
بازیگران : فرامرز قريبيان – اردلان شجاع كاوه – محمد كاسبي – پريسا شاهنده – رضا آقاربي – ستار اورا – سيدمحسن خرم دره و ….
خلاصه داستان : هواپيماي سرگرد رضا ابراهيمي، خلبان نيروي هوايي، هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي توسط پدافند سنگين يك منطقه ناشناس در خاك عراق مورد اصابت گلوله قرار مي گيرد….

خلاصه داستان : دکتر برای خدمت سربازی به جبهه غرب اعزام شده است ولی تحمل اوضاع را ندارد تا آنکه با (سید) روبرو می شود که او را با دنیای جدیدی آشنا میسازد. کوشش های دکتر برای فرار از جبهه به جایی نمی رسد و …
بازیگران : اصغر محبی ، فرامرز صدیقی ، حمید رضا تاج دولتی ، ابوالفضل شاه کرم ، رضا بنفشه خواه ، علی اکبر بیکرو ، مهدی آریان نژاد ، بهروز مشهدی ، بیژن همدرسی
کارگردان : جمال شورجه

خلاصه داستان :
فیلم سینمایی بیداری رویاها , مردی که گفته میشد در جنگ ایران و عراق کشته شده، پس از سالها خبر میرسد که زنده است. برادر مرد با همسر مرد ازدواج کرده و اکنون باید با شنیدن خبر زنده بودن برادر، همسرش را طلاق دهد…
هنرمندان :
امین حیایی، هنگامه قاضیانی، امیرحسین آرمان، سارا خوئینیها، رز رضوی، حبیب دهقاننسب، امیرحسین آذرنگ، فریبا جدیکار، حمید فرخنژاد و…

نام فیلم : مرز
ژانر : دفاع مقدس
محصول : ایران
سال تولید : ۱۳۶۰
کارگردان : جمشید حیدری
بازیگران: سعید راد ، آهو خردمند ، داوود رشیدی ، علی ثابت ، تورج مهرزاد ، مهری ودادیان ، عباس پیش بر و …
خلاصه داستان : اهالی یک روستای مرزی با خطر حمله ی نظامی ارتش دشمن مواجه می شوند. ریش سفید روستا اهالی را به مقاومت دعوت می کنند. یک استوار اخراجی ارتش به نام مختار، که تا آن لحظه از مردم کناره می گرفته، روستاییان را آموزش نظامی می دهد . اهالی روستا مسلحانه، زیر رهبری مختار، به سوی مرز حرکت می کنند و در نبرد با ارتش متجاوز پیروزی را نصیب خود می سازند.

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ – 3 موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه 15 فروردين 1360 هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ – 3 به پرواز درمي آيند.

در پی تهاجم ارتش عراق و اشغال یکی از شهرهای کوچک مناطق مرزی غرب کشور، عده زیادی از اهالی شهر کشته می شوند و زنده ها با شتاب و در زیر بمباران، شهر را ترک می کنند. تنها تعداد کمی از جوانان برای مقاومت در شهر باقی می مانند. هنگام تخلیه شهر، مریم دخترک هفت هشت ساله، در اثر ضربه ای موقتاً بیهوش می شود و هنگامی که به هوش می آید، شهر توسط ارتش عراق اشغال شده است. در جریان سرگردانی های مریم در شهر، به نوزاد پسری که اتفاقی زنده مانده، برمی خورد و در همین حین با یونس پسرک ده یازده ساله ای که او نیز از جریان تخلیه شهر بازمانده و به مقاومت مسلحانه ادامه می دهد، آشنا می شود. آن دو به اتفاق تصمیم می گیرند جان نوزاد را نجات بدهند و در طی ماجراهایی به ناچار نقش پدر و مادر نوزاد را ایفا می کنند

دشمن در خاك خود پايگاهي قدرتمند ساخته است. خبر به ستاد عملياتي نيروي دريايي مي رسد و يك تيم چهار نفري از گردان تكاوران نيروي دريايي به فرماندهي ستوان «باي» انتخاب مي شوند تا با نفوذ به خاك دشمن «پايگاه جهمني» را منهدم كنند. در آغاز مأموريت يكي از افراد گروه، كه در گذشته فاسد و«طاغوتي» بوده، دستگير و پس از شكنجه اعدام مي شود. يكي از آن ها به ضرب چاقو كشته مي شود و دو نفر ديگر مي گريزند. گشتي هاي دشمن آن دو را تعقيب مي كنند، اما ناوچه ي خودي به كمك ستوان باي و گروهبان همراهش مي شتابد و آن ها را نجات مي دهد.

هواپيماهاي بدون سرنشين مهاجر كه از روي زمين كنترل مي شود جهت انجام عملياتي شناسايي در پشت خطوط دشمن به كار گرفته مي شوند. بدليل برد محدود دستگاه كنترل، خلبانان در دو ايستگاه مقابل، رودرروي هم و در خطوط دشمن مستقر مي شوند. خلباني كه به خطوط دشمن نفوذ كرده، در حالي كه با دشمن درگير مي شود، با مهارت عمليات شناسايي را انجام مي دهد و هواپيما را در هوا تحويل خلبان دوم مي دهد. در حالي كه خود در آخرين لحظات به شهادت مي رسد.

خلاصه داستان فیلم آخرین مرحله : گروهی از رزمندگان ایرانی در یک نبرد نابرابر در مقابل هجوم نیروهای عراقی گرفتار میشوند اما با راهنمایی و کمک سید «فرمانده عملیات منطقه» تا پای جان ایستادگی میکنند، که ناگهان با بمباران شیمیایی عراق روبرو میشوند و دیگر کاری از آنها ساخته نیست. در این بین یوسف مسئول گروه شناسایی شهید میشود و علی که جانشین او میشود مأموریت مییابد که نزد مهندس سید صدرا صفایی برود و از او…
کارگردان فیلم اخرین مرحله : محسن محسنی نسب
بازیگران اخرین مرحله : جهانبخش سلطانی، حسین یاری، حسن عباسی، مهمدی فقیه، حبیب الله کاسه ساز و ..

به هنگام عمليات كربلاي پنج رزمندگان دو گردان مالك و حبيب با ماشين نظامي دشمن درگير مي شوند. لحظاتي دروني و عميق، با نبردي پرحجم و سنگين آميخته مي شود. شرايط نابرابر اين نبرد و خصوصيات خاص مهدي و عباس (فرماندهان بسيجي) حالات و اتفاقاتي، خارج از انتظارات و پيش بيني هاي معمول جنگها را، سبب مي شوند.

فرهاد كه در جنگ مجروح شده و موقتاً بينايي اش را از دست داده، به بيمارستاني صحرايي منتقل شده كه در آن پرستاري به نام شيدا از مشاهده ي مقاومت فرهاد در تحمل درد شگفت زده مي شود و بتدريج مي فهمد كه مي تواند با تلاوت قرآن، التيام بخش او باشد. مراقبت شيدا از فرهاد به مرور پيوندي عاطفي بين آن ها ايجاد مي كند كه با مرخص شدن ناگهاني فرهاد از بيمارستان منجر به جدايي شان مي شود. فرهاد در جستجو شيدا به جبهه بر مي گردد، ولي جنگ تمام مي شود و جستجو را دشوار مي كند. فرهاد به اصرار پدر و مادرش با دختري پولدار عقد مي كند كه فكر مهاجرت از ايران را در سر دارد. وقتي كه معلوم مي شود تركش سمي كه زماني از سينه فرهاد بيرون آمده براي سلامتي او عوارض وخيم دارد، نامزد فرهاد او را ترك مي كند و به خارج از كشور مي رود. فرهاد در بيمارستاني كه شيدا در آن جا پرستار است بستري مي شود ولي شيدا خود را از چشم فرهاد پنهان مي كند، اما به اصرار مادر فرهاد يك بار ديگر شيدا با خواندن قرآن و به مدد نيروي عشق موفق مي شود زندگي را به فرهاد بازگرداند.

کارگردان : علی-بهادر
بازیگران : علی-صادقی ، فاطمه طاهری ، علیرضا اسحاقی ، سید جواد هاشمی ، مهدی صباغی
کشور سازنده : ایران
سال ساخت : 1375
خلاصه داستان : پسر نوجوانی یزدی تلاش های زیادی برای رفتن به جبهه می کند اما پس از حضور پرماجرای او در پشت جبهه که اتفاقات شیرین و طنزی را دربردارد در یک دوره زمانی با حقایقی آشنا می شود که بهترین تابستان زندگی او شکل می گیرد
نویسنده و کارگردان: روحالله حجازی
این فیلم نخستین اپیزود از سهگانه «عَشَقه» است ؛ سهگانهای که با محوریت دفاع مقدس ، زندگی خانواده شهدا و ایثارگران و بخصوص مقام شامخ مادر را تصویر میکند. از این منظر اپیزود «مروارید» هم به عنوان حلقهای از این مجموعه ، داستان زندگی مادر یک جانباز و دغدغههای خانوادهاش را در بستر جامعه امروزی روایت میکند.
این تله فیلم که سعی دارد نگاهی متفاوت به این مقوله داشته و از زاویهای دیگر به بیان مشکلات و دغدغههای خانوادههای شهدا و ایثارگران در زمان معاصر بپردازد. روح الله حجازی کارگردانیست که در آثارش سعی دارد عناصر ارزشی را بهگونهای با زندگی عادی و روزمره مردم پیوند زند که تاحد امکان برای مخاطب واقعی و باورپذیر باشد. حجازی علاوه بر فعالیت در سینما و ساخت فیلمهای سینمایی همچون «در میان ابرها»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» در عرصه تولید فیلمهای تلویزیونی نیز سابقه طولانی داشته و نتیجه این حضور یازده ساله تولید حدود ۱۲ تلهفیلم بوده است. اما مرور کارنامه حجازی چه در عرصه سینما و چه در حوزه تلویزیون، علایق کارگردانی را برجسته میکند که هراسی از ورود به عرصههای دشوار و تجربهگرایی نداشته است.
موضوع فیلم:
در تله فیلم مروارید و دیگر تله فیلم های سه گانه عشقه قرار است که به موضوع دفاع مقدس و وضعیت زندگی خانواده شهدا و ایثارگران و مشکلاتی که آن ها در جامعه با آن مواجه هستند، پرداخته شود. این تله فیلم ها کاملا رویکرد نمایشی دارند و در کار از بخش های مستند استفاده نشده است.
بازیگران:
آهو خردمند ، پریناز ایزدیار
هادی دیباجی
معصومه رحمانی
علیرضا پیام یار
کیمیا حسینی

سروان ياوري به دنبال طرحي فوري مأمور مي شود تا محموله هاي نظامي به جبهه برساند، اما عبور كاميون ها از منطقه ي كُرد نشين توسط عوامل نفوذي دشمن لو مي رود و عبور كاميون ها با اشكال مواجه مي شود. سروان ياوري و نيروهايش با نيروهاي نفوذي در منطقه ي غرب كشور درگير مي شود و تعدادي از آن ها را هم به هلاكت مي رساند، اما نيروهاي نفوذي دشمن دوباره به تعقيب كاميون ها مي پردازند كه در اين بين كاميون ها به محل استقرار نيروهاي عراقي و انبار مهمات دشمن مي رسند و با از خودگذشتگي راننده ي يكي از كاميون ها كه يك كُرد است مهمات دشمن را از بين مي رود، سروان ياوري نيز صدمه زيادي مي بيند اما محموله هاي نظامي مورد نياز گردان ياسر به سلامت بدست رزمندگان مي رسد.

عباس، بسيجي شهرستاني كه تركش خمپاره اي را كنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به يادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس براي معاينه به تهران مي آيد و در خيابان با همرزم سابقش كاظم روبه رو مي شود كه با اتومبيلش مشغول مسافركشي است. پزشك وضعيت عباس را بحراني تشخيص مي دهد و توصيه مي كند هرچه زودتر براي درآوردن تركش به لندن برود. كاظم براي تأمين هزينه سفر عباس، حاضر مي شود اتومبيلش را بفروشد. در آژانس هواپيمايي، خريدار اتومبيل پول را به موقع به كاظم نمي رساند و او به ناچار به رييس آژانس پيشنهاد مي كند تا رسيدن پول، سوييچ و مدارك اتومبيل را به گرو بردارد، اما رئيس آژانس نمي پذيرد. كاظم كه عصباني شده، شيشه دفتر آژانس را مي شكند و پس از خلغ سلاح يك مأمور نيروي انتظامي، مشتريان آژانس را گروگان نگه مي دارد تا مسئولان ترتيب سفر فوري او و عباس به لندن را بدهند. آژانس به سرعت توسط نيروي انتظامي و امنيتي محاصره مي شود و در اين بين اصغر، همرزم كاظم و عباس نيز به افراد داخل آژانس مي پيوندد. از طرف ديگر احمد ـ كه خود همرزم كاظم بوده ـ به همراه فردي به نام سلحشور به عنوان نمايندگان نيروهاي امنيتي وارد آژانس مي شوند و از كاظم مي خواهند كه اسلحه را كنار بگذارد. كاظم نمي پذيرد و پس از آزاد كردن چند گروگان به احمد و سلحشور تا شش صبح مهلت مي دهد تا اتومبيلي را براي بردن او و عباس به فرودگاه به آژانس بفرستند. در اين بين، كاظم با پسرش كه پشت در آژانس به ديدنش آمده و عباس با همسرش به گفت و گو مي نشينند و هر يك موقعيت خود را توضيح مي دهند. كاظم تا صبح بيدار مي ماند و در يادداشت هايش براي همسرش فاطمه وضعيت خاص خود را شرح مي دهد. ساعت شش صبح، اتومبيل به آژانس نمي آيد و كاظم رييس آژانس را به عنوان قرباني اول انتخاب و كشتن او را صحنه سازي مي كند. سرانجام خودرو مي رسد، مأموران با نقشه قبلي وارد آژانس مي شوند و در حالي كه راننده اتومبيل سوييچ آن را در اختيار ندارد، افراد داخل آژانس آزاد مي شوند و از دست اصغر با اسلحه خالي از فشنگش نيز كاري برنمي آيد. سلحشور، شادمان، همه چيز را پايان يافته تلقي مي كنند، اما احمد با يك چرخ بال سرمي رسد و با حكمي از مسئولان رده بالا، عباس و كاظم را به فرودگاه مي رساند. هنوز هواپيما از مرز هوايي كشور خارج نشده كه درست هنگام تحويل سال نو، عباس براي هميشه آرام مي شود.

«رسول» یکی از مأموران زبده اطلاعاتی برای دستیابی به اخبار فوق سری وارد خاک دشمن میشود. در همان آغاز مأموریت خود متوجه میشود که جمعی از مخبرین به اسارت گرفته شدهاند. او برای کسب اطلاعات وارد اردوگاه میشود و در آنجا با یک سروان عراقی رو در رو میشود و با ترفندی خاص در حالیکه اطلاعات مورد نظر را به دست آورده، همراه با سروان عراقی از اردوگاه فرار میکند. حال نیروهای بعثی با تمام قوا میکوشند مانع رسیدن آنها به ایران شوند…
کارگردان: رضا جعفری
نویسنده: شهریار بحرانی، رضا جعفری، مهستی بدیعی، سیداحمد میری

خلاصه داستان : در یکی از بمباران های جنوب کشور در جریان جنگ ایران و عراق، پسرکی به نام باشو، خود را در کامیونی که در حال کوچ کردن است، می اندازد و در آن خوابش می برد و وقتی بیدار می شود، کامیون به شمال کشور رسیده است. باشو از ترس انفجارهایی که برای عملیات راه سازی است فرار می کند و در آن سوی جنگل، به مزرعه زنی به نام نایی جان می رسد که …
بازیگران : سوسن تسلیمی ، پرویز پورحسینی ، اکبر دودکار ، عدنان غفراویان ، فرخ لقا هوشمند ، رضا هوشمند ، محمد فرخواه ، معزز بنی دخت ، عزیزاله سلمانی

خلاصه فیلم سینمایی اشلو :
در ادامه عملیات های والفجر مقدماتی، والفجر یک و رمضان و فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب بر ایران ، امام خمینی(رحمة الله علیه) فرمان عملیات والفجر۲ را صادر فرمودند تا فضای ایجاد شده برای معرفی عراق به عنوان پیروز نبرد را مردود اعلام کنند. با شروع عملیات به علت کمبود ادوات و مهمات و شرایط سخت، نیروها به محاصره دشمن در می آیند. در این میان یک گردان که فرماندهی آن را شهید مرتضی جاویدی به عهده داشت مسیر عملیات را تغییر می دهد و …
تله فیلم اشلو، روایت داستانی از رشادت های سردار شهید مرتضی جاویدی، با استقبال خوب مخاطبان روبرو شد. فیلم تلویزیونی اشلو به رشادت های شهید مرتضی جاویدی و همرزمانش در عملیات والفجر ۲ در یكی از حساس ترین برهه های دفاع مقدس روایت می پردازد.
بازیگران فیلم سینمایی اشلو :
سعید داخ – كورش سلیمانی، سینا کرمی، حسین بردبار، امیر دهقانی، محمدرضا طاهری، اردلان فروتنی نیا، محمدرضا حسینی، محسن کریم، آرش عسکرزاده، اسماعیل هدایت، یاسین بادرام
عوامل فیلم سینمایی اشلو :
تهیه كنندگان: هادی اكبرخواه، محسن افتخاری. | مدیر تصویربرداری: محسن گودرزی | مجری طرح: فرج الله گل سفیدی | مشاور تهیه: عباس نوری | طراح جلوههای ویژه: حمید سلیمانی | طراح گریم: عباس صالحی | طراح صحنه و لباس: محسن افتخاری | مدیر روابط عمومی: مهرزاد خلیقی | مدیر تولید: علیرضا اصلانی | منشی صحنه: محمدباقر خدادوست | عكاس: سروش مرشدیان | مشاوران نظامی: هادی ابوالقاسمی، محمد الهی، روح الله عبداللهی
شهید مرتضی جاویدی در بیست و دوم تیرماه سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان فسا دیده به جهان گشود . وی همراه با کارهای کشاورزی دوران تحصیلات خود را گذراند و مو فق به اخذ مدرک دیپلم تجربی شد. شهید جاویدی در پانزدهم بهمن ماه سال ۵۸ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فسا شد . با شروع جنگ تحمیل داوطلبانه به سوی جبهه شتافت و در مناطق عملیاتی مختلف از جمله عملیات ثامن الائمه (شکست حصر آبادان) – طریق القدس (آزادی بستان) فتح المبین بیت المقدس و آزادی خرمشهر – کرخه نور و کردستان فداکاریهای زیادی نمود. در تمام دوران حضورش در سپاه همیشه پیش قدم حضور در صحنه های خطر در داخل و خارج کشور بود.
وی در حالی که فرماندهی گردان ۹۴۱ را هدایت میکرد هدایت گردان فجر را هم به عهده داشت . و از همان زمان فرمانده گردان فجر شد . بارها از طرف فرماندهان بالاتر تلاش شد او را از فرماندهی گردان فجر بردارند و فرماندهی جمع بالاتری و بیشتری را به او واگذار کنند ولی هر بار رزمندگان گردان فجر با خواهش و استدعا از فرماندهان بالاتر او را برای خود حفظ می کردند. گردان فجر در عملیاتهای والفجر ۱ ، والفجر ۲ ، والفجر ۴ ، والفجر ۸ ، عملیات خیبر ، بدر، کربلای ۴ و ۵ و ۸ کربلای ۱۰ ، بیت المقدس ۷ و والفجر ۱۰ و … شرکت کرد. بعد از پیروزی در عملیات والفجر ۲ (عملیات منطقه حاج عمران) شهید مرتضی جاویدی به محضر امام خمینی قدس سره رفتند، امام خم شد و پیشانی مرتضی جاویدی را بوسیدند… شهید مرتضی جاویدی پس از مبارزات و مجاهدات خستگی ناپذیر در عملیات کربلای ۵ در هفتم بهمن ماه سال ۶۵ پس از روزها تلاش و جهاد به آرزوی همیشگی خود رسید. روحش شاد

