
سریال «زیرخاکی3» داستان زندگی مردی به نام «فریبرز باغ بیشه» را به تصویر می کشد که در هر شرایطی به دنبال زیرخاکی میگردد. در فصل سوم این سریال، «فریبرز» به اردوگاه اسرای جنگی در عراق منتقل می شود و اشتباه گرفته شدن او با یکی از فرماندهان ارشد ایرانی، سوژه داستان می شود.


مجموعه تلویزیونی «زیر خاکی» روایتگر بلند پرواز های مردی جاهطلب و سربههوا به نام “فریبرز باغبیشه” است که میخواهد یک شبِ راه صد ساله را برود. او و همسرش “پریچهر” و فرزندش “کاوه” در یکی از خانههای مناطق جنوب شهر تهران زندگی میکنند، “فریبرز” به واسطه برادرش که یکی از افسران انقلابی نیروی هوایی ارتش است، درگیر ماجراهایی میشود و …. .
غلامحسین، دزد خردهپایی است که روزی از روزها شاهد تصادف اتومبیل با مردی میانسال میشود. وی کیف مرد مجروح را میرباید و پاسپورتی در کیف پیدا میکند. او سعی دارد که کیف رابه فروش برساند. اما به دلیل این که پلیس دنبالش است. او تصمیم میگیرد به خارج برود و از ایران فرار کند …
غلام برای فروش لپتاپ دزدی به خانه یک مال خر آشنا میرود. خانه، لو رفته و نیروی انتظامی وارد خانه میشود. غلام از راه پشت بام فرار میکند. خانه پدر غلام هم لو رفته و به ناچار تصمیم میگیرد از پاسپورت دزدی برای خروج از کشور استفاده کند. در فرودگاه با خانم مسنی به نام «ماهی جان» همسفر میشود و در پاریس، «باقری» نماینده شرکت «دوریس» از طرف آقای «لوریان» به استقبال او آمده و همراه با «ژاکلین» دختر لوریان، او را به هتلی مجلّل میبرند … (بیشتر…)



