

ریحانه به همراه فرزندش به منطقه اجدادی خود بازگشته است .او خاطراتش را از دوران کودکی وظلم هایی که از سوی حکومت وقت بر ایل رفته برای فرزند خود روایت می کند. در این روایت مشخص می شود خدایار خان که از بزرگان ایل است قصد دارد تا به وسیله برادرزاده اش حیدر،یکی از روحانیون مبارز را از راه منطقه بازفت به جنوب برده تا از دست عوامل حکومت دورش سازد.از سویی گرگیج یکی از عوامل حکومت به دنبال دستگیری آنهاست



خلاصه داستان: فیلم «دادستان» داستانی واقعی از «ولی حاجی قلی زاده» دادستان شهرستان خوی است. او درگیر پرونده ای می شود که جنبه فرا استانی پیدا کرده و رأی نهایی آن با اشد مجازات صادر شده است. اما وکیل پرونده سعی می کند با تطمیع، رشوه و حتی تهدید، دادستان را از اجرای حکم باز دارد و حکم اعدام را به تأخیر بیندازد. دادستان که خود را به اجرای عدالت متعهد می داند، نه تنها حکم را لغو نمی کند بلکه با پیگیری های عدالتخواهانه خود، متوجه تلاش های غیر قانونی وکیل و پرونده فساد مرتبط دیگری می شود.





نادر و دخترعمويش آذر كه به هم علاقه مند هستند، براساس نقشه اي كه كشيده اند، تاج و شمشيري را كه متعلق به جد خانوادگي شان بوده از موزه مي دزدند، اما پدر آذر مي گويد براي تكميل اين مجموعه نياز به حمايل نيز هست. از طرفي محسن كه راننده تاكسي است به طور اتفاقي دختري به نام نرگس را سوار مي كند و پي مي برد او بچه محل قديمي شان است. محسن كه از پيش به نرگس علاقه مند بوده سر صحبت را باز مي كند و به سراغ سهراب و مادرش مي رود. محسن كه سال ها در جنگ شركت داشته، به سهراب مي گويد چون در كار صادرات و واردات ورشكسته شده، احتياج به پول زيادي دارد. سهراب پيشنهاد مي كند با نادر و آذر همكاري كنند. در اولين مأموريت محسن، او بايد همراه سهراب و عزت و يك نفر ديگر به موزه دستبرد بزنند تا حمايل را بدزدند. در ميانه راه عزت و محسن درگير مي شوند و عزت مي گويد او مأمور مخفي پليس است. براثر درگيري؛ عزت كشته مي شود و سهراب نيز با حمايل فرار مي كند، اما نهايتاً در خانه اش دستگير مي شود. نرگس كه ديگر احساسش را به محسن از دست داده، نزد آذر مي رود و مي گويد مي خواهد پول دربياورد و اصلاً هم نمي ترسد كه به زندان بيفتد. از طرفي محسن كه از زندان آزاد شده رد نرگس را مي گيرد و او را از مخمصه اي نجات مي دهد و بين آنها دوباره مهر و علاقه به وجود مي آيد. محسن مي خواهد او و مادربزرگش را به جايي امن ببرد، اما توسط آدم هاي نادر زخمي مي شود و پس از مدتي كه حالش خوب مي شود، دورادور مواظب سهراب است تا اينكه مي فهمد سهراب مخفي گاه حمايل او را لو داده و حالا آدم هاي نادر قصد كشتنش را دارند. او به سهراب كمك مي كند تا خود را نجات دهد و همراه او به مخفي گاه نادر، يعني خانه پدر آذر، مي روند كه نرگس نيز آنجا زنداني شده است. افراد پليس نيز خانه را محاصره مي كند و تبهكاران در درگيري كشته مي شوند. پليس حمايل را دوباره به دست مي آورد.