داستان فیلم در مورد دکتر رضا (حسن رجبیان) است که در کانادا مشغول به تحصیل بوده و اکنون پزشک متخصص و جراح مغز و اعصاب است. او در کانادا موقعیت بسیار عالی را کسب کرده، بطوریکه قرار است بیمارستانی را به نام و ریاست وی دایر کنند. دکتر رضا بعد از دوازده سال دوری از وطن برای دیدار اقوام به ایران باز میگردد، او از طریق نوشتههای مریم که تحصیل کرده و دبیر دبیرستان است با تحولات ایران و مسائل جنگ تحمیلی و جبهه آشنا میشود و…
سال تولید : ۱۳۷۴
بازیگران: مرجانه دلدارگلچین(مرجانه گلچین) | حسن رجبیان | مرجان مقدسی | شهلا ریاحی(قدرت زمان وفا دوست) | حمیده خیر آبادی(نادره) | جمشید مشایخی | جمشید شاه محمدی
کارگردان: کریم آتشی
نویسنده: کریم آتشی
تدوینگر: سهراب میر سپاسی
تصویربردار: محمد زین الدینی
اجرای گریم: پرویز شکری | گیتا شکری
آهنگ ساز: آندره آرزومانیان

سال انتشار : 1397
~~~~~~~~
کارگردان : احمد عبداللهیان
~~~~~~~~
بازیگران : خاطره اسدی، مینا نوروزی، جلال پیشواییان، رحمان مقدم، غلامرضا اصانلو و…
~~~~~~~~
خلاصه داستان : در رابطه با عملیات بزرگ بیت المقدس و فتح خرمشهر است؛ در این فیلم قبل و زمان آزادسازی به تصویر کشیده شده است


بابایی که تهیه کننده همپرواز نیز هست، معرفی شهدا و جانبازان کمتر مطرح شده نیروی هوایی به مردم را از اهداف اصلی ساخت این فیلم دانست و اظهار داشت: این فیلم تلویزیونی 95 دقیقه ای درباره خلبان جانباز محمد غلامحسینی است که در دوران دفاع مقدس و پس از سقوط هواپیما در منطقه کردستان، بدست دموکرات ها افتاد و به درجه جانبازی نایل شد.
سلمی بابایی با اشاره به اینکه گفتار متن این فیلم با صدای پرویز پرستویی است، یادآور شد: داستان این تله فیلم براساس واقعیت بوده و همه اسامی و افراد حقیقی هستند. پیشتر مجموعه مستند – نمایشی آخرین پرواز که درباره زندگی شهید بیژن بیک محمدی بود به کارگردانی و تهیه کنندگی سلمی بابایی از شبکه دو به روی آنتن رفته بود.
گفتنی است مجموعه تلویزیونی همپرواز در هفت قسمت40 دقیقه ای تولید شده که زندگی شهدا و جانبازان نیروی هوایی ارتش را به صورت داستانی به تصویر کشیده است. قرار است مجموعه هفت قسمتی دهه اول اسفند ماه از شبکه یک سیما پخش شود. بازیگران: حسن جوهرچی، سعید زارعی، ابوالفضل همراه، محمدرضا غیاث آبادی، سلمان فرخنده، نسا اصلانی، مهرداد بنکداری، ابراهیم سعدالهی، ماشاالله وروایی، ترانه امینی و افشین زعیماز بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند.
سایر عوامل فیلم تلویزیونی همپرواز عبارتند از: تهیه کننده و کارگردان سلمی بابایی، مجری طرح ونداد دوشن، مدیرتولید و برنامه ریز محمد شریفی، نویسنده و مشاورکارگردان ونداد دوشن، مدیر تصویر برداری جعفر براتی مهر، تدوین احسان لهراسبی، منشی صحنه افسانه شیخی، صدابردار جعفر علیان، طراحی و ترکیب صدا احسان افشاریان، طراح صحنه و لباس مرجان صفابخش، طراح گریم سیدجلال موسوی و عکاس پوپک خواجه امیری.



