
توضیحات: روایتگری حاج حسین یکتا در ارتباط با خادمین شهدا


مستند «۵۲» به بررسی بمباران گسترده ۵۲ نقطه از شهر اهواز در ۱۵ آذر ۱۳۶۵ توسط جنگندههای ارتش بعث عراق میپردازد. این حمله که مناطق مختلف شهری از جمله مراکز خدماتی، تجاری و مسکونی را هدف قرار داد، منجر به شهادت جمعی از مردم بیدفاع شد. مستند با روایت این رویداد، تأثیر آن بر شهر و مردم اهواز را به تصویر میکشد.



دست نوشته شهید حاج قاسم سلیمانی را در وصف لحظهای که میخواست وارد ضریح مطهر حضرت زینب(س) شود

این کتاب گویا متشکل از ۱۰ داستان کوتاه با محوریت شهید عالیمقام سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی پیرامون حوادث جنگ تحمیلی تا رویارویی با داعش می باشد.
داستان های آخرین پرواز، آن ۳۰۰نفر، اقدام سریع، قدم های محکم روی خاک فاو و پیروزی بزرگ را در فصل اول؛ روحیه، سردار سامرا، شب های روشن، تخت گاز روی خاک ریز و زورخانه عطایی در فصل دوم برای شما مخاطبین ارجمند تهیه و ارایه شده است.


اواخر سال ۶۰ وقتی محسن رضایی حکم فرماندهی تیپ ثارالله را به قاسم سلیمانی ۲۳ ساله داد خیلی ها مخالفت کردند . هیچ کس فکر نمیکرد نبوغ این جوان شجاع سالها بعد او را به مقام قوی ترین مامور مخفی از نگاه CIA برساند . کتاب هجوم به تهاجم ، جلد اول مجموعه روزی روزگاری و به تالیف عباس میرزایی ست و خاطرات حاج قاسم در قالب مصاحبه است . این مجموعه میخواهد نشان دهد وی نیروهای تحت امرش را چگونه در سخت ترین شرایط سالهای آغازین جنگ هدایت کرد و چگونه یک تیپ درجه دو را به یک لشکر خط شکن تبدیل کرد . این کتاب میخواهد راز مرید بودن سربازان حاج قاسم را پس از سی سال بگوید پرچه شخصیت این شهید والامقام طی سالیان آشکار خواهد شد . مراحل تحقیق ، مصاحبه و تدوین این مجموعه ۱۲ سال طول کشید . این مجموعه بزرگ در طراحی نهایی ، ۱۶ عنوان کتاب را در برگرفت که هریک روایت فرماندگی ایشان در یک دوره زمانی خاص را روایت می کند .
بخشی از کتاب :
” به تیپ ثارالله ماموریت داده بودند در منطقه دشت عباس حمله کند .
قاسم سلیمانی : اهدافی که به ما واگذار شده بود ، دو هدف بود . یکی ارتفاعات کمرسرخ ، امامزاده عباس و حد فاصل این دو و دیگری تصرف ارتفاعات ۲۰۲ و تنگه ابوغریب بود . در شناسایی ، ما سه مانع اصلی داشتیم : یکی بعد مسافت بود .از محل استقرار نیروها با خط اول خودی ۱۴ کیلومتر و از خط اول خودمان تا ارتفاع ۲۰۲ ، یک فاصله یزیادی داشتیم ؛ دوم فصل طغیان رودخانه ی چی خواب بود و مانع سوم جاده یآسفالته که محل تردد عراقی ها روی همین جاده ی آسفالته بود . ما باید از این جاده آسفالته عبور می کردیم و به ارتفاع ۲۰۲ می رسیدیم . عمده شناسایی ما در روز انجام می گرفت .
*کتاب هجوم به تهاجم با موضوع خاطرات سردار شهید قاسم سلیمانی و نام جلد اول مجموعه روزی روزگاری ، قاسم سلیمانی ست . عباس میرزایی در مصاحبه ای با سردار خاطرات ایشان را طی زمانی بهمن ۶۰ تا اردیبهشت ۶۱ نقل و تنظیم نموده است . این کتاب خاطراتی پر از ناگفته های سالهای آغازین جنگ می باشد و که توسط انتشارات یا زهرا به چاپ رسیده است .

۱ – «سردار دلها»: «سید مرتضی» جوان مدافع حرم به تازگی به جبهههای سوریه اعزام شده است. وی در گوشهای از میدان نبرد به عشق دیدار «سردار حاج قاسم سلیمانی» کتاب زندگینامه او را مطالعه میکند.
۲- «علمدار»: یک گروهک تروریستی و تکفیری در مرز ایران با مقاومت نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مواجه شده و منهدم میشود. اما یکی از تکفیریها که مجروح شده است و در بیمارستان تحت مداوا قرار دارد، نقشه عملیات ترور فرمانده سپاه قدس «سردار حاج قاسم سلیمانی» را فاش میکند.
۳- «قهرمان البوکمال»: سربازان مدافع حرم در حال جنگ با داعش برای آزادسازی شهر «البوکمال» هستند که در توطئه نیروهای آمریکایی برای رویارویی با مردم سوریه گرفتار میشوند.
۴- «مثل صاعقه»: «حاج قاسم سلیمانی» برای مشاوره و طراحی عملیات نظامی در راستای آزادسازی شهر «حلب» به «دمشق» آمده است.

خدایا، به آن تپش قلبها قسمَت میدهیم! خدایا، به آن ردّ پاها قسمت میدهیم! خدایا، به آن نمازهایی که در کنار این نهرها خوانده شد! خدایا، به آن جوانهای عاشقی که توی این سنگرها و کنار این نهرها شهید شدند! خدایا، به آن جنازههایی که از «اروند» برنگشتند! خدایا، به اضطراب قلب ما و به اشتیاق قلب آنها قسمت میدهیم! خدایا، آخرت ما را ختم به شهادت کن! خدایا، به این آبی که بچهها در آن حرکت کردند، قسمت می دهیم! جز شهادت برای ما نخواه….
حاج قاسم سلیمانی یکی از این دلاوران است که پابهپای دوستان و همرزمان خود در بیشتر اتفاقات مهم جنگ حضور داشت و پس از پایان جنگ، چندین سال در قامت یک سرباز به مقابله با اشرار مرزهای شرقی کشور پرداخت. همین تجربه باعث شد که او از سال ۷۶ به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انتخاب شود و عملکردی از خود به جای بگذارد که امروز بعد از ۱۸ سال، تبدیل به یک قهرمان ملی شود؛ قهرمانی که کتابهای کمی درباره او نوشته شده و شخصیتش هنوز در میان دوستدارانش به عنوان یک چهره جذاب ولی مرموز، باقی مانده است؛ چهرهای که علی اکبری مزدآبادی در کتاب «حاج قاسم» به سراغ معرفی آن رفته است.
در قسمت ابتدایی این کتاب یک خودزندگینامه از سردار سلیمانی وجود دارد که به بخشی از فعالیتهای او در دوران ابتدایی جنگ اشاره میکند. اما در بخشهای دیگر این کتاب بیشتر از سخنرانیها و خاطرات سردار، مرتبط با سه عملیات بزرگ «والفجر ۸»، «کربلای ۴» و «کربلای ۵»، استفاده شده است تا از دل این سخنرانیها، خاطراتی را از وی و دیگر همرزمانش نقل کند و به این وسیله شخصیت او را به مخاطب این کتاب معرفی کند.
وجود بیش از ۸۰ عکس رنگی از مقاطع مختلف زندگی سردار سلیمانی یکی دیگر از ویژگیهای جالب این کتاب است که تماشای آن برای هر مخاطبی جذاب است. عکسهایی از روزهای جوانی سردار و حضور او در جبهههای جنگ تا عکسهایی از حضور او در کنار مقام معظم رهبری و دیگر فرماندهان شاخص نظامی کشور که همگی با ذوق نویسنده اثر از میان انبوهی از عکسها دستچین شده و در کنار هرکدام، خاطرهای از ایشان درج شده است.
کتاب «حاج قاسم» هفدهمین اثر از مجموعه کتابهای «یاران ناب» است که انتشارات «یا زهرا(س)» روانه بازار نشر کرده است.
بخش هایی از این اثر:
در روزهای اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هرکاری میدانستم، اما در اولین حملهای که انجام دادیم، موفق شدیم نیروهای دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حمیدیه به عقب برانیم و تلفاتی نیز بر آنها وارد کنیم. این امر باعث شد تصور غلطی که از دشمن در ذهن داشتم، از بین برود…
* با تشکر از همراهی و همدلی همکار عزیزمان، سیدعلی میرطالبی پور، دستیار تهیه.
*این کتاب را «علی اکبری مزدآبادی» نوشته و به کوشش انتشارات یا زهرا(س) به چاپ رسیده است.



سرمو رو خاک صحرا می ذارم
باز به یاد اون مزار بی نشون
مادر آبی و آیینه ی نور
می باره برا غم تو آسمون
گفتم آسمون رو دلتنگت شدم
دوباره غصه نشست توی صدام
اومدم بازم برای درددل
از ته دلم می گم مادر سلام
سلام آسمون نیلی علی
رنگ شب از غم تو ححایتی
آخرین امید روز آخری
اولین شهیده ی ولایتی
دست تو وقتی به پهلو می گیری
تو جهان غصه تلاطم می کنه
آسمون با این بزرگی همیشه
پای شانت خودشو گم می کنه
گفتم آسمون رو دلتنگ شدم
دوباره غصه نشست توی صدام
اومدم بازم برای درددل
از ته دلم می گم مادر سلام
با تو قلب سرد و طوفانی عشق
خوگرفته به غم آرام شده
بی نشونی مثل تو یه نعمته
قسمت شهید گمنام شده
می دونم دعای خیرت همیشه
حافظ این نهضت و این علمه
نگاه محبتت به غربته
امروز مدافعان حرمه
سیدمحمد الصافی، خطیب توانمند عراقی در خاطرهای از دلدادگی شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس به حضرت زهرا سلام الله علیها میگوید.

این کتاب با زبانی ساده، بزرگمردی از شیرمردان تاریخ این مرزوبوم را توصیف کرده است. امید که چراغ حضورشان در دلمان، روشنیبخش راهمان باشد. جملهی معروف شهید ابراهیم هادی این است: «مشکل کارهای ما این است که برای رضای همه کار میکنیم، جز خدا.»
پهلوان بسیجی «ابراهیم هادی» از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبههی گیلانغرب است.
شهید هادی در یکم اردیبهشت سال ۱۳۳۶ دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پرفرازونشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، در تاریخ بیست و دوم بهمن سال ۶۱، به شهادت رسید. همانطور که از خداوند میخواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
با سپاس از انتشارات شهید ابراهیم هادی که این کتاب را برای گویا شدن در اختیار گروه کتاب گویا، ایران صدا قرار دادند.




«بهنام محمدی راد» روز ۱۲ بهمن ۱۳۴۵ در خرمشهر به دنیا آمد. ریزهمیزه و زرنگ و سرزباندار بود. در روزهای انقلاب، تنهایی به تظاهرات میرفت و «مرگ بر شاه» میگفت و از کسی هم نمیترسید.
یکبار او افشانهی رنگی به دست آورد و فوراً روی یک دیوار نوشت: «یا مرگ یا خمینی، مرگ بر شاه ظالم».
«شاهَ» را هم برعکس نوشت.
پدرش میگفت: «بهنام جان به تظاهرات نرو، میترسم گیر سربازهای شاه بیفتی!»
وقتی عراقیها در شهریور سال ۱۳۵۹ به خرمشهر حمله کردند، او همراه عدهای از نظامیان و جوانان، در شهر ماند تا خرمشهر به دست دشمن نیفتد. بهنام در آن روزها، بارها به میان نیروهای دشمن رفت، مهمات آنها را برمیداشت و به دست نیروهای ایرانی میرساند؛ تا اینکه…
*کتاب «بهنام، جنگجوی ۱۳ ساله» نوشتهی مجید ملامحمدی است. اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس البرز (انتشارات حنظله) این کتاب را در سال۱۳۹۷ منتشر کرد.

بازیگران :
رضا ثامری، تورج الوند، باسط رضایی، محمدرضا صولتی، مهدی کرنافی، امیر عباسزاده، سهند جاهد، مرتضی شاهکرم، ناصر عاشوری، علی زرمهری، رویا افشار، فرید سجادحسینی و…

مؤلف این کتاب، لحظه لحظه اثرش را نذر نگاه حاضر و ناظر سید آزادگان «امام حسین (ع)» کرده و در مقدمه کتاب نوشته است: «سالهاست که پای شنیدن خاطرات آزادگان مینشینم و هربار که اتفاقات دوران اسارتشان را مرور میکنم یا در کتاب خاطراتشان غرق میشوم، به نکات پیدا و پنهانی میرسم که بازگویی برخی از آنها تقریباً محال است. با این حال، همین مقدار شاید ادای دینی باشد به آزادگان مظلوم دفاع مقدس که جنگ برایشان در کنج اردوگاه غربت بیش از هشت سال طول کشید».
«شاید با تعصب خاصی هیچ وقت دلمان نمی خواسته که نیروهای ما در دفاع مقدس تن به اسارت بدهند اما باید در موقعیت اسرا بود و قضاوت کرد خاطرات آنها را که بشنوید متوجه می شوید کار آنها کمتر از شهادت نبوده است … »
* کتاب «زمان ایستاده بود» را انتشارات پیام آزادگان چاپ و منتشر کرده است.