«دختر گمشده» مجموعهای مهیج و پلیسی است که داستان گم شدن یک دختر نوجوان را روایت میکند. هیچ سرنخی از سرنوشت دختر و اینکه چه بلایی بر سر او آمده نیست و در این راستا، پلیس وارد قصه میشود تا با همکاری یک مددکار اجتماعی، نشانی از او بیابد…


«ناصر خرسندی» از ورزیده ترین و با تجربه ترین خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران است و در جریان همه ی مأموریت هایش، در جریان جنگ تحمیلی با موفقیت توام بوده است و هرچند که دل مشغول سلامت کودک خردسال فلج اش «حمید » است، معهذا با همه ی وجود در اختیار است. سرانجام موقعیتی فراهم میشود که «خرسندی » بتواند پسرش « حمید» را همراه همسرش «اکرم» به پاریس بفرستد تا در آنجا معالجه شود. «اکرم» و «حمید» در پاریس در منزل «مجید» برادر «اکرم» ساکن میشوند، امّا یک گروه تروریستی از طریق خبرچین های خود از این امر مطلع می شوند و با تعقیب شبانه روزی، در فرصتی، آنها را به همراه صاحبخانه، که زن مُسنی است به گروگان میگیرند. تروریست ها، از« حمید» و « اکرم»، نواری ضبط کرده و آن را برای «ناصر»، که حالا با روحیه ای دو چندان، به پرواز و بمباران مواضع دشمن مشغول است، ارسال می کنند. تروریست ها از ناصر می خواهند که برای نجات جان همسر و فرزندش، در جریان یک مأموریت، هواپیمایش را در پایگاهی در خاک عراق فرود آورد و «ناصر» را بر سر دو راهی سهمگینی قرار می دهد. در این حال همسر صاحب خانه، که از غیبت همسرش نگران شده، موضوع را با پلیس در میان میگذارد. پلیس در نخستین مرحله از تحقیقات خود متوجه مسئله گروگان گیری میشود.«ناصر» در برزخ نجات همسر و فرزندش و خیانت، سرانجام به پرواز موعود میزند و در حالی که در پایگاه دشمن باور عمومی اینست که ناصر، بر باند فرود خواهد آمد او، پایگاه را به سختی بمباران می کند. کمی بعد درمییابد که همزمان پلیس، در طی عملیاتی موفق شده تا گروگان ها را نجات دهد. اگرچه « مجید»، برادر همسرش در این حادثه کشته میشود.

خلاصه داستان : در مسابقات پارالمپیک معلولان جهان، نریمان شکری، رزمنده ایرانی با کامل سعدون، افسر عراقی مواجه می شود کینه قدیمی آن دو دوباره سر بر می آورد….
بازیگران : فریبرز عرب نیا ، دانیال حکیمی ، شهاب عسگری ، نازنین نورآذر ، ملیحه نظری ، محمد مهین خاکی ، اکبر نظری ، داوود آغاسی
کارگردان : مهدی ودادی

فیلم آزادراه با بازی مهدی پاکدل داستان طلبهای ست که ارتباط خوبی با همسالان خود به ویژه جوانان دارد و سعی میکند به روش جوانان با آنها ارتباط برقرار کند و مشکلاتشان را حل کند. در این میان درگیر یک ماجرای قتل و داستانی عشقی میشود و مجبور می شود بین عشق و ایمان یکی را انتخاب کند.

گروهبان فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی مسعود کیمیایی ساخته سال ۱۳۶۹ است. کیمیایی، فیلنامهی گروهبان را بر اساس طرحی از کامبوزیا پرتوی نوشت و همچنین خود، تدوین و طراحی صحنه و لباس را به عهده داشته است. سیروس مقدم مدیر تولید این فیلم بودهاست. بنیاد سینمایی فارابی دارنده حقوق جهانی این فیلم میباشد.
پوستر فیلم گروهبان اثر محمدعلی حدت میباشد.
خلاصه داستان
رستم، گروهبان بازنشستهی ارتش، با خاتمهی جنگ در وضع روحی ناراحت به زادگاهش باز میگردد. همسر او که سرپرستی فرزندشان را به عهده داشته، در کارگاه تعویض روغنی برادرش به کار مشغول است. رستم تصمیم می گیرد زمینی را که سالها پیش قولنامه کرده باز پس بگیرد، اما طرف دیگر قرارداد خواست او را اجابت نمی کند. رستم و پسر چهارده سالهاش به جنگل، بر سر زمین می روند و…
بازیگران:
احمد نجفی، گلچهره سجادیه، شاهد احمدلو، میرمحمد تجدد، سعید پیردوست، عباس قاجار، محمد عبدالهی، حسین ملکی، محمدولی احمدلو، اقدس صحت بخش، نصراله کبیری، حبیب معصومی، علی مرندی و…

بازیگران
- ابوالفضل پورعرب در نقش رضا خدامردی
- مهتاب کرامتی در نقش نیلوفر
- اصغر نقیزاده در نقش دوست رضا
- عطاءالله سلمانیان در نقش دوست رضا
- حسین انصاری در نقش قاضی
- آناهیتا آزادپرور در نقش بیتا
- مهتاج نجومی در نقش مادر کامران
- آرش تاج تهرانی در نقش دایی نیلوفر
- علیرضا اوسیوند در نقش همبند رضا
- فخری خوروش در نقش مادر رضا
- فرهاد مهادیان در نقش حشمت
- رضا عبدی در نقش دوست رضا
- افسانه ناصری در نقش مادر مریم
- سحر زکریا در نقش مریم تابان
- فرید صالحی در نقش کامران


تهیهکننده: غلامرضا موسوی
خلاصه داستان:
دو جوان با یک باند خرید و فروش ارز همکاری دارند. آن دو ساکی محتوی چهل و پنج هزار پوند را از هجوم مأموران در میبرند و وسوسه میشوند که ارز قاچاق را به جیب بزنند اما اعضای باند به تعقیب آنها میپردازند و…
بازیگران:
حبیب اسماعیلی، حسن رضایی، سایه میثمی، جمشید لایق، محسن اصلانی، میرمحمد تجدد، نعمتالله گرجی، محمود بهرامی، اکبر دودکار، منوچهر افسری، عباس امیرحسینی، رضا بنفشهخواه، مجید علیزاده، غلامرضا اصانلو، علی حق فروش، منصور مجلسی، حسین ظفرمند، رحیم خارابی، مرتضی تقیزاده، عباس اجتنابی، محمود کتابی، محمد صالحزاده، کریم ورمزیان، محمد دلجو، محمد سعیدی، وحید شیرین آذین و عذرا مرادیان

خلاصه داستان : اسماعیل مینوی افسر پلیس آگاهی است که برای دریافت باقیمانده جسد برادرش از دوران دفاع مقدس به شهر خرمشهر سفر میکند او در بین راه شاهد یک تصادف است.
بازیگران : زیبا بروفه ، پریناز ایزد یار ، احمد نجفی ، بهرام ابراهیمی ، مسعود جلالی ، فواد رایحی ، میثم راشدی ، رضا زاکری ، شهلا موسوی
کارگردان : حسن هدایت


خلاصه داستان:
چند تن از مأمورین پلیس مبارزه با مواد مخدر به سردستگی صمد (پیمان معادی) به دنبال فروشنده بزرگ شیشه در تهران به اسم ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده) هستند…
بازیگران:
پیمان معادی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، فرهاد اصلانی، هومن کیایی، مازیار سیدی، علی باقری، مرجان قمری، یوسف خسروی و…

کارگردان: محمدحسین مهدویان | | تهیه کننده: سید محمود رضوی
خلاصه داستان:
روایت کلی این فیلم پیرامون اتفاقات بعد از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و عملیات مرصاد است. نیروهای امنیتی ایران متوجه حضور نفوذیهای سازمان مجاهدین خلق در جبهه میشوند. با ارسال دو مأمور امنیتی به بغداد میخواهند قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان، عباس زریباف فرمانده این عملیات را ترور کنند. اما داستان طور دیگری رقم میخورد…
بازیگران:
جواد عزتی، بهنوش طباطبایی، هادی حجازیفر، محسن کیایی، هستی مهدوی فر، مهدی زمینپرداز، حسین مهری، محمد عسکری، امیر احمد قزوینی، امیرحسین هاشمی، حسین فلاح و…


داستان دربارهٔ جوانی به نام واله معصومی است که عضو یک گروه مارکسیستی است و علیه رژیم شاه فعالیت میکند و در نهایت توسط ساواک دستگیر میشود. آشنایی با یک زن و شوهر مبارز سیاسی مسلمان و برخوردهای همحزبیهایش بیرون از زندان باعث میشود که واله نسبت به ایدئولوژی خود دچار تردید شود…







