
این مجموعه با ساختاری اپیزودیک اما پیوسته، تجربهای متفاوت از روایت خانوادگی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. هر قسمت از این مجموعه، داستانی مستقل را روایت میکند، اما در دل این روایتهای جداگانه، یک خط داستانی مشترک و شخصیتهای ثابت، پیوندی منسجم و دنبالشونده میسازند.داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانوادهای ریشهدار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش «پوران نظافت» که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیتهایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز میشوند. روایتها از دل روابط خانوادگی بیرون میآیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوستداشتنی از زندگی ایرانی ترسیم میکند.

آقای «اسد خمارلو» یک سلمان با سن بالا است که دارای ارایشگاهی به نام «آرایشگاه زیبا» می باشد.
اسدآقا تا هنوز ازدواج نکرده و همین موضوع باعث میشود که هرکدام از دوستانش، شخصی را برای ازدواج، به او معرفی کنند.
این موضوع تا جایی پیش میرود که وی خسته شده و سعی میکند به زندگی خود تغییراتی بدهد.
در هر قسمت از این سریال خمار لو به همراه مادر و خواهرش به خواستگاری میرود ولی هیچیک سودی ندارد تا اینکه با خانمی آشنا میشود.

یک پزشک و یک پرستار، علاوه بر آنکه در یک بیمارستان همکار هستند، در یک مجتمع مسکونی در همسایگی هم زندگی می کنند و اندکی بعد، تصمیم می گیرند با یکدیگر ازدواج کنند. در شب عروسی، داماد در مراسم حاضر نمی شود و این موضوع، علاوه بر نگرانی و اضطراب، زمینه ساز بروز اختلاف و سوء تفاهم میان دو خانواده نیز می گردد.
مشکلات به وجود آمده، بهانه ای برای نزدیک شدن به روابط خانوادگی سایر ساکنان مجتمع مسکونی و همسایگان می شود. در سیر موازی ماجراها، وقایع مجزا و طنزآمیزی از روابط افراد و خانواده های ساکن در مجتمع به تصویر کشیده می شود. در پایان، پرده از دلیل واقعیِ غیبت ناگهانی پزشک، برداشته می شود و ازدواج به خوبی و خوشی انجام می شود.

پسری به نام علاءالدین چراغی قدیمی پیدا می کند. با لمس این چراغ صدایی از درون آن شنیده می شود و غول چراغ از آن بیرون می آید. نام این غول روشنا است و قادر به هر کاری می باشد. دوستی علاءالدین و روشنا باعث ماجراهای عجیبی می شود.
این مجموعه یکی از خاطره انگیزترین سریال های کودک و نوجوان برای دهه شصتی ها بود که حتما با دیدنش می توانند خاطرات بسیاری را زنده کنند.

این سریال ادامه سریال سه، پنج، دو است و هر دو در یک دنیا جریان دارند، سیاوش رستمی اکنون از همسر سابقش پونه جدا شده و از مدیران باشگاه دلاوران است و رابطه نزدیکی با شخصیت اصلی داستان، قباد دارد.
قباد که در رویاها و توهمات خودش زندگی می کند و آرزو دارد که یک شبه ره صد ساله را برود و به ستاره ای مشهور تبدیل شود، بنابراین تصمیم می گیرد که وارد دنیای فوتبال شود اما پس از پیوستنش به یک تیم لیگ برتر، اتفاقات جالبی برای او رخ می دهد. در این میان کسانی هستند که موافق حضور او در تیم نمی باشند از آن جایی که قباد اصلا بازی خوبی ندارد و با رانت و رابطه وارد فوتبال شده همه دست به دست هم می دهند تا وی را از باشگاه دلاوران اخراج نمایند اما موفق نمی شوند.

داستان این سریال درباره دو پسر به نام فرامرز و سیامک است. این دو پسر که با هم نسبت فامیلی دارند برای خانواده شان مدام دردسر درست می کنند. آن ها هنگامی که میبینند دوستشان مازیار به یکی از شاخ های مجازی تبدیل شده است و از آن درآمد زایی می کند، تصمیم می گیرند آن ها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آن ها به علت تبلیغ یک سایت شرط بندی و قمار توسط پلیس دستگیر می شوند و به زندان می روند.
در زندان متوجه می شوند می توانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا می شوند که او نیز می خواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آن ها را به سوریه فراهم می کند ولی این بین اتفاقاتی می افتد که مانع رسیدن آن ها به تصمیم شان می شود.

بازیگران : مهرانه مهین ترابی، سیامک انصاری، پرویز فلاحی پور، نادر سلیمانی، زهرا اویسی، اشکان خطیبی، مهدی طاهری و …
خلاصه داستان :
تیمور که مدتی در زندان بود (به جرم دزدی) آزاد می شود و متوجه می شود که مادرش بدون اطلاع او با شخصی به نام مبارکی که فردی بسیار خسیس بود ازدواج کرد. در ابتدا بسیار غیرتی شده و برایش قابل تحمل نبود. در ادامه بار دیگر نقشه کلاهبرداری و دزدی به ذهنش می رسد و برای اجرای آن با مبارکی همدست می شود …
درباره فیلم :
مجموعه تلویزیونی طنز اگر بابام زنده بود به تهیه کنندگی محمد رضایی و نویسندگی جابر قاسمعلی با ژانر طنز اجتماعی در ماه مبارک رمضان سال 1383 از شبکه اول سیما پخش شد .
مصیب تازه پس از ۴۵ سال میفهمد که تنها فرزند خانواده نبوده است. وی برای پیدا کردن گمشدهی سالیانِ دورِ مادرش، راهی تهران میشود اما خودش هم گمشدهی بزرگتری دارد: عزت و احترام! او مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستانهای پیچیدهای برایش به وجود میآورد که او را تبدیل به انسانی دیگر میکند… (بیشتر…)

بازیگران : مهران مدیری، نادر سلیمانی، الیکا عبدالرزاقی، سیامک انصاری، نصرالله رادش، بهنوش بختیاری، محمدرضا هدایتی، هادی کاظمی، علی لک پوریان، سحر جعفری جوزانی، شقایق دهقان، سعید پیردوست، ساعد هدایتی، جواد عزتی، رضا شفیعی جم، شایان احدی فر، حمید کاشانی، مه لقا باقری، محمد شیری، نگار پیل آرام و …
خلاصه داستان :
در این سریال دو خان به نام های مظفر و منصور در یک باغ در حالیه یک دیوار بین آنهاست، روزگار می گذرانند. به دلیل یک ازدواج، افراد جدیدی وارد این باغ میشوند. رفتاری که این اشخاص دارند مطابق میل صاحبان باغ نیست. همین اختلاف سلیقه ها و تناقض خواسته ها و رفتارها موضوع داستان این سریال است …

بازیگران: سیامک انصاری، رضا فیض نوروزی، مهران مدیری، پارسا دولتشاهی، فاطمه هاشمی، سحر ذکریا، برزو ارجمند، الیکا عبدالرزاقی، عارف لرستانی، نادر سلیمانی، جواد عزتی، غلامرضا نیکخواه، علی لک پوریان، سعید پیدوست، ساعد هدایتی، شادی احدی فر، سحر جعفری جوزانی، بیژن بنفشه خواه و …
خلاصه داستان :
نیما زند که فارغ التحصیل رشته تاریخ بود به یکی از دوران تاریخی باور نداشت. او یک روز مشغول خوردن یک قهوه بود که ناخودآگاه بیهوش شد و به دوران بسیار قبل تاریخی برگشت. از قضا به همان دوره ای رسید که وجودش را انکار می کرد. در آنجا با مردمان و حکومت عجیب و غریبی برخورد کرد که برایش شگفت انگیز بود. داستانهای خنده داری در آن دوران به وجود آمد که در هر قسمت به زبان طنز به آن پرداخته شده است …
درباره فیلم :
مجموعه قهوه تلخ به تهیه کنندگی حمید آقاگلیان و مجید آقاگلیان و نویسندگی خشایار الوند و امیرمهدی ژوله با ژانر طنز در سال 1389 ساخته شد



