
فیلم «مرتضی» به مسائلی در زندگی روزمره اشاره دارد که در عین سادگی می توانند جان کسی را نجات دهند یا او را نابود سازند.

خلاصه داستان : یک مجروح جنگی را از جبهه به بیمارستان می آورند. پرستار او که ماری نام دارد، یک دختر مسیحی است که احساس می کند چهره مجروح برایش آشنا است. سرانجام متوجه می شود که چهره او به تابلوی حضزت مسیح شباهت دارد. از این به بعد است که ماری درگیر ذهنیات خود می شود و …
بازیگران : مهناز افضلی ، علی بی غم ، قاسم سیف ، شهلا ریاحی ، مینا صارمی ، سارا نجفی ، حسین خانی بیک ، آندره آندره یاسیان ، حسن احسانیان ، محمد غفاری ، رضا بنفشه خواه ، پرویز شاهین خو ، سوسن سلیمی ، ملیحه اکبری ، فرهاد خان محمدی

سال تولید : 1392
کارگردان : کیومرث پوراحمد
بازیگران: بابک حمیدیان ، طناز طباطبایی ، سلمان فرخنده ، فرزین صابونی، محسن آفتاب سوار ، هومن سلطانی ، فاطمه یزدانیان
خلاصه داستان : سرگذشت واقعی «هرمز» یکی از نیروهای اطلاعات لشکر زرهی نجف اشرف در عملیات والفجر ۴ را نمایش می دهد که برای شناسایی به یک منطقه مین گذاری شده در خاک عراق می رود.


سال تولید : ۱۳۶۶
کارگردان : سیروس تسلیمی
بازیگران: فرامرز قریبیان ، محمد بانکی ، حسین ملاقاسمی ، کاظم افرندنیا ، علی برجسته ، اصغر بانکی ، عباس مختاری و …
خلاصه داستان : سروان ترابی در یک عملیات ارتش در گذرگاه آبی جنوب مجروح می شود و در بیمارستان فوت می کند. دو گلوله ی ژ.۳ او را از پا در آورده است. دکتر مراتب شک خود را گزارش می کند. سرگرد جلایر از سوی رکن دو ارتش وظیفه می یابد تا پرونده را دنبال کند. تحقیقات سرگرد روشن می سازد که سروان ترابی با تفنگ ژ. ۳ استوار سهرابی ، که مدتی قبل مفقود شده ، به قتل رسیده است. استوار سهرابی در مظان اتهام قرار می گیرد ، تا این که معلوم می شود یک غواص عراقی . که تفنگ استوار را به دست آورده ، سروان ترابی را هدف گلوله قرار داده است.

کارگردان : محمد حسین مهدویان
بازیگران : هادی حجازی فر ، امیرحسین هاشمی ، ابراهیم امینی و عماد محمدی
خلاصه داستان : در فیلم ایستاده در غبار ، احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری میشود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم میخورد و…

فیلمی زیبا از دفاع مقدس محصول ۱۳۷۶ و کارگردانی اکبر حر.
خلاصه: در زمان جنگ تحمیلی به یک گردان غواص مأموری داده می شود ضمن نفوذ به جزیره های عراق ـ ام الرصاص و ماهی ـ نقطه مشکوکی را در آن جا شناسایی کنند که در واقع مخفی گاه مهمات شیمیایی عراق است. با سرگرم کردن عراقی ها پیش قراولان فتح فاو وارد منطقه می شوند و …
بازیگران: حسن عباسی، محمد برسوزیان، حبیب اله الهیاری، شهرزاد صفوی، سیدمحسن خرم دره

فیلم تلویزیونی «چند پاره از داستان اسماعیل» ساخته سعید نقدزاده ـ در فرم اپیزود یک است و در ساختار نیز به جای برش زمانی و بازنمایی یک مقطع از زندگی قهرمان داستان به شکل خطی و طولی، زندگی شخصیت اصلی قصه یعنی اسماعیل را از نوجوانی تا شهادت و حتی زندگی دخترش بعد از شهادت او را در قالب پنج اپیزود روایت میکند.
این رویکرد اقتضا میکند در این روایت تاریخی تحولات شخصیتی قهرمان در مقاطع زمانی مختلف مورد تحلیل و قضاوت قرار بگیرد. این نوع روایت زندگی فارغ از کشمکشها و فراز و نشیبهایی که میتواند با ایجاد تعلیق و همراه کردن مخاطب همراه باشد منطق روانشناختی شخصیت و تحولات اخلاقی ـ رفتاری او را قابل پذیرش و فهمتر میکند، ضمن اینکه مخاطب با سیر تحولات درونی و بیرونی قهرمان قصه همراه میشود، همچنان که در این فیلم میبینیم اسماعیل در اپیزود اول بهعنوان یک نوجوان با اسماعیلی که به مرحله شهادت میرسد چه تغییراتی کرده و چگونه به پختگی و کمال نزدیک میشود.
مخاطب، اسماعیل را نه صرفا در اپیزودهای مختلف و نه حتی صرفا در مقاطع مختلف زمانی که در موقعیتهای مختلف ایمانی ـ اخلاقی محک میزند و این به روایت سریالی کمک میکند. بهرغم همذاتپنداری عمیقتر، باور قهرمان و درونی کردن ارزشهای او در دل مخاطب شکل میگیرد و بتدریج در ذهن او نفوذ میکند، هرچند گاهی ریتم آهسته روایت، انسجام درونی آن را کم میکند.
روایت مقاطع مختلف زندگی اسماعیل کمک میکند مخاطب قهرمان خود را نه صرفا در یک موقعیت خاص و ویژه که در موقعیتهای مختلف حتی خارج از متن و فضای جبهه ببیند، بسنجد و محک بزند که در نهایت با این نگاه همهجانبه و چندبعدی شناخت دقیقتری از سوی مخاطب نسبت به قهرمان فیلم و پیام و ارزشهای فیلم صورت بگیرد.
ما اسماعیل را هم در جبهه و مقابل دشمن میبینیم و هم در خانه و کنار دوست، فامیل و همسر. این نگاه موجب میشود قهرمان قصه تکبعدی نباشد و باورپذیرتر شود. چند پاره از زندگی اسماعیل در عنوان خود نیز مبین همین معنا و موقعیت است. ضمن اینکه این مقاطع مختلف از زندگی اسماعیل مخاطب را هم در معرض قضاوت عادلانهتری قرار میدهد. اینکه قهرمان قصه فقط در میدان جنگ قهرمان نیست یا تاکید بر این نکته که قهرمان بودن صرفا در عرصه نبرد و جبهه جنگ تحقق پیدا نمیکند که متن زندگی نیز نیازمند قهرمان است، نیازمند اخلاقی زیستن و نیاز به گذشت و ایثار و فداکاری. ماهیت فیلمنامه هم با ماموریت رسانهای شبکه دو انطباق دارد و ردپای توجه به بنیان خانواده و زندگی را میتوان در روایت یک قصه جنگی و آدمهایش جستجو کرد.
نگاه خانوادگی به این موضوع در اپیزودهای آخر بویژه وقتی دختر اسماعیل (نفیسه روشن) وارد قصه میشود، نمود بیشتری پیدا میکند و میتوان تاثیرات تربیتی یک شهید را در پرورش فرزندش درک کرد. جالب اینکه در این فیلم با اثری روبهرو هستیم که زندگی پس از مرگ قهرمانش را هم به تصویر میکشد و نشانههای آن را میتوان در زندگی اطرافیان او ردیابی کرد.
در اپیزود آخر دختر اسماعیل به دیدار دوستان پدرش میرود که همگی از جانبازان جنگ و بازماندههایی از جنس پدرش هستند تا به واسطه این گذر طولی در مسیر قصه، ادای دین به همه کسانی که خود و اطرافیانشان تحت تاثیر دفاع مقدس بوده در آینه تصویر قرار بگیرد.
در این فیلم رزمنده، همسنگر، فرمانده، شهید، پدر شهید، مادر و همسر و فرزند شهید و جانبازان جنگ تحمیلی هر کدام درموقعیت خود واقعیتهای جنگ را بازنمایی میکنند و در نهایت در خود قصه فارغ از روایت موقعیت شاهد یک نوع لحن گزارش گونه و مستند درباره آدمهای جنگ هستیم.
همین رویکرد زندگی محور به قصه موجب شده تا با یک فیلم جنگی – حادثهای- و اکشن مواجه نباشیم و بیش از آنکه صحنههای نبرد و مبارزه به تصویر کشیده شود، فلسفه دفاع، جهاد، جنگیدن و روابط معنوی و انسانی در این فضا روایت میشود و آدمهای قصه هم خیلی فانتزی و نمایشی به نظر نمیرسند و مخاطب حس میکند این آدمها از جنس خودشان هستند با همان ویژگیها و خصلتهای انسانی.
فیلم چند پاره از داستان اسماعیل، روایت زندگی در دل جنگ است و اینکه جبهه یک فرصت و مجال برای محک زدن و درک زندگی و چگونه زیستن است؛ تصویری که پارههایی از وجود آدمی را در تجربه موقعیتهای دشوار اخلاقی ـ انسانی بازنمایی و تاکید میکند خود زندگی یک جنگ دائمی برای انسان زیستن است.

==================================================
خلاصه داستان :
با شنیدن خبر نابودی یك بیمارستان صحرایی، دكتر امیر راستین همسر باردارش لیلی را نزد پدر همسرش، قوام، می گذارد و به جبهه می رود. در غیاب شوهر، لیلی به كار نقاشی و نگارش كتاب مشغول است. در ضمن با سامان، كه مدیر یك مؤسسه انتشاراتی است برای چاپ كتابش همكاری می كند. خبر شهادت دكتر راستین، لیلی را دگرگون می كند. از طرفی فتاحی و همسرش به علت ثروت زیاد قوام، خواستار ازدواج مرتضی، پسر از خارج برگشته شان، با لیلی هستند. اما لیلی مرگ شوهر را باور ندارد و اصرار دارد كه دكتر راستین همچنان زنده است. در همین زمان، سامان نیز به لیلی پیشنهاد ازدواج می دهد. اما درست هنگامی كه لیلی تلویحاً تقاضای سامان را پذیرفته، خبر زنده بودن دكتر راستین می رسد. اعضای خانواده به همراه سامان به ایستگاه راه آهن می روند تا از دكتر راستین كه حالا یك پایش را از دست داده است، استقبال كنند.
بازیگران : جمشید مشایخی ، افسانه بایگان ، داریوش مؤدبیان ، سیروس ابراهیم زاده ، ابراهیم پورمنصوری ، رسول توکلی ، منوچهر حامدی ، مصطفی راد ، رضا مرادیان ، پری کربلایی ، میترا چوپان ، احمد عباسی ، اسکندر رفیعی ، حسین طباطبایی ، حسین غیابی
کارگردان : سیروس مقدم

انیمیشن “سلام بر ابراهیم” درباره شهید ابراهیم هادی ملقب به «علمدار کمیل» است و سلحشوری ها و رشادت های این سرباز امام خمینی (قدس سره) را روایت می کند.
پهلوان بسیجی ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.

کارگردان: رسول ملاقلی پور
ستارگان: مهدی احمدی، جمشید هاشم پور، آتنه فقیه نصیری، قاسم زارع، هادی حجاری فر، قربان نجفی، حسن عباسی، نادیا امیری، فرزین محدث، فاطمه امیری، صادق حدادی، شهاب تیموریان و…
خلاصه داستان فیلم مزرعه پدری: محمود شوکتیان برای جلسه نقد آخرین کتابش “مزرعه پدری” به اهواز دعوت شده تا سخنرانی کند. او در زمان جنگ همسر و دو فرزندش را بر اثر بمباران دشمن از دست داده، اما در خیال خود آنها را زنده میپندارد. در میانه های نشست یکی از دانشجویان به کشته شدن همسر و فرزندانش در اثر حمله توپخانه دشمن در سال های ابتدایی جنگ تحمیلی اشاره میکند که موجب تغییر ناگهانی شرایط روحی محمود میشود و…

با شروع جنگ، بيمارستاني در خرمشهر به محاصره دشمن درمي آيد و از هوا و زمين مورد هجوم قرار مي گيرد. محمد جهان آرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پيشنهاد مي كند مجروحان و پزشكان با يك آمبولانس و لندرور، به دنبال جيپ به غنيمنت گرفته شده كه در آن رزمندگان راه را باز مي كنند، از بيمارستان خارج شوند. در شهر، نيروهاي عراقي كه در حال تسخير شهر هستند، مقابل آنها ظاهر مي شوند و رزمندگان براي نجات دادن سرنشينان آمبولانس و اندرور، با عراقي ها درگير مي شوند و به شهادت مي رسند و سرنشينان لندرور نيز به اسارت گرفته مي شوند و به شهادت مي رسند و سرنشينان لندرور نيز به اسارت گرفته مي شوند. سرنشينان آمبولانس كه نجات يافته اند، در اطراف شهر سرگردان مي شوند و راه را گم مي كنند. در ميان آنها، راننده آمبولانس، دكتر كسرا، يك ناخدا، يك زن كه شوهرش رييس گمرك خرمشهر بوده و شهيد شده، مردي كه مدام به فكر تسليم شدن و نجات پولهايش است و يك امدادگر به نام هانيه كه دو نوزاد را با خود آورده، حضور دارند. افسر عراقي كه در اطراف بيمارستان به اسارت درآمده هم با آنهاست. در كنار رودي، جعبه حامل دو نوزاد به روي آب مي افتد و وقتي راننده براي نجات دادن بچه ها خود را به آب مي زند، نيروهاي عراقي از آن طرف رود او را به شهادت مي رسانند. دو نوزاد نجات مي يابند اما يكي از آنها بين راه مي ميرد. شش همسفر به جاده اي مي رسند و تصميم مي گيرند به دو گروه تقسيم شوند: دكتر كسرا، هانيه و اسير عراقي به همراه نوزاد به يك سمت مي روند و سه نفر باقيمانده به سمتي ديگر. دكتر كسرا و همراهانش به يك ريوي عراقي مي رسند و پشت آن سوار مي شوند. در اين بين آنها شاهد بردن سه همسفر قبلي خود هستند كه توسط عراقي ها به اسارت گرفته شده اند. در كنار رود، اسير عراقي به دكتر كسرا قايقي را نشان مي دهد تا با آن بگريزند. كسرا و هانيه خود را به قايق مي رسانند و پس از ساكت كردن نوزاد، اسير عراقي را بر جا مي گذارند و خود دور مي شوند. صبح فردا قايق آنها هدف گلوله هواپيماي دشمن قرار مي گيرد. كسرا و هانيه ناچار مي شوند قايق را ترك كنند و نوزاد را درون جعبه اي در رودخانه رها كنند. صداي مارش در دوردست، نويد پيروزي را در آينده مي دهد.

دانلود فیلم هیهات (Hihat) این فیلم چهار اپیزودی سعی در نمایش چهار گوشه از ارتباط مردمان معاصر با فرهنگ و منش عاشورایی دارد. “نمایش شوق زیارت و توسل”، ” حس عزت نفس و غیرت انسانی با پیروی از سیدالشهدا”، تاثیرگذاری و ماندگاری خطبه حضرت زینب (س)” و “رویارویی مدافعان حرم با داعشیان” توصیف محتوایی این چهار گوشه است.

کالی، دختری از اهالی شهر حلبچه، در شب عروسی منتظر بازگشت پدرش (کاک صدیق) است…
بازیگران : پریوش نظریه ، ولی اله مؤمنی ، آتش تقی پور ، مجید میرزاییان ، عطاءاله زاهد ، سیروس صابر ، رضا فتاح حسینی ، نسرین شهبازی ، منصور ایلخانی ، آمنه خلدبرین ، مهوش رحیمی ، رفیا تیرگری ، لیلی قندچی ، رضا آقاربی ، محمد امینی
کارگردان : حسن کاربخش

خلاصه داستان : رزمنده نوجوانی به نام ابوالفضل مأمور می شود تا مجروحی را به پشت جبهه برساند. او در مسیر خود با غلام حسین، که راننده لودر بوده و در جبهه بر اثر ترکش انفجار نابینا شده است، آشنا می شود. غلام حسین همسر و فرزندش را در روزهای انقلاب از دست داده است. آن ها در بین راه با عده ای سرباز عراقی درگیر می شوند. ابوالفضل از ناحیه پا به شدت مجروح می شود و غلام حسین او را به دوش می کشد. آن ها مجدداً با گروهی دیگر از نیروهای دشمن، که قصد پیشروی دارند، درگیر می شوند و تا رسیدن نیروهای خودی دشمن را از پیشروی باز می دارند.

مه لقا احمدي كه براي فارغ شدن دختر باردارش مريم در بيمارستان به انتظار نشسته است خاطرات خود را در سال 64 هنگام به دنيا آمدن مريم و نبودن همسر شهيدش مرور ميكند .در مرور اين خاطرات همسر شهيد او به زمان حال ميآيد كه اين موضوع سرآغاز اتفاقات جديد و بسيار جالبي در فيلم ميشود .نويسنده فيلمنامه اين فيلم اصغر خليلي ، كارگردان و طراح صحنه و لباس آن محسن منشيزاده وتهيه كننده آن ناصر ريحان صفت است.



