دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

این کتاب گویا دربردارنده‌ی خاطرات یکی از امدادگران دوران دفاع مقدس، علی عِچرِش، است. وی ایثارگری‌های امدادگران را در دوران جنگ تحمیلی شرح می‌دهد.

«علی عِچرِش» اهل آبادان است. او فرد آگاهی است، چون در زمان جنگ، مدیر ستاد امداد و درمان ماهشهر بود. وی همچنین مدتی مدیریت ستاد امداد جبهه‌ی اهواز و نیز هلال‌احمر ماهشهر را برعهده داشت.
عچرش و دوستانش در شهریور سال ۱۳۵۹ (پیش از آغاز رسمی جنگ)، به علّت درگیری‌هایی که در شلمچه وجود داشت، به آنجا رفتند و در منطقه‌ی کمپ ولی‌عصر مستقر شدند.
وی درابتدا کارش را با امدادگری شروع کرد و بعد، در جریان حملات هوایی عراق به اروندکنار، به این نتیجه رسید که امدادگر به تنهایی نمی‌تواند به مجروحان رسیدگی کند و باید خودش نیز راننده‌ی آمبولانس باشد، چون سرعت امدادگر برای رساندن مجروح به بیمارستان نقش تعیین‌کننده‌ای در نجات او دارد. وی سپس راننده‌ی آمبولانس شد و این نقش ادامه پیدا کرد.

*درباره‌ی کتاب:
«معصومه رامهرمزی» درباره‌ی کتاب «امدادگر کجایی» می‌گوید:
«۱۴ساله بودم که به‌عنوان امدادگر حِبه در بیمارستان‌های جنوب کشور حضور داشتم و از نزدیک شاهد زحمات و تلاش امدادگران در جنگ بودم. کتاب «امدادگر کجایی» در راستای تحقیقات، پژوهش‌ها و کارهایی است که برای جنگ انجام می‌دادم. چون خودم امدادگر بودم، احساس کردم در حوزه‌ی آقایانِ امدادگر کتابی نداریم، یعنی خانم‌های امدادگر در این زمینه بسیار فعال بوده‌اند و کتاب‌هایی منتشر شده، اما آقایان امدادگر یا راننده‌ی آمبولانس، چون جزو اقشاری بودند که به شکل مردمی و پراکنده به جبهه‌ها می‌رفتند و بعد از جنگ نیز به شغل‌های خودشان بازگشتند و تقریباً متولی مشخصی نداشتند و پراکنده شدند، تریبونی وجود نداشت تا این افراد خاطرات خود را بازگو کنند. خیلی علاقه داشتم تا این اتفاق بیفتد و بتوانیم صحبت‌های آقایانی را که امدادگر و راننده‌ی آمبولانس بودند، بشنویم و ببینیم آنها در زمینه‌ی امداد چه اطلاعات و خاطراتی دارند و این باعث شکل‌گیری این کتاب شد.»
***
کتاب «امدادگر کجایی» در هشت فصل و «فهرست منابع» و «اسناد و تصاویر» تنظیم شده است.
فصل اول: روزهای خیلی دور؛
فصل دوم: روزهای بیداری؛
فصل سوم: روزهای بالندگی؛
فصل چهارم: روزهای ایستادگی؛
فصل پنجم: اعزام به ماهشهر؛
فصل ششم: مهاجرت؛
فصل هفتم: روزهای حج و امداد؛
فصل هشتم: روزهای پایانی.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 777 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی امدادگر کجایی؟ بسته هستند
پرواز دیده‌‌بان
کتاب «پرواز دیده‌بان» درباره‌ی زندگی جان‌بازِ شهید «حشمت‌الله حیدری وانانی» است که به کوشش «افسانه حیدری» و نشر شاهد منتشر شده است.

درباره‌ی کتاب:
این کتاب در ۱۰ فصل خاطرات این جان‌باز شهید را روایت می کند. عنوان‌های این ۱۰ فصل عبارت‌اند از:
کودکی و نوجوانی، سال‌های رزم در نوجوانی و جوانی، شهید حشمت‌الله حیدری از نگاه هم‌رزمان، پس از جنگ، بروز بیماری، عروج، روزهای بازگشت، شهادت، پس از شهادت و تصاویر.
در صفحه‌ی ۱۶۸ کتاب به نقل از مادر شهید می‌خوانیم: «سه سال بعد از شهادت حشمت‌الله، توفیق زیارت خانه‌ی خدا را پیدا کردم. مثل همیشه جای خالی‌اش را در این زیار‌ت‌ها حس می‌کردم. من همیشه به حضور فرزند شهیدم در زندگی‌ام باور قلبی داشته‌ام.
دستم توی دست آیت‌الله بود و داشتم طواف می‌کردم. درحال چرخیدن به دور خانه‌ی خدا بودم که یک‌دفعه دیدم یک نفر با لباس بسیجی آمد و درست مقابلم ایستاد. من هم بی‌اختیار ایستادم. نگاهش که کردم دیدم حشمت‌الله است! با خودم گفتم: خدایا مگر می‌شود؟ یعنی این حشمت‌الله من است؟
همان‌طور ایستاده بود و حرف نمی‌زد؛ فقط نگاهم می‌کرد… خیلی هوای دیدنش را کرده بودم. اصلاً به نیّت او داشتم طواف می‌کردم. یک آن به سمتم آمد و بعد، از جلوی چشمم محو شد. به خودم که آمدم، دیدم چیزی توی دستم هست؛ مشتم را که باز کردم، یک تسبیح عقیق هفت‌مهره‌ی دورنگ و ریزی دیدم که می‌درخشید. با دیدن تسبیح، به گریه افتادم. خدا می‌داند حال عجیبی داشتم…».

درباره‌ی نویسنده:
افسانه حیدری در کتاب «پرواز دیده‌بان» زندگی برادر شهید خود، حشمت الله حیدری، را روایت می‌کند. وی در بخش مقدمه‌ی کتاب، با اشاره به مشاهده‌‌ی فراخوان بنیاد شهید برای مسابقه‌ی داستان‌نویسی «رؤیاهای صادقه شهیدان» نوشته است: «به یاد روزهای پرمرارت برادرم و رؤیای صادقه او افتادم. سر ذوق آمدم، بخشی از زندگی برادر شهیدم را در قالب داستان کوتاه نوشتم که مورد توجه بنیاد شهید قرار گرفت. پس از آن تصمیم گرفتم زندگی‌نامه‌ی نسبتاً کاملی از شهید حشمت‌الله حیدری بنویسم.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 826 بازدیدبدون نظر »

اکیپ حاج هادی
ایستگاه‌‌‌های صلواتی شدیداً مورد تنفّر دشمن بود. ازآنجاکه این مراکز تأثیر بسیار خوبی بر روحیه‌‌ی رزمنده‌‌ها داشت، همواره یکی از اهداف بمباران‌‌های هوایی دشمن به‌‌حساب می آمد.

درباره‌ی کتاب:
«اکیپ حاج هادی» روایتِ خاطرات ایثارگران جهاد و پشتیبانی ورامین است و حاصل بیش از ۴۰ ساعت گفت‌وگوی جعفر کاظمی با «حاج هادی جنیدی» درباره‌‌ی هم‌رزمان اوست که در قالب ۲۱۰ خاطره نوشته شده و کاظمی خاطرات را بازآفرینی کرده است.
در بخش پیوست این کتاب، تصاویر و اسنادی از حاج هادی جنیدی و هم‌‌رزمانش به چشم می‌خورد. نویسنده در مقدمه‌‌ی کتاب بیان می‌‌کند که نزدیک به هزار تن از مرد و زن در «اکیپ حاج هادی» فعالیت می‌کردند که امکان ذکر نام همه‌‌ی آنها وجود ندارد. از این رو نام برخی رزمندگان این گروه را به تفکیک مشاغل آنان، ازجمله فرهنگیان، کشاورزان، مشاغل آزاد، رانندگان و کامیون‌‌‌‌داران، پاسداران، کارمندان و کباب‌‌‌‌پزها، آورده است.

درباره‌ی نویسنده:
«جعفر کاظمی» متولد ۱۳۵۰ بود. وی علاقه‌‌ی بسیاری به‌ نوشتن داشت و زمانی که در سال ۱۳۶۸ با «رحیم مخدومی» آشنا شد، تحت تأثیر نوشته‌های او قرار گرفت و دست به قلم شد. مطالعه‌‌ی کتاب‌های «فردا پسرم برمی‌گردد»، «جنگ مردان درد» و «جنگ پابرهنه‌ها» وی را به نوشتن ترغیب کرد که حاصلش چند کتاب در حوزه‌‌‌ی ادبیات دفاع مقدس شده است.
کاظمی در شاخه‌های گوناگون هنری فعال بود. او حدود چهار سال نمایش‌‌های مدافعان حرم را نیز کارگردانی می‌کرد و هر سال محوریت این نمایش، یکی از شهدای مدافع حرم بود. نمایش ویژه‌‌ی «شهید احسان میرسیّار» یکی از این نمایش‌‌هاست که با استقبال چشمگیر مردم همراه بود.
از کتاب‌‌های ماندگار کاظمی در حوزه‌‌ی دفاع مقدس می‌‌‌توان به «نیمکت‌‌‌های سوخته» و «اکیپ حاج هادی» اشاره کرد.
جعفر کاظمی براثر بیماری آنفولانزا و عفونت ریه، در سن ۴۸ سالگی درگذشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 657 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی اکیپ حاج هادی بسته هستند
باغ اسدالله خان

این کتاب دربردارنده‌‌ی مجموعه خاطرات سرهنگ بازنشسته‌‌ی ارتش، «محمدحسن صادق‌‌‌زاده پوده»، از دوران دفاع مقدس است.

آیا گذشته چراغ راه آینده است؟ شنیدن حوادث دوران دفاع مقدس برای همه‌‌‌ی نسل‌ها در این سرزمین شیرین خواهد بود. حوادث تلخ و شیرینی که حاوی نیش‌ها، نوش‌ها، عبرت‌ها و آموزه‌های فراوان است. شنیدنِ این حوادث از زبان کسانی که خود در صحنه‌های مختلف حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حضور داشته‌اند و شاهد آن حوادث بوده‌اند، شیرین‌تر و مستندتر خواهد بود. اگرچه برخی از حوادث به‌ظاهر تلخ است، امّا جذاب و شنیدنی است.
باید این حوادث و خاطرات به رشته‌‌‌ی تحریر درآید. اگرچه خود نویسنده آنها را گزینش می‌‌‌کند، اما این نکته را نمی‌توان از یاد برد که در برهه‌ی حساس تاریخی چاره‌ای جز این نیست که پای سخن چنین مردانی بنشینیم؛ کسانی که موی سفیدشان حاکی از عبرت‌ها و آموزه‌های فراوان است.
راستی هنوز این پرسش بی‌پاسخ مانده است: «اگر سرزمینی مورد تهاجم بیگانگان قرار گیرد، چه باید کرد؟»
در چنین وضعیتی جهانیان از مردم این سرزمین چه انتظاری خواهند داشت؟ پس از گذشت از حادثه و عبور از بحران چه باید کرد؟ با این نگرش، از سرهنگ بازنشسته، «محمدحسن صادق‌‌زاده پوده» که خود از یادگاران جبهه و جنگ است، خواستند که خاطرات خود را بنویسد تا عبرت‌های یادشده در آن به آموزه‌هایی تبدیل شود که خود موجب عبرت گردد و به نسل‌های آینده یادآوری کند که برای هر وجب از خاک این سرزمین رضوی، در روزهای غربت ایران اسلامی، چه فداکاری‌ها و از جان‌‌‌گذشتگی‌ها شده است. باشد که نسل‌های آینده خود این میراث گران‌‌‌‌بها را گرامی بدارند و همچون اجداد خود، پاس‌‌دارِ حرمت‌ها و نگهبان ارزش‌های متعالی آن باشند.

در این داستان می‌خوانیم: «هوای صاف و بهاری و آفتاب دل‌‌‌پذیر بعد از باران، نه‌تنها به درختان زیبایی می‌دهد، بلکه خورشید نیز با افشان‌‌نمودن گیسوان خود و دادن گرما به برگ‌های سبز، فضا را معطّر کرده است…».

*درباره‌‌ی نویسنده:
«محمدحسن صادق زاده پوده» در سال ۱۳۲۶ در اصفهان متولد شد و در سال ۱۳۴۵ به استخدام ارتش درآمد. وی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده‌‌‌ی افسری شد و پس از دریافت درجه‌‌ی ستوانی، به هنگ دانشجویان مرکز آموزش توپ‌‌خانه‌‌ی اصفهان منتقل شد.
در ماه‌های اوج‌گیری انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۷، مدتی به‌‌علت فعالیت‌‌های انقلابی بازداشت شد. از سال ۵۸ تا ۶۲ عهده‌دار مشاغلی همچون مسئولیت انجمن اسلامی پادگان سقز، فرماندهی آتش‌بار توپ‌‌خانه، سرپرستی عقیدتی سیاسی سقز، فرماندهی گروهان قرارگاه و بسیج در قرارگاه شمال غرب و همچنین ریاست بازرسی لشکر ۲۸ سنندج بود.
سال ۱۳۶۲ به اصفهان منتقل شد و به‌‌عنوان استاد در دانشکده‌‌ی پدافند هوایی مرکز آموزش توپ‌‌خانه و رئیس بازرسی گروه ۵۵ توپخانه خدمت کرد. در سال ۶۵ به دوره‌‌‌ی عالی رسته‌ای اعزام شد و پس از گذراندنِ دوره به لشکر ۵۸ منتقل گشت و در سِمت فرمانده‌‌ی گردان توپ‌‌خانه خدمت کرد.
وی تا پایان بازنشستگی مسئولیت‌های دیگری نیز برعهده داشت.

* «محمدحسن صادق‌‌‌‌زاده پوده» نویسنده‌ای است که در خاطره‌نگاری دوران دفاع مقدس دست توانایی دارد. از او تاکنون در این زمینه کتاب‌های فراوانی به چاپ رسیده است. برخی از آثار او عبارت‌‌اند از:
آتشبار دوم؛ اشک هجران، مروارید غلتان؛ بانوی چشم‌‌‌انتظار؛ انتقالی با ۱۴هزار صلوات؛ تاوان عشق: بر اساس خاطرات فاطمه سلطان‌دهقانی؛ ترور در سرزمین مظلوم؛ سرباز ولایت؛ قدسیان: شهید عباسعلی امینی، شهید علی اسلامیت، شهید نفس الامری؛ معجزه بازی دراز و ….

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 715 بازدیدبدون نظر »
این کتاب نگاهی است بر زندگی‌نامه و خاطرات شهید مدافع حرم، «مجتبی کرمی».

«مجتبی کرمی»، شهید مدافع حرم، بیستم آذرماه ۱۳۶۵ در روستای «کهنوش» از توابع شهرستان «تویسرکان» استان همدان به دنیا آمد.
از کودکی، پابه‌پای پدر، با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنا شد و از آن‌جا که پدرش به امام حسن مجتبی(ع)، کریم اهل بیت، عشق و ارادت خاصّی داشت، این نام را برایش انتخاب کرد.
در دوران دبیرستان از اعضای فعّال بسیج مدرسه‌ی مصطفی خمینی بود و به‌عنوانِ بسیجی نمونه به دیدار آقا و مولایِ خود «حضرت امام خامنه‌ای» مفتخر شد.
در سال ۱۳۸۲ زادگاهش را به همراه پدر و مادر ترک کرد و در شهر همدان ساکن شد. در اوج جوانی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و جزو «گردان تکاور ۱۵۴ حضرت علی‌اکبر(ع) شد.
وی در کنار هم‌رزمان خود، آموزش‌های سخت نظامی و ویژه‌ی تکاوری، مانند غواصی، پرواز، عملیّات ویژه را فراگرفت. در کنار اشتغال به کار، تحصیلاتش را ادامه داد و موفّق به دریافت مدرک کارشناسی شد.
در ۲۳ سالگی شریک زندگی خود را انتخاب کرد و از شرایط سخت زندگی با یک نظامی با او سخن گفت؛ اینکه امکان دارد روزی برای نبرد با دشمنان دین خدا به کشورهای مسلمان همسایه، مانند لبنان، اعزام شود (در آن زمان سوریه امن بود و درگیر جنگ داخلی نبود).
در سال‌های ۱۳۹۰ و ۹۲، هنگام مأموریت‌ به‌شدّت مجروح شد؛ حتّی یک‌بار شدّت جراحت به‌حدّی بود که هم‌رزمانش تصوّر کردند مجتبی شهید شده است؛ اما خداوند متعال بقای عمر او را رقم زد.
سرانجام در مهرماه ۱۳۹۴، به امر ولیِ امر مسلمانان جهان، لباس رزم پوشید و برای دفاع از حرم «حضرت زینب(س)» و مردم ستم‌دیده و مظلوم سوریه، عازم جبهه‌های نبرد شد و پس از ۱۲ روز حضور در جبهه‌های مقاومت، در تاریخ ۲۵ مهرماه ۱۳۹۴ (سوم محرم الحرام ۱۴۳۷ هجری قمری) در عملیّات آزادسازی حومه‌ی «حلب»، به دستِ تک‌تیراندازان تروریست داعش، براثر اصابت گلوله قناسه به سرش، به فیض شهادت نائل شد.
پیکر پاکش، پس از سه روز، به وطن بازگشت و پس از تشییع بی‌نظیر امّت شهیدپرور همدان در «باغ بهشت همدان» قطعه‎ی شهدا به خاک سپرده شد و این‌گونه مدال افتخار مدافع حرم آل الله بر سینه‌ی شهید کربلایی مجتبی کرمی حک شد.
حاصل زندگی مشترک این شهید مدافع حرم، دختری به نام ریحانه است.

این شهید والامقام در بخشی از وصیت‌نامه‌ی خود می‌نویسد: «اکنون که باب جهاد در راه خدا به امر ولی و مولایم ابلاغ شده، عازم نبرد می‌شوم. به دختر سه‌ساله‌ام، ریحانه جان، بگویید که دوستش داشته و دارم؛ ولی دفاع از حرم حضرت زینب (س) و دردانه‌ی سه‌ساله‌ی امام حسین (ع) واجب بود.» و این‌چنین است مرام عاشقان اهل بیت که جان خویش در طبق اخلاص، فدای راه ولایت می‌کنند. روایت این سفر عارفانه شنیدنی‌ است!

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 877 بازدیدبدون نظر »
سرباز تکاور
این کتاب گویا مشروح خاطرات تکاور ارتش، شهید سرباز وظیفه «رضا یاراحمدی» است.

دوران هشت‌ساله‌ی دفاع مقدس به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، اوج افتخارات ملت ایران است؛ لذا برای حفظ و انتقال ارزش‌های دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل آینده، می‌باید این فرهنگ با جدیت در برنامه‌ریزی فرهنگی کشور قرار گیرد. در همین راستا تألیف کتاب زندگی‌‌نامه‌ی شهدا ضروری به‌نظر می‌رسد.
این کتاب دربردارنده‌ی زندگی‌نامه‌ی شهید بزرگوار «رضا یاراحمدی» است. شهید یاراحمدی در بیست‌ودوم تیرماه سال ۶۳، پس از نجات جان اهالی روستایی در منطقه‌ی بیوران سردشت و پس از یک مقاومت جانانه، به‌دست منافقان کوردل به مقام والای شهادت رسید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 757 بازدیدبدون نظر »

کوهستان آتش - جلد 1

کتاب کوهستان آتش اثری پژوهشی از گل‌‌علی بابایی است. این کتاب کارنامه‌ی عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) را در مأموریت‌های شناسایی محور بمو – دربندی‌خان و نبردهای والفجر- ۳ و والفجر- ۴ در بازه زمانی اردیبهشت تا آذر ۱۳۶۲ بررسی می‌‌کند.

درباره‌ی کتاب
کوهستان آتش، کتاب پنجم از مجموعه‌ی «حماسه‌ ۲۷»؛ کارنامه‌ی عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در دوران دفاع مقدس، بازروایی مستند براساس اسناد دست‌اول و عمدتاً منتشرنشده‌ی جنگ، با موضعیت کارها و پیکارهای این یگان در جبهه‌های میانی و شمالی سرحدات غربی ایران زمین، است.
جنگ میان ایران و عراق که که با نام جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هم شناخته می‌شود، در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و با به‌جاگذاشتن تلفات و خسارات بسیاری، سرانجام در مرداد ۱۳۶۷ به پایان رسید. هرچند این خسارات، بخشی از ماهیت و طبیعت جنگ است، اما نمی‌توان در این میان، نقش رزمندگان ایرانی و فرماندهان را نادیده گرفت. مردان و زنان شجاعی که از جان و دل مایه گذاشتند و شهادت و جانبازی را به جان خریدند تا دست نیروهای بیگانه و دشمن را از خاک ایران کوتاه کنند.

درباره‌ی نویسنده
گل‌علی آقابابایی‌پور معروف به گل‌علی بابایی، متولد سال ۱۳۳۹ در روستای برار از توابع شهرستان چالوس است. گل‌علی بابایی پژوهش‌‌گر و مستندنگار دفاع مقدس، یگان‌نویس، لشکرنویس و یکی از پرکارترین و مؤثرترین چهره‌های ادبیات پایداری و مقاومت شناخته می‌شود. او و حسین بهزاد دو پدیدآور همپای صاعقه هستند که این کتاب باعث ایجاد تحول در گونهٔ مستندنگاری دفاع مقدس شد.
گل‌‌علی بابایی از رزمندگانی است که پس از پایان جنگ رسالت خود را به‌‌عنوان نویسنده و با ثبت و ضبط خاطرات و تجلی بخشیدن به صحنه‌های حماسی دفاع مقدس دنبال کرده است. «غ‍رب‍ت ه‍ور»، «از الوند تا قراویز»، «ح‍ک‍ای‍ت م‍ردان م‍رد»، «نبردهای جنوب اهواز (کارنامه‌ی تاریخی، جغرافیایی، نظامی منطقه‌ی عملیاتی جنوب و جنوب‌‌غربی اهواز)»، «ح‍ک‍ای‍ت م‍ردان م‍ه‍ر (ب‍راساس زندگی‌‌نامه‌‌ی س‍رداران ش‍ه‍ی‍د غ‍لام‍ع‍ل‍ی پ‍ی‍چ‍ک و م‍ه‍دی خ‍ن‍دان)» و «ن‍ق‍طه ره‍ای‍ی»، از آثار منتشرشده‌ی اوست.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 677 بازدیدبدون نظر »
این کتاب نتیجه‌ی گفت‌‌وگو و تحقیق «فهیمه طاهری» از فعالان فرهنگی حوزه‌ی دفاع مقدس با «ملیحه ابراهیمی»، همسر شهید اشرف گنجویی، است که «حکیمه مجاهدی» آن را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 1129 بازدیدبدون نظر »
روند پایان جنگ
مهم‌ترین مسئله‌‌ی این کتاب پرسش درباره‌‌ی چگونگی پایان جنگ و مسیری است که ایران پیمود تا به برهه پایانی جنگ برسد.

کتاب در چهار فصل تنظیم شده‌است:
در فصل اول (روش و چارچوب نظری)، چند مفهوم راهبردی، تصمیمات ایران و عراق و آنچه سرانجام به پایان جنگ منجر شد، دیدگاه هاشمی رفسنجانی و رضایی ـ فرمانده‌ی پیشین سپاه‌‌ـ درباره‌ی سیر تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر بررسی شده‌است.
فصل دوم (ناکامی در خاتمه‌ی جنگ)، درواقع بیان‌گر اراده و تلاش ایران پس از فتح خرمشهر برای پایان دادن به جنگ است.
در فصل سوم (برقراری موازنه)، ابعاد سیاست‌های آمریکا برای مدیریت جنگ و جلوگیری از پیروزی ایران تشریح شده‌است.
فصل چهارم (پایان جنگ)، نیز به تشدید فشار بین‌المللی و نظامی به ایران و راهبرد ایران و عراق در این جنگ اشاره شده‌‌است.
به تصریح نگارنده «عراق پس از بازپس‌گیری مناطق خود و تهدید مجدد خاک ایران، موقعیتی را به وجود آورد که ایران جز پذیرش قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ گزینه‌ی دیگری نداشت. ضمن این‌که حمله‌ی ناو آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس و تهدید عراق به استفاده از سلاح شیمیایی برای حمله به شهرهای ایران و سایر ملاحظات، در اتخاذ این تصمیم، نقش اساسی داشت.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 681 بازدیدبدون نظر »

این کتاب براساس زندگی سرلشکر شهید «غلامرضا مخبری» نوشته شده‌است.

امیر سرلشکر شهید غلامرضا مخبری، یکی از افسران غیور و شجاع نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از انقلاب، در سمت فرمانده «گردان ۱۲۵ لشکر ۱۶ زرهی قزوین» و فرمانده «گردان‌ ۱۲۵ پیاده – مکانیزه‌‌ی تیپ ۲» در جبهه‌ی نبرد با رژیم بعث عراق جنگید. او با گردان تحت‌‌فرمان خود، به مدت ده روز، در برابر دوازده گردان عراقی ایستادگی کرد و با آزادسازی شهر بستان از چنگال دشمن، مانع سقوط چزابه نیز شد.
او سرانجام در سال ۱۳۶۱، پس از بازدید از گردان‌ ۱۱۶، در حالی که به طرف سردشت در حرکت بود، در دامنه‌ی کوه‌های «دارساوین» به شهادت رسید.
نویسنده در این کتاب خاطراتی را از زبان خانواده و هم‌رزمان این شهید گران‌قدر روایت می‌کند.
***
آن سوی پل، براساس زندگی شهید سرلشکر غلامرضا مخبری، نویسنده: آذر ایرانی، انتشارات: سازمان عقیدتی سیاسی آجا، ۱۳۹۳

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 772 بازدیدبدون نظر »
نتظار کشیدن خیلی سخته؛ اصلاً یه جور امتحانه که صبر آدم رو محک می‌زنه. اما انتظار یه عزیز که ازش هیچ خبری نداری و اصلاً نمی‌دونی زنده‌‌ست یا نه، انتظار سخت‌تریه. این رو یه زن، مثل من، بهتر می‌فهمه.

روایت این فیلم تنها یکی از هزاران صبر و قرارِ وصف‌‌ناشدنیِ مادر ایرانیه و ما نمونه‌‌های بی‌‌شماری در فرهنگ و ادبیات دفاع‌مقدس داریم که کتاب «دا» بارزترین اونهاست.
یادآوری می‌کنم که خانم نرگس آبیار، غیر از این فیلم، در کارنامه‌ی کاریشون فیلم‌های ارزشمند دیگه‌ای مثل «شبی که ماه کامل شد» و «نفس» رو هم دارن.
«نرگس آبیار» فیلم‌‌سازی مؤلفه که این فیلم رو هم براساس یکی از نوشته‌های خودش، یعنی اختر و تلواسه، جلوی دوربین برده. برای اطلاع شما باید بگم که ایران‌صدا، افتخار میزبانی از این بانوی هنرمند رو هم داشته و ایشون یه بار برای خوانش یکی دیگه از کتاب‌های خودشون، یعنی کسی که هیچ‌وقت گم نمی‌شود، که شرح زندگی شهید مهدی باکریه، پشت میکروفون ایران‌‌صدا قرار گرفته.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۵ 894 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی شیار ۱۴۳ بسته هستند

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 228 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 249 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 198 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 246 بازدیدبدون نظر »
اصلیتمون بوشهریه؛ یعنی بابام بوشهری بود. تو دوازده‌سیزده‌سالگی از بوشهر بیرون زده و اومده بود خرمشهر، بعدش هم شد کارگر پالایشگاه آبادان.

پدرم آدم خوبی بود. معمولاً آروم بود، اما بعضی وقت‌ها عصبانی می‌شد و می‌افتاد به جونمون. من و خواهرم و برادرم هیچ‌وقت از دستش ناراحت نمی‌شدیم؛ به هر حال پدرهای اون موقع همه‌شون سخت‌گیر بودن. اگه بخوام راستش رو بگم خداییش زیادی شیطون بودیم، در عین حال ازش حساب هم می‌بردیم. وقتی توی خونه شیطنت می‌کردیم، مادرم خط و نشون می‌کشید و انگشت تکون می‌داد که بذار بابات از سر کار بیاد.
درباره‌ی مادرم باید عرض کنم که اصلیت مادرم بحرینی بود. بعضی‌ها می‌گفتن پدرِ مادرم از بحرین به میناب مهاجرت کرده و همون‌جا زن گرفته. بعضی‌ها هم می گفتن اهل دشتستان بوده، احتمالاً دومی درست‌تر باشه.
برعکس پدرم، مادرم خیلی آروم بود؛ ساکت و سر به زیر .
پدرم بعدِ بازنشستگی مغازه لوله کشی باز کرد. من فکر میکنم لوله کشی بیشتر ساختمونهای قدیمی خرمشهر کار پدرم بود. از اونجایی که بیشتر کارگرهای شرکت نفت لوله کشی و برقکاری بلد بودند؛ بابا مغازه لوله کشی زده بود. حتی بعضیهاشون نقاشی و بنایی هم یاد داشتند. به قول پدرم همه شون آچارفرانسه بودند. همیشه
میگفت: : توپالایشگاه باید همه کاری بلد باشی، اگر هم نباشی باید یاد بگیری؛ چون پالایشگاه ازمون میخواد، اگه بلد نباشی کلات پس معرک س.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 924 بازدیدبدون نظر »

کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» اثری از مهدی انصاری، محمد درودیان و هادی نخعی است که وقایع سیاسی و نظامی خرمشهر، از زمان پیروزی انقلاب تا آغاز حمله‌ی عراق، را بررسی می‌کند.

درباره‌ی کتاب
در بخش دوم کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» به‌‌طور مفصل این مباحث بازگو شده است:
جریان آمادگی‌‌های نهایی ارتش متجاوز صدام برای شروع هجوم نظامی مستقیم تا اشغال کامل خرمشهر، اوضاع مرز و شهر خرمشهر، عملیات و تحرکات مرزی عراق پس از پیروزی انقلاب و واکنش سازمان‌‌های مسئول جمهوری اسلامی، چگونگی شروع هجوم سراسری دشمن در منطقه‌ی خرمشهر و واکنش مردم، نحوه‌ی هجوم زمینی و یگان‌های متجاوز و محورهای تجاوز و چگونگی مقابله با آنها، شکل‌گیری و سازمان‌دهی نیروهای مقاومت، شکست صدام در کسب یک پیروزی سریع و اعلام آتش‌بس از جانب رژیم او و واکنش جمهوری اسلامی، تمرکز قوا و توجه اصلی رژیم صدام به اشغال خرمشهر و آبادان، وضعیت مدافعان در آغاز مرحله‌ی دوم هجوم و مشکلات و کمبودها، عبور دشمن از کارون و چگونگی نفوذ دشمن در شهر پس از ۲۲ روز تلاش و تحمل تلفات، تشریح جنگ شدید خیابانی و مقابله‌ی جانانه مدافعان خرمشهر و جنگ خانه‌به‌خانه برای جلوگیری از سقوط خونین‌شهر و هجوم نهایی دشمن.
پیوست اوّل کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» با نام «زنان در حماسه خونین‌‌شهر» یادی است از تلاش بانوان متعهد در خرمشهر و در جریان مقاومت ۳۵روزه‌‌ی خرمشهر و فعالیت‌هایی که در زمینه‌ی نبرد مستقیم با دشمن، پشتیبانی رزمندگان و امدادگری انجام دادند.
پیوست دوم کتاب، زندگی‌نامه‌ی «شهید شیخ محمدحسن شریف قنوتی» است و به نقش و فعالیت‌های این شهید در خرمشهر اشاره شده است.

*************************
فصل اول: مقدمه
فصل دوم: «اصلی شدن اشغال خرمشهر و تمرکز نیرو» (بخش اول)
فصل سوم: «اصلی شدن اشغال خرمشهر و تمرکز نیرو» (بخش دوم)
فصل چهارم: «اصلی شدن اشغال خرمشهر و تمرکز نیرو» (بخش سوم)
فصل پنجم: «جنگ ده‌روزه پشت دروازه‌های خرمشهر» (بخش اول)
فصل ششم: «جنگ ده‌روزه پشت دروازه‌های خرمشهر» (بخش دوم)
فصل هفتم: «جنگ ده‌روزه پشت دروازه‌های خرمشهر» (بخش سوم)
فصل هشتم: «دشمن در شهر خونین» (بخش اول)
فصل نهم: «دشمن در شهر خونین» (بخش دوم)
فصل دهم: «تهاجم نهایی و اشغال خونین‌شهر» (بخش اول)
فصل یازدهم: «تهاجم نهایی و اشغال خونین‌شهر» (بخش دوم)
فصل دوازدهم: «تهاجم نهایی و اشغال خونین‌شهر» (بخش سوم)
فصل سیزدهم: «تهاجم نهایی و اشغال خونین‌شهر» (بخش چهارم)
فصل چهاردهم: نقش زنان در حماسه‌‌ی خونین شهر (ضمیمه اول)
فصل پانزدهم: یادی از شهید شیخ محمدحسن شریف‌قنوتی (ضمیمه دوم)

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ خرداد ۱۴۰۵ 1179 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ 196 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۱۸ بهمن ۱۴۰۴ 5904 بازدید۳ نظر »

نرم افزار رایت بیداری ۱ (مجموعه سخنرانی ضوابط حرکت بر صراط مستقیم) / مروری بر سخنرانی های دکتر عبدالحمید دیالمه / لینک مستقیم دانلود

 نرم افزار رایت بیداری ۱ اولین مجموعه در خصوص سری آثار و اندیشه های شهید بزرگوار دکتر عبدالحمید دیالمه است که در قالب یک نرم افزار چندرسانه ای، مجموعه سخنرانی های این معلم شهید را گردآوری کرده است. از این شهید بزرگوار که جوان ترین نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است، بیش از ۴۰۰ ساعت سخنرانی در زمینه های گوناگون فکری به یادگار مانده است. این مجموعه در راستای احیاء ارزش های ثقلین و با هدف تبیین و ترویج فرهنگ قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) توسط مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین منتشر گردیده است.

 این نرم افزار سخنرانی های این شهید بزرگوار را در ۹ محور صیرورت بر صراط، صبر، امام ضابطه حرکت، قضا و قدر، زهد، شفاعت، توکل، فقر و انتظار تحت عنوان  مجموعه سخنرانی ضوابط حرکت بر صراط مستقیم در قالب فایل صوتی ارائه نموده است.

نرم افزار رایت بیداری 1 (مجموعه سخنرانی ضوابط حرکت بر صراط مستقیم) / مروری بر سخنرانی های دکتر عبدالحمید دیالمه

 

 

 

 

 

نرم افزار رایت بیداری ۱ (مجموعه سخنرانی ضوابط حرکت بر صراط مستقیم) / مروری بر سخنرانی های دکتر عبدالحمید دیالمه

 کاری از :  مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین

 

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۷ بهمن ۱۴۰۴ 6692 بازدید۲ نظر »

امام خمینی:
صدوقی عزیز رضوان الله علیه شهید بزرگی [است] که در تمام صحنه‌های انقلاب حضور داشت و یار و مددکار گرفتاران و مستمندان بود و وقت عزیزش صرف در راه پیروزی اسلام و رفع مشکلات انقلاب می‌شد و برای خدمت به خلق و انقلاب سرازپا نمی‌شناخت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۲ بهمن ۱۴۰۴ 567 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۲ بهمن ۱۴۰۴ 334 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۱ بهمن ۱۴۰۴ 226 بازدیدبدون نظر »

این کتاب مروری بر خاطرات «مرضیه حدیدچی» مشهور به «طاهره دباغ» از زنان مبارز ایران و از چهره‌های نامدار انقلاب اسلامی است.

«طاهره دباغ» در سال ۱۳۱۸ خورشیدی در همدان و در خانواده‌ای مذهبی و فرهنگی به دنیا آمد. تحصیلات خود را از مکتب‌خانه آغاز کرد و از معلومات پدر در یادگیری قرآن و نهج‌البلاغه بهره‌ی فراوان برد.

وی هنگامی که به فعالیت‌های سیاسی مبادرت ورزید، مادر هشت فرزند بود. با ورود به تشکیلات تحت هدایت «شهید سعیدی» فعالیت‌های سیاسی وی بیشتر شد و پس از شهادت «آیت‌الله سعیدی» در سال ۱۳۴۹، به مبارزه و تبلیغ خود شدت بخشید تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۵۳ ساواک او را دستگیر کرد.

دباغ پس از تبعید امام خمینی (ره) به پاریس در سال ۱۳۵۷، به خیل یاران امام پیوست و وظایف اندرونی بیت امام (ره) را برعهده گرفت. وی در خارج از ایران با عناوین «خواهر دباغ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره» شناخته می‌شد.

پس از انقلاب اسلامی، یکی از مؤسسان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» بود و به عنوان نخستین فرمانده سپاه منطقه‎ی غرب کشور، مسئولیت سپاه همدان را برعهده گرفت. وی در نابودی گروهک «کومله» و «حزب دموکرات کردستان» و شبکه‌های مخفی «فدائیان» و «مجاهدین» نقش فعالی ایفا کرد.

دباغ به همراه «آیت الله جوادی آملی» و «محمدجواد لاریجانی»، یکی از سه نماینده‌ای بود که در سال ۱۳۶۷ پیام امام خمینی (ره) را به رهبر اتحاد جماهیر شوروری، «میخائیل گورباچف»، رساند و در راه خدمت به انقلاب اسلامی و مردم ایران از هیچ کوششی دریغ نکرد.

مرضیه حدیدچی دباغ، صبح روز ۲۷ آبان ۱۳۹۵، پس از گذراندن دوره‌ای بیماری، در سن ۷۷ سالگی در بیمارستان خاتم‌الانبیای تهران درگذشت و در صحن آرامگاه امام خمینی (ره) به خاک سپرده شد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۱ بهمن ۱۴۰۴ 615 بازدیدبدون نظر »

سيد نواب پس از رهايي از دست مامورين شهرباني آبادان و سخنرانيش در مسجد و پيدا کردن نشاني کسروي راهي تهران و باشگاه ورزشي کسروي شده و پس از گفت‌وگو با او و اينکه در صورتي که دست از کارهاش بر نداره و توبه نکنه اونو تهديد به مرگ کرد. کسروي که تهديد سيد نواب را جدي نگرفت، به کار خودش ادامه مي‌ده تا اينکه سيد نواب پس از کسب اجازه از علما راهي منزل او شد و در يک فرصت مناسب با اون درگير مي‌شه و کسروي مورد اصابت گلوله قرار مي‌گيره که در همين زمان مامورين پليس هم وارد ماجرا مي‌شن و …
“مصلح آزادی ” در مورد زندگی نامه شهید نواب صفوی است از شروع مبارزات ایشان، زمانی که در نجف مشغول تحصیل بوده که با شنیدن چاپ کتاب شیعه گری به قلم کسروی و اقدام به کشتن او شروع می شود که در نهایت به شهادت نواب صفوی منجر می شود.این کار به شیوه مستند تاریخی تهیه شده است.
عوامل اجرائی این نمایش بسیار زیبا شامل:
نویسنده: مریم تاجیک
سردبیر: ندا هنگامی
صدابردار: علی حاجی نوروزی
افکتور: محمد رضا قبادی فر
کارگردان: رضا عمرانی
با هنرمندی بازیگران مرکز نمایش رادیو

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۱ بهمن ۱۴۰۴ 3403 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۵ آذر ۱۴۰۴ 163 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۵ آذر ۱۴۰۴ 137 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۴ آذر ۱۴۰۴ 196 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۴ آذر ۱۴۰۴ 198 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۳ آذر ۱۴۰۴ 152 بازدیدبدون نظر »

صفحات

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست