دسته بندی : کتاب و نرم افزار , کتب صوتی

رضا به پری علاقمند است و نگران است که او به خواستگارش جواب مثبت بدهد. پدر پری با این ازدواج مخالف است، چون رضا به سربازی نرفته است. رضا مدام از دست مأموران فرار می کند چرا که می ترسد او را به جنگ بفرستند…
ضا بالاخره بهوسیله ی مأموران دستگیر و به اجبار، راهی سربازی می شود؛ اما قبل از رفتن، پری به او می گوید که امام قطعنامه را پذیرفته و جنگ تمام شده است. رضا خوشحال میشود و با عده ای برای جست و جو به مناطق جنگی می روند. آنها ناگهان خود را در محاصره ی نیروهای عراقی می بینند و اسیر می شوند. سرهنگ خالد آنها را در محلی نگهداری می کند که نتوانند خبری از خود به ایران برسانند. ۲۲۰ سرباز ایرانی به اسارت نیروهای دشمن درمی آیند بدون اینکه کسی از وجود آنها مطلع باشد. آنها را به تکریت انتقال می دهند
-
۲:۵۱
-
۲۸:۵۰
-
۲۳:۳۵
-
۲۶:۵۴
-
۲۴:۴۷
-
۲۵:۳۰
-
۲۳:۵۰
-
۱۵۳:۲۹



