حرکت کردند. حسین به محل مأموریت رسیده بود. او هم مثل بقیه دوستانش شوکه شده بود. شوکه از این همه بیحیایی. چیزی از حضورش نمیگذشت که یک خودروی پراید مشکی رنگ بی پلاک او را زیر گرفت و کارش را به بیمارستان کشاند.
حسین با پهلوی شکسته رفت و شد اولین شهید فتنه ۸۸ با ۱۸ سال سن. نه در جریان انقلاب قرار داشت نه حال و هوای جبههها را حس کرده بود و نه امام را دیده بود. حسین یک بسیجی بود و میدانست نباید این انقلاب به دست نااهلان بیافتد. چیزی را که مدعیان همصحبتی با امام نفهمیدند و حسین و امثال حسین خوب فهمیدند. حالا ۵ سال از آن ماجرا میگذرد. ۵ سالی که گردن همان مدعیان کلفتتر شده و رویشان بیشتر و به قولی دو قورت و نیمشان باقی!
مدت زمان : ۱۶ دقیقه + (۵ دقیقه گزارش باشگاه خبرنگاران)
کیفیت : WebRip (خیلی خوب)
حجم کل : ۱۲۶ مگابایت
کاری از : گروه مستندسازی دیده بان
حسین ۱۸ ساله بود، یعنی متولد ۱۳۷۰. نه در جریان انقلاب قرار داشت نه حال و هوای جبههها را حس کرده بود و نه امام را دیده بود. حسین یک “بسیجی” بود. یک بسیجی از تبار “اویس قرنی”. اویسی که ندیده دل در گرو عشق پیغمبر بست و تا پای جان از حریم ولایت علی علیه السلام دفاع کرد و به شهادت رسید.
آرزویش شده بود یک بار دیدن روی علی زمان و این آخریها “شهادت” کعبه آمالش. مثل اینکه دنبال سنگ قبر خودش هم میگشت و میگفت خیالم از رفتن راحت است. قبل از رفتن به مأموریت مادرش به او گفته بود شهر شلوغ است و اینان از پشت خنجر میزنند. به مادر نگاهی انداخت و رفت. نگاهی که هنوز دل مادر را میلرزاند. میتوانست مثل خیلیها صبر کند و معطل گذر زمان باشد شاید فرجی حاصل شود؛ نمیتوانست منتظر نامه آقایان باشد تا آرامش به کشور بازگردد! غیرت داشت و نمیتوانست نظارهگر بی حرمتی به ولیاش جلوی چشمانش باشد، اما این حرف امام را که چند وقت قبل از سیما پخش شده بود را به خوبی دریافته بود که: “اگر اشخاصی بدون مجوز وزارت کشور اقدام به تجمع کنند، بر همه واجب است با آنها برخورد کنند.”
حسین به محل مأموریت رسیده بود. او هم مثل بقیه دوستانش شوکه شده بود. شوکه از این همه بیحیایی. چیزی از حضورش نمیگذشت که یک خودروی پراید مشکی رنگ بی پلاک او را زیر گرفت و کارش را به بیمارستان کشاند.
از اینجا به بعد را پدر بزرگوارش نقل میکند: “بیمارستان رفتیم وقتی به او رسیدیم، یک ساعت بعدش تمام کرد… پهلویش شکسته بود… بلند شد نشست دست من را گرفت فشار داد، اکسیژن دهانش بود، سرم دستش بود، اشک میریخت مثل ابر بهار، نمیدانستم پهلویش شکسته، دیدم فقط پاهایش بسته است، گفتم عیبی ندارد، یکی دو دقیقه کنارش ایستادم گریه کردم، آمدم بیرون بعد از یک ساعت گفتند که تمام کرد. حرفی به آن صورت برای من نزد، چون اکسیژن در دهانش بود حرفی نزد که بگوید چه اتفاقی افتاده است، کجا رفته، برای چه رفته؟ بسیجی بود دیگر، به او ماموریت داده بودند برود سعادتآباد، از اینجا رفت سعادتآباد، آنجا شهید شد.”
حسین با پهلوی شکسته رفت و شد اولین شهید فتنه ۸۸ با ۱۸ سال سن. نه در جریان انقلاب قرار داشت نه حال و هوای جبههها را حس کرده بود و نه امام را دیده بود. حسین یک بسیجی بود و میدانست نباید این انقلاب به دست نااهلان بیافتد. چیزی را که مدعیان همصحبتی با امام نفهمیدند و حسین و امثال حسین خوب فهمیدند.
حالا ۵ سال از آن ماجرا میگذرد. ۵ سالی که گردن همان مدعیان کلفتتر شده و رویشان بیشتر و به قولی دو قورت و نیمشان باقی.
۵ سال گذشت از آب شدن پدر و مادری در غم فراق فرزندی رشید و دردانه. پدر و مادری که یک بار دیگر طعم شفا از دستان ائمهی هدی را چشیده بودند: “دیگر دیر شده است. وقتی که بچه زردی میگیرد؛ آن هم به این شدت، زود باید جراحی شود…” دلم شکست. ملحفه پیچیدم و بردمش خانه. گفتم: “یا صاحب الزمان(عج)! این پسر همنام جد بزرگوار شماست، او را بیمهی موسی بن جعفر(ع) کردهام…” خیلی گریه میکرد. آرام زدم به پهلویش. برای معاینه که بردیم، گفتند: “همان ضربهی کوچک، کار خودش را کرد، دیگر به عمل نیازی نیست” رئیس بیمارستان میگفت: “عکسش را بدهید، میخواهم این معجزه را به همه نشان بدهم” و این بار بازهم شفای شهادت را از دستان مولایشان حسین علیهالسلام گرفتند و به قول حضرت آقا که فرمود: “خوشحال باشید که حسین در دانشگاه اصلیش قبول شد.”
۵ سال گذشت و هنوز که هنوز است خیلیها نام حسین غلام کبیری را هم نشنیدند چه برسد به اینکه عکس او را دیده باشند و سراغی از او گرفته باشند. ۵ سال گذشت و آنها برای شهدای قلابیشان گریبان چاک زدند و اشکها ریختند و غرامتها طلبیدند ولی اینطرف…
بنده خدایی میگفت بسیجیان خامنهای از بسیجیان خمینی مظلومترند و گمنامتر. شاید آن موقع حرفش را خوب نگرفته بودم. اما الآن که هنوز آمار دقیقی از شهدای فتنه نداریم این حرف را خوب متوجه میشوم. حسین غلامکبیریها، امیرحسام ذوالعلیها، علیرضا ستاریها و… یادتان بخیر…
قطعه ۵۵/ ردیف ۲۴/ شماره ۲ مدفن همان کسی است که خونش باعث رسوایی سران گردن کلفت فتنه شده. گذرمان به بهشت زهرا سلامالله علیها که خورد برای تسلای دل خودمان سری به او بزنیم.
اولین یادواره شهداء مدافع حرم در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها سخنرانی مهم سردار قا آنی جانشین سردار قاسم سلیمانی
بازخوانی زندگی و نحوه شهادت رهبر شیعیان مصر حسن شحاته
توجه **** توجه
این مستند دارای تصاویر خشنوت آمیز و ضد بشری است
این مستند به زبان فارسی تولید شده است.
تولیدی مجموعه فطرس مدیا (مرکز گسترش سینمای شیعه)
منبع : www.fotrosmedia.com
فیسبوک: https://www.facebook.com/FotrosMedia.Tv
شاید «مهندس حسام» در ایران چهره ای معروف نباشد ولی نام ایشان به واسطه کارهایشان در افغانستان و سوریه و بالاخص لبنان شناخته و محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. در این مستند حضور وی در این کشورها به تصویر کشیده شده است.
