
کارگردان: داریوش یاری
در روز عاشورا، ابراهیم در کربلا بر اثر حمله قلبی میمیرد. دخترش ریحانه پیگیر آخرین گفته ناتمام پدر میشود. این پیگیری ریحانه را رو در روی خانواده و زندگی زناشوییاش قرار میدهد اما ریحانه اعتقاد دارد که عدالت نمیتواند در پشت در خانه آدم جا بماند…
بازیگران:
زیبا بروفه، سیدمهرداد ضیایی، بهزاد خداویسی، مریم بوبانی، کمند امیرسلیمانی، حمید گودرزی، محمد حاتمی، شهرام قائدی، محمد فیلی، کاظم بلوچی، مریم کاویانی، الهه حسینی و…



کارگردان: حسن میرباقری
مشاور کارگردان: داود میرباقری
محصول: مرکز سیما فیلم
تهیه کننده: بهروز خوش رزم
بازیگران: محمدرضا شریفی نیا ، کاظم هژیر آزاد ، چنگیز جلیلوند ، اسماعیل خلج ، فریبا کوثری ، ماهچره خلیلی ، الهام پاوه نژاد، حمیدرضا آذرنگ ، سید مهرداد ضیائی، حامد میرباقری ، بیژن افشار ، حمید عطائی ، اکبر سلطانعلی ، و سحر افتاده
لوکیشن های اصلی سریال:
منزل حاج ممدلی، قهوه خانه ، منزل عاطفه ، بیمارستان ، خیابان ها و جاده کوهستانی لوکیشنهای اصلی این مجموعه در بسطام است. همچنین در تهران نیز منزل علی ، منزل آفاق ، مزون لباس ، فرودگاه امام و ایستگاه راه آهن لوکیشنهای اصلی این اثر را تشکیل میدهند.
خلاصه داستان:
حاج محمد علی زاهدی مشهور به مندلی که سال هاست سنت تعزیه خانی را در شهرستان بسطام حفظ کرده است با نزدیک شدن زمان مرگش احساس می کند که خطا یا گناهی در گذشته باعث تنهایی و آشفتگی امروز او و دور افتادن فرزندانش از اصالت ها است وی به جستجو در گذشته اش می پردازد تا این که ..
این سریال به انتقال مفهوم “مرام” در زندگی نسل جدید می پردازد که پس از آشنایی با سنت های اصیل به معرفتی تازه برسند و احیاگر مرام و معرفت عاشورایی به ویژه در ارتباط با عملکرد حضرت ابوالفضل (ع) باشند. تمام مراحل تصویربرداری در شاهرود و بسطام انجام شده است. “یلدا” در گروه معارف، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مرکزسیمافیلم تهیه شده است.

«ماریا» دانشجوی رشته نقاشی است. او که مسیحی است، با دیدن تابلوی «عصر عاشورا» اثر استاد فرشچیان، تحت تأثیر این اثر هنری و تاریخی قرار میگیرد و به موضوع عاشورا علاقهمند میشود. وی پس از روز عاشورا و شب هنگام خواب عجیبی میبیند….
«ماریا» به همراه پدر و مادربزرگش در یکی از محلههای قدیمی ارمنینشین در تهران زندگی میکنند. ماریا دانشجوی رشته نقاشی است. او یک روز به همراه استاد و همکلاسهایش به موزه استاد فرشچیان میروند. در آنجا ماریا با دیدن تابلوی «عصر عاشورا»، تحت تأثیر این موضوع و این اثر تاریخی قرار میگیرد و به موضوع عاشورا علاقهمند میشود.
از طرفی «آندره»، پدر و «ژانت»، مادربزرگ ماریا، نگران این تغییر رفتار او هستند. مادربزرگ ماریا از او میخواهد روز عاشورا جایی نرود، چون قرار است «ژرژ» به همراه خانوادهاش به خانه آنها بیایند. ماریا خیلی از این موضوع ناراحت میشود. او روز عاشورا نمیتواند در مراسم عزاداری و تعزیه امام حسین (ع) شرکت کند. ماریا آن شب خواب عجیبی میبیند.
او به هزار سال قبل و روز عاشورا سفر میکند. در سرزمینی چشمش را باز میکند که به آن نینوا میگویند. ماریا در آنجا به مرد و زنی عرب برمیخورد که سپاه امام حسین (ع) را ترک کردهاند و به سمت کوفه میروند. زن با دیدن ماریا از همسرش میخواهد به او کمک کند، ولی مرد عرب قبول نمیکند. زن به ماریا کمک میکند. ماریا وقتی میفهمد که به هزار سال قبل آمده است، از زن و مرد عرب میخواهد راه رسیدن به سپاه امام حسین (ع) را به او نشان دهند.
زن عرب همسرش را راضی میکند همراه ماریا تا نزدیکی سپاه امام برود. ماریا به همراه زن عرب به سمت سپاه امام حرکت میکنند، ولی راه را گم میکنند. ماریا عجله دارد و میخواهد به موقع به سپاه امام برسد، قبل از این که دیر شود. آنها وقتی میرسند که جنگ تقریباً تمام شده و بیشتر سپاهیان امام به شهادت رسیدهاند. ماریا با دیدن صحنه عاشورا با وحشت از خواب میپرد و تب شدیدی میکند.
ژانت از آندره، پدر ماریا، میخواهد که به دنبال «پدر سرکیس» برود و او را هر چه سریعتر با خودش به آنجا بیاورد.

«تورج خان» در شبی از شبهای محرم خوابی میبیند و خاطرهی تعزیههای قدیم برایش زنده میشود. روز بعد «کربلایی غلام» نزد تورج میآید تا حلالیت بطلبد و راهی کربلا شود. سپس تورج به تکیه میرود تا جریان خوابش را تعریف کند که میفهمد ….
«تورج خان» بعد از سالها عذاب وجدان، در شبی از شبهای محرّم، «سید مرتضی» را در خواب میبیند و خاطرهی تعزیه ۲۰ سال پیش برایش زنده میشود. او با حالتی منقلب به مزار سید میرود و آنجا خاطرهی آشناییاش با سید مرتضی و دختر بیوهاش «طیبه» برایش زنده میشود. این خاطرات حال تورج خان را دگرگون میکند و به خانه بازمیگردد.
از طرف دیگر «ملا احمد» که از بیماری تورج خان آگاه شده بود، به عیادتش میرود. تورج خان هنگامِ صحبت با ملا احمد، شب تولد دخترش «سودابه» را بهیاد میآورد که همزمان با این تولد، همسرش «ماهجان» از دنیا میرود.
فردای آن روز، تورج خان در تکیه متوجه میشود که کربلایی غلام ناخوشاحوال شده و از سفر کربلا بازمانده است. بنابراین تورج تصمیم میگیرد به عیادت او برود. هنگام عیادت، کربلایی غلام به تورج خان و ملا احمد میگوید که در خواب به او گفتهاند که دینی به گردن دارد و لایق زیارت کربلا نیست. کربلایی غلام قصد داشت از دینِ خود با تورج خان صحبت کند که ناگهان ….

خلاصه داستان : داستان در مورد مهندس جوانی است که در کودکی مادرش را از دست داده و چون تصورش این است که توسلات دینی و خانواده اش در شفای مادرش نقشی نداشته ، تعلقات دینی و مذهبی اش رنگ می بازد اما با اتفاقاتی که برای او و همسرش می افتد و توسل دوباره به امام حسین (ع) اعتقاد پیدا می کند و…
کارگردان : رسول صانعی
بازیگران : امیر محمد زند ، مریم کاویانی ، عمار تفتی ، مهدی صباحی ، نیلوفر شهیدی ، صدر الدین حجازی ، شهرزاد کمال زاده ، علی ثانی فر

بازیگران : آتیلا پسیانی، امید روحانی، انوشیروان ارجمند، امیرحسین رستمی، الهام چرخنده، کامران تفتی، علیرام نورایی، مهدی ماهانی، مهدی فقیه، زهره حمیدی، محمدرضا عباس نژاد، شیما عباسی و …
خلاصه داستان : بزم آخر داستان زندگی رضوان (الهام چرخنده) دختر سید احمد و دانشجوی تئاتر را روایت میکند که در حال تحقیق در مورد تعزیه است. رضوان در این راه با اتفاقات عجیب و غریبی روبرو میشود که همین اتفاقات باعث پی بردن او به حقایقی از گذشته پدرش منجر شده و …

دو سال پس از سقوط حکومت صدام و اشغال خاک عراق به دستِ آمریکا و متحدانش، جمعی از کسبه و اهالی یکی از محلات جنوب تهران، تصمیم گرفتند برای زیارت عتبات عالیات عراق اقدام کنند…
علی جوانی است که بهعلت از کارافتادگی پدرش، در تعمیرگاه منوچهر مشغول به کار است و پدر و مادر او سالها پیش برای بهدنیا آمدن او، به امام حسین(ع) متوسل شدند و این نذر قدیمی بر ذمهی آنهاست. علی از ماجرای این سفر باخبر میشود و تصمیم میگیرد، به نیابت از پدر و مادرش، با کاروان زیارتی عازم کربلا شود. مادر علی مخالف این تصمیم است، اما سرانجام علی در لحظات پایانی با رضایت والدینش سوار اتوبوس میشود.
صبح روز بعد اتوبوس به گذرگاه مرزی مهران میرسد. هاشم، مسئول کاروان، اوراق عبور را به یکی از مأموران مرزداری نشان میدهد. با توجه به اینکه راننده نیز اولین سفر به عراق را تجربه می کند، متوجه می شود که بدون راهنما نمیتوانند از مرز بگذرند؛ در حالی که روز پنج شنبه است و مرز تا چند ساعت دیگر بسته میشود.
زائران به اصرارِ مرزبانی به دنبال راهنما میگردند که با جوانی به نام «غفور» به عنوان راهنمای سفر خویش به توافق میرسند.
اتوبوس زائران بالاخره از مرز عبور میکند و آنها به عراق میرسند، اما هنوز مسافتی پیش نرفتهاند که اتوبوس خاموش میشود و مسافران تصمیم می گیرند که پای پیاده به مرز برگردند؛ ولی شش نفر از آنها مصمماند که به راه خویش ادامه دهند و غفور با گرفتن پول بیشتر به آنها وعده میدهد که پس از دو سه ساعت پیادهروی، آنها را به مقصد برساند…

خلاصه داستان : این فیلم درباره شخصیت سلیمان از شهر بصره است که به عنوان پیک امام حسین (ع) قرار گرفته و همچنین یک سری حوادثی که در بصره اتفاق میافتد…
کارگردان : جواد شمقدری
بازیگران : محمدعلی کشاورز ، گلاب آدینه ، جعفر دهقان ، حسین یاری ، محسن گلناری ، فخرالدین صدیقشریف ، رضا توکلی ، محسن زهتاب ، محمود پاکنیت ، انوشیروان ارجمند ، معصومه آقاجانی ، مهوش صبرکن

زوجی مسیحی به ایران میآیند و یک بچه خرد ایرانی را به حیث فرزند خوانده همراه خود به آلمان میبرند. آن ها در سفر به کشورهای دیگر سه طفل دیگر را به عنوان فرزند خوانده قبول میکنند. پس از مدتی که اولادها به سن ۲۵ و ۲۶ سالگی میرسند، پدر خانواده پیش از فوتش، حقیقت را به آن ها میگوید. پسر ایرانی تصمیم میگیرد به دنبال خانواده گم شده اش به ایران…

«قسم» داستان ارتباط انسان با خداست و روایت پیرمردی است که در هویت و اعتقادات اش دچار مشکلاتی می شود…

در سال ۶۱ هجری «خولیبنیزید» از جانب «عمربنسعد» مأموریت یافت تا سرِ مبارک امام حسین(ع) را از کربلا به کوفه ببرد و به دست امیر کوفه، یعنی عبیداللهبنزیاد، برساند.
هنگامی که خولی، به امید پاداشگرفتن، سر مبارک امام حسین(ع) را نزد عبیدالله میبرد، عبیدالله ادعا میکند که هرگز خواهان کشتهشدن حسین نبوده و برای کسب تکلیف، خولی را با سر مبارک امام روانهی شام میکند، تا خودِ یزید دربارهی عمربنسعد و به ادعای او تمردش از فرمان، تصمیم بگیرد.
از سویی دیگر «شمربنذالجوشن» برخی از مردان سپاه کوفه را برمیانگیزد تا به غارت غنایم و حتی اسب دواندن بر پیکر شهدا مبادرت کنند.
از سویی «یزیدبنمعاویه» نیز، بنابر توصیهی مشاورش، صلاح را در این میبیند که انگشت اتهام را به طرف عمربنسعد نشانه رود. او با عزل عمربنسعد، به عبیدالله میفهماند که با نظریهی او مبنیبر خودسر بودن عمربنسعد موافق است. سپس نامهای را که حکم عزل عمربنسعد است، همراه سر مبارک امام حسین(علیه السلام) به خولی میدهد تا نزد عبیدالله بازگرداند.







