دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

پربازدیدترین مطالب

این کتاب گویا روایت سه داستان نمایشی کوتاه از آدم‌ها و اتفاقات تلخ و شیرین دوران دفاع مقدّس است.

* نفوذی: در یک عملیات جنگی، حضور یک فرد نفوذی در بین گروه باعث گم‌شدن بچه‌های عملیات و خراب‌‌شدنِ بیسیم می‌شود. سرهنگ که مسئول گروه است، تلاش می‌کند تا فرد نفوذی را بیابد و گروه را نجات دهد.

* امشب شام خرچنگ سرخ‌کرده داریم: داستانی از جبهه و جنگ و دو دوست است که برای حمل مهمّات، همراه با خانم دکتری به خطّ مقدّم جبهه می‌روند و خودشان هم درگیر مقاومت و جنگ در خط مقدّم می‌شوند.

* خواب گروهبان گارسیا: «شهاب» و دوستش «فری» دزدند. وقتی می‌خواهند انگشتری را که دزدیده‌اند، بفروشند، متوجه می‌شوند که مادر فری چراغ نفتی‌‌ای را که انگشتر در آن پنهان است، به مسجد و جبهه اهدا کرده است. درنتیجه فری و شهاب به‌‌دنبال انگشتر مخفی‌‌شده در چراغ نفتی، راهی جبهه می‌شوند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :26 خرداد 1404 754 بازدیدبدون نظر »

«فاطمه نیک» در سال ۱۳۰۰ در هرمزگان به دنیا آمد. پس از مرگ پدرش، با مادر و خواهران و برادرش به«میناب» مهاجرت کرد. در همان‌‌جا ازدواج کرد و صاحب فرزندانی شد. او آن‌‌قدر شیرین‌‌سخن و مهربان بود که از همان جوانی به «خاله شیرین» معروف شد.

درباره‌ی کتاب:
شهید «فاطمه نیک» در ۵مهر۱۳۰۰ در جزیره‌‌ی قشم به دنیا آمد. پدرش مؤذن مسجد بود و فاطمه در دامان خانواده‌ای متدیّن رشد کرد و جانش با آموزه‌های دینی عجین شد. بعدها وقتی ازدواج کرد و مادر شد، فرزندان رشید، شجاع و باایمانی تربیت کرد.
او در کنار خانه‌داری، به فعالیّت در امور مذهبی و مبارزه با استبداد شاهنشاهی پرداخت و پس از پیروزی انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی، تک‌تک فرزندانش را به جبهه‌های جنگ فرستاد.
وی در مرداد۱۳۶۶ عازم حج ابراهیمی شد و در مراسم برائت از مشرکین، سینه‌اش آماج گلوله‌های وهابیون شد و در ۹مرداد۱۳۶۶ در شهر مکّه به شهادت رسید. شماره‌‌ی هشتم از مجموعه‌‌ی «زنان آسمانی» دربردارنده‌‌‌ی خاطراتی از این شهید والامقام است.

درباره‌ی نویسنده:
«شمسی خسروی»، داستان‌‌نویس، سال ۱۳۵۰ در تهران به دنیا آمد. بیشتر تألیفات خسروی (به غیر از داستان‌ها) شامل زندگی‌نامه‌‌ی داستانی رزمندگان اسلام و شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یا خانواده‌‌ی آنان است.
آثار او عبارت‌اند از:
«عروس جنوب»؛
مجموعه داستانی «ضیافت» بر اساس زندگی سردار شهید ابراهیم محبوب؛
«عطش و آتش»؛
«بر بلندای حضور: خاطرات بتول جنیدی»؛
«پرنده‌ای در عرش: زندگی و خاطرات شهید فهیمه‌ سیّاری»؛
«غریبانه: بر اساس زندگی شهید غلام‌‌‌محمّد نیک‌‌عیش»؛
«آفتاب بی‌قرار: زندگی‌نامه‌‌ی مریم مجتهدزاده (اخوان موسوی)؛
«روزی خواهم خفت برای همیشه»، زندگی‌نامه داستانی شهید آیت‌الله محمد صدوقی، سومین شهید محراب؛
رمان «اولین روز آرامش» زندگی‌‌نامه‌‌ی داستانی خلبان شهید حسین خلعتبری؛
«آرام‌تر از همیشه»: داستان‌واره‌ای از زندگی شهید صیّاد شیرازی.

* تعبیر یک خواب: زندگی و خاطرات شهیده فاطمه نیک، نویسنده: شمسی خسروی، ناشر: نشر شاهد، ۱۳۸۷.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :26 خرداد 1404 966 بازدیدبدون نظر »

کتاب «گیل مانا» روایت‌گرِ خاطرات سردار «محمدعلی حق‌بین» فرمانده‌ی گردان کمیل در دوران دفاع مقدس است. این کتاب در ده فصل، خاطراتی از آغاز جنگ، فضای ناامن کردستان و مأموریت‌های درون‌مرزی تا پایان جنگ تحمیلی را روایت می‌کند.