این مستند روابط کاری، رابطه وی با تیمش در لبنان و نگاه مردم به حضور وی در این کشورها را بررسی می کند.

مستند «اسوه» توسط محدثه باقری دختر نوجوان شهید عبدالله باقری ساخته شده است. موضوع اصلی این برنامه مصاحبه با دختر شهید محمدرضا جبلی است.
قصه ی شنیدنی شهدای بدون مرز یا همان شهدای جهان وطن ؛ راهتان هنوز جاریست ….

مستند «خون و زیتون» به موضوع عملیات آزادسازی یکی از روستاهای سوریه از اشغال تکفیری ها اختصاص دارد.
چند سالی است که گروه های تکفیری که در رأس همه آنها تروریست های داعش قرار دارند، سوریه را جولانگاه خود کرده و دست به هر جنایتی علیه مردم مظلوم سوری می زنند.
در این بین نیروهای مردمی به کمک ارتش سوریه آمده و با حمایت های مستشاری و معنوی ایران توانسته اند بسیاری از مناطق تحت اشغال تروریست ها را آزاد کنند.
مستند «خون و زیتون» روایت گر اشغال روستای نحلایا توسط تروریست ها و سپس آزادسازی آن است.
مصطفی آقامحمدلو، کارگردان این مستنددر مصاحبه ای عنوان کرده است سعی داشته بر هم زیستی و اتحاد ملتهایمردم سوریه، لبنان، فلسطین، عراق و ایران تاکید کند به همین دلیل در ساخت «خون و زیتون» به موضوع انتشار نور انقلاب اسلامی در منطقه و در بین مردم مسلمان توجه داشته است.
بیشتر دقایق این مستند در استان ادلب سوریه و به ویژه شهر اریحای ادلب و روستای نحلایا به تصویر کشیده شده، در زمان فیلم برداری، ادلب سقوط کرده بود ولی در ادامه شاهد عملیات آزادسازی روستا خواهیم بود.
دانلود آهنگ جدید گروه نبض بنام شیخ شهید با بالاترین کیفیت
Download New Music Nabz Band – Sheikh Shahid
مستند «عزیز بلد» به موضوع زندگی شهید تقوی فر از شهدای مبارزه با تکفیری ها در عراق می پردازد.
شهید حاج حمید تقویفر نامی آشنا برای مردم عراق است، او موسس یکی از گردان های حشد الشعبی در این کشور است.
حشد الشعبی به معنای نیروهای مردمی است و گردانی هم که شهید تقوی به راه انداخت، کتائب سرایا الخراسانی نامیده شد.
شهید سید حمید تقوی فر در دوران دفاع مقدس از جمله فرماندهان قرارگاه رمضان بود که وقتی جنایات تکفیری ها را در منطقه مشاهده کرد، تصمیم گرفت بار دیگر به جبهه نبرد حق علیه باطل بپیوندد و جهادی دیگر را آغاز کند.
دی ماه سال گذشته بود که این فرمانده بزرگ طی عملیات آزادسازی بلد و در مبارزه با تکفیری ها به شهادت رسید، یکی از نکات جالب توجه در مورد شهید تقوی فر این است که محل شهادت این سردار ایرانی توسط اهالی قریه عزیز بلد خریداری و به یک زیارتگاه تبدیل شده هرچند محل دفن پیکر مطهرش در اهواز و در جوار مزار پدر و برادر شهیدش است.
مستند «عزیز بلد» درباره بخش های مختلفی از زندگی شهید تقوی است؛ در این مستند با همسر، فرزندان و همرزمان او مصاحبه شده است.
میثم پوررشیدی و محمد صادقی سازندگان این مستند هستند.
مستند «بدون مرز، عشق» به موضوع فعالیت های گردان های سید الشهداء(ع) برای مبارزه با داعش و سایر گروه های تکفیری می پردازد.
پس از حمله داعش به عراق و تصرف بخش هایی از این کشور و زمانی که نیروهای دولتی نتوانستند این مشکل بزرگ را برطرف کنند، بسیج مردمی و فتوای مرجعیت شیعه سبب شد همانگونه که در جریان هشت سال جنگ تحمیلی، ملت ایران بزرگ ترین نیروی جهادی علیه رژیم بعث را به وجود آورند، این بار مردم مظلوم عراق نیز در مواجهه با این خطر تروریستی بیاستند و اجازه ندهند بیش از این آبروی بین المللی آنها بازی شود.
در این بین برخی گروه های نظامی هم توانستند پا به عرصه بگذارند و هرچند بسیاری از آنها پیش از این ها و حتی در زمان حمله آمریکا به عراق تشکیل شده بودند اما در جریان این نبرد تاریخی، ظهور و بروز ظاهری بیشتری یافتند و مردم عراق و دیگر کشورها آشنایی افزون تری نسبت به آنها پیدا کردند.
از جمله گروه های نظامی که نقش مهمی در آزادی آمرلی و همچنین دیگر عملیات های پیروزمندانه علیه داعش و تکفیری ها داشته گردان سیدالشهداء(ع) است.
رشادت های گردان های سیدالشهداء(ع) یا همان کتائب السید الشهداء در عراق و سوریه در مستندی با عنوان «بدون مرز، عشق» به تصویر کشیده شده و ایدئولوژی و طرز فکر آنها بیان می شود.
در این مستند همچنین با برخی از فرماندهان کتائب مصاحبه شده و گزارشی در مورد عملیات آن ها در منطقه ضابطیه و آمرلی پخش می شود همچنین تصاویری آرشیوی از شهدای کتائب نیز پخش خواهد شد.
سید هاشم موسوی تهیه کننده و وحید فراهانی کارگردان این مستند هستند.
دومین قسمت مستند «از خون جون» به موضوع عزاداری و آیین های سوگواری محرم و صفر در نیجریه اختصاص دارد.
تهاجم گسترده به شیعیان نیجریه و به خاک و خون کشیدن صدها نفر از آنها با حمایت برخی سران کشورهای به اصطلاح اسلامی و همچنین سکوت رسانه های بین المللی، اتفاقات تلخی هستند که طی روزهای اخیر اخبار آن را شنیده و تصاویرش را دیده ایم.
شیعیانی که اتفاقا جزو بهترین شهروندان نیجریه بوده و حتی در حرکت های اجتماعی عام المنفعه نیز پیشگام بوده اند به طوری که خون های اهدایی آنها جزو پاک ترین خون ها در آفریقا محسوب می شود، به عبارتی آنان که خون پاکشان امروز بر زمین ریخته شده، روزی در کیسه های خون، به دیگر مردمان اهدا شده است.
شیخ زکزاکی رهبر شیعیان نیجریه هم این روزها وضعیت مناسبی ندارد و توسط نظامیان به اسارت درآمده به طوری که هیچ کس از حال جسمانی او نیز خبر موثقی ندارد.
شیعیان این کشور هیچگاه علیه دیگر قومیت ها و پیروان سایر مذاهب دست به اقدامی نزده اند ولی امروز، اینگونه آماج حملات بی رحمانه و ددمنشانه قرار گرفته اند، حملاتی که هدفی جز تخریب مکتب اهل بیت(ع) و انتقام گرفتن از اسلام ناب ندارند.
مستند «از خون جون» روایت گر زندگی این مردمان است؛ کسانی که به واسطه آموزه های وحیانی مکتب اهل بیت(ع) به تشیع گرویده اند و حال، تاوان این حقیقت خواهی و حق طلبی را می دهند.
از خون جون، به عزاداری های شیعیان نیجریه در ماه های محرم و صفر و در رثای امام حسین(ع) می پردازد، همچنین اشاره ای دارد به حوادث تلخی که در روز قدس دو سال پیش در این کشور صورت گرفت و گروه زیادی از شیعیان از جمله دو فرزند شیخ زکزاکی طی آن به شهادت رسیدند.
