دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

دسته بندی : روایت گری , آزادگان

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2023/07/14020313000404_Test_PhotoO.jpg

روزی که داشتند حاج‌آقا را از اردوگاه می‌بردند، یکی که بیشتر از همه ناراحت بود، کاظم بود. گریه می‌کرد. بعدها باز هم حاج‌آقا را دیدیم. اما هیچ‌وقت نگفت بینشان چی گذشت که کاظم این‌قدر عوض شده بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 703 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : متفرقه

http://zahra-media.ir/wp-content/uploads/2019/10/b8d9c94f74f17c266e3e64efed1798b8_S.jpg

این مستند روایتگر زندگی و خاطرات امیر سرتیپ دوم خلبان حسین خلیلی از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 1323 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 13428 بازدید۴ نظر »

ویسندگان این کتاب، ضمن مصاحبه‌های مفصل با برخی از فرماندهان بلندپایه‌‌ی ارتش عراق، زوایای پنهان و مختلفی از جنبه‌های سیاسی و نظامی تجاوزِ رژیم بعث عراق به ایران را آشکار کرده‌‌اند.

درباره‌ی کتاب
کتاب «جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام» دومین مجلد از مجموعه کتاب‌‌هایی به شمار می‌‌رود که با حمایت شورای اطلاعات ملی آمریکا تهیه شده تا برخی مسائل مربوط به عراق در زمان صدام را از طریق گفت‌‌وگو با مقامات رژیم سابق عراق روشن کند.
این کتاب، با محوریت گفت‌‌وگو با چهار نفر از افسران عالی‌‌رتبه‌‌ی عراقی درباره‌‌ی عملیات‌های دریایی، هوایی، اطلاعات نظامی و توسعه‌‌ی توانمندی‌‌های نظامی ارتش سابق عراق ترجمه شده است. سرلشکر «میسر رشید الطرفه العبیدی»، افسر ارشد و یکی از فرماندهان اطلاعات عراق در بخش مرتبط با ایران در طول جنگ، سرلشکر بازنشسته «علاءالدین حسین مکی خمس»، رئیس ستاد سپاه سوم و فرمانده اداره‌‌ی توسعه‌ی رزمی عراق در زمان جنگ با ایران، سپهبد «عبید محمد الکعبی» فرمانده نیروی دریایی ارتش عراق در سال‌‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ و سرلشکر «علوان حسّون علوان العبوسی» فرمانده اسکادران و تیپ هوایی در جنگ با ایران، در این کتاب سخن گفته‌‌اند.

* کتاب:
جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام
مؤلفان: لیلا سابارا، آناام. ونگاس، ویلیامسون مورای، الیزابت ناتان، کوین وودز
مترجم: عبدالمجید حیدری
زبان: فارسی
سال چاپ: ۱۳۹۵
ناشر: مرز و بوم، وابسته به مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه
تصویرگر: سید هادی خاوشی
تعداد صفحات: ۴۱۸

****شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌طلبیم.****

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 2416 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 2979 بازدید۲ نظر »

http://www.ansarclip.ir/images/screenshot/1/Shohada/Soleimani-8HezarShahidGilan-1395.jpg

نخستین کنگره ملی سرداران و ۸ هزار شهید استان گیلان، از یازدهم تا چهاردهم اردیبهشت ماه امسال در شهر رشت برگزار شد؛ سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس سخنران ویژه این کنگره بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 1787 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : متفرقه

http://zahra-media.ir/wp-content/uploads/2021/05/999913.jpg

این مستند به پرتره نویسنده دفاع مقدس، مرتضی سرهنگی و فعالیت های او اختصاص دارد. تهیه کننده و کارگردان : سید رضا حسینی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۴ مهر ۱۴۰۴ 1031 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 3079 بازدید۵ نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 3161 بازدید1 نظر »

این داستان، ماجرای خانواده‌ای است که با اولین هجوم دشمن، از اهواز به شوشتر نقل مکان می‌کنند و در آن‌جا ساکن می‌شوند، اما فرزندشان اسماعیل، با این هجرت مخالف است و سعی می‌کند حداقل پدرش را برای دفاع از شهرشان به اهواز برگرداند.