سردار «محمدعلی حق‌بین» در سال ۱۳۶۱، در ۱۶سالگی، به‌عنوان امدادگر به عضویت تیپ ۲۵ کربلا درآمد و به‌تدریج نیروی رزمی شد.
در سال ۱۳۶۲ در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام‌نویسی کرد و با سمتِ فرماندهیِ «تیپ قدس گیلان» در عملیات‌های متعدد پاک‌سازی کردستان و چند مأموریت برون‌مرزی حضور داشت.
از اواخرِ سال ۱۳۶۴ تا ابتدای سال ۱۳۶۷ جانشین فرماندهان گردان کمیل، شهیدان «حسن رضوان‌خواه» و «محمد اصغری‌خواه» بود و پس از شهادت اصغری‌خواه، با حکم فرمانده‌ی لشکر قدس، فرمانده‌‌ی گردان کمیل شد.
وی سپس مسئولیت‌های متعددی داشت. بعد از شروع فعالیت‌های گروه‌های تروریستی تکفیری در سوریه، لشکر قدس گیلان مأموریت یافت تا به مصاف نیروهای تروریست برود. عملیات برجسته‌ی این لشکر در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ با نام «نصر۲» بود که رزمندگان لشکر، منطقه‌ی شیعه‌نشین «نبل‌الزهرا» را پس از چهار سال محاصره آزاد کردند.
در سال ۱۳۹۸ سردار حق‌بین مفتخر به دریافت نشان «فتح۳» شد. او هم‌اکنون مسئول اداره‌ی رزمی‌‌‌-تخصصی معاونت آموزش کل سپاه است.

کتاب «گیل مانا» روایت نبردهای این رزمنده‌ی دفاع مقدس و جبهه‌ی مقاومت است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :25 خرداد 1404 791 بازدیدبدون نظر »
مهمان شام

«مهمان شام» زندگی‌نامه و خاطرات شهید مدافع حرم، «مهندس سید میلاد مصطفوی» است که در هر بخش، از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید پرده‌برداری می‌شود.

«سیّد میلاد (محمّد) مصطفوی» ۱۵ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۵ در شهرستان بهار همدان دیده به جهان گشود. او دومین فرزند یک خانواده پنج نفره بود که در دامان خانواده متعهد و دین‌دار بزرگ شد. پدرش «سیّد هاشم» نام داشت و با کسب روزی حلال سعی می‌کرد فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجوی پرورش دهد.
میلاد دانش‌آموز نمونه و دانشجوی فعّال دانشگاه صنعتی بود. مدرک مهندسی عمران گرفت، امّا بیشتر شب‌ها دنبال کارهای بسیج بود. او از بسیجیان فعّال گُردان امام حسین(ع) شهرستان بهار بود. از این طریق بسیاری از نسل جدید را با شهدا آشنا کرد.
عشق به پروردگار و اهل بیت از کودکی در وجود سیّد میلاد جوانه زد. نماز اول وقت و دائم‌الوضو بودن از ویژگی‌های بارز این شهید بزرگوار بود، عشق به ائمه (علیهم السلام) و شهدا باعث شده بود که از نوجوانی راهی دیار عشق، کربلای ایران و مناطق جنگی جنوب کشور شود و در تعطیلات عید نوروز با پای پیاده از جان و دل به زائران خدمت کند.
رویِ گشاده و شوخ‌طبعی از دیگر ویژگی‌های این شهید بزرگوار بود. از ویژگی‌های بارز شخصیّتی ایشان می‌توان به روحیه‌ی جهادی و مبارزه در راه خدا و شجاعت بسیار اشاره کرد.
رابطه‌ی بسیار خوبی با شهدا داشت و همیشه از «شهید همّت» و «شهید زین‌الدّین» یاد می‌کرد. بیش از ۱۲ سال در کسوت خادمیِ شهدا در مناطق عملیاتی حاضر شد و به خدمت‌رسانی به زوار در این مناطق می‌پرداخت.
بیشترِ خوبی‌های که یک انسان می‌توانست داشته باشد، این جوان متواضع و بااخلاق داشت. برای فریضه نماز اوّل وقت اهمیّت قائل بود و همیشه نوجوانان و جوانان را به مسیر معنویت و عبادت سوق می‌داد.
سرانجام هم‌زمان با تاسوعا و عاشورای حسینی، در سال ۱۳۹۴ به عنوان مدافع حرم، در محور «حلب» برای دفاع از حرم «حضرت زینب(س)» در سوریه حضور یافت و در سن ۲۹ سالگی در مقابل با تکفیری‌ها به مقام رفیع شهادت نائل آمد.
پیکرش مدّت‌ها در همان منطقه باقی ماند و به دست تکفیری‌ها قطعه قطعه شد. گفته می‌شود داعش بعد از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود برد؛ امّا بعد از مدّتی خودِ شهید نشانیِ دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می دهد.
سرانجام با رشادت هم‌رزمان و آزادسازی مناطق تحت اشغال داعشی‌های تکفیری، پیکرش به آغوش خانواده و یارانش بازگشت و در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد تا مزارش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان باشد.
این شهید والامقام در سال ۱۳۹۸ به عنوان شهید شاخص شهرستان «بهار» معرفی شد.

* درباره‌ی کتاب:
این کتاب دربردارنده‌ی داستان‌های کوتاهی است که درباره‌ی زندگی و خاطرات شهید «سید میلاد مصطفوی» نگاشته شده‌اند. «شب قدر»، «سفر به مشهد»، «هدایت‌گری»، «توسلات»، «کاروان آشتی»، «سرباز بی‌نماز»، «بی‌قرار رفتن»، «توسّل» و «بازگشت» برخی از داستان‌های این کتاب‌اند.
این داستان‌ها از زبان نزدیکان و آشنایان شهید روایت شده‌اند و در آنها سعی شده است سیمای واقعی شهید «سید میلاد مصطفوی» به‌خوبی برای مخاطبان، به‌ویژه نسل جوان، نمایان گردد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :09 اسفند 1401 576 بازدیدبدون نظر »
این کتاب گویا دربردارنده‌ی خاطرات یکی از امدادگران دوران دفاع مقدس، علی عِچرِش، است. وی ایثارگری‌های امدادگران را در دوران جنگ تحمیلی شرح می‌دهد.

«علی عِچرِش» اهل آبادان است. او فرد آگاهی است، چون در زمان جنگ، مدیر ستاد امداد و درمان ماهشهر بود. وی همچنین مدتی مدیریت ستاد امداد جبهه‌ی اهواز و نیز هلال‌احمر ماهشهر را برعهده داشت.
عچرش و دوستانش در شهریور سال ۱۳۵۹ (پیش از آغاز رسمی جنگ)، به علّت درگیری‌هایی که در شلمچه وجود داشت، به آنجا رفتند و در منطقه‌ی کمپ ولی‌عصر مستقر شدند.
وی درابتدا کارش را با امدادگری شروع کرد و بعد، در جریان حملات هوایی عراق به اروندکنار، به این نتیجه رسید که امدادگر به تنهایی نمی‌تواند به مجروحان رسیدگی کند و باید خودش نیز راننده‌ی آمبولانس باشد، چون سرعت امدادگر برای رساندن مجروح به بیمارستان نقش تعیین‌کننده‌ای در نجات او دارد. وی سپس راننده‌ی آمبولانس شد و این نقش ادامه پیدا کرد.

*درباره‌ی کتاب:
«معصومه رامهرمزی» درباره‌ی کتاب «امدادگر کجایی» می‌گوید:
«۱۴ساله بودم که به‌عنوان امدادگر حِبه در بیمارستان‌های جنوب کشور حضور داشتم و از نزدیک شاهد زحمات و تلاش امدادگران در جنگ بودم. کتاب «امدادگر کجایی» در راستای تحقیقات، پژوهش‌ها و کارهایی است که برای جنگ انجام می‌دادم. چون خودم امدادگر بودم، احساس کردم در حوزه‌ی آقایانِ امدادگر کتابی نداریم، یعنی خانم‌های امدادگر در این زمینه بسیار فعال بوده‌اند و کتاب‌هایی منتشر شده، اما آقایان امدادگر یا راننده‌ی آمبولانس، چون جزو اقشاری بودند که به شکل مردمی و پراکنده به جبهه‌ها می‌رفتند و بعد از جنگ نیز به شغل‌های خودشان بازگشتند و تقریباً متولی مشخصی نداشتند و پراکنده شدند، تریبونی وجود نداشت تا این افراد خاطرات خود را بازگو کنند. خیلی علاقه داشتم تا این اتفاق بیفتد و بتوانیم صحبت‌های آقایانی را که امدادگر و راننده‌ی آمبولانس بودند، بشنویم و ببینیم آنها در زمینه‌ی امداد چه اطلاعات و خاطراتی دارند و این باعث شکل‌گیری این کتاب شد.»
***
کتاب «امدادگر کجایی» در هشت فصل و «فهرست منابع» و «اسناد و تصاویر» تنظیم شده است.
فصل اول: روزهای خیلی دور؛
فصل دوم: روزهای بیداری؛
فصل سوم: روزهای بالندگی؛
فصل چهارم: روزهای ایستادگی؛
فصل پنجم: اعزام به ماهشهر؛
فصل ششم: مهاجرت؛
فصل هفتم: روزهای حج و امداد؛
فصل هشتم: روزهای پایانی.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :22 آذر 1401 646 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی امدادگر کجایی؟ بسته هستند
پرواز دیده‌‌بان
کتاب «پرواز دیده‌بان» درباره‌ی زندگی جان‌بازِ شهید «حشمت‌الله حیدری وانانی» است که به کوشش «افسانه حیدری» و نشر شاهد منتشر شده است.

درباره‌ی کتاب:
این کتاب در ۱۰ فصل خاطرات این جان‌باز شهید را روایت می کند. عنوان‌های این ۱۰ فصل عبارت‌اند از:
کودکی و نوجوانی، سال‌های رزم در نوجوانی و جوانی، شهید حشمت‌الله حیدری از نگاه هم‌رزمان، پس از جنگ، بروز بیماری، عروج، روزهای بازگشت، شهادت، پس از شهادت و تصاویر.
در صفحه‌ی ۱۶۸ کتاب به نقل از مادر شهید می‌خوانیم: «سه سال بعد از شهادت حشمت‌الله، توفیق زیارت خانه‌ی خدا را پیدا کردم. مثل همیشه جای خالی‌اش را در این زیار‌ت‌ها حس می‌کردم. من همیشه به حضور فرزند شهیدم در زندگی‌ام باور قلبی داشته‌ام.
دستم توی دست آیت‌الله بود و داشتم طواف می‌کردم. درحال چرخیدن به دور خانه‌ی خدا بودم که یک‌دفعه دیدم یک نفر با لباس بسیجی آمد و درست مقابلم ایستاد. من هم بی‌اختیار ایستادم. نگاهش که کردم دیدم حشمت‌الله است! با خودم گفتم: خدایا مگر می‌شود؟ یعنی این حشمت‌الله من است؟
همان‌طور ایستاده بود و حرف نمی‌زد؛ فقط نگاهم می‌کرد… خیلی هوای دیدنش را کرده بودم. اصلاً به نیّت او داشتم طواف می‌کردم. یک آن به سمتم آمد و بعد، از جلوی چشمم محو شد. به خودم که آمدم، دیدم چیزی توی دستم هست؛ مشتم را که باز کردم، یک تسبیح عقیق هفت‌مهره‌ی دورنگ و ریزی دیدم که می‌درخشید. با دیدن تسبیح، به گریه افتادم. خدا می‌داند حال عجیبی داشتم…».

درباره‌ی نویسنده:
افسانه حیدری در کتاب «پرواز دیده‌بان» زندگی برادر شهید خود، حشمت الله حیدری، را روایت می‌کند. وی در بخش مقدمه‌ی کتاب، با اشاره به مشاهده‌‌ی فراخوان بنیاد شهید برای مسابقه‌ی داستان‌نویسی «رؤیاهای صادقه شهیدان» نوشته است: «به یاد روزهای پرمرارت برادرم و رؤیای صادقه او افتادم. سر ذوق آمدم، بخشی از زندگی برادر شهیدم را در قالب داستان کوتاه نوشتم که مورد توجه بنیاد شهید قرار گرفت. پس از آن تصمیم گرفتم زندگی‌نامه‌ی نسبتاً کاملی از شهید حشمت‌الله حیدری بنویسم.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :11 آذر 1401 727 بازدیدبدون نظر »

اکیپ حاج هادی
ایستگاه‌‌‌های صلواتی شدیداً مورد تنفّر دشمن بود. ازآنجاکه این مراکز تأثیر بسیار خوبی بر روحیه‌‌ی رزمنده‌‌ها داشت، همواره یکی از اهداف بمباران‌‌های هوایی دشمن به‌‌حساب می آمد.

درباره‌ی کتاب:
«اکیپ حاج هادی» روایتِ خاطرات ایثارگران جهاد و پشتیبانی ورامین است و حاصل بیش از ۴۰ ساعت گفت‌وگوی جعفر کاظمی با «حاج هادی جنیدی» درباره‌‌ی هم‌رزمان اوست که در قالب ۲۱۰ خاطره نوشته شده و کاظمی خاطرات را بازآفرینی کرده است.
در بخش پیوست این کتاب، تصاویر و اسنادی از حاج هادی جنیدی و هم‌‌رزمانش به چشم می‌خورد. نویسنده در مقدمه‌‌ی کتاب بیان می‌‌کند که نزدیک به هزار تن از مرد و زن در «اکیپ حاج هادی» فعالیت می‌کردند که امکان ذکر نام همه‌‌ی آنها وجود ندارد. از این رو نام برخی رزمندگان این گروه را به تفکیک مشاغل آنان، ازجمله فرهنگیان، کشاورزان، مشاغل آزاد، رانندگان و کامیون‌‌‌‌داران، پاسداران، کارمندان و کباب‌‌‌‌پزها، آورده است.