همچنین به آیین تعزیه خوانی در این کشور همزمان با ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) نیز پرداخته می شود.
«از خون جون» کاری است از مهدی رضوانی به عنوان تهیه کننده و مجتبی رضوانی به عنوان کارگردان.
به گزارش گروه بینالملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم ، سمیر قنطار، مبارز لبنانی که حدود سه دهه در زندانهای رژیم صهیونیستی اسیر بود ، یکشنبه در جریان بمباران یک منطقه مسکونی در سوریه به شهادت رسید.
زندگی سمیر قنطار همواره در مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و مخالفت با سیاستهای تجاوزکارانه آن رژیم در لبنان و فلسطین گذشت.
«سمیر قنطار» با سه دهه اسارت قدیمیترین اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی به شمار میآمد، ۲۰ جولای ۱۹۶۲در روستای دروزی نشین «عیبه» از توابع استان «جبل» لبنان به دنیا آمد.
«سمیر قنطار» آزاده معروف لبنانی که بعد از سپری کردن حدود سه دهه اسارت در جریان تبادل اسرای لبنانی با رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۸ آزاد شده بود، در حمله جنگندههای صهیونیستی به شهر "جرمانا" در حومه جنوبی دمشق به شهادت رسید.
بهگزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم از دمشق، جنگندههای رژیم صهیونیستی نیمههای شب گذشته یک ساختمان در شهر "جرمانا" در حومه جنوبی دمشق را بمباران کردند که در پی آن سمیر قنطار آزاده لبنانی و شماری از شهروندان سوری به شهادت رسیدند.
در این بمباران ساختمان مذکور بهطور کامل تخریب و خسارتهای مالی زیادی به ساختمانهای مجاور آن وارد شد.
شاهدان عینی به خبرنگار تسنیم در دمشق گفتند که صداهای شلیک موشک را در اطراف شهر جرمانا بهویژه در محله "الحمصی" شنیدهاند.
اهالی این منطقه گمان میکردند که منبع این خمپارههای موشکی از سوی گروههای تروریستی مستقر در غوطه شرقی دمشق است.
رژیم صهیونیستی بارها از طریق بمباران قنیطره نزدیک جولان اشغالی تلاش کرد که سمیر قنطار را بهبهانه دست داشتن وی در حمله سال 1979 که منجر به کشته شدن 4 صهیونیست شد، ترور کند.
"بسام قنطار" برادر سمیر قنطار در صفحه خود روی توئیتر خبر شهادت برادرش را تأیید کرد و گفت: با افتخار خبر شهادت سمیر قنطار برادرم و فرمانده مجاهد را اعلام میکنم. ما به پیوستن به خانوادههای شهدا بعد از 30 سال صبر افتخار میکنیم.
سمیر قنطار کیست؟
وی در سال ۱۹۷۸ میلادی در یک عملیات ضد صهیونیستی در شهر صهیونیست نشین «نهاریا» به اسارت در آمد، پس از حدود 30 سال، در سال ۲۰۰۸ آزاد شد و در لبنان «سردار اسرا» لقب گرفت.
سمیر قنطار در تاریخ ۲۲ آوریل ۱۹۷۹، در حالی که تنها ۱۶ سال داشت به همراه سه نفر از اعضای گروه فلسطینی «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به نامهای «عبدالمجید أصلان،» «مهنا المؤید» و «احمد الأبرص» به شمال اراضی اشغالی نفوذ کردند و به محل اقامت یک صهیونیست به نام «هاران» در شهر «نهاریا» یورش بردند و در اقدامی متهورانه او را ربودند.
در همین زمان با نیروهای پلیس مواجه و با آنان درگیر شدند که در این درگیری یکی از نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی کشته شد. در این درگیری دو نفر از همراهان قنطار یعنی «اصلان» و «مؤید» کشته ولی خود وی و «احمد أبرص» از سوی نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شدند. رژیم صهیونیستی مدعی است که در این درگیری قنطار پیش از دستگیری، گروگانهای خود را به قتل رسانده است.
سمیر قنطار برای اولین بار در تاریخ ۳۱ ژانویه، زمانی که قصد داشت از مرز اردن و فلسطین اشغالی درمنطقه «مزج پیسان» به همراه دو عضو دیگر جبهه آزادی بخش فلسطین عبور کند و یک کاروان صهیونیستی در مسیر میان منطقه بیسان و طبریا را در مقابل آزادی زندانیان دربند لبنانی در زندانهای رژیم صهیونیستی به گروگان بگیرد، دستگیر شده بود.
قنطار ۱۱ ماه در زندان اردن به سر برد. وی در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۷۸به شرط اینکه دیگر وارد اردن نشود، از زندان آزاد شد.
سمیر قنطار در تاریخ ۲۸ ژانویه ۱۹۸۵ ازسوی دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی به پنج بار حبس ابد و نیز ۴۷ سال حبس محکوم شد. وی متهم است در قتل پنچ صهیونیست و زخمی شدن یک صهیونیست دیگر دست دارد.
رژیم صهیونیستی پیش از این با آزادی قنطار مخالفت کرده و آزادی وی را منوط به ارائه اطلاعاتی درباره خلبان مفقود شده صهیونیست «ران آراد» کرده بود. «ران آراد» خلبان اسرائیلی در سال ۱۹۸۶حین پرواز بر فراز لبنان مفقود شد.
قنطار در طول دوران حبس توانست به عنوان دانشجوی آزاد (آموزش از راه دور) در دانشگاه تل آویو مشغول به تحصیل شود و در سپتامبر ۱۹۹۸در رشته ادبیات و علوم اجتماعی این دانشگاه موفق به اخذ مدرک لیسانس شود.
در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۴ رژیم صهیونیستی در عملیات تبادلی که با حزبالله و با میانجیگری آلمان انجام داد، اسرای لبنانی را آزاد کرد، اما برخلاف مذاکرات انجام شده از آزادی «سمیر قنطار» سر باز زد ولی پس از آن «نسیم نسر» یکی دیگر از مهمترین اسرای لبنانی در بند رژیم صهیونیستی در اولین مرحله از عملیات تبادل اسرا، دوازدهم خرداد از زندان آزاد شد.
سید حسن نصرالله در همان سال ضمن احمق خطاب کردن سران صهیونیست به سبب ممانعت از آزادی سه اسیر (نسیم نسر، سمیر قنطار و یحیی اسکاف)، قول داد که مقاومت اسلامی در یک عملیات اسیرگیری دیگر این سه تن را از چنگ رژیم صهیونیستی آزاد نماید. عملیات اسیر گیری سال ۲۰۰۶ موسوم به «وعده صادق» و جنگ ۳۳ روزه لبنان ثابت کرد که حزب الله لبنان و رهبر آن بر سر عهد خویش با مردم لبنان هستند و اسرای خود را فراموش نخواهند کرد.
این سه اسیر قرار بود در تبادل اسرا در سال ۲۰۰۴ میلادی آزاد شوند، اما با خیانت رژیم صهیونیستی در مسیر تبادل در آخرین لحظات از تبادل آنان خودداری شد.
در پی مبادله اسرای درسال ۲۰۰۸ علاوه بر «سمیر قنطار»، چهار نفر دیگر از اسرای لبنانی به نامهای خضر زیدان، ماهر کورانی، محمد سرور و حسین سلیمان که در جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ به اسارت در آمدند، آزاد شدند.
روایتی کوتاه از شهید حاج حسن شاطری در سوریه و اوضاع و احوال اطراف حرم حضرت زینب (س) در اوایل بحران



