دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

دختر حمیرا ریاضی با مصرف زیاد دارو خود کشی کرده و پلیس آگاهی (علی اوسیوند ) بدنبال انگیزة خودکشی و یا قتل احتمالی می باشد ، که در این هین برادر شوهر حمیرا ریاضی (جمشید شاه محمدی ) به حمیرا ریاضی مشکوک است اما خود حمیرا ریاضی در پی یافتن قاتل ، طرح دوستی با صاحب کار سابق دخترش ( یوسف مرادیان ) می ریزد ولی…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

داستان این فیلم درباره مردی است که با هدف انتقام به حاشیه شهر می آید و در این راه زنی اسلحهای در اختیارش می گذارد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

ماجرای دو دوست به نام های مجید و حامد را روایت میکند که درگیر مشکلات یکدیگر میشوند و همین امر آن ها را وارد ماجرای پلیسی پیچیده ای میکند…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم زنده به گور، داستان زندگی سرهنگی است به نام حامی که زمان بازنشستگی اش فرا رسیده و قصد بازنشستگی دارد. سرهنگ باید جهت پذیرش درخواستش آخرین ماموریت خود را که حفاظت از زن جوان شاهدی است و قصد دارد در دادگاه علیه افرادی که بزرگترین ضربه را به سرهنگ زده اند شهادت دهد به سرانجام برساند. اما در این بین اتفاقاتی روی می دهد که سرهنگ حامی بر سر بزرگترین دوراهی زندگی اش قرار می گیرد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

محترم و حسين مطابق يك سنت خانوادگي، با هم نامزد مي شوند تا در جواني به ازدواج هم درآيند. والدين حسين در اجراي مراسم ديرين، با ديدن شبحي نگران آينده اين ازدواج مي شوند. در تابستان ۱۳۴۲، شايعه راجع به زلزله تهران شهر را خالي از سكنه كرده است و محترم در راه بازگشت به خانه، ميان خيال و واقعيت شبحي را بر بام خانه شان مي بيند و دقايقي بعد در چند متري خود در آشپزخانه… آنچنان هراس وجودش را دربر مي گيرد كه ابتدا ياراي حركت ندارد و بعد با فريادي بيهوش مي شود…اين شبح كيست؟ و از كودكي تا جواني آنها چه نقشي داشته است، سؤاليست بي جواب.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پس از مراسم عروسي، عروس و داماد همراه خويشاوندان داماد راهي روستاي محل سكونت خود مي شوند. طوفان سختي در مي گيرد عروس و داماد راه را گم مي كنند و به قصري پناه مي برند، شازده و مباشرش، اجازه مي دهند كه آن دو شب را در قصر سر كنند. همسر شازده، پنج سال پيش، در شب عروسي وقتي كه به تالار آيينه قدم گذارده بوده گم مي شود. در زير زميني متروك عروس با همسر شازده رو به رو مي شود، كه مي گويد از شب عروسي با حيله ي مباشر در سياه چال حبس شده است. شازده و داماد به مباشر شك مي برند و زماني كه از تالار آيينه به سياه چال مي رود او را تعقيب مي كنند. در كش مكش بين آن ها مباشر به دست همسر شازده كشته مي شود. عروس و داماد قصر را ترك مي كنند و شازده و همسرش پس از سال ها با هم به گفت و گو مي نشينند. دست عروس به شمعدان مي خورد قصر طعمه آتش مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

خبرنگاري با قطار وارد زادگاهش مي شود و از همان بدو ورود خاطرات خود را كه مربوط به سال هاي گذشته است مرور مي كند، خبرنگار كه براي يك روزنامه محلي قلم مي زده تلاش دارد تا پرده از روي فساد و اختلاس مسئولان شهر بردارد. اما شهردار با نفوذي كه در قدرت مركزي دارد مانع از افشاگري هاي خبرنگار جوان مي شود. در چنين وضعي بخشدار جديدي وارد شهر مي شود و از همان آغاز تصميم مي گيرد كه بر نابرابري ها و بي عدالتي ها خاتمه دهد. مسئولان شهر از فرماندار مي خواهند كه براي جلوگيري از اغتشاش و ناامني در شهر چاره اي بينديشد. بخشدار خوش خيال با حكم فرماندار از كار بركنار مي شود، اما همزمان خبرنگار عوامل فاسد شهر را افشا مي كند. خبرنگار به ملاقات بخشدار بركنار شده مي رود كه قصد دارد شهر را ترك كند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

سرگرد احمد کاویان با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خودش ، قاسم را که متّهم به قتل پیرزنی به نام مهری عظیمی است از زندان آزاد میکند…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در فيلم بماني بيننده ي سرنوشت سه دختر ايلامي هستيم: اول مدينه دختري قاليباف است و چون با سربازي كه سفارش دهنده ي فرش به او بوده در شهر ديده مي شود توسط برادر و دوست برادرش كشته مي شود. آن ها معتقد بودند كه مدينه فاسد شده بود. دومين دختر نسيم است كه در رشته ي پزشكي قبول شده و پدر مخالف تحصيل اوست اما نسيم سركلاس مي رود، و وقتي پدر مي فهمد به دانشگاه مي رود و با كتك مفصلي او را از سر كلاس به خانه مي برد نسيم با اين وضع تصميم به خودسوزي مي گيرد ولي با درصد سوختگي بالا زنده مي ماند. سومين دختر بماني است. پدرش كارگر ساده ي شهرداري است و چند تن فرزند دارد. صاحبخانه كه پيرمردي ۶۵ ساله است تقاضاي ازدواج با بماني را دارد تا از كرايه خانه هاي عقب افتاده چشم پوشي كند. پدر موافقت مي كند و عليرغم ميل بماني ازدواج سرمي گيرد. بماني در خانه ي شوهر تنها يك خدمتكار است و به اين خاطر به خانه ي پدر مي رود و خودسوزي مي كند اما زنده مي ماند و به خانه ي شوهر برگردانده مي شود اما شوهر او را طلاق مي دهد. بماني فرار مي كند و به قبرستاني مي رود و با پيشنهاد مرد مرده شور شمع و گلاب مي فروشد و آن جا ساكن مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پسر جوانی که اوضاع مالی مناسبی ندارد و به دنبال کار می باشد در کافه رستوران مجللی استخدام شده و پس از مدتی کوتاه با خانمی که صاحب آن مجموعه است درگیر رابطه ای عاطفی می شود. این رابطه او را درگیر ماجراهای پیچیده ای خواهد کرد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

داود عاطفی استاد ادبیات دانشگاه و رئیس ساواک تهران، فهرست هفت نفره ای در دست دارد که از اعضای بلندپایه نهضت اسلامی هستند و قرار است در ۲۴ ساعت آینده پس از دستگیری آنها را به جوخه اعدام بسپارد. از طرفی هم امین، پسر جوان وی که مدتها است به نهضت پیوسته، سعی می کند فهرست را از دفتر کار پدر خارج کرده و آنرا در اختیار یاران امام خمینی (ره) برساند اما پیش از به اتمام رساندن ماموریتش به دست ماموران حکومت نظامی زخمی شده و به خانه ای پناه می برد که با پلاک ۷ در کوچه ای به نام پاییز قرار دارد. خانه ای که متعلق به فریدون سهرابی معاون ساواک تهران است . ماهرخ خواهر سهراب از آنجایی که دل خوشی از رژیم پهلوی ندارد جان امین زخمی را نجات می دهد و فهرست را پیش از خبردار شدن عاطفی از ناپدید شدنش، به دست انقلابیون می رساند. ماهرخ و امین همان شب از خانه فریدون می گریزند و ثمره ازدواج آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پسری است به نام معین. در این مدت عاطفی بی خبر از سرنوشت پسرش امین، از کشور گریخته و به فرانسه می رود و پس از سه دهه و پس از مطالعه کتاب تازه منتشر شده ” پلاک هفت کوچه پاییز ” که قصه واقعی سرنوشت امین و ماهرخ است وارد کشور می شود تا با مراجعه به خانه سهرابی سرنخی از فرزندش پیدا کند. در این مدت فریدون با هویت جعلی توانسته از پیگرد دادگاه انقلاب اسلامی در خفا زندگی کند اما مبتلا به سرطان ریه است. رودر رویی داود با معاون سابقش و حضور ناخواسته ماهرخ در نزاع آنها به داستان کذب نوشته شده در فصل آخر کتاب پایان می دهد. در واقع امین به دست معاون ساواک کشته نمی شود بلکه وی با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شده و در آنجا به شهادت می رسد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

یک خانواده آشفته است که در پی یک حادثه آتشسوزی و بستری شدن پدر خانواده در بیمارستان، پسرشان نیز در جاده شمال تصادف میکند و حالا مدیریت همه امور به عهده مادر است.
کارگردان، نویسنده، تهیه کننده : خسرو ملکان
بازیگر : پروانه معصومی, حسین صفاریان, مهدی صباغی, احمد قدکچیان, نیره فراهانی
فیلمبردار : اسماعیل امامی
تدوینگر : کامران قدکچیان
آهنگساز : ناصر چشمآذر
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

این فیلم داستان رسول راسخ دانشجوی اخراجی است که گردنبند مادرش را برای گرو گذاشتن نزد ملوک پیرزن نزول خور محله خود میبرد تا پولی قرض بگیرد؛ طی ماجرایی بین رسول و ملوک نزاعی درمیگیرد و پیرزن کشته میشود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

بهمن و احد تولیدی ورشکسته ای در پلاسکو دارند و از دست طلبکاران فراری هستند. احد قصد دارد با لادن ازدواج کند، اما پدر لادن ناراضی است. لادن نزد احد می رود و احد او را در یکی از طبقات پلاسکو پنهان کرده و در را روی او قفل می کند….
کارگردان : مصطفی کیایی
بازیگر : بهرام رادان, محسن کیایی, سحر دولتشاهی, رعنا آزادیور, ماهور الوند, مهدی پاکدل, مسعود کرامتی, سعید چنگیزیان, پوریا رحیمی سام, بابک بهشاد, خسرو احمدی, تینو صالحی, حسین امیدی, اسدالله یکتا
موسیقی : آرمان موسی پور
فیلمبردار : حسین جلیلی
تدوینگر : نیما جعفری جوزانی
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

این فیلم داستان دختری به نام سمیرا است که قصد دارد با منصور ازدواج کند، در روز پیش از عروسی مادر منصور سمیرا را برای معاینه نزد دکتر زنان میبرد اما سمیرا که از این موضوع شوکه شدهاست از این کار ممانعت کرده و در خیابان اقدام خودکشی میکند، پس از اطلاع مرگ وی به دو همکلاسیاش آنها به دنبال دلیل مرگ دوست خود میروند اما دلیل خودکشی از طرف پدر سمیرا مخفی میشود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم روایتگر داستان شش زن است که از زندان گریختهاند و سرنوشت متفاوتی را تجربه میکنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هر یک به دنبال پناهگاهی برای خود هستند. مائده خیلی زود توسط پلیس دستگیر میشود. نرگس قصد بازگشت به شهر خود را دارد که به علت موانع متعدد ممکن نیست. فرشته که از طرف خانواده طرد شده درصدد سقط جنین فرزندی است که پدرش اعدام شده است…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پدر جلال موقع قطع يكي از درختان جنگلي در شمال دستگير مي شود و به زندان مي افتد. پس از اين اتفاق، اره اي كه ميرزاآقا به پدر جلال داده بود ضبط مي شود و اعضاي خانواده در غياب پدر مجبور مي شوند هزينه اره را بپردازند. لطيف سرباز اهري پاسگاه روستا، به ماجان (خواهر جلال) علاقه دارد و چون باجي (مادر جلال) لطيف را حين بردن شوهرش به زندان ديده، در مورد ازدواج اين دو تغيير عقيده مي دهد. جلال با ديدن تلاش فراوان مادرش و رفتار نامناسب ميرزاآقا با او، تصميم مي گيرد به واسطه سفارش نجار به ميرزاآقا كه سردسته قاچاقچيان چوب منطقه است، هر روز پيش از رفتن به مدرسه، اره را از روستا به جنگل حمل كند و آن را به دست عطا و فرج برساند. لطيف كه با سماجتش باجي را كلافه كرده، رفته رفته او را متقاعد مي كند كه در دستگيري شوهرش نقشي نداشته است. فرج كه يكي از قاچاقچيان چوب است بدون دليل روشني با خانواده جلال مشكل دارد و از حرف هاي نجار برمي آيد كه پدر جلال را هم او به مأموران لو داده است. ورود ديرهنگام جلال به مدرسه، چرت زدنش سر كلاس و كوتاهي اش در انجام تكليف ها باعث مي شود باجي پس از آگاهي از آنها جلال را تنبيه كند. لطيف كه كتاب درسي جلال را در جنگل پيدا كرده، موضوع را به ماجان اطلاع مي دهد. خانواده با پدر از طريق نامه ارتباط دارد و جلال كه موفق شده پول اره را بپردازد با هزار توماني كه از نجار گرفته، از پدرش درخواست مي كند موقع بازگشت برايش ساعت مچي بخرد. غيبت هاي دائم جلال و رفتار مشكوك او حساسيت خانواده را برمي انگيزد و لطيف كه صبحگاه او را تعقيب مي كند، متوجه مي شود كه مأموريت هر روزه جلال چيست. لطيف كه لباس سربازي به تن دارد، وسط جنگل به محاصره قاچاقچيان درمي آيد و با وجود مخالفت عطا توسط آنان مضروب مي شود. فرج و گروهش به نوبت به لطيف حمله مي كنند و در قتل او شريك مي شوند. اين در حالي است كه جلال به دليل جا گذاشتن دوباره كتابش برگشته و دارد اين صحنه هاي فجيع را مي بيند. فرج پس از آگاهي از حضور جلال به عنوان شاهد قتل او را تعقيب مي كند اما موفق به يافتنش نمي شود. باجي و ماجان كه رد جلال را در درمانگاه پيدا كرده اند، با چهره پير شده او روبرو مي شوند و همزمان، پدر كه براي پسرش ساعت مچي خريده در آستانه ورود به روستا، سراغ لطيف را مي گيرد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در فیلم سایه ها پدری را می بینیم که پس از مرگش فرزندانش برای تقسیم اموالش به ایران می آیند و طی تقسیم اموال وکیل پدرشان به آن ها می گویند که پدرشان وصیت کرده که کسی به خانه او بعد از مرگش پا نگذارد ولی یکی از فرزندانش عمل نمی کند و وارد منزل می شود و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم شبگرد داستان مرد جوانی است که در یک جاده فرعی با ماشینش با سگ ولگردی تصادف میکند و این توقف موجب میشود پلیس گشت شب به او مشکوک شود و ماشین را تفتیش کند و در صندوق عقب ماشین چیزی پیدا میکند که سرنوشت افرادی را تغییر میدهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

چند شخصيت درگير يک قتل مشکوک ميشوند که در يک ميهماني شبانه اتفاق افتاده است و به دنبال پيدا کردن سرنخ اصلي و مسبب مرگ اين فرد هستند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

هستي كه همسرش فوت كرده و يك دختر كوچك دارد با مردي متمول به نام ناصر ازدواج مي كند. ناصر مرد بدبيني است و هميشه به هستي شك دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و هر بار كه زن تقاضاي طلاق مي كند با معذرت خواهي از او و ابراز عشق، او را به خانه باز مي گرداند. تا اينكه يكبار وقتي هستي تصميم قطعي مي گيرد، او با ترفندي دخترش را گروگان مي گيرد و با كشاندن هستي به خانه مادرش؛ با همدستي خواهرش، هستي را حبس مي كند و طوري او را كتك مي زنند كه بيهوش مي شود. ناصر كه به اشتباه فكر مي كند هستي مرده، خواهرش را مقصر مي داند و او را مي كشد و فرار مي كند. هستي كه قبلاً با دخترش از خانه ي مادر ناصر گريخته بود به دادگاه مي رود و بطور غيابي طلاق مي گيرد. بعد از چندي ناصر دوباره به سراغ هستي مي آيد تا او را بكشد، ولي هستي در دفاع از خود او را مي كشد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمسالهاش، مسئول رسیدگی به پروندهای رازآلود میشود. پروندهای که روند کشف آن با شکها و نگرانیهای احمد در میآمیزد و زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

داستان فیلم حول شخصیت اسفندیار، یک تاجر معروف و ثروتمند، میچرخد که به دلیل ارتباطات پیچیدهاش با دنیای زیرزمینی و فعالیتهای غیرقانونی ممکن است به یکی از بزرگترین مجرمان تبدیل شود. پلیسها مدتهاست که در تعقیب او هستند، اما هیچ مدرک محکمی برای اثبات گناهکاری او پیدا نمیکنند…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

جوانی بنام علیرضا در یک تصادف با دختری بنام سمانه که باعث مرگ او شده به دلایلی می گریزد خانواده سمانه قلب او را به دختری به نام مهتاب اهدا کرده و باعث تولد دوباره او می شوند. مهتاب به دنبال خانواده سمانه میگردد تا از انها تشکر کند در این راه با علیرضا اشنا میشود که همچنان متواریست و ….
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

فیلم “کاخ تنهایی ” نگاهی جامع به تاریخ معاصر ایران دارد و دوران پهلوی را از آغاز سلطنت رضاخان تا پایان حکومت محمدرضا پهلوی به تصویر میکشد. روایت اثر، فراز و فرودهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در این بازه زمانی طولانی مرور میکند؛ از شکلگیری حکومت پهلوی اول و تلاش برای نوسازی کشور تا سالهای پرتنش و بحرانهایی که در نهایت با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به فروپاشی رژیم سلطنتی انجامید.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شولان صاحب يك دامداري، چنان عرصه زندگي را بر دامپزشكي جوان به نام حبيب تنگ مي كند كه او وادار به خودكشي مي شود. شولان براي سرعت دادن به نابودي حبيب، دختري به نام نيلوفر را ـ كه پدرش با شولان آشنا بوده و پس از مرگ والدينش با خواهران كوچكترش زندگي مي كند ـ به سراغ حبيب مي فرستد. نيلوفر كه سوداي خواننده شدن در خارج از كشور را در سرمي پروراند، در ازاي گرفتن ويزا از شولان براي نابود كردن حبيب (كه مداركي را نيز عليه دامداري شولان در اختيار دارد) وارد ميدان مي شود، اما پس از گرفتن مدارك از حبيب، آن دو به يكديگر علاقمند مي شوند. از طرفي شولان وقتي درمي يابد دخترش مهتاب با جواني به نام رفيعي آشنا شده و آن دو قصد ازدواج دارند، رفيعي را به شدت كتك مي زند و مهتاب را از ديدار با او منع مي كند. حبيب، رفيعي و سياوش ـ دوست مشترك آن ها كه همكارش در آهنگري توسط برادرزاده شولان به نام فيضي به قتل رسيده ـ به سراغ شولان مي آيند و با او درگير مي شوند. شولان در پي گرفتن انتقام مرگ دخترش، رفيعي را از طبقه بالاي پاساژ به پايين پرتاب مي كند. فيضي هم به كمك شولان مي آيد، اما حبيب و نيلوفر مي گريزند و شولان و فيضي آن دو را تا شهربازي تعقيب مي كنند. فيضي از بالاي سفينه شهربازي به پايين پرتاب مي شود و حبيب و نيلوفر شولان را كه مجروح است، در باغ وحش به حال خود رها مي كنند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شریف هرمزی ناخدایی است که لنجش ناخواسته مورد سوء استفاده های اقتصادی افرادی که تظاهر به صادرات گوجه فرنگی می کنند تا از مزایای واردات ویژه ، معافیت مالیاتی و … برخوردار شوند ، قرار می گیرد . از سوی دیگر پسر ناخدا که مهندس صنایع غذایی است تلاش دارد فراوری میوه ، مرکبات و از جمله گوجه فرنگی را برای صادرات تحقق بخشد . با تلاش و پیگیری شریف هرمزی در پایان پلیس موفق به دستگیری باند سوء استفاده های اقتصادی و قاچاق کالا می شود و پسر ناخدا شریف نیز موفق به نوآوری لازم برای صادرات می شود . این درحالی است که رابطه شریف با پسرش در طول ماجرا عمق و استحکام زیادی پیدا می کند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم راحانا در مورد دختر تکتیرانداز سوری به نام راحانا است که توانسته است تعداد زیادی از نیروهای داعش را به هلاکت برساند.
کارگردان، نویسنده، تهیه کننده : کاظم دانشی
نویسنده : محمد منصوبی
تهیه کننده : مصطفی آقامحمدلو
بازیگر : صدف اسپهبدی, علیرضا مهران, پوریا قاسمی پور, محسن صادقی, علی سنگینی, عبدالرضا آشتیانی, حسین ولی زاده, دیانا شفیعی
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شراره و سينا پس از ازدواج، براي ماه عسل به ويلايي در شمال مي روند. در راه سينا مدام از يكي از آشنايانش به نام فريبا صحبت مي كند كه ويلا را آماده كرده و در انتظار آنهاست. وقتي به ويلا مي رسند، از همان آغاز با اتفاق هاي مشكوكي روبرو مي شوند، و شراره سوظن شديدي نسبت به رفتار و كارهاي فريبا دارد. فريبا ادعا مي كند كه تنها زندگي مي كند و ظاهراً اين گونه است، اما شراره پي مي برد كه پنهاني با مردي ارتباط دارد. سينا از شراره گريزان است و رفتار سردي با او دارد، اما با فريبا رفتار مشكوك و نسبتاً خوبي دارد. از آن سو شراره كه چيزهاي عجيب و مرموزي را در ويلا مي بيند، از سينا مي خواهد كه به تهران بازگردند، اما وقتي پي مي برد شاهين (مردي كه با فريبا رابطه دارد) با او آشناست، پشيمان مي شود. او همسر سابق شراره است كه البته شراره نام او را از شناسنامهاش حذف كرده و از ازدواجش هم چيزي به سينا نگفته است. سينا هم معتاد است، اما از اين راز چيزي به شراره نگفته. وقتي سرانجام شاهين از همه چيز خسته مي شود به فريبا مي گويد تحمل اين رابطه ديگر امكانپذير نيست. او كه سينا و شراره را ميان برفها غافلگير كرده، قصد دارد به شراره شليك كند، اما فريبا او را با تفنگ شكاري مي كشد.