یک خانواده‌ی اهوازی با اولین حمله‌های هوایی رژیم بعث، اهواز را ترک کردند و هر کدام به جایی رفتند. خانواده‌ی «مشهدی ابراهیم کفاش» به شوشتر رفتند و آنجا زندگی سختی را آغاز کردند. در این بین فرزند خانواده که اسماعیل نام دارد، با خانواده‌اش درگیر این بحث است که چرا شهر را ترک کرده‌اند. پدر خانواده راضی است که همراه پسر به اهواز برگردد و دکان کفاشی‌اش را باز کند، اما مادر سعی می‌کند آنها را از این تصمیم منصرف کند. اسماعیل از اینکه شهرشان را ترک کرده‌اند شرمگین است؛ بنابراین همراه پدرش به اهواز برمی‌گردد و به جمع کسانی که در شهر مانده‌اند، می‌پیوندد.
اسماعیل در اولین مرحله‌ی ورودشان به اهواز، پدرش را به بازار می‌برد تا مغازه‌‌ی کفاشی‌اش را باز کند. با باز شدن دکان کفاشی مشهدی ابراهیم، کاسب‌های دیگر بازار هم یکی‌‌یکی شروع به بازکردن مغازه‌هایشان می‌کنند. نانوایی که باز می‌‌شود، مردم صف می‌‌کشند برای خرید نان. در این حال خمپاره‌‌ی دشمن همچنان بر سر اهالی شهر می‌بارد.
مردی به نام «آقا جبار» به هرکجا سرک می‌کشد و مراقب کارهای مردم است. اسماعیل که چیزهایی درباره‌ی آقا جبار شنیده، نمی‌‌تواند پدرش را به قبول آن شنیده‌ها وادار کند… .
***
* درباره‌ی نویسنده:
«سید محمود قادری‌ گلابدره‌ای» متولد ۱۳۱۸ در گلابدره‌ی شمیران است. او از شاگردان «جلال آل‌‌احمد» و بعد‌ها از دوستان وی بود. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه، برای تحصیل در رشته‌‌ی ادبیات به دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران وارد شد، اما تحصیلش را نیمه‌‌کاره رها کرد. سپس در دانشگاه بین‌المللی لندن در رشته‌ی ادبیات انگلیسی درس خواند و در همان دوران با زنی سوئدی ازدواج کرد. گلابدره‌‌ای در سال‌های حضور در ایران کارهای متنوعی را تجربه کرده است. از شبانی در کوه‌های شمیران، گردو و بلال‌فروشی سرِ پل تجریش، تا مترجمی زبان سوئدی، مسئولیت انتخاب کتاب‌های ایرانی برای مهاجران ایرانی در سوئد، کارشناسی مرکز پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اپراتوری و فوتره گرامتری سازمان نقشه‌‌‌برداری و….
سید محمود گلابدره‌ای در ۱۵ مرداد سال ۱۳۹۱ در سن ۷۳سالگی و پس از گذراندن یک دوره‌‌‌ی بیماری در بیمارستان الغدیر تهران از دنیا رفت.
از محمود گلابدره‌ای تاکنون ۳۳ کتاب منتشر شده که نخستین آن «سگ کوره‌پز» در سال ۱۳۴۹ منتشر شد. وی در سال ۱۳۵۰ رمان «پر کاه» را نوشت و «بادیه» را در سال ۱۳۵۶ به چاپ رساند؛ رمانی که «عباس کیارستمی» فیلم‌نامه‌ای اقتباسی بر اساس آن نوشت. رمان‌های پرستوها، دال، حکومت نظامی، سنگ به مثقال، آقا جلال، سفر به حجله‌گاه عشق، ده سال هوم‌‌لسی در آمریکا و … از دیگر آثار وی هستند.
«داریوش مهرجویی» از رمان «دال» فیلمنامه‌ای با نام «صحرای سرد» نوشته که موضوع آن در سوئد می‌گذرد و به زبان‌های دیگر نیز برگردانده شده‌ است.
داستان «اسماعیل، اسماعیل» یکی از اولین آثار داستانی دفاع مقدس است که در سال ۱۳۶۰ منتشر شده و چندین بار در شمارگان بالا چاپ شده است.

«اسماعیل، اسماعیل» نمونه‌ای برجسته از رمان‌های مثبت‌گرایانه‌ی حوزه‌‌ی دفاع مقدس است. شخصیت‌های این داستان برای رضای خدا می‌جنگند و هم‌‌سو با دولت، انقلاب و توده‌های عظیم مردم هستند و مرگ را در این جنگ شهادت می‌دانند. زبان صمیمی و خودمانی گلابدره‌ای، چه بر روی صفحه‌ی کاغذ، چه با صدای استاد رضوی، خواندنی و شنیدنی است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 997 بازدیدبدون نظر »

 http://www.mobarezclip.com/Mobarez/Ax/Post/sardar-ahmadian.jpg

روایت معجزه ای از تفحص شهدا در منطقه بیات با روایت گری احمدیان با لینک مستقیم از سایت کربلا دریافت نمایید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 5694 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 2619 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا روایت‌گرِ دو داستان نمایشی کوتاه از زندگی آدم‌هایی است که پس از جنگ تحمیلی با آسیب‌ها و تبعات آن، دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

* طاها: «طاها» و مادرش همراه تعدادی از اهالی منطقه‌ی جنگی، به محل زندگی خود بازگشته‌اند و با وجود اخطار نیروهای سپاه مبنی بر خروج سریع‌‌تر از منطقه برای پاکسازی مین‌های موجود در آنجا، حاضر به ترک محل زندگی خود نیستند. طاها که به‌‌دنبال جسد پدرش در آنجا می‌گردد، روزی با منفجر کردن یک مین، به گوری دسته جمعی راه می‌یابد.

* یوسف: «یوسف» جان‌‌بازِ دوران جنگ است و مشکل اعصاب دارد و گاهی همسرش «فروزان» را کتک می‌زند. ولی فروزان حاضر نیست یوسف را به آسایشگاه ببرد. یوسف که خودش از این وضعیت ناراحت است، تصمیم می‌گیرد به آسایشگاه برود، ولی فروزان مانع او می‌شود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 908 بازدیدبدون نظر »

http://www.mobarezclip.com/Mobarez/Ax/Post/sardar-ahmadian.jpg

خاطره گویی درباره تفحص شهدا در یادواره شهدای کربکند اصفهان

گلستان شهدای کربکند، اربعین ۹۰ – صوت

محتوای این روایتگری:

ـ چرا گروه تفحص شهدا تشکیل شد؟
ـ داستان شهید ایرانی، شهید سید طعمه یاسری، که در منطقه زبیدات (شرهانی) عراقیها برایش امام زاده ساخته بودند
ـ اشاره ای کوتاه به داستان عملیات ناموفق کربلای چهار و عملیات کربلای پنج با رمز یا زهرا (س) در شلمچه
ـ داستان مریض شدن یک عراقی که در تفحص شهدای ایرانی در هور العظیم (منطقه عملیاتی بدر و خیبر) کمک می کرد

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 2256 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا دربردارنده‌‌ی خاطرات امیر سرتیپ خلبان «محمد انصاری»، فرمانده‌ی پیشین هوانیروز و جان‌‌بازِ دوران دفاع مقدّس، است.

هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در روزهای اوّل جنگ ایران و عراق توانست با حضور به‌‌موقع و سریع در مناطق جنگی و همه‌‌ی محورهای جنوب و غرب، پروازهای عملیاتی را شروع کند و سدّ مستحکمی در مقابل نیروهای عراقی به وجود آورد.
خلبانان بال‌گردها همراه با یگان‌هایی از ارتش و سپاه و بسیج در بازداشتنِ دشمن و وادار کردن آنها به ایجاد خاکریز و فرورفتن در دل زمین، نقش به‌سزایی ایفا کردند.
سرتیپ خلبان جان‌‌باز «محمّد انصاری» (متولّد سال ۱۳۲۴ در محله‌‌ی نواب تهران)، فرمانده‌‌ی بال‌گردهای جنگ تحمیلی و فرمانده‌ی پیشین هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
وی در سال ١٣٤٧ تحصیل در دانشکده‌ی افسری را به پایان رساند و سپس به تیپ ٥٥ هوابُرد پیوست. پس از آن با رسته‌‌ی فنّی «اردنانس» وارد هوانیروز شد.
انصاری سپس برای فراگیری دوره‌های خلبانی به ایتالیا اعزام شد و پس از انقلاب، به دستور سرلشکر «علی صیاد شیرازی» (فرمانده‌‌ی وقت نیروی زمینی ارتش) به سِمت فرماندهی پایگاه هوانیروز اصفهان انتخاب شد.
انصاری در سال ١٣٦٦ فرمانده‌‌ی هوانیروز ارتش شد و به‌مدّت هفت سال فرماندهی هوانیروز ارتش و معاونت فرماندهی نیروی زمینی ارتش را (با هفتاد درصد جان‌‌بازی) در کارنامه‌‌ی نظامی خود ثبت کرد.
در خرداد ۱۳۶۸ و در بحبوحه‌ی مراسمِ ارتحال امام خمینی(ره) تمام رجال سیاسی و مسئولان وقت و بیت امام(ره) در روزهایی که مراسم تشییع و تدفین انجام می‌شد، از طریق بال‌‌گردهای هوانیروز ارتش از جماران به بهشت زهرا جابه‌جا می‌شدند.
هنگامی‌‌‌که پیکر امام راحل(ره) بر روی دوش مردم تشییع می‌شد، به‌علّتِ ازدحام جمعیّت و کُندیِ مراسم تشییع، تصمیم گرفته شد پیکر امام خمینی(ره) با بال‌گرد به بهشت‌‌ زهرا(س) انتقال یابد و این کار با همکاری هوانیروز ارتش به انجام رسید.
امیر سرتیپ محمّد انصاری و کمک‌‌خلبان «سرگرد ملکوتی» خلبانان بال‌گردِ حامل پیکر امام(ره) بودند و این مأموریت با بال‌‌گردِ ۲۱۴ هوانیروز در آن روز تاریخی انجام شد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1142 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 899 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1343 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا، روایتی است شنیدنی از زندگی جان‌بازِ شهید «سید محمود موسوی».

این کتاب روایت مردی از اهالی اصفهان است که راننده‌ی کامیون بود. کتاب «همسفر» به‌اجمال زندگی او را در سه مرحله برای مخاطبان بازگو کرده است:
مرحله‌ی ابتدایی که پیش از انقلاب اسلامی است و درظاهر هیچ رابطه‌ای با انقلاب ندارد. وی پس از آشنایی با حضرت «امام خمینی(ره)» به انقلاب اسلامی علاقه‌‌مند می‌شود. بعد از انقلاب به جهاد سازندگی می‌پیوندد و با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران، خود را به جبهه می‌رساند و درابتدا به عنوان راننده در بخش تدارکات سپاه پاسداران مشغول به کار می‌‌شود.
پس از مدتی، وارد مرکز مطالعات می‌شود و از همین‌‌جاست که با گروهی از راویان آشنا شده و سیری جذاب و تأثیرگذار در شخصیت این فرد دیده می‌شود.
شهید موسوی اگرچه راوی نبود و به‌‌عنوان راننده و نیروی تدارکاتی در مجموعه‌‌ی راویان جنگ حضور داشت، اما همراهی، آمادگی بالا و قبول مأموریت‌‌های حساس باعث شد تا وی نیز سهم بسیاری در پشتیبانی از راویان صحنه‌‌ی نبرد داشته باشد.
او در عملیات «خیبر» و «طریق‌القدس» به جابه‌‌جایی راویان مشغول بود، تا اینکه در یکی از رفت‌وآمدها دراثر انفجاری مهیب جان‌باز شد. وی در سیزدهم فروردین سال ۱۳۸۳، براثر شدت جراحات وارده، جامه‌ی شهادت را بر تن کرد.

*درباره‌ی کتاب:
کتاب «همسفر» که به‌‌کوششِ «مجید سان‌‌کهن» منتشر شده، یکی از کتاب‌های مجموعه «راویان صحنه جنگ» است که مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدّس آن را منتشر کرده است. هر جلد از مجموعه کتاب‌های راویان صحنه‌‌ی جنگ شاملِ مجموعه خاطرات، داستان‌ها و سرگذشت افرادی است که در زمان جنگ در خطّ مقدّم حضور داشتند و با جنگ، به‌‌شکلِ مستقیم روبه‌رو شدند. این اتفاقات تصویری واضح از شهدای جنگ در اختیار مخاطب علاقه‌مند به تاریخ شفاهی قرار می‌دهد.
هدف مجموعه راویان صحنه‌‌ی جنگ، آشناسازی نسل جوان با انسان‌های پاک و بی‌ادّعایی است که از جان خودشان برای دفاع از میهنشان گذشتند. این مجموعه بخشی از ویژگی‌ها و خاطرات افرادی است که در جبهه‌‌ی نبرد، با شجاعت شهید شده‌اند.
کتاب «همسفر» که گوشه‌‌هایی از زندگی جان‌‌بازِ شهید «سیدمحمود موسوی» را روایت می‌کند، از ۱۰ فصل تشکیل شده و در هر فصل، رفتار شهید با خانواده، دوستان و موقعیت‌های زندگی وی در ادوار گوناگون روایت شده است.
در برخی از فصول نیز خصوصیات شهید موسوی به روایت همسر و دوستان و آشنایان شهید نقل شده و در پایان کتاب، تصاویری از جان‌بازِ شهید سید محمود موسوی درج شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 878 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 949 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا روایت شش قصه‌ی کوتاه نمایشی از خانواده‌هایی است که عزیزانشان در خط مقدم جبهه‌های جنگ تحمیلی ایران و عراق می‌جنگیدند و آنها در پشت جبهه چشم‌انتظار بازگشتشان بودند.

* آبادان: داستان درباره‌ی پرستاری به نام «سودابه» است که در جریان جنگ تحمیلی حاضر به ترک آبادان و فرار نیست. او به انتظار بازگشت همسرش در آبادان می‌ماند و به کارش ادامه می‌دهد.

* رفتن از کنار هم: «ژاله» نویسنده است و برای تکمیل آخرین کارش باید با «کاظم»، هم‌رزم شهید «موسی» که درباره‌ی او می‌نویسد، گفت‌گو کند. در این زمان، همسر برادرش به خاطر بچه‌دار نشدن برادرش، قصد دارد از وی جدا شود. حالا ژاله باید به شهرستان برود تا با او صحبت کند.

* اسیر اسیری: «آقا رمضان» دو پسر به نام‌های «احمدرضا» و «جمشید» دارد. جمشید قصد ازدواج دارد. ولی آقا رمضان می‌گوید تا احمدرضا از جبهه بازنگردد و ازدواج نکند، جمشید نمی‌تواند ازدواج کند. اما احمدرضا عاشق همان دختری است که جمشید قصد ازدواج با وی را دارد!

* دیر آمدن: «حاج علی»، همراه پسر جوان هم‌رزمش، بعد از شانزده سال اسارت آزاد شده‌اند و با خوشحالی به سمت خانه می‌روند. غافل از اینکه «ناهید»، دختر حاج علی، معتقد است نبودن پدرش موجب شده تا مادرش دق کند و بمیرد.

* سوغات جنگ: «رضا» شوهر «فاطمه» قرار است از جبهه بازگردد و فاطمه نگران قولی است که به بچه‌هایش داده است (پدرشان از جبهه برایشان سوغاتی بیاورد). او می‌خواهد به هر قیمتی شده برای بچه‌ها سوغاتی بخرد تا آنها پدرشان را با دست پر ببینند.

* ردپای عشق: «سید مهدی» پسر «سید رضا علوی»، فرمانده‌ی بسیج شرق که اسیر شده است، شانزده ساله است و اصرار دارد تا به جبهه اعزام شود. ولی هیچ پایگاهی حاضر به اعزام او نیست.
تا اینکه مسئول یکی از پایگاه‌ها او را می‌شناسد و به دیدار مادرش می‌رود تا مطمئن شود که او پسر سید رضا است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 989 بازدیدبدون نظر »

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2025/11/Untitled-1-21.jpg

همه جا ذکر حسین است، ولیکن مارا    ***   ذکر ارباب، ز لب های سلحشور عشق است…

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 2257 بازدیدبدون نظر »

مادر، پس از شهیدشدن پسرش «جاسم»، با بغضی در سینه، آرزوی دامادکردن پسر دیگرش را دارد؛ اما ….

این داستان با لهجه‌‌ی شیرین جنوبی اجرا شده است و مربوط به اولین روزهای آغاز جنگ تحمیلی است. خرمشهر در آستانه‌‌ی سقوط است و مردم درحال رفتن از شهر هستند.
داستان، درباره‌‌ی خانواده‌‌‌‌ای آبادانی است که یکی از فرزندانشان شهید شده است و فرزندان دیگر هم در خرمشهر مشغول دفاع از شهر هستند. آنها تصمیم می‌‌‌‌گیرند از آبادان به شهرهای دیگر مهاجرت کنند، اما مادر مخالف است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 960 بازدیدبدون نظر »

http://ansarclip.ir/images/screenshot/1/Madahi/biokafi.jpg

مداحی در مورد شهدا

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 2368 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 3716 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1046 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا دربردارنده‌‌‌ی خاطرات «اقدس محمّدزاده» بانوی امدادگر دوران دفاع مقدس است.

هشت سال جنگ گرچه ظاهر خشن و عصیان‌‌‌گری دارد، آسیب­‌های شدیدی به همراه آورد. عزیزان زیادی به خون غلتیدند، ولی در آن سال­‌ها انسان‌‌­هایی تربیت شدند که ذخیره شد برای عصر‌های بعد، اتفاق­‌هایی افتاد که درس­‌های بزرگی شد برای قرن‌‌­های بعد… چنان‌‌­که در آن روز‌ها حضرت امام خمینی(ره)، مراد جوانان، در وصف فداکاری­‌های بانوان سرزمینمان فرمودند:
«این‌‌‌جانب در طول این جنگ صحنه­‌هایی از مادران، خواهران و همسران عزیز ازدست‌‌‌داده دیده­‌ام که گمان ندارم در غیر این انقلاب نظیری داشته باشد. این عظمت اسلام است که در چهره‌‌ی زنان انقلابی ما آشکار شده است و امروز بحمدلله آشکار است».

*درباره‌ی کتاب:
این کتاب داستان زندگی «اقدس محمّدزاده» است؛ دختر ۱۷ساله­‌ای که به عشق خدمت به میهنش راهی مناطق جنگی شد، در حالی که هم­‌زمان با او، برادرانش هم در مناطق دیگری از جبهه حضور داشتند. او تا آخرین روز بازگشت، حتی لحظه­‌ای از آمدن پشیمان نبود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 991 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1803 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 2658 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز، ویژه گروه سنی نوجوان، دربار‌‌ه‌‌ی گروه تدارکات جبهه‌ است.

بازتاب هر پدیده‌ی اجتماعی سیاسی را در هر جای دنیا می‌توان در ادبیات دید؛ چون ادبیات از فضای جامعه جدا نیست و پیوند محکمی با وقایع زندگی دارد. به عبارت دیگر، ادبیات بهترین بستر برای ثبت تاریخ و حفظ و اشاعه‌ی مسائل مهم روز است.
در کشور ما هم جنگ ایران و عراق، از امور خطیری است که بازتاب گسترده‌ی آن به شکل‌گیری یک نوع ادبی جدید با عنوان «ادبیات دفاع مقدّس» منجر شده و آثار ارزنده‌ی فراوانی به گنجینه‌ی ادبی ما افزوده‌ است؛ با وجود این، برای کودک و نوجوان امروزی که آن سال‌ها را درک نکرده است، از جنگ سخن گفتن، کاری بس دشوار است.
نوجوان امروزی با وجود پیشرفته‌ترین وسایل ارتباط جمعی و در اختیار داشتن سرگرمی‌های به‌روزِ دنیا، به درک و فهم بسیار بالایی رسیده است و نوشتن برای این مخاطب باهوش، آن هم به قصد ایجاد شور و انگیزه و متعاقباً، آموختنِ بایدها و نبایدهای زندگی، کار سختی است.
آثاری که از جنگ می‌گویند، رنگ حماسی دارند و بیشتر به مسائل جدّی و واقعیّت‌های جبهه و نبرد می‌پردازند و به همین دلیل ممکن است مخاطب نوجوان را آن‌گونه که باید، جذب نکنند. نوشتن برای کودک و نوجوان، نیاز به آگاهی از شخصیّت، طرز تفکّر، علایق و نیازهای این رده‌ی سنّی دارد. با درنظرگرفتن شرایط سنّی، نیازها و علاقه‌مندی‌ها و نیز، توجه به موضوعِ جنگ و دفاع مقدّس، نویسنده‌ی توانا و چیره‌‌‌دست، باید از راهی وارد شود که او را در رسیدن به هدفش (تأثیر در مخاطب و ایجاد انگیزه برای پیگیری اثر) یاری دهد. یکی از این راه‌ها، استفاده از طنز است. بسیاری از بزرگان ما در قالب طنز، دردها، فقدان‌ها، آرمان‌های خویش و جامعه را به تصویر کشیده‌اند.

*درباره‌ی ‌کتاب:
برخی اوقات از دفاع مقدس آن‌قدر گریه‌دار حرف می‌زنیم که خیلی‌ها فکر می‌کنند جبهه خنده به خود ندیده است.
نویسنده در این کتاب کوشیده است بر مبنای خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس در ۱۴ داستان طنز از شیرین‌کاری‌های بامزه و جذاب، به موضوع تدارکات‌چی‌ها و افراد پشت صحنه جنگ بپردازد. کتاب «سُمبات»، داستان‌هایی با عنوان‌های «تویوپ بابا رسول»، «تشت وضو»، «تکون نخور تا گندش درنیومده!»، «حمارمون سقط‌ شده»، «شما خجالت نمی‌کشید نماز نمی‌خوانید؟!»، «ماده‌‌‌‌شیر»، «قربان الاغت، آقا قربانی» و … را دربردارد.
در خلال این داستان‌ها، تصاویری به صورت سیاه‌قلم کار شده است تا مخاطب نوجوانِ این اثر بتواند با متن کتاب ارتباط بهتری برقرار کند.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1001 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : روایت گری , حسین یکتا

کلیپ صوتی زیبا و شنیدنی از روایتگری حاج حسین یکتا از خاطرات کتاب فانوس در کمین

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 1293 بازدیدبدون نظر »

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست