
داستان این سریال در مورد زنی به نام خاتون است که دامادهایش به او اصرار میکنند تا خانه قدیمیاش را بکوبد و به جای آن ساختمانی سه طبقه بسازد تا دامادها هم صاحب خانه شوند.
دامادها طبقه مربوط به خودشان را تمام میکنند ولی طبقه خاتون بخاطر دعوای همیشگی باجناقها نیمه کاره رها میشود. برخوردها و دعواها سبب می شود که او بی خبر خانه دخترها را ترک کند. غیبت خاتون همزمان می شود با آمدن پیرمردی به نام «قلمکار» که ادعا میکند برای ادای دین چند میلیاردی باید «خاتون» ملاقات کند. (بیشتر…)

این مجموعه تلویزیونی، روایت طنز گونه ای از زندگی خانوادگی مردی به نام فرمان است که ثبات فکری و شخصیتی چندانی ندارد. او که راننده تاکسی است، با همسرش مهری و فرزندانش روزگار می گذراند. زندگی او با اوج گرفتن دخالت های مادرش، ملوک خانم که خود را منتسب به دربار قاجار می داند و خواهرش مینا از یک سو و برادر های قلدر همسرش از سوی دیگر وارد مرحله ای جدید می شود و به دنبال آن، اتفاقات گوناگونی می افتد.
فرمان در اوج درماندگی تصمیم می گیرد همسرش را طلاق دهد و این آغاز درگیری فرمان با برادران گردن کلفت همسرش برای تصاحب یک خانه قدیمی است. با کمک دایی مظفر نزاع شکل دیگری به خود می گیرد و سرانجام فرمان، همسرش را طلاق می دهد و تصمیم می گیرد همسر دیگری اختیار کند؛ اما با حضور همسر قبلی در مجلس عروسی، همه چیز به هم میخورد. (بیشتر…)



سریال «دختری به نام آهو» درباره خانواده ی آقا «مرتضی حشمت» است. او صاحب پنج پسر است که چهارتای آنها ازدواج کرده اند و صاحب پسر شدند. امّا آقا «مرتضی» خیلی دوست دارد حداقل یک نوه دختر داشته باشد. برای همین به تکاپو می افتد تا شرایط عروسی پسر پنجم که به تازگی از سربازی برگشته است را فراهم کند. امّا این کار از همیشه سخت تر به نظر می رسد و ماجراهایی رخ می دهد که انجامش را به عقب می اندازند.

دو زوج جوان با بازی پوریا پورسرخ و مریم مومن زندگی مشترک خود را اخیرا آغاز کرده اند و در همین ابتدای امر با چالش ها و مشکلات کوچک و بزرگی رو به رو شده که هر یک از آن ها به نحوی آینده زندگی مشترک این دو را شکل می دهد. این زوج در کشاکش حوادث، گاه زمین می خورند و گاه بر می خیزند اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنان چه رقم زده است.

این مجموعه تلویزیونی، درباره دختری به نام غزل است، که در میان خانواده ای زندگی می کند و به تنهایی نقاشی می کشد. روزی یکی از نقاشی ها زنده می شود و یک بچه دایناسور به نام دانی از نقاشی می آید. روزگار آنها به خوبی و خوشی سپری می شود تا اینکه روزی خانواده او متوجه حضور دانی می گردند.
دانی و من درباره دایناسور کوچکی است که در میان اعضای خانواده ای زندگی می کند و در هر قسمت، اتفاقاتی را به وجود می آورد. در دهه های ۶۰ و ۷۰ برنامه های کودک و نوجوان بیشتر عروسک محور و نمایشی بود و دانی و من نیز از این قاعده کلی مستثنی نشد. (بیشتر…)




