


بی بی رباب زن سالخورده ایست که سال ها چشم انتظار رسیدن خبری از پسر جوانش قاسم است که در دوران دفاع مقدس به جبهه رفته و دیگرخبری از او به دست نیامده است. او قصد دارد به نیت پیدا شدن پسرش، تعزیه ی حضرت قاسم را در خانه اش برگزار کند. دو نفر از بچه های محل به پدرهایشان از مسئولین هیات تعزیه محل هستند، موضوع را میگویند، و از آنها میخواهند امسال تعزیه را در خانه بی بی برگزار کنند. در ابتدا به خاطر نبودن برخی از تعزیه خوانها ، پدرها انجام این کار را بعید می دانند، اما با اشتیاقی که بچه ها نشان میدهند، آنها نیز شروع به آماده سازی مقدمات میکنند. در این بین بی بی رباب سکته کرده و در بیمارستان بستری میشود. از طرفی برادر او، حاج شفیع بسیار پیگیر یافتن خبری از پسر خواهر مفقودش است، تا اینکه بالاخره زمانی که بی بی در بیمارستان بستری است، خبر پیدا شدن پیکر قاسم را به آنها میدهند. از سوی دیگر در لحظات پایانی فیلم، بی بی در بیمارستان از دنیا میرود و پیکر قاسم نیز از راه میرسد. مراسم تشییع پیکر شهید قاسم با مراسم مادرچشم انتظارش همزمان برگزار میگردد.
کارگردان: قاسم عرب
تهیه کننده: سید حامد حسینی
بازیگران: رضا ایرانمنش، بابک نوری، علیرضا درویش، فاطمه مرتاضی، فاطمه شکری


علمدار، داستان علم یک هیئت است. در یک هیئت سر بردن علم به امامزاده اختلاف نظر است و برخی موافق و برخی دیگر مخالف بردنش هستند. سرانجام با کش و قوس های فراوان، همگی به این نتیجه میرسند که علم هیئت توسط علمدارش به امامزاده برده شود و پس از آن تمام اختلافات نیز حل و فصل میشوند.








