
کارگردان : جمشید حیدری
بازیگران : ابوالفضل پورعرب ، حسن جوهرچی ، لیلا بوشهری ، مهدی فقیه و…
خلاصه داستان : در فیلم حماسه قهرمانان ،با پایان یافتن تحصیلاتش در زمینه علوم ارتباطات و ماهواره های مخابراتی, با مدرك دكترا به ایران می آید تا در یك عملیات نفوذی در خاك عراق شركت كند. در بدو ورود به كشور، او به سیستان و بلوچستان می رود تا همسرش صنم را ببیند و برای رفتن به مأموریت خطرناكش ، از او و خانواده خود خداحافظی كند و…

عده اي از بسيجيان تخريب چي بعد از باز كردن معبر بر انجام عمليات در اثر بمباران به شهادت مي رسند و از اين ميان تنها دو نفر باقي مي مانند تا كار را يكسره كنند. از طرفي حضور نيروها و تجمع آن ها در يك نقطه باعث بيماري و فشار رواني بسياري مي شود. در اين ميان دو تن از تخريب چي ها به خاك دشمن نفوذ مي كنند و حوادث بسياري را موجب مي شوند و با بدست آوردن بي سيم موقعيت دشمن را كه براي يك عمليات بزرگ تدارك مي بيند، به مركز فرماندهي نيروهاي خودي اطلاع مي دهد. از سوي ديگر ديده بان دشمن كه دائماً آتش توپخانه عراقي ها را هدايت مي كرد، توسط يك بسيجي ماهر به دام مي افتد، در انتها نيروهاي خودي به مقر دشمن حمله كرده و دشمن را تار و مار مي كنند.

وحيد در حال ساختن يك فيلم جنگي است، او از علي دوست آهنگسازش دعوت كرده تا با ديدن قسمتهايي از فيلم كه آماده شده آهنگي بسازد اما علي نمي تواند با فيلم ارتباط درستي پيدا كند. علي به قصد آشنايي با فيلم به همراه وحيد به محل فيلمبرداري مي رود اما ناگهان هر دو با رفتن به يكي از خاك ريزهاي ساخته شده، خود را در قلب سنگرهاي واقعي جبهه، در منطقه ي چزابه مي يابند. وحيد از اين حضور خشنود است اما علي از بودن در اين منطقه با خطرهاي زيادش راضي نيست و طاقت ديدن صحنه هاي واقعي جنگ و كشته شدن جوانان را ندارد. وحيد با ديدن بهروز، صمد، فرمانده حسن كاوه و مراد چلچراغ و مرتضي و بقيه همرزمانش به كمك آن ها مي رود، اما بالاخره آن ها به دوران حال و به محل فيلمبرداري فيلم وحيد برمي گردند.

سروان عباس دوران، خلبان موفق نيروي هوايي كه دشمن چندبار در ترور او ناكام مانده، سرپرستي عمليات دشواري بر فراز خاك بغداد را به عهده مي گيرد و همراه با يك اسكادران شامل ده هواپيماي جنگنده به بغداد هجوم مي برد تا علاوه بر گذشتن از ديوار مستحكم پدافند بغداد، با پرواز در ارتفاع پايين ديوار صوتي را بشكند. هدف از اين عمليات ناامن نشان دادن بغداد است كه به عنوان شهر ميزبان كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد انتخاب شده است. داويد، مسئول خارجي ستاد خبري بغداد، با هجوم هواپيماهاي ايراني مي گريزد و بلومي، خبرنگار مشهور مستقل خارجي كه به بغداد دعوت شده، با گروهش تنها مي ماند. بلومي كه براي امن نشان دادن بغداد تبليغات زيادي به راه انداخته، با ديدن هواپيماهاي ايراني نظرش عوض مي شود و گروه همراهش را وادار به عكاسي و فيلمبرداري براي تهيه گزارشي تازه از وضعيت بغداد مي كند. درحالي كه عراقي ها سعي دارند حضور هواپيماهاي ايراني را يك مانور داخلي جلوه دهند، هواپيماي سرهنگ عباس دوران ـ كه با دو درجه ارتقا از درجه سرواني به سرهنگي رسيده ـ دچار نقص فني مي شود و به اصرار او، هواپيماي همراهش بازمي گردد تا پيروزي در عمليات را به اطلاع نيروهاي خودي برساند. سرهنگ عباس دوران با هواپيماي در حال انفجار خود به تنهايي در ارتفاع پايين بر فراز بغداد پرواز مي كنند و به هتل محل اقامت خبرنگاران برخورد مي كند.

يك رزمنده به نام ناصر به همراه سه تن از همرزمانش (احمد- قاسم و محمد) براي عمليات گشت و شناسايي به جبهه اعزام مي شود. ناصر حلقه ي ازدواجش را به عاطفه كه تازه به عقد او در آمده مي دهد و عازم مي شود. در جبهه براي انجام مأموريت ناصر و همرزمانش به وسيله ي يك راهنماي محلي از راه مخفي ادامه مسير مي دهند اما راهنماي محلي توسط عراقي ها كشته مي شود و گروه مجبور مي شود از راه اصلي به شناسايي برود. مأموريت كه انهدام يك پل تداركاتي در مسير يك گذرگاه است، به خوبي انجام مي گيرد، اما قاسم و محمد كه از لباس مبدل عراقي ها استفاده كرده بودند به عنوان نظاميان خاطي به جوخه ي اعدام سپرده مي شوند، ناصر بعد از شكنجه شدن توسط دو عراقي ناراضي موفق به فرار شده و احمد نيز فرار مي كند اما بعد از نجات ناصر به دليل بيماري، جانباز مجهول الهويه شناخته مي شود، اما احمد او را شناسايي مي كند و ناصر بهبود مي يابد و عاطفه حلقه ي ازدواج را به ناصر هديه مي دهد.


خلاصه داستان:
در سال ۱۳۵۹ همزمان با جنگ تحمیلی، تعدادی از مهندسین پالایشگاه نفت آبادان در تلاش هستند با امکانات و تجهیزاتی که در داخل انبارهای آن است، پالایشگاههای دیگر را ترمیم کنند و…
بازیگران:
بانیپال شومون، امیررضا دلاوری، الهام نامی، نادر سلیمانی، یاسین مسعودی، عبدالرضا نصاری، حیدر رحیمی، پوریا ریحانی، شقایق تنگستانی و…

یک گردان نیروهای ایران در محاصره ارتش دشمن قرار میگیرد و ارتباط آن با قرارگاه مرکزی قطع میشود چهار نفر از رزمندگان گردان انتخاب میشوند تا برای درخواست کمک خود را به قرارگاه برسانند از آن میان سه تن شهید میشوند و یکی خود را به قرارگاه میرساند. فرمانده گردان نیز برای تهیه آب آشامیدنی سربازان زخمی محاصره دشمن را میشکند، اما شهید میشود. قوای کمکی سر میرسد و پس از مقابله با دشمن بقیه افراد گردان را نجات میدهد. در این فیلم صحنههای جبهه حق علیه باطل با صحنههای عاشورا به هم پیوند خورده و حس شهادت در راه خدا را به خوبی به نمایش میگذارد. …
پرواز در شب فیلمی در ژانر دفاع مقدس به کارگردانی و نویسندگی رسول ملاقلی پور ساخته سال ۱۳۶۵ است. از نظر تکنیکی نظیر فیلمبرداری و نورپردازی این فیلم نسبت به سالی که در آن ساخته شده است، از کیفیت خوبی نیز برخوردار است. این فیلم اقتباسی از شهادت شهید ابراهیم هادی می باشد.

«شوکا» دختر نوجوان و برادر کوچکترش «سهند» به دلیل جنگ و شهید شدن مادرشان در اهواز به زادگاهشان که روستایی در شمال کشور است بازمیگردند، آنها به خاطر کار پدر به اهواز مهاجرات کرده بودند، اما جنگ باعث شد که مادرشان شهید شده و سهند تحت تأثیر فضای بد جنگ قدرت کلام خود را از دست دهد. پدر آنها بعدازاینکه از جای امنشان در کنار پدرش مطمئن شد به اهواز بازمیگردد. شوکا و سهند به مدرسه میروند تا بتوانند زندگی خود را از سر بگیرند اما بچهها استقبال خوبی از آنها ندارند و…
فیلم سینمایی «باد و مه» بر اساس داستان «تابستان و غاز سفید» نوشتۀ «مژگان شیخی» برای مخاطب کودک و نوجوان ساختهشده است این فیلم در جشنوارۀ Asia Pacific Screen Awards2011 نامزد و برندۀ یک جایزه شده است.
اطلاعات تکمیلی
کارگردان: محمدعلی طالبی
فیلمنامه: محمدعلی طالبی
بازیگران: انیس شکوری،پیام اریس،معصومه شکوری، رؤیا استقلالطلب،اسدالله اسدنیا
تصویربردار: علیمحمد قاسمی
تدوین: حسن حسندوست
موسیقی: محمدرضا درویشی

فیلم سینمایی سیمرغ در واقع خلاصه شده ی سریال سیمرغ که دهه ی هفتاد شمسی در تلویزیون پخش میشد است. این فیلم که در همان سالها مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به ویژه جوانان و نوجوانان قرار گرفته بود ، داستان حماسه های خلبانان هوانیروز غرب کشور است.شهدای بزرگی همچون شهید سهیلیان ، شهید کشوری ،شهید شیرودی و تنی چند از قهرمانان وطنمان در این فیلم دیده میشوند.حماسه ی بسیار جالب و تاثیر گذاری که در این فیلم به چشم میخورد حمله ی چندین لشکر از مزدوران عراقی به یکی از پادگانهای مرز است که خلبانان شجاع هوانیروز علی رغم فرمان منهدم کردن پادگان خودی به دلیل اینکه این پادگانها سالم به دست عراقیها نرسد، جوانمردانه تنها با سه فروند کبرا با انهدام بیش از ۸۰ تانک عراقی ، آنها را وادار به عقب نشینب میکنند و پادگان نیز سالم آزاد می گردد

يك هواپيماي عراقي در منطقة كاني مانگا ـ واقع در كردستان ايران ـ سقوط مي كند و خلبان آن كه جان سالم بدر برده مي گريزد. گروهي تكاور زير نظر سروان ياوري مأمور مي شوند تا خلبان را به اسارت درآورند. يكي از گروه هاي مسلح مخالف جمهوري اسلامي به سركردگي «كاك هوشنگ» وارد كارزار مي شود تا خلبان را نجات بدهد. تكاوران با اعضاي گروه مسلح درگير مي شوند و خلبان عراقي را دستگير مي كنند. هلي كوپترهاي عراقي براي مقابله به منطقه اعزام مي شوند و با هلي كوپترهاي ايراني نبرد هوايي را آغاز مي كنند. درگيري به سود نيروهاي ايراني خاتمه مي يابد و هوشنگ قبل از مرگ اعتراف مي كند كه برادر ياوري، دوست ديرينش، را به دليل خودداري از همكاري با گروهش كشته است.

کارگردان : رسول ملاقلی پور
بازیگران:گلشیفته فراهانی، حسین یاری ، جمشید هاشم پور ، محمدعلی شادمان ، سحر دولتشاهی ،شراره دولت آبادی ، مارتیا آندریاسیان ، امیرحسین صدیق ، رامین راستاد ، مریم کاتوزی ، بهروز قادری
خلاصه داستان : داستان مادری به نام «سپیده» است که به دلیل تأثیرات شیمیایی دوران جنگ، فرزندش با معلولیت و مشکلات تنفسی به دنیا خواهد آمد. سپیده با وجود مخالفت شوهرش، می خواهد فرزندش را به دنیا بیاورد، به همین خاطر همسر سپیده ترک اش می کند.

فیلم درباره رابطه پدری بسیجی و دختر جوان اوست که مین های باقیمانده از دوران جنگ باعث مجروح شدنش شده است….
بازیگران : پرویز پرستویی ، گلشیفته فراهانی ، افشین هاشمی ، مهتاب نصیرپور ، کامبیز دیرباز ، مهرداد ضیایی ، میرطاهر مظلومی ، شبنم مقدمی ، کاظم هژیرآزاد
کارگردان : ابراهیم حاتمی کیا

آوان و سعید، دو پسر نوجوان هستند که با یکدیگر صمیمیاند. وقتی سعید به دنبال پدرش به جبهه میرود آوان هم مشتاق شده تا به جبهه برود.
آوان نزد پدر ناشنوایش «سیروان» در منطقهای دورافتاده در اطراف کرمانشاه زندگی میکند. وقتی جهادگران سازندگی به منطقۀ آنها میآیند آوان با پسر نوجوانی به نام سعید آشنا میشود. به درخواست برادر سعید که یکی از جهادگران است، آن دو به شهر رفته و در این سفر با یکدیگر دوستان صمیمی میشوند. به همین خاطر وقتی سعید به همراه پدرش به جبهه میرود آوان هم باوجود نارضایتیِ پدرش، راهی جبهه میشود…
کارگردان: آرش سجادیحسینی
نویسنده: مجتبی راعی
بازیگران: اسامه بسته، کامران خسروی، امین شاهمرادی، جلیل بشتام، مهدی اکبری، محمد رضا زندی، سیروس بری، فریبا صادقیان، کبری ملکی و…
تصویربردار: افشین علیزاده
تدوین: مجتبی راعی، روحالله امیرتیمور
موسیقی: حمیدرضا صدری

خلاصه داستان : محور اصلی داستان، عشق و امید به زندگی، شهر و زادگاه مهاجرین است پس از پایان جنگ تحمیلی، آنها شوق بازگشت دارند و سازندگی، فیلم ماجراهای نخستین گروه مهاجر در بازگشت به زادگاهش است….
بازیگران : حسن اکلیلی ، داریوش بابائیان ، فاضل اجبوری ، پری کربلایی ، مهرناز فاطمی ، منصور فرینا ، محمدرضا کسرایی ، زینت یزدخواستی ، فاطمه فریدونی ، محمد نیک قامت ، ناصر طالبی ، کرامت درخشنده ، حسین غیابی ، نفیسه زهره نسب ، مجید عرب زاده

پس از تصرف شهر مهران توسط نيروهاي عراقي، فرماندهي كل قوا دستور آزاد سازي مهران را صادر مي كند. قرار بر اين مي شود كه حاج احمد امين با به راه اندازي جنگ هاي غافلگيرانه در يكي از محورهاي جزاير مجنون توجه نظاميان عراقي را جلب كند. رضا، معاون حاج احمد، كه از نقشه بي اطلاع است، به دليل حضور وسيع نيروهاي عراقي با حاج احمد و نيروهاي تبليغاتي درگير مي شود. پس از حمله ي نظاميان عراقي و كشته و مجروح شدن عده اي از رزمندگان، رضا به نشانه ي اعتراض به فرماندهي حاج احمد به مقر فرماندهي مي رود. يك نظامي عراقي طرفدار جمهوري اسلامي خود را به حاج احمد مي رساند و از حمله ي قريب الوقوع عراقي ها خبر مي دهد. رضا در مقر فرماندهي خبر آزادسازي مهران را مي شنود و دليل فعاليت تبليغاتي و جنگ هاي رواني حاج احمد را درمي يابد. همزمان با حمله ي نظاميان عراقي رضا با گروهي رزمنده به خط مقدم بازمي گردد؛ اما وقتي حاج احمد را مي يابد كه صفوف عراقي ها در هم شكسته شده و حاج احمد به سختي مجروح شده است.

کارگردان : احمد حسنی مقدم
بازیگران: رضا آقاربی ، آتش تقی پور ، مجید میرزابیان ، محرم زینال زاده ، عبلی جلیلی باله و …
خلاصه داستان : رحیم از سپاه پاسداران اخراج می شود. مینی بوسی را سرقت می کند و به کردستان می رود و به شاخه ای از حزب دموکرات کردستان ایران به ریاست حسام خان می پیوندد. دموکرات ها در تدارک وارد کردن اسلحه و مهمات از عراق هستند. سپاه مرکز از موضوع باخبر می شود و فردی را با نام مستعار ناصر برای کسب اطلاعات بیشتر به محل می فرستد. ناصر شناسایی و کشته می شود. حسام خان رئیس شاخه ی حزب نیز به دست یک روستایی به قتل می رسد. هویت واقعی رحیم، که برای آوردن مهمات به عراق رفته آشکار می شود. او برای اثبات بی گناهی خود به سپاه مرکز می خواسته به عمل فداکارانه بزند. درگیری با دموکرات ها آغاز می شود و نیروهای سپاه جنگ را به سود خود خاتمه می دهند.

حوريه كه سالهاست از اسارت پدرش، اميرحسين، به دست عراقي ها مي گذرد، نسبت به خروج هاي بي موقع مادرش، مريم، از منزل مشكوك است و اين شك با تلفن هاي ناشناسي كه به او مي شود و در آنها از تصميم مريم براي ارتباط با يك مرد ديگر صحبت مي شود افزايش مي يابد. اما طولي نمي كشد حوريه متوجه مي شود مادرش در اين مدت به عيادت اميرحسين كه به تازگي آزاد شده و در بيمارستان به سر مي برد مي رفته است. اميرحسين كه مبتلا به موجگرفتگي است به خانه بازمي گردد ولي ازدحام هاي پيراموني و آلودگي هاي صوتي حالش را متشنج مي كند، ضمن آن كه تلفن هاي ناشناس اين بار به او هم مي شود و سلامتش را به مخاطره مي اندازد. با پيشنهاد حوريه، همه تصميم مي گيرند مدتي از تهران دور باشند و به شمال بروند. در سفر عده اي از همرزمان سابق اميرحسين نيز به او ملحق مي شوند. مزاحمت هاي تلفني همچنان ادامه دارد و در يكي از آنها، به حوريه اعلام مي شود كه فيلم حاوي ارتباط غيراخلاقي مادرش با يك غريبه را از يك زن داخل رستوراني در شهر بگيرد. حوريه نزد زن جوان كه معتاد است مي رود و با او درگير مي شود و طي درگيري، شخصي ناشناس به زن معتاد چاقو مي زند و او را مي كشد و قتل به گردن حوريه مي افتد و حكم اعدامش صادر مي شود. اميرحسين از طريق همرزمانش متوجه مي شود همه اين ماجراها نقشه اي بود از طرف پدر يكي از بسيجي هايي كه تحت تأثير او به جبهه آمده و شهيد شده و حالا پدر او درصدد انتقام جويي از اميرحسين است و با اين نقشه انتقام خود را گرفته و اكنون نيز به خارج گريخته است. اميرحسين كه از تعقيب اين فرد توطئهگر نااميد شده، نزد سنجري، پدر دختر مقتول، مي رود و از او مي خواهد از قصاص حوريه صرف نظر كند، اما سنجري كه يك معتاد الكلي از خدا بريده است، پس از رفت و آمدهاي مكرر اميرحسين، سرانجام به اين شرط كه او بتواند شفاي پسر بيمارش را از امام حسين (ع) بگيرد، حاضر به گذشت مي شود. اميرحسين يك شبانه روز دعا مي كند و سرانجام معجزه رخ مي دهد و پسر حالش خوب مي شود.
بازیگران:
خسرو شکیبایی، مسعود رایگان، مریلا زارعی، فاطمه گودرزی، زهرا داوودنژاد و…

گروهي بسيجي در اسارت سربازان دشمن هستند. تلاش آنها براي فرار به دليل پاره اي اختلاف نظرها بي نتيجه مانده است؛ تا اينكه يك اسير مجروح به اردوگاه آنها آورده مي شود و او مي گويد كه پيش از دستگيري اطلاعات و اسناد مهمي را در منطقه اي خارج از اردوگاه مخفي كرده كه اطلاع از آنها براي نيروهاي رزمنده مهم است. به نيروهاي دشمن دستور مي رسد كه منطقه اشغالي را تخليه كنند و فرمانده دشمن به معاونش مأموريت مي دهد كه اسرا را قتل عام كند. اما معاون فرمانده از اجراي فرمان سرپيچي مي كند و دستور كشتار دسته جمعي اسرا را به گوش آنها مي رساند. در موقع اجراي حكم بين اسرا و سربازان دشمن درگيري پيش مي آيد و گروهي از اسرا موفق به فرار مي شوند. پس از تعقيب و گريز يكي از اسرا جان سالم به در مي برند و اطلاعات مورد نظر را به نيروهاي خودي مي رساند.

فیلم خیلی خوبی بود هم از لحاظ داستان که یکی از کمبودهای اکنون سینماست و هم پیچ داستانی خوبی داشت که خوب هم باز میشود؛ هم از لحاظ کارگردانی و هم از لحاظ بازی سنگ تمام گذاشته شده، از لحاظ محتوا این فیلم ارزشی بود.
امام خامنه ای (مد ظله العالی)
فیلم سینمایی “شیار ۱۴۳” با اقتباس از رمان “چشم سوم” نوشته نرگس آبیار داستان زنی به نام الفت را روایت می کند که در انتظار پسر خود خبر خوشی دریافت کرده و به آن دل می بندد. تا این که… این فیلم دومین اثر بلند سینمایی نرگس آبیار است و در ژانر دفاع مقدس به موضوع مادران در دوران دفاع مقدس می پردازد .
فیلم شیار ۱۴۳، موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین بازیگر زن و دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت، جایزه بهترین بازیگر زن هشتمین جشن منتقدان و نامزد بهترین بازیگر زن جشنواره آسیا پاسیفیک شده است. این فیلم در جشنواره بوسان و جشنواره فیلم صلح نیز به نمایش درآمده است

کارگردان: احمد کاوری، مهدی فیوضی | سال انتشار: ۱۳۸۸
خلاصه داستان:
فریدون پس از سال ها اسارت در عراق پس از سقوط صدام به ایران باز می گردد به محض ورود دستگیر و زندانی میشود به او مهر منافق خورده است و…
بازیگران:
امیر جعفری، جمشید هاشم پور، نسرین مقانلو، قاسم زارع، هوشنگ توکلی، رامین راستاد، سیاوش خیرایی، محمد کاسبی…







