
مستند « با پای دل » به همراهی کاروان جانبازان دفاع مقدس در مراسم غبارروبی ضریح مطهر امام رضا (ع) می پردازد.


در این مستند به دیدار جانباز بصیر و قطع عضو، علی رحمانی، با مقام معظم رهبری پرداخته می شود.

گفتگو با جانباز حسین جاوری و دیدار ایشان با مقام معظم رهبری

۸ سال دیالیز فقط بخشی از زندگی پردرد جانبازی است که این روزها دوستان و همرزمان سیاهپوش نبودنش شدهاند. “محمد جعفریمنش” ۳۱ سال با رنج جانبازی توی یکی از محلههای قدیمی شهر ورامین زندگی کرد و سرانجام ۱۶ مرداد ماه ۹۳ به کاروان شهدا پیوست. خانه او این روزها اگرچه درگیر غم فراق پدر شده اما بهرنگ مقاومت و ایستادگی است. شهید جعفریمنش سال ۶۲ در عملیات والفجر۴ و در ارتفاعات ۱۹۰۴ بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از ۲۲سالگی آغاز شد. موج انفجار و فشار ترکش به مغزش او را آزار میداد. وقت و بیوقت تشنج میکرد و این تشنج برایش بسیار حادثه آفرین بود. کمکم عوارض مجروحیت هم به سراغش آمدند. سمت چپ بدنش لمس شد. چشم چپش را تخلیه کرد، کامش را از دست داد. لگنش چندین بار عمل شد، کلیههایش را از دست داد، پای راستش از زیر زانو قطع شد و ۸ سال دیالیز شد. او سرانجام در ۱۵ مردادماه ۹۳ در بیمارستان عرفان تهران به آرزویش یعنی شهادت رسید.
هو الرحمن الرحیم

در تیرماه ۱۳۶۷ در شلمچه دچار موجگرفتگی شد و حدود یک ماه بعد به عالم بیهوشی رفت
دوران بیهوشی این جانباز، ۱۸ سال به طول انجامید
سال ۸۰ فرا رسید و آقا تشریف آورد اصفهان
همه اهل کوچه میدانستند برای دیدن تقی خواهد آمد؛
به همین خاطر صبح تا شب کشیک میکشیدند تا آقا را ببینند.
سرانجام انتظار به پایان رسید و آقا خیلی ساده تشریف آورد
همسایهها به او خوشآمد گفتند و او تشکر کرد، احوالپرسی کرد، بعد وارد منزل شد؛
دستی روی پیشانیاش کشید و ذکری گفت؛ تقی چشمانش را باز کرد و او را تماشا کرد
چه ارتباط خوبی با آقا برقرار کرد!
« محمدتقی، محمدتقی! می شنوی آقا جون؟ می شنوی عزیز؟
محمدتقی می شنوی؟ می شنوی؟
در آستانه ی بهشت،دم در بهشت، بین دنیا و بهشت قرار داری شما!
خوشا به حالت،خوشا به حالت،خوشا به حالت،…»
ایراد خاطره ای شنیدنی و تاثیر گذار از دکتر محمود رفیعی جانباز، از دوران دفاع مقدس و لحظه ای که سربازان بعثی به رزمندگان ایرانی تیر خلاصی می زدند اما او با تمسک به امام زمان ( عج) … با فرمت flv . به مدت 11:27

ترانه حامد زمانی پیرامون جانبازان پر افتخار ایران اسلامی

با ذکر یا حسین در بغل من و پسرم شهید شد
همسر جانباز شهید «سید منوچهر مدق» از عاشقانههای زندگی با همسرش در پشت خط مقدم سخن گفت. جلوی خط، جایی بود که همسرش، با خدا جانبازی کرده و حال که به پشت خط رسیده بود، نایی برای زندگی و حتی ده دقیقه خواب راحت نداشت. فرشته برای این که همسرش یک روز بیشتر در این دنیا پیش او زندگی کند، هر روز به خدا التماس میکرد که منوچهرش زنده بماند.

این کتاب، دربردارندهی نامههایی است که افراد متعدد برای پاسداشت مقام جانباز نوشتهاند.
برادر جانباز سرافراز و عزیزم
سلام
سلام بر تو، وارث میراث اجدادمان که اباالفضل گونه نظارهگر فروغ خورشید شدی و با چشمان خونفشانت طلیعه ظفر را در بامداد صلح و رهایی کاشتی تا مردان خدا را مسجود فرشتگان کنی. تو منبع فیاض فریاد بودی. تو چراغدار راه پرتلاطم ناامیدانی.
سلام من تو را چه حاصل که در برابر عروج معرفت بیپایان تو بسی اندک است. تو چشمهسار ایمانی، شوکت هر بهاری و پرچم هر پیروزی. تو با چشم روشنت زیباییها را میبینی، زیرا چشمان تو چلچراغ زخم یاران شهیدت شده است. تو جوانههای وجود یاران بیقرارت را سیراب کردی تا تشنگی را تجربه نکنند. طوفان از طنین گامهای باوقار تو از حرکت میایستد، وقتی چون آذرخش بیتاب در خون و دود و آتش اسوه جاننثاران شدی. تو با لبیک یا خمینیات استمرار حرکت رسولان را تایید کردی تا چند صباحی در این دنیای فانی رحمت ایزد منان را جلوهگر باشی.
ای سرو آزاده، ای سروقامت مهربان که اینچنین در انتظار غرش بارانی، استوار باش و چشم دل باز کن. با صلابت همیشگیات برخیز و تیر بر فرق دشمن بزن و با فریاد و زبان آشنای خود از صلابت شهیدان بگو. ای قاصد خوشبوی، ای که به منتظران نور پیام شوق دادی، بدان که تنها نیستی. هیچ زمان تنها نبودی و اکنون نیز تنها نیستی. ما تو را چون تکسواران وادی نور تا بهار انتظار بدرقه خ
فکر اون گلهای سرخم، که سرها را خم نکردن، میمیرن ولی نمیگن که گلوشون را بریدن، لاله ها کی گفته تنها، همونایی که رفتن، اونایی که پر شکسته اند، مگه کمتر از شهیدن … نماهنگ “ماهی ها” با صدای محمد اصفهانی
حاج علی رحمانی از رزمندگانی است که در ابتدای جنگ تحمیلی درکنار سرداران شهیدی همچون عدنان ثابوته و…در دفاع از میهن اسلامی درمقابل تجاوز دشمن سینه سپر کردند ودرجبهه های غرب کشور مانع از پیشروی نیروهای بعثی به خاک میهن اسلامی شد ودراین راه دوچشم ویک دست ویک پای خود را تقدیم آرمان های انقلاب اسلامی نمود.
این مستند به دیدار این جانباز عزیز با حضرت امام خامنه ای در مورخه 29 شهریور 1394 اختصاص دارد.

مستند «۳۳ سال سکوت» به موضوع مشکلات یک جانباز دوران دفاع مقدس که در آلمان زندگی می کند،می پردازد.
مستند «۳۳ سال سکوت» از مصاحبه با یکی از جانبازان ایرانی در کشور آلمان شروع می شود؛ او از اینکه در ایران میزان معلولیتش را بسیار کمتر از آنچه در اروپا به او اختصاص یافته مشخص کرده اند گلایه مند است.
این جانباز همچنین به خاطراتی از نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اشاره می کند، روزها و ماه هایی که ضد انقلاب در کردستان و مرزهای غربی کشور دست به شورش زده بودند و نیروهای مردمی به همراه سپاه و ارتش مشغول مبارزه با آنها بودند.
وی همچنین از روزهایی که مجروح شده بود و سپس پروفسور سمیعی به طور رایگان او را عمل می کند می گوید و همچنین وقتی کمک های ایران به او قطع شده بود.
حسین شمقدری کارگردانی این مستند را بر عهده داشته است و محمد حسن مددی هم تهیه کننده «۳۳ سال سکوت» است.

این برنامه به زیارت جمعی از جانبازان از خانه خدا در حج تمتع و حال و هوای این روزهای آن می پردازد.