درباره‌ی نویسنده:
«جعفر کاظمی» متولد ۱۳۵۰ بود. وی علاقه‌‌ی بسیاری به‌ نوشتن داشت و زمانی که در سال ۱۳۶۸ با «رحیم مخدومی» آشنا شد، تحت تأثیر نوشته‌های او قرار گرفت و دست به قلم شد. مطالعه‌‌ی کتاب‌های «فردا پسرم برمی‌گردد»، «جنگ مردان درد» و «جنگ پابرهنه‌ها» وی را به نوشتن ترغیب کرد که حاصلش چند کتاب در حوزه‌‌‌ی ادبیات دفاع مقدس شده است.
کاظمی در شاخه‌های گوناگون هنری فعال بود. او حدود چهار سال نمایش‌‌های مدافعان حرم را نیز کارگردانی می‌کرد و هر سال محوریت این نمایش، یکی از شهدای مدافع حرم بود. نمایش ویژه‌‌ی «شهید احسان میرسیّار» یکی از این نمایش‌‌هاست که با استقبال چشمگیر مردم همراه بود.
از کتاب‌‌های ماندگار کاظمی در حوزه‌‌ی دفاع مقدس می‌‌‌توان به «نیمکت‌‌‌های سوخته» و «اکیپ حاج هادی» اشاره کرد.
جعفر کاظمی براثر بیماری آنفولانزا و عفونت ریه، در سن ۴۸ سالگی درگذشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :10 آذر 1401 588 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی اکیپ حاج هادی بسته هستند
باغ اسدالله خان

این کتاب دربردارنده‌‌ی مجموعه خاطرات سرهنگ بازنشسته‌‌ی ارتش، «محمدحسن صادق‌‌‌زاده پوده»، از دوران دفاع مقدس است.

آیا گذشته چراغ راه آینده است؟ شنیدن حوادث دوران دفاع مقدس برای همه‌‌‌ی نسل‌ها در این سرزمین شیرین خواهد بود. حوادث تلخ و شیرینی که حاوی نیش‌ها، نوش‌ها، عبرت‌ها و آموزه‌های فراوان است. شنیدنِ این حوادث از زبان کسانی که خود در صحنه‌های مختلف حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حضور داشته‌اند و شاهد آن حوادث بوده‌اند، شیرین‌تر و مستندتر خواهد بود. اگرچه برخی از حوادث به‌ظاهر تلخ است، امّا جذاب و شنیدنی است.
باید این حوادث و خاطرات به رشته‌‌‌ی تحریر درآید. اگرچه خود نویسنده آنها را گزینش می‌‌‌کند، اما این نکته را نمی‌توان از یاد برد که در برهه‌ی حساس تاریخی چاره‌ای جز این نیست که پای سخن چنین مردانی بنشینیم؛ کسانی که موی سفیدشان حاکی از عبرت‌ها و آموزه‌های فراوان است.
راستی هنوز این پرسش بی‌پاسخ مانده است: «اگر سرزمینی مورد تهاجم بیگانگان قرار گیرد، چه باید کرد؟»
در چنین وضعیتی جهانیان از مردم این سرزمین چه انتظاری خواهند داشت؟ پس از گذشت از حادثه و عبور از بحران چه باید کرد؟ با این نگرش، از سرهنگ بازنشسته، «محمدحسن صادق‌‌زاده پوده» که خود از یادگاران جبهه و جنگ است، خواستند که خاطرات خود را بنویسد تا عبرت‌های یادشده در آن به آموزه‌هایی تبدیل شود که خود موجب عبرت گردد و به نسل‌های آینده یادآوری کند که برای هر وجب از خاک این سرزمین رضوی، در روزهای غربت ایران اسلامی، چه فداکاری‌ها و از جان‌‌‌گذشتگی‌ها شده است. باشد که نسل‌های آینده خود این میراث گران‌‌‌‌بها را گرامی بدارند و همچون اجداد خود، پاس‌‌دارِ حرمت‌ها و نگهبان ارزش‌های متعالی آن باشند.

در این داستان می‌خوانیم: «هوای صاف و بهاری و آفتاب دل‌‌‌پذیر بعد از باران، نه‌تنها به درختان زیبایی می‌دهد، بلکه خورشید نیز با افشان‌‌نمودن گیسوان خود و دادن گرما به برگ‌های سبز، فضا را معطّر کرده است…».

*درباره‌‌ی نویسنده:
«محمدحسن صادق زاده پوده» در سال ۱۳۲۶ در اصفهان متولد شد و در سال ۱۳۴۵ به استخدام ارتش درآمد. وی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده‌‌‌ی افسری شد و پس از دریافت درجه‌‌ی ستوانی، به هنگ دانشجویان مرکز آموزش توپ‌‌خانه‌‌ی اصفهان منتقل شد.
در ماه‌های اوج‌گیری انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۷، مدتی به‌‌علت فعالیت‌‌های انقلابی بازداشت شد. از سال ۵۸ تا ۶۲ عهده‌دار مشاغلی همچون مسئولیت انجمن اسلامی پادگان سقز، فرماندهی آتش‌بار توپ‌‌خانه، سرپرستی عقیدتی سیاسی سقز، فرماندهی گروهان قرارگاه و بسیج در قرارگاه شمال غرب و همچنین ریاست بازرسی لشکر ۲۸ سنندج بود.
سال ۱۳۶۲ به اصفهان منتقل شد و به‌‌عنوان استاد در دانشکده‌‌ی پدافند هوایی مرکز آموزش توپ‌‌خانه و رئیس بازرسی گروه ۵۵ توپخانه خدمت کرد. در سال ۶۵ به دوره‌‌‌ی عالی رسته‌ای اعزام شد و پس از گذراندنِ دوره به لشکر ۵۸ منتقل گشت و در سِمت فرمانده‌‌ی گردان توپ‌‌خانه خدمت کرد.
وی تا پایان بازنشستگی مسئولیت‌های دیگری نیز برعهده داشت.

* «محمدحسن صادق‌‌‌‌زاده پوده» نویسنده‌ای است که در خاطره‌نگاری دوران دفاع مقدس دست توانایی دارد. از او تاکنون در این زمینه کتاب‌های فراوانی به چاپ رسیده است. برخی از آثار او عبارت‌‌اند از:
آتشبار دوم؛ اشک هجران، مروارید غلتان؛ بانوی چشم‌‌‌انتظار؛ انتقالی با ۱۴هزار صلوات؛ تاوان عشق: بر اساس خاطرات فاطمه سلطان‌دهقانی؛ ترور در سرزمین مظلوم؛ سرباز ولایت؛ قدسیان: شهید عباسعلی امینی، شهید علی اسلامیت، شهید نفس الامری؛ معجزه بازی دراز و ….

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :09 آذر 1401 638 بازدیدبدون نظر »
این کتاب نگاهی است بر زندگی‌نامه و خاطرات شهید مدافع حرم، «مجتبی کرمی».

«مجتبی کرمی»، شهید مدافع حرم، بیستم آذرماه ۱۳۶۵ در روستای «کهنوش» از توابع شهرستان «تویسرکان» استان همدان به دنیا آمد.
از کودکی، پابه‌پای پدر، با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنا شد و از آن‌جا که پدرش به امام حسن مجتبی(ع)، کریم اهل بیت، عشق و ارادت خاصّی داشت، این نام را برایش انتخاب کرد.
در دوران دبیرستان از اعضای فعّال بسیج مدرسه‌ی مصطفی خمینی بود و به‌عنوانِ بسیجی نمونه به دیدار آقا و مولایِ خود «حضرت امام خامنه‌ای» مفتخر شد.
در سال ۱۳۸۲ زادگاهش را به همراه پدر و مادر ترک کرد و در شهر همدان ساکن شد. در اوج جوانی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و جزو «گردان تکاور ۱۵۴ حضرت علی‌اکبر(ع) شد.
وی در کنار هم‌رزمان خود، آموزش‌های سخت نظامی و ویژه‌ی تکاوری، مانند غواصی، پرواز، عملیّات ویژه را فراگرفت. در کنار اشتغال به کار، تحصیلاتش را ادامه داد و موفّق به دریافت مدرک کارشناسی شد.
در ۲۳ سالگی شریک زندگی خود را انتخاب کرد و از شرایط سخت زندگی با یک نظامی با او سخن گفت؛ اینکه امکان دارد روزی برای نبرد با دشمنان دین خدا به کشورهای مسلمان همسایه، مانند لبنان، اعزام شود (در آن زمان سوریه امن بود و درگیر جنگ داخلی نبود).
در سال‌های ۱۳۹۰ و ۹۲، هنگام مأموریت‌ به‌شدّت مجروح شد؛ حتّی یک‌بار شدّت جراحت به‌حدّی بود که هم‌رزمانش تصوّر کردند مجتبی شهید شده است؛ اما خداوند متعال بقای عمر او را رقم زد.
سرانجام در مهرماه ۱۳۹۴، به امر ولیِ امر مسلمانان جهان، لباس رزم پوشید و برای دفاع از حرم «حضرت زینب(س)» و مردم ستم‌دیده و مظلوم سوریه، عازم جبهه‌های نبرد شد و پس از ۱۲ روز حضور در جبهه‌های مقاومت، در تاریخ ۲۵ مهرماه ۱۳۹۴ (سوم محرم الحرام ۱۴۳۷ هجری قمری) در عملیّات آزادسازی حومه‌ی «حلب»، به دستِ تک‌تیراندازان تروریست داعش، براثر اصابت گلوله قناسه به سرش، به فیض شهادت نائل شد.
پیکر پاکش، پس از سه روز، به وطن بازگشت و پس از تشییع بی‌نظیر امّت شهیدپرور همدان در «باغ بهشت همدان» قطعه‎ی شهدا به خاک سپرده شد و این‌گونه مدال افتخار مدافع حرم آل الله بر سینه‌ی شهید کربلایی مجتبی کرمی حک شد.
حاصل زندگی مشترک این شهید مدافع حرم، دختری به نام ریحانه است.

این شهید والامقام در بخشی از وصیت‌نامه‌ی خود می‌نویسد: «اکنون که باب جهاد در راه خدا به امر ولی و مولایم ابلاغ شده، عازم نبرد می‌شوم. به دختر سه‌ساله‌ام، ریحانه جان، بگویید که دوستش داشته و دارم؛ ولی دفاع از حرم حضرت زینب (س) و دردانه‌ی سه‌ساله‌ی امام حسین (ع) واجب بود.» و این‌چنین است مرام عاشقان اهل بیت که جان خویش در طبق اخلاص، فدای راه ولایت می‌کنند. روایت این سفر عارفانه شنیدنی‌ است!

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :08 آذر 1401 752 بازدیدبدون نظر »
سرباز تکاور
این کتاب گویا مشروح خاطرات تکاور ارتش، شهید سرباز وظیفه «رضا یاراحمدی» است.

دوران هشت‌ساله‌ی دفاع مقدس به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، اوج افتخارات ملت ایران است؛ لذا برای حفظ و انتقال ارزش‌های دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل آینده، می‌باید این فرهنگ با جدیت در برنامه‌ریزی فرهنگی کشور قرار گیرد. در همین راستا تألیف کتاب زندگی‌‌نامه‌ی شهدا ضروری به‌نظر می‌رسد.
این کتاب دربردارنده‌ی زندگی‌نامه‌ی شهید بزرگوار «رضا یاراحمدی» است. شهید یاراحمدی در بیست‌ودوم تیرماه سال ۶۳، پس از نجات جان اهالی روستایی در منطقه‌ی بیوران سردشت و پس از یک مقاومت جانانه، به‌دست منافقان کوردل به مقام والای شهادت رسید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :07 آذر 1401 658 بازدیدبدون نظر »

کوهستان آتش - جلد 1

کتاب کوهستان آتش اثری پژوهشی از گل‌‌علی بابایی است. این کتاب کارنامه‌ی عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) را در مأموریت‌های شناسایی محور بمو – دربندی‌خان و نبردهای والفجر- ۳ و والفجر- ۴ در بازه زمانی اردیبهشت تا آذر ۱۳۶۲ بررسی می‌‌کند.

درباره‌ی کتاب
کوهستان آتش، کتاب پنجم از مجموعه‌ی «حماسه‌ ۲۷»؛ کارنامه‌ی عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در دوران دفاع مقدس، بازروایی مستند براساس اسناد دست‌اول و عمدتاً منتشرنشده‌ی جنگ، با موضعیت کارها و پیکارهای این یگان در جبهه‌های میانی و شمالی سرحدات غربی ایران زمین، است.
جنگ میان ایران و عراق که که با نام جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هم شناخته می‌شود، در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و با به‌جاگذاشتن تلفات و خسارات بسیاری، سرانجام در مرداد ۱۳۶۷ به پایان رسید. هرچند این خسارات، بخشی از ماهیت و طبیعت جنگ است، اما نمی‌توان در این میان، نقش رزمندگان ایرانی و فرماندهان را نادیده گرفت. مردان و زنان شجاعی که از جان و دل مایه گذاشتند و شهادت و جانبازی را به جان خریدند تا دست نیروهای بیگانه و دشمن را از خاک ایران کوتاه کنند.

درباره‌ی نویسنده
گل‌علی آقابابایی‌پور معروف به گل‌علی بابایی، متولد سال ۱۳۳۹ در روستای برار از توابع شهرستان چالوس است. گل‌علی بابایی پژوهش‌‌گر و مستندنگار دفاع مقدس، یگان‌نویس، لشکرنویس و یکی از پرکارترین و مؤثرترین چهره‌های ادبیات پایداری و مقاومت شناخته می‌شود. او و حسین بهزاد دو پدیدآور همپای صاعقه هستند که این کتاب باعث ایجاد تحول در گونهٔ مستندنگاری دفاع مقدس شد.
گل‌‌علی بابایی از رزمندگانی است که پس از پایان جنگ رسالت خود را به‌‌عنوان نویسنده و با ثبت و ضبط خاطرات و تجلی بخشیدن به صحنه‌های حماسی دفاع مقدس دنبال کرده است. «غ‍رب‍ت ه‍ور»، «از الوند تا قراویز»، «ح‍ک‍ای‍ت م‍ردان م‍رد»، «نبردهای جنوب اهواز (کارنامه‌ی تاریخی، جغرافیایی، نظامی منطقه‌ی عملیاتی جنوب و جنوب‌‌غربی اهواز)»، «ح‍ک‍ای‍ت م‍ردان م‍ه‍ر (ب‍راساس زندگی‌‌نامه‌‌ی س‍رداران ش‍ه‍ی‍د غ‍لام‍ع‍ل‍ی پ‍ی‍چ‍ک و م‍ه‍دی خ‍ن‍دان)» و «ن‍ق‍طه ره‍ای‍ی»، از آثار منتشرشده‌ی اوست.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :07 آذر 1401 604 بازدیدبدون نظر »
این کتاب نتیجه‌ی گفت‌‌وگو و تحقیق «فهیمه طاهری» از فعالان فرهنگی حوزه‌ی دفاع مقدس با «ملیحه ابراهیمی»، همسر شهید اشرف گنجویی، است که «حکیمه مجاهدی» آن را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :06 آذر 1401 1038 بازدیدبدون نظر »
روند پایان جنگ
مهم‌ترین مسئله‌‌ی این کتاب پرسش درباره‌‌ی چگونگی پایان جنگ و مسیری است که ایران پیمود تا به برهه پایانی جنگ برسد.

کتاب در چهار فصل تنظیم شده‌است:
در فصل اول (روش و چارچوب نظری)، چند مفهوم راهبردی، تصمیمات ایران و عراق و آنچه سرانجام به پایان جنگ منجر شد، دیدگاه هاشمی رفسنجانی و رضایی ـ فرمانده‌ی پیشین سپاه‌‌ـ درباره‌ی سیر تحولات جنگ پس از فتح خرمشهر بررسی شده‌است.
فصل دوم (ناکامی در خاتمه‌ی جنگ)، درواقع بیان‌گر اراده و تلاش ایران پس از فتح خرمشهر برای پایان دادن به جنگ است.
در فصل سوم (برقراری موازنه)، ابعاد سیاست‌های آمریکا برای مدیریت جنگ و جلوگیری از پیروزی ایران تشریح شده‌است.
فصل چهارم (پایان جنگ)، نیز به تشدید فشار بین‌المللی و نظامی به ایران و راهبرد ایران و عراق در این جنگ اشاره شده‌‌است.
به تصریح نگارنده «عراق پس از بازپس‌گیری مناطق خود و تهدید مجدد خاک ایران، موقعیتی را به وجود آورد که ایران جز پذیرش قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ گزینه‌ی دیگری نداشت. ضمن این‌که حمله‌ی ناو آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس و تهدید عراق به استفاده از سلاح شیمیایی برای حمله به شهرهای ایران و سایر ملاحظات، در اتخاذ این تصمیم، نقش اساسی داشت.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :06 آذر 1401 595 بازدیدبدون نظر »

این کتاب براساس زندگی سرلشکر شهید «غلامرضا مخبری» نوشته شده‌است.

امیر سرلشکر شهید غلامرضا مخبری، یکی از افسران غیور و شجاع نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از انقلاب، در سمت فرمانده «گردان ۱۲۵ لشکر ۱۶ زرهی قزوین» و فرمانده «گردان‌ ۱۲۵ پیاده – مکانیزه‌‌ی تیپ ۲» در جبهه‌ی نبرد با رژیم بعث عراق جنگید. او با گردان تحت‌‌فرمان خود، به مدت ده روز، در برابر دوازده گردان عراقی ایستادگی کرد و با آزادسازی شهر بستان از چنگال دشمن، مانع سقوط چزابه نیز شد.
او سرانجام در سال ۱۳۶۱، پس از بازدید از گردان‌ ۱۱۶، در حالی که به طرف سردشت در حرکت بود، در دامنه‌ی کوه‌های «دارساوین» به شهادت رسید.
نویسنده در این کتاب خاطراتی را از زبان خانواده و هم‌رزمان این شهید گران‌قدر روایت می‌کند.
***
آن سوی پل، براساس زندگی شهید سرلشکر غلامرضا مخبری، نویسنده: آذر ایرانی، انتشارات: سازمان عقیدتی سیاسی آجا، ۱۳۹۳

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :01 آذر 1401 680 بازدیدبدون نظر »
نتظار کشیدن خیلی سخته؛ اصلاً یه جور امتحانه که صبر آدم رو محک می‌زنه. اما انتظار یه عزیز که ازش هیچ خبری نداری و اصلاً نمی‌دونی زنده‌‌ست یا نه، انتظار سخت‌تریه. این رو یه زن، مثل من، بهتر می‌فهمه.

روایت این فیلم تنها یکی از هزاران صبر و قرارِ وصف‌‌ناشدنیِ مادر ایرانیه و ما نمونه‌‌های بی‌‌شماری در فرهنگ و ادبیات دفاع‌مقدس داریم که کتاب «دا» بارزترین اونهاست.
یادآوری می‌کنم که خانم نرگس آبیار، غیر از این فیلم، در کارنامه‌ی کاریشون فیلم‌های ارزشمند دیگه‌ای مثل «شبی که ماه کامل شد» و «نفس» رو هم دارن.
«نرگس آبیار» فیلم‌‌سازی مؤلفه که این فیلم رو هم براساس یکی از نوشته‌های خودش، یعنی اختر و تلواسه، جلوی دوربین برده. برای اطلاع شما باید بگم که ایران‌صدا، افتخار میزبانی از این بانوی هنرمند رو هم داشته و ایشون یه بار برای خوانش یکی دیگه از کتاب‌های خودشون، یعنی کسی که هیچ‌وقت گم نمی‌شود، که شرح زندگی شهید مهدی باکریه، پشت میکروفون ایران‌‌صدا قرار گرفته.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :01 آذر 1401 767 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی شیار ۱۴۳ بسته هستند

صفحات

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست