دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/11/150943116178866900.jpg

مداحی در مورد مادران شهدا

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 3039 بازدیدبدون نظر »
این کتاب شرحی از زندگی سراسر شجاعت، صبر و استقامت یک بانوی ایرانی است که در دوران دفاع مقدس خوش درخشید.

«علیرضا شاملو» در کردستان به دست گروهک کومله و دموکرات اسیر و شهید شد. پس از چندین ماه بی‌خبری، مادر شهید، حاجیه خانم «حمیده دریابیگی» کمر همت بست و خود به منطقه‌ی کردستان رفت و بعد از چهار ماه آوارگی در جست‌وجوی فرزند، شجاعانه به دل دشمن زد و پیکر فرزند شهیدش را از آنها تحویل گرفت.

* زندگی مادر شهید در این کتاب در سه فصل مجزا: «خانه خاطرات، سفر در گذشته و سفر به کردستان» روایت شده است.
*«هورَس» نام گونه‌ای سرو بسیار باارزش است که در مناطق کوهستانی و بیشتر در ارتفاعات بیش از دوهزار و ۵۰۰ متر می‌روید.

*شهید علیرضا شاملو
نام پدر: الله وردی (محمدتقی)
تاریخ تولد: ۱۳۴۱
محل تولد: روستای گرجان از توابع شهرستان ملایر
تاریخ شهادت: ۱۳۵۹/۱۱/۲۲
محل شهادت: تیرباران در زندان دوله تو

جهادگر شهید علیرضا شاملو در سال ۱۳۴۱ در روستای گرجان از توابع شهرستان ملایر، در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز، دیده به جهان گشود. هنوز دو بهار بیشتر از عمر او نگذشته بود که والدینش احساس کردند علیرضا با بچه‌های معمولی تفاوت دارد و از هوش و استعداد شگفت‌آوری برخوردار است و به‌شدت به تحصیل علم و دانش علاقه‌مند است؛ از این رو وی را نزد معلمان روستا بردند تا در این زمنیه با آنها مشورت کنند. علیرضا در این زمان کمتر از چهار سال داشت. معلمان اظهار داشتند چون به سن قانونی نرسیده است، امکان تحصیل رسمی برای او وجود ندارد. سپس از او آزمونی گرفتند و او را به مدرسه راه دادند تا در کنار دانش‌آموزان دیگر حضور داشته باشد.
نبوغ، استعداد و هوش بالای او همه را دچار حیرت کرده بود. وقتی در شش سالگی وارد مدرسه شد، از نظر علمی فاصله‌ی چند ساله با هم‌سالانش داشت. علیرضا در هشت سالگی کلاس چهارم ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند.
وقتی نُه ساله شد، خانواده‌اش جلای وطن کردند و در شهر اراک رحل اقامت افکندند و علیرضا در همان سال توانست کلاس پنجم را در دبستان روستای پری (شهرک کربلای فعلی) با موفقیت به پایان برساند.
علیرضا زمانی که در کلاس پنجم تحصیل می‌کرد، با نوشتن مقاله و انجام سخنرانی در مدرسه بهت و حیرت همگان را برانگیخت. او در این سن و سال اوضاع اجتماعی را چنان تحلیل می‌کرد که معلمانش انگشت به دهن می‌ماندند.
با گذشت زمان و باوجودِ سن کم، علیرضا روزبه‌روز در زمینه‌های اجتماعی فعال‌تر می‌شد و با درک صحیح از اوضاع اجتماعی آن روز، با تمام وجود می‌کوشید که مردم را آگاه کند.
او زمانی که در مقطع دبیرستان تحصیل می‌کرد و سیزده، چهارده سال بیشتر نداشت، برای سخن‌رانی به دانشگاه‌ها و شهرهای مختلف دعوت می‌شد و به بهترین شکل از عهده‌ی وظایفش برمی‌آمد.
علیرضا در مسجد حاج محمدابراهیم، کتاب‌خانه‌ای راه‌اندازی کرد که محل رجوع هزار جوان بود؛ اما ساواک بعد از مدّتی همه‌ی کتاب‌های موجود را غارت و کتاب‌خانه را تعطیل کرد.
علیرضا در ۱۶ سالگی دیپلم گرفت و در اوج مبارزات ملّت ایران به رهبری امام خمینی (ره) وارد میدان مبارزه شد و در این راه تلاشی شبانه‌روزی را آغاز کرد.
این جوان فرهیخته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از فرمان حضرت امام مبنی‌بر تشکیل جهاد سازندگی، به عضویت کمیته‌ی فرهنگی جهاد در شهرستان اراک درآمد و بعد از چهار ماه کار، به‌سبب استعداد ویژه و قابلیت‌هایی که داشت، برای ادامه‌ی خدمت به ستاد مرکزی جهاد در تهران دعوت شد و در تهران مشغول به کار شد.
با شروع شورش‌های کردستان، علیرضا برحسب وظیفه‌ای که داشت، برای خدمت به مردم محروم کردستان عازم سنندج شد و دور جدیدی از زندگی را در خدمت به محرومان و مستضعفان آغاز کرد و شبانه‌روز در این زمینه تلاش می‌کرد.
علیرضا زمانی که در سنندج بود، اقدام به برگزاری یک راهپیمایی کرد، امّا عناصر ضدّ انقلاب به آنها حمله کردند. آنها به سپاه پناه بردند و چون روز جمعه بود، از آنجا عازم نماز جمعه شدند؛ اما گروهک‌ها در این مسیر نیز به آزار و اذیت علیرضا و هم‌فکرانش پرداختند. آنها تمام مصائب را تحمل کردند و وظیفه‌ی خود را به انجام رساندند.
وی پس از آن، در نقد این عمل گروهک‌ها مقاله‌ای نوشت با عنوان «مرحبا به شعاع فکری و عقل و اندیشه شما» که در آن شرایط، بازتاب فوق‌العاده‌ای داشت.
این جوان آزاده، پس از چند ماه خدمت در کردستان، در حمله‌‌ی عناصر ضدّ انقلاب به محل استقرار نیروهای جهاد سازندگی در سنندج، به اسارت آنان درآمد و پس از تحمّل شکنجه‌های فراوان در بهمن ماه سال ۱۳۵۹ به دست عناصر ضد خلقی در منطقه‌ی واوان سردشت اعدام شد.
مادر فداکارش توانست پس از چهار ماه تلاش و کوشش، پیکر مطهر فرزند شهیدش را به زادگاهش برگرداند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 622 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : روایت گری

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 4560 بازدیدبدون نظر »

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2015/09/n00152715-b.jpg

مداحی در مورد پدر شهید گمنام

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 3111 بازدیدبدون نظر »
برف می‌بارد گل سرخ

این رمان روایت رویارویی انسان با جنگ و ارزش‌های انسانی است. جنگ تحمیلی از طرف کسانی که قصد دارند به مرزهای جغرافیایی ما مسلط شوند و نماینده‌ی زورمندانی هستند که هدف اصلی آنها ویران کردن ارزش‌های انسانی جامعه‌ی مقابل آنهاست.

در رمان «برف می‌بارد گل سرخ» با یک مرد و یک زن آشنا می‌شویم.
مرد یک پزشک متخصص و متعهد به اخلاق و آرمان‌هایش است. او در زندگیِ خود فردی موفق از همه‌ جنبه‌های مادّی است و برای رفاه خود چیزی کم ندارد؛ اما وقتی شیپور جنگ نواخته می‌شود و او می‌بیند دشمن به کشورش هجوم آورده است، لباس رزم بر تن می‌کند و به دورترین و خطرناک‌ترین منطقه‌ی جنگی می‌رود تا نشان بدهد که مرد روزهای بحرانی است.
«شهید دکتر مصطفی رستمی‌پور»، قهرمان داستان، قوی‌ترین و در عین حال ساده‌ترین انسانی است که با درک موقعیت، راه خودش را انتخاب کرده است.
در این رمان زنی نیز هست که هر چند رفتار و حرف‌های او از جنس حرف‌های روزمره است، عادی حرف می‌زند و واکنش‌های به‌ظاهر ساده‌ای دارد، اما نوع نگاهش او را متفاوت‌تر می‌نماید.
این داستان بازنمایی جنایت دشمنی است که با بمباران‌های پیاپی شیمیایی بر روی بیمارستان، در مناطق دورتر از صحنه‌ی جنگ، نشانی زشت را تا ابد بر پیشانی‌اش گذاشته است. در این بمباران دکتر مصطفی رستمی‌پور مصدوم شیمیایی می‌شود. او پس از مدت کوتاهی، برای ادامه‌ی درمان به فرانسه اعزام می‌شود و این آغاز ماجراست….

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 634 بازدیدبدون نظر »

http://8pic.ir/images/15773808199703357143.jpg

مداحی در مورد شهدا

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 2084 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 646 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : روایت گری , حسین یکتا

روایتی زیبا از اخلاص شهدا ..

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 1323 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : روایت گری

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2022/10/1842921_619.jpg

برشی از روایتگری حاج سعید تاجیک در مناطق عملیاتی راهیان نور را در ادامه مشاهده می‌کنید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 905 بازدیدبدون نظر »
یار دوست

این کتاب گویا بر اساس تاریخ شفاهی، بیان‌گر زندگی‌نامه، خاطرات و سرگذشت مرحوم «امیر سرلشکر محمّد سلیمی» فرمانده‌ی سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

«محمّد سلیمی» (زاده‌ ۱۳۱۶ مشهد – درگذشته ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ تهران) سرلشکر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و دومین فرمانده کلّ ارتش (از خرداد ۱۳۷۹ تا شهریور ۱۳۸۴) بود. وی در کابینه‌ی اوّل میرحسین موسوی، به مدّت ۴ سال، وزیر دفاع ملّی بود.
سلیمی فعّالیت نظامی را از سال ۱۳۳۵ در ارتش رژیم شاهنشاهی آغاز کرد. وی در ابتدای جنگ ایران و عراق، به مدّت یک سال (در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰) مسئول دفتر مشاوره‌ی نظامی امام خمینی (ره) و مسئول ستاد جنگ‌های نامنظم بود.
سلیمی از خرداد ۱۳۷۹، پس از کناره‌گیری «علی شهبازی»، با ارتقاء درجه از سرتیپی به سرلشکری، به فرماندهی کلّ ارتش منصوب شد و در شهریورماه ۱۳۸۴، پس از استعفا از این جایگاه، به‌ سِمت مشاور رهبر انقلاب اسلامی در امور ارتش منصوب شد.
محمّد سلیمی در سال ۱۳۷۹ از مقام معظم رهبری، «نشان درجه یک نصر» دریافت کرد. وی در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۹۴، پس از یک دوره‌ی طولانی بیماری، در سن ۷۸ سالگی درگذشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 628 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 1458 بازدید1 نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 2448 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : متفرقه

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638583767537290339.jpg

فیلم مستند گلوله باران درباره دو تصویربردار است که با یک گروه نظامی همراه می‎شوند تا نبردی را به تصویر بکشند. در آغاز راه گلوله ای به پای یکی از تصویربردارها می‎خورد، مجروح می‎شود و باید به پشت جبهه برگردد. او و همراهش، که در تیررس تک تیرانداز دشمن قرار دارند، اکنون باید برای نجات تلاش کنند.

تهیه کننده : مرتضی شعبانی

کارگردان ها : مرتضی پایه شناس – حسین مومن

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 253 بازدیدبدون نظر »

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/11/150943116178866900.jpg

مداحی فوق العاده زیبا در مورد شهدای گمنام با نوای برادر سید رضا نریمانی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 8237 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : شهید متوسلیان

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638613195657550229.jpg

روایتی از اقدامات احمد متوسلیان در روزهای آغازین جنگ و پس از آن، آزادی خرمشهر

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 226 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : روایت گری , حسین یکتا

خاطره شروع جنگ ایران و عراق و و چگونگی جنگ با روایت گری حاج حسین یکتا با لینک مستقیم از سایت کربلا میتوانید دریافت نمایید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 3274 بازدید۲ نظر »
گردان 144 در نبرد آبادان

گردان ۱۴۴ گردانی در ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که سرتیپ (سرگرد) فرض‌الله شاهین‌راد در زمان جنگ تحمیلی فرماندهی آن را برعهده داشت.

براساس تصمیمات ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی و دستور فرماندهی نیروی زمینی حدود دو ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی لشکرهای ۱ و ۲ مرکز درهم ادغام شدند و لشکر ۲۱ حمزه را تشکیل دادند.
من سرگرد شاهین‌راد که تا آن‌موقع در لشکر ۱ مرکز بودم، در تابعیت لشکر ۲۱ قرار گرفتم. تعدادی از افسران لشکر تا آن‌موقع در مناطق ۳ و ۴ خدمت نکرده بودند. ستاد نیروی زمینی این موضوع را بررسی و محل خدمتی جدید برای آنان تعیین کرد. نام من در فهرست انتقالی‌‌‌ها به لشکر ۲۸ سنندج قرار داشت. به هریک از نیروها برای جابه‌‌جایی و معرفی خود به محل جدید خدمت، ۱۵ روز فرصت داده می‌‌‌شد؛ منظور این است که فرد منتقله در این مدت کارهای خدمتی و خانوادگی خود را انجام دهد و به‌‌موقع در محل جدید حضور یابد.
با توجه به امریه‌‌ی ابلاغی من مشغول سروسامان دادن به امور بودم و ۱۰ روز از ۱۵ روز سپری شده و تقریباً کارها رو به اتمام بود.
در ساعت ۱۳ روز ۷ مهرماه ۵۹ پیامی ازطرف فرمانده لشکر وقت، جناب سرهنگ زین‌‌العابدین ورشوساز، با امضای جناب سرهنگ هوشنگ مظاهری، رئیس ستاد لشکر، در منزل به من تحویل شد.
متن پیام چنین بود: «برای ملاقات با فرماندهی، به‌‌‌محض رؤیت، در ستاد لشکر حضور یابید تا به دفتر فرماندهی راهنمایی شوید.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 844 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : متفرقه

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638626953289527670.jpg

حمله عراقی های به روستای ابوحمیظه و کشتار بسیار از مردم روستا

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 195 بازدیدبدون نظر »
https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/04/hameds2.jpg

ترانه حامد زمانی پیرامون جانبازان پر افتخار ایران اسلامی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 3672 بازدید1 نظر »
دسته بندی : روایت گری , حسین یکتا

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/04/yekta92shalamcheh.jpg

حاج حسین یکتا-شلمچه92-دانشگاه صنعتی کرمانشاه-شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 4521 بازدیدبدون نظر »
بایندر

این کتاب درباره مردی است که با دست خالی جلوی حمله‌‌ی کشتی‌‌های مسلح انگلیسی‌‌ها ایستاد.

دریادار شهید «غلام‌علی بایندُر»، فرزند دوم علی‌اکبر بایندر، در سال ۱۲۷۷ خورشیدی در تهران متولد شد. وی تحصیلات متوسطه‌ی خود را در مدرسه‌ی دارالفنون به پایان رساند و در سال ۱۲۹۹ از مدرسه‌ی نظامی «مشیرالدوله» با درجه‌ی ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد و در دانشکده‌ی توپخانه‌ی «پواتیه»، «فونتن بلو»، دانشگاه جنگ پاریس و نیروی دریایی ایتالیا تحصیلات نظامی را به پایان رساند.
وی در ۱۳۰۱ در جنگ با «اسماعیل سیمیتقو» مشارکت کرد و به‌سبب رشادت و فداکاری در نبرد شکریازی، نشان «ذوالفقار» را که عالی‌ترین نشان نظامی ایران بود، دریافت کرد.
او از ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰ در سِمت فرمانده‌ی نیروی دریایی ارتش، خدمت کرد. به‌‌دنبال شکست مذاکرات ایران و انگلیس درباره‌ی بازپس‌گیری جزایر سه‌گانه‌ی ایران، مقامات دولتی و نظامی ایران در سال‌های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ میلادی از جزایر تنب دیدار کردند. در این بازدیدها دریادار «بایندُر»، فرمانده‌ی وقت نیروی دریایی ارتش ایران، پس از گفت‌وگو با ساکنان جزیره، به مقامات نظامی بریتانیا اظهار داشت که جزیره‌های تنب و ابوموسی، بخشی از سرزمین ایران است. در این روز، دریادار غلام‌علی بایندُر‌، در بازگشت از آبادان با گلوله‌های ناو انگلیسی روبه‌رو شد. ناوچه‌های غافل‌گیر‌شده غرق شدند و گروهی از افسران و ناوی‌ها کشته شدند. بایندر همراه با سروان «ولی مکری‌نژاد»، برای چاره‌اندیشی و دادنِ آماده‌باش به ستاد نیروی دریایی جنوب، به‌سوی خرمشهر به راه افتاد، ولی پیش از آنکه به خرمشهر برسند، با آتش ناگهانی مسلسل‌های انگلیسی به شهادت رسیدند. پس از شهادت، درجه‌ی او به دریابانی ارتقا یافت و یکی از ناوشکن‌های نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز به یاد او نام‌گذاری شد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 904 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 3118 بازدید۳ نظر »
دسته بندی : متفرقه

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638627774609844348.jpg

روایت روزهای آغازین جنگ در خرمشهر و آبادان از زبان رزمندگان آن روزها
.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 200 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : مداحی و آهنگ , متفرقه

http://zahra-media.ir/wp-content/uploads/2021/05/381325_545.jpg

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در سالروز بمباران شیمیایی شهر حلبچه توسط رژیم بعث در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، فیلمی از سفر استانی آیت‌الله خامنه‌ای به کردستان در دوران ریاست جمهوری و اجرای سرود جمعی از دانش‌آموزان کُرد درباره‌ی بمباران شیمیایی و کشتار مردم مظلوم حلبچه را منتشر کرد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 1141 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 4720 بازدید۲ نظر »
دشمن پشت دروازه‌ های شهر

این کتاب بخشی‌‌هایی از تاریخ پرافتخار آبادان، به‌ویژه در دوران معاصر، یعنی سال‌‌‌های مبارزه مردم آبادان در راه پیروزی انقلاب اسلامی به‌‌‌رهبری امام خمینی (ره) و مبارزه با دشمنان داخلی را روایت می‌‌کند.

«دشمن پشت دروازه‌‌‌های شهر: روایت مقاومت مردمی آبادان؛ ۱۳۵۹» درباره‌‌ی تاریخ‌نگاری دفاع مقدس، بیشتر مبتنی بر توصیف و تبیین رویکردها، راهبردها و عملکرد گروه‌ها و نخبگان نظامی بوده و کمتر به نقش مردم عادی جامعه در جنگ پرداخته‌‌است.
با توجه به این‌‌که یکی از علل اصلی موفقیت رزمندگان اسلام در هشت سال جنگ تحمیلی، روحیه‌‌ی مقاومت و پایداری آنان بوده‌‌است، ازاین‌‌رو پرداختن به آن امری انکارناپذیر است، اما این‌که چگونه این مقاومت در ابتدای جنگ به‌عنوان یک فرهنگ برخاسته از عقاید و ارزش‌های دینی و انقلابی شکل گرفت و سپس در تمامی ابعاد جامعه گسترش پیدا کرد، کمتر به آن توجه شده‌‌‌است.
همچنین مقاومت مردم آبادان دربرابر تجاوز دشمن بعثی را می‌توان یک پدیده‌‌ی تاریخی در آن مقطع زمانی به شمار آورد که بعدها در صورت‌بندی هویت و حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه‌‌ی ایران اسلامی نقشی بی‌بدیل ایفا کرد.
کتاب «دشمن پشت دروازه‌های شهر»، به نویسندگی نعمت‌الله سلیمانی‌‌خواه، روایت‌‌گر چگونگی انجام این مقاومت مردم و شکل‌گیری فرهنگی است که در طول دوران دفاع مقدس به یک عنصر اصلی و تعیین‌کننده در گفتمان سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی جامعه‌‌ی ایران تبدیل شد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 976 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : سایر شهدا

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638627836289852228.jpg

روایتی از خانواده های شهدای ایلام و مادر جاوید الاثر نورمحمد بابایی و سال ها چشم انتظاری او.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 192 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 6723 بازدید۳۲ نظر »
اعجوبه قرن؛ سرلشکر خلبان مصطفی اردستانی

در این کتاب زندگی‌نامه و رشادت‌های شهید سرلشکر خلبان «مصطفی اردستانی» به رشته‌‌ی تحریر درآمده‌‌است. کتاب دربرگیرنده‌‌ی بخشی از زندگی و خاطرات هم‌‌‌رزمان این شهید بزرگوار است.

سرلشکر خلبان شهید مصطفی اردستانی در سال ۱۳۲۸ در روستای قاسم‌‌آباد، از توابع شهرستان ورامین، دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در شهرستان ورامین گذراند.
پس از دریافت دیپلم، در سال ۱۳۴۸ به خدمت سربازی اعزام شد. خدمت سربازی را در یکی از روستاهای اسفراین به پایان برد. شرایط جغرافیایی منطقه در آن زمان برای کشت خشخاش مساعد بود و اهالی روستا به‌‌صورت فراگیر مبادرت به کشت آن می‌‌کردند. شهید اردستانی تا جایی که می‌‌توانست آن‌‌ها را از این کار باز می‌‌داشت.
شهید اردستانی پس از انقلاب، با جمعی از همکارانش، اقدام به انتشار یک نشریه‌‌ی درون‌گروهی به نام «مخلصین» کرد که حاوی مطالب اعتقادی و فرهنگی بود و باوجود شمارگان محدود، با استقبال همکارانش روبه‌رو شد.

بخشی از کتاب:
اواخر شهریورماه ۱۳۵۹، برای انجام یک مأموریت مخصوص اداری، از پایگاه تبریز عازم تهران شدم. مأموریتم در اتاق ویژه‌‌ی ستاد نیروی هوایی بود و چندروزی طول می‌‌کشید. گرچه فصل تابستان رو به سپری شدن بود و رفته‌‌رفته جای خود را به فصل سرد پاییز می‌سپرد، اما برای من و خانواده‌‌ام بهاری درحال شکفتن بود و آن، حضور سبز اولین شکوفه‌‌ی درخت زندگی‌‌مان بود که در همین روزها پا به عرصه‌‌ی وجود می‌‌گذاشت و گل زندگی‌‌‌اش شکفته می‌‌شد… .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 747 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : بدر و خیبر

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/05/638627874007485769.jpg

روایت عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲ و حضور لشگر ۱۷ علی بن ابی طالب در این عملیات.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۵ مهر ۱۴۰۴ 296 بازدیدبدون نظر »

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست