
علي نوجوان ساكن بخش باهو در بندرگز، خبر ناپديد شدن پدر رزمنده اش را در جبهه مي شنود. مادر باردار علي با شنيدن اين خبر دچار بحران روحي مي شود و سلامت فرزند آينده اش به خطر مي افتد. پزشك حضور پدر را بالاي سر مادر ضروري اعلام مي كند و پدربزرگ علي كه سوزنبان قطار است، براي رفتن به آبادان به اميد يافتن پسرش مرخصي تقاضا مي كند. وقتي با تقاضاي مرخصي پدربزرگ به دليل نبودن جانشين موافقت نمي شود، علي شبانه سوار قطاري مي شود تا به آبادان برود. در راه مأموران قطار چند بار او را پياده مي كنند و به ايستگاه تحويل مي دهند؛ اما او هر بار مي گريزد و سرانجام با همراهي يك زوج پير به مقصد مي رسد. پس از مدتي جستجوي بي نتيجه علي را بار ديگر تحول راه آهن مي دهند تا با قطاري برگردانده شود. درراه قطار مورد بمباران نيروهاي عراقي قرار مي گيرد و علي از اين فرصت استفاده مي كند تا با يك وانت خود را به جاده آبادان برساند. اما جاده بسته است و اين بار او پنهاني سوار آمبولانسي مي شود كه راننده اش صالح نام دارد. صالح به علي كمك مي كند تا پدرش را كه به علت موج انفجار دچار فراموشي شده، در يكي از بيمارستان هاي تهران پيدا كند. هنگام بازگشت با قطار، علي عكس هاي خودش را به پدر نشان مي دهد و با نشان دادن قرقره اي كه او قبلاً برايش خريده بود، سبب مي شود پدر او را بازشناسد.
بازیگران : علی اصغر اسحاقی ، رسول بهارانگیز ، مهناز یعقوبی ، جعفر بزرگی ، امیرحمزه گرجی نژاد ، محمدرضا اسحاقی ، سپیده حسینی ، مجید زارع کار ، بیژن لاتون ، غلامرضا دانیالی ، حسن کوچکی ، محمد باکیده ، غفار علی اصغری ، مریم حاجی سقطی ، یوسف زقورزاده
کارگردان : خسرو معصومی

کارگردان : پیمان معادی
بازیگران: پیمان معادی ، لیلا حاتمی ، حبیب رضایی ، سیامک انصاری ، سیامک صفری ، بهادر مالکی پور ، رامین پورایمان ، معصومه قاسمی پور ، صبا گرگین پور ، شهروز آقایی پور و بازیگران خردسال : ارشیا عبداللهی، نیوشا جهانی و باران معادی
خلاصه داستان : فیلم سینمایی بمب یک عاشقانه قصه با حال و هوای موشک باران تهران در سال ۱۳۶۶ روایت می شود. در این فیلم به زندگی یک خانواده در دهه ۶۰ و زمان جنگ میپردازد. شما میتوانید با لینک مستقیم از سایت دانلود روزانه این فیلم را دریافت کنید

خلاصه داستان فیلم : دايي غفور راننده تاكسي فرودگاه، با وجود همه مداركي كه ثابت مي كند پسرش يوسف در جنگ شهيد شده، هنوز فكر مي كند كه او زنده است و حتي حرف دامادش اصغر را كه همرزم يوسف بوده قبول نمي كند. او با اين كه پلاك يوسف را هم در شكم يك كوسه يافته اند، هميشه منتظر است پسرش بازگردد. دايي غفور در فرودگاه با دختر جواني به نام شيرين آشنا مي شود كه براي يافتن برادرش خسرو كه در جنگ گم شده از اروپا به ايران آمده است. يكي از آزادگان كه در زندان با خسرو، برادر شيرين بوده و به ايران بازگشته، با شيرين تماس مي گيرد و مي خواهد اطلاعاتي بدهد. شيرين و دايي غفور به ديدن او مي روند و آزاده به آنها مي گويد كه خسرو سالم است و به زودي بازمي گردد. اما پنهاني به دايي غفور مي گويد كه نتوانسته حقيقت را به شيرين بگويد، زيرا خسرو در جريان يك اعتصاب در اردوگاه اعدام شده است. اصغر، داماد دايي غفور كه معالجه اش را در آلمان ناتمام گذاشته و برگشته، مانند دايي غفور فكر مي كند يوسف زنده است. به همين دليل به مرز قصرشيرين ـ محل ورود اسرا ـ مي رود. شيرين در تدارك استقبال از خسرو است كه از حقيقت آگاه مي شود. او به دايي غفور اعتراض مي كند كه مي خواسته او را هم مانند خودش، اسير توهم بازگشت عزيزش كند. شبي كه شيرين قصد رفتن به پاريس را دارد، اصغر تلفني به دايي غفور خبر مي دهد كه اطلاعاتي از خسرو به دست آمده و او به زودي به ايران بازمي گردد. دايي غفور و شيرين شبانه به سمت قصر شيرين حركت مي كنند. صبح روز بعد، هنگامي كه شيرين در ميان آزادگان به دنبال خسرو مي گردد، ناباورانه يوسف را مي بيند و مژده بازگشت عزيز دايي غفور را به او مي دهد.

بازیگران:کیکاوس یاکیده،رضا توکلی،بهزاد خداویسی و…
خلاصه فیلم :داستان زندگی شهید حبیب آشناست که بعد از بیست سال آب اروند آن را به کنار رودخانه می آورد و عده ای جوان مهندس نقشه برداری که برای استراحت به کنار رودخانه آمده اند جسد را پیدا می کنند و مورد اتهام قرار می گیرندو…

در آخرین عملیات رزمندگان اسلام چند منطقه استراتژیک فتح می شود و نیروهای بعثی به دنبال فرصتی هستند تا آن مناطق را پس بگیرند. گروهان شناسایی تیپ مستقر در خط مقدم ماموریت می یابد تا با نفوذ به قلب دشمن از تحرکات جدید بعثی ها اطلاعات جمع آوری کند. دانیال، فرمانده گردان زمانی که خود و همرزمانش را در حلقه محاصره دشمن می یابد برادر خود ، فرمانده توپخانه را مجاب می کند تا منطقه ای را که ارتش صدام در آن مستقر شده و از قضا خود نیز آنجا گرفتار شده را زیر آتش بگیرد

تله تئاتر «جای پای رحمان» با موضوع دفاع مقدس زندگی یک جانباز را سالها پس از جنگ و در جستجوی پوتینهایش به تصویر میکشد…

بازیگران : فرامرز قريبيان – اردلان شجاع كاوه – محمد كاسبي – پريسا شاهنده – رضا آقاربي – ستار اورا – سيدمحسن خرم دره و ….
هواپيماي سرگرد رضا ابراهيمي، خلبان نيروي هوايي، هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي توسط پدافند سنگين يك منطقه ناشناس در خاك عراق مورد اصابت گلوله قرار مي گيرد. رضا در اين حادثه دو پايش را از دست مي دهد، اما با اصرار خودش، همچنان به كار در نيروي هوايي ادامه مي دهد. او قصد دارد محل پدافند ناشناس را شناسايي كند و طرح بمباران كارخانه ساخت مهمات و تجهيزات شيميايي واقع در آن را بريزد. در اين بين سرهنگ سابق، محمودي ـ پدر همسر رضا كه در آلمان زندگي مي كند ـ براي بردن خانواده دخترش به آلمان، نزد رضا و خانواده اش مي آيد. رضا با رفتن به آلمان مخالف است و به تدريج با نشان دادن تلاشش براي طرح ريزي انهدام كارخانه، محمودي را كه يك خلبان قديمي نيروي هوايي است، به خود مي آورد و در بين داوطلبان قرار مي دهد. هنگام شروع عمليات هوايي، يكي از خلبان ها به دليل مشكلي قادر به شركت در عمليات نمي شود و محمودي جايش را مي گيرد. عمليات انهدام با موفقيت انجام مي شود و محمودي كه هدايت يكي از هواپيماها را بر عهده دارد، سرانجام با وجودي كه هواپيما مورد اصابت قرار گرفته، سالم در فرودگاه به زمين مي نشيند.

خلاصه داستان :
فیلم سینمایی بیداری رویاها , مردی که گفته میشد در جنگ ایران و عراق کشته شده، پس از سالها خبر میرسد که زنده است. برادر مرد با همسر مرد ازدواج کرده و اکنون باید با شنیدن خبر زنده بودن برادر، همسرش را طلاق دهد…
هنرمندان :
امین حیایی، هنگامه قاضیانی، امیرحسین آرمان، سارا خوئینیها، رز رضوی، حبیب دهقاننسب، امیرحسین آذرنگ، فریبا جدیکار، حمید فرخنژاد و…

نام فیلم : مرز
ژانر : دفاع مقدس
محصول : ایران
سال تولید : ۱۳۶۰
کارگردان : جمشید حیدری
بازیگران: سعید راد ، آهو خردمند ، داوود رشیدی ، علی ثابت ، تورج مهرزاد ، مهری ودادیان ، عباس پیش بر و …
خلاصه داستان : اهالی یک روستای مرزی با خطر حمله ی نظامی ارتش دشمن مواجه می شوند. ریش سفید روستا اهالی را به مقاومت دعوت می کنند. یک استوار اخراجی ارتش به نام مختار، که تا آن لحظه از مردم کناره می گرفته، روستاییان را آموزش نظامی می دهد . اهالی روستا مسلحانه، زیر رهبری مختار، به سوی مرز حرکت می کنند و در نبرد با ارتش متجاوز پیروزی را نصیب خود می سازند.

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ – ۳ موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه ۱۵ فروردين ۱۳۶۰ هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ – ۳ به پرواز درمي آيند.

در پی تهاجم ارتش عراق و اشغال یکی از شهرهای کوچک مناطق مرزی غرب کشور، عده زیادی از اهالی شهر کشته می شوند و زنده ها با شتاب و در زیر بمباران، شهر را ترک می کنند. تنها تعداد کمی از جوانان برای مقاومت در شهر باقی می مانند. هنگام تخلیه شهر، مریم دخترک هفت هشت ساله، در اثر ضربه ای موقتاً بیهوش می شود و هنگامی که به هوش می آید، شهر توسط ارتش عراق اشغال شده است. در جریان سرگردانی های مریم در شهر، به نوزاد پسری که اتفاقی زنده مانده، برمی خورد و در همین حین با یونس پسرک ده یازده ساله ای که او نیز از جریان تخلیه شهر بازمانده و به مقاومت مسلحانه ادامه می دهد، آشنا می شود. آن دو به اتفاق تصمیم می گیرند جان نوزاد را نجات بدهند و در طی ماجراهایی به ناچار نقش پدر و مادر نوزاد را ایفا می کنند

دشمن در خاك خود پايگاهي قدرتمند ساخته است. خبر به ستاد عملياتي نيروي دريايي مي رسد و يك تيم چهار نفري از گردان تكاوران نيروي دريايي به فرماندهي ستوان «باي» انتخاب مي شوند تا با نفوذ به خاك دشمن «پايگاه جهمني» را منهدم كنند. در آغاز مأموريت يكي از افراد گروه، كه در گذشته فاسد و«طاغوتي» بوده، دستگير و پس از شكنجه اعدام مي شود. يكي از آن ها به ضرب چاقو كشته مي شود و دو نفر ديگر مي گريزند. گشتي هاي دشمن آن دو را تعقيب مي كنند، اما ناوچه ي خودي به كمك ستوان باي و گروهبان همراهش مي شتابد و آن ها را نجات مي دهد.

هواپيماهاي بدون سرنشين مهاجر كه از روي زمين كنترل مي شود جهت انجام عملياتي شناسايي در پشت خطوط دشمن به كار گرفته مي شوند. بدليل برد محدود دستگاه كنترل، خلبانان در دو ايستگاه مقابل، رودرروي هم و در خطوط دشمن مستقر مي شوند. خلباني كه به خطوط دشمن نفوذ كرده، در حالي كه با دشمن درگير مي شود، با مهارت عمليات شناسايي را انجام مي دهد و هواپيما را در هوا تحويل خلبان دوم مي دهد. در حالي كه خود در آخرين لحظات به شهادت مي رسد.

خلاصه داستان فیلم آخرین مرحله : گروهی از رزمندگان ایرانی در یک نبرد نابرابر در مقابل هجوم نیروهای عراقی گرفتار میشوند اما با راهنمایی و کمک سید «فرمانده عملیات منطقه» تا پای جان ایستادگی میکنند، که ناگهان با بمباران شیمیایی عراق روبرو میشوند و دیگر کاری از آنها ساخته نیست. در این بین یوسف مسئول گروه شناسایی شهید میشود و علی که جانشین او میشود مأموریت مییابد که نزد مهندس سید صدرا صفایی برود و از او…
کارگردان فیلم اخرین مرحله : محسن محسنی نسب
بازیگران اخرین مرحله : جهانبخش سلطانی، حسین یاری، حسن عباسی، مهمدی فقیه، حبیب الله کاسه ساز و ..

به هنگام عمليات كربلاي پنج رزمندگان دو گردان مالك و حبيب با ماشين نظامي دشمن درگير مي شوند. لحظاتي دروني و عميق، با نبردي پرحجم و سنگين آميخته مي شود. شرايط نابرابر اين نبرد و خصوصيات خاص مهدي و عباس (فرماندهان بسيجي) حالات و اتفاقاتي، خارج از انتظارات و پيش بيني هاي معمول جنگها را، سبب مي شوند.

فرهاد كه در جنگ مجروح شده و موقتاً بينايي اش را از دست داده، به بيمارستاني صحرايي منتقل شده كه در آن پرستاري به نام شيدا از مشاهده ي مقاومت فرهاد در تحمل درد شگفت زده مي شود و بتدريج مي فهمد كه مي تواند با تلاوت قرآن، التيام بخش او باشد. مراقبت شيدا از فرهاد به مرور پيوندي عاطفي بين آن ها ايجاد مي كند كه با مرخص شدن ناگهاني فرهاد از بيمارستان منجر به جدايي شان مي شود. فرهاد در جستجو شيدا به جبهه بر مي گردد، ولي جنگ تمام مي شود و جستجو را دشوار مي كند. فرهاد به اصرار پدر و مادرش با دختري پولدار عقد مي كند كه فكر مهاجرت از ايران را در سر دارد. وقتي كه معلوم مي شود تركش سمي كه زماني از سينه فرهاد بيرون آمده براي سلامتي او عوارض وخيم دارد، نامزد فرهاد او را ترك مي كند و به خارج از كشور مي رود. فرهاد در بيمارستاني كه شيدا در آن جا پرستار است بستري مي شود ولي شيدا خود را از چشم فرهاد پنهان مي كند، اما به اصرار مادر فرهاد يك بار ديگر شيدا با خواندن قرآن و به مدد نيروي عشق موفق مي شود زندگي را به فرهاد بازگرداند.

ازیگران : علي سرتيپي – فرانك آراسته جو – زهره صفوي – پرويز شاهين خو – الهه محسني نسب و ….
پدر و مادر مسني كه پسر بزرگشان علي (يك خلبان نيروي هوايي در جنگ ايران و عراق) را از دست رفته مي پندارند، با همسر علي و فرزندش روزگار مي گذرانند. امير، پسر ديگر خانواده كه در خارج تحصيلاتش را به پايان رسانيده، به ايران مي آيد. والدين امير كه اصرار زيادي بر تسريع در ازدواج او دارند، پس از امتناع فراوان امير از ازدواج، سرانجام به ازدواج او و صبا، همسر سابق برادرش رضايت مي دهند. آنها طي مراسمي با هم ازدواج مي كنند و براي ماه عسل به شمال مي روند. در همين زمان، ناگهان علي به خانه برمي گردد و معلوم مي شود در عراق اسير بوده، اما عراقي ها براي تضعيف روحيه، خبر شهادتش را داده بودند. با بازگشت ناگهاني علي، وضع خانواده دگرگون مي شود. پدر با امير تماس مي گيرد و از او مي خواهد به سرعت همراه با صبا به تهران برگردد. صبا كه در مقابل علي احساس شرمندگي مي كند، در ميانه راه به خانه پدرش مي رود. امير پس از رسيدن به خانه، به مسجد مي رود و ماجراي ازدواجش را صريحاً با علي در ميان مي گذارد. علي با شنيدن اين ماجرا، مسجد را ترك مي كند و نزد صبا مي رود. از طرف ديگر، امير نيز كه به خانه برگشته و علي را در خانه نيافته است، به همراه پدر و مادر و فرزند خردسال علي، به خانه پدري صبا مي روند. آنها درست در لحظه ديدار صبا و علي مي رسند و خانواده، يكديگر را در آغوش مي گيرند.

کارگردان : علی-بهادر
بازیگران : علی-صادقی ، فاطمه طاهری ، علیرضا اسحاقی ، سید جواد هاشمی ، مهدی صباغی
کشور سازنده : ایران
سال ساخت : ۱۳۷۵
خلاصه داستان : پسر نوجوانی یزدی تلاش های زیادی برای رفتن به جبهه می کند اما پس از حضور پرماجرای او در پشت جبهه که اتفاقات شیرین و طنزی را دربردارد در یک دوره زمانی با حقایقی آشنا می شود که بهترین تابستان زندگی او شکل می گیرد

نویسنده و کارگردان: روحالله حجازی
این فیلم نخستین اپیزود از سهگانه «عَشَقه» است ؛ سهگانهای که با محوریت دفاع مقدس ، زندگی خانواده شهدا و ایثارگران و بخصوص مقام شامخ مادر را تصویر میکند. از این منظر اپیزود «مروارید» هم به عنوان حلقهای از این مجموعه ، داستان زندگی مادر یک جانباز و دغدغههای خانوادهاش را در بستر جامعه امروزی روایت میکند.
این تله فیلم که سعی دارد نگاهی متفاوت به این مقوله داشته و از زاویهای دیگر به بیان مشکلات و دغدغههای خانوادههای شهدا و ایثارگران در زمان معاصر بپردازد. روح الله حجازی کارگردانیست که در آثارش سعی دارد عناصر ارزشی را بهگونهای با زندگی عادی و روزمره مردم پیوند زند که تاحد امکان برای مخاطب واقعی و باورپذیر باشد. حجازی علاوه بر فعالیت در سینما و ساخت فیلمهای سینمایی همچون «در میان ابرها»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» در عرصه تولید فیلمهای تلویزیونی نیز سابقه طولانی داشته و نتیجه این حضور یازده ساله تولید حدود ۱۲ تلهفیلم بوده است. اما مرور کارنامه حجازی چه در عرصه سینما و چه در حوزه تلویزیون، علایق کارگردانی را برجسته میکند که هراسی از ورود به عرصههای دشوار و تجربهگرایی نداشته است.
موضوع فیلم:
در تله فیلم مروارید و دیگر تله فیلم های سه گانه عشقه قرار است که به موضوع دفاع مقدس و وضعیت زندگی خانواده شهدا و ایثارگران و مشکلاتی که آن ها در جامعه با آن مواجه هستند، پرداخته شود. این تله فیلم ها کاملا رویکرد نمایشی دارند و در کار از بخش های مستند استفاده نشده است.
بازیگران:
آهو خردمند ، پریناز ایزدیار
هادی دیباجی
معصومه رحمانی
علیرضا پیام یار
کیمیا حسینی
فیلم برنامه گره / حاج حسین یکتا / جنگ و سبک زندگی ما / لینک مستقیم دانلود
برنامه انتقادی اجتماعی گره با محوریت سبک زندگی در روزهای پایانی خود برای پیدا کردن سوال اصلیاش یعنی چگونه زیستن؟ به سراغ راوی فتح بزرگ رفته است که برای اغلب دانشجویان و نسل سومیها یاد آور روزهای خوب اردوهای راهیان نور است. مهمان این هفته برنامه گره حاج حسین یکتا بود. مردی که با نسخههای شهریاش و در واقع باز تولید سبک زندگی هشت سالهی رفقایش در مناطق عملیاتی با تکیه بر عقلانیت پنهان در رفتار آنها، بنا دارد که به قول خودش «خاک تهران را تبدیل به خاک شلمچه کند …».
برنامه با یک پلاتوی متفاوت شروع میشود و مجری جوان برنامه میلاد دخانچی از یک شیوه متفاوت دعا کردن صحبت میکند. مسئله ای که شاید بنیادیتر ازهر چیز دیگری باشد. اینکه در شبهای قدر دعا کنیم تا خداوند توان خلق تمدنی جدید را به ما عطا کند… این یعنی مواجهه انقلابی با هر مسئله ای و سبک زندگی انقلابی در هر ساحتی.

فیلم برنامه گره / حاج حسین یکتا / جنگ و سبک زندگی ما
مدت زمان : ۷۴ دقیقه
کیفیت : TVRip (عالی)
کاری از : شبکه سوم سیما

سروان ياوري به دنبال طرحي فوري مأمور مي شود تا محموله هاي نظامي به جبهه برساند، اما عبور كاميون ها از منطقه ي كُرد نشين توسط عوامل نفوذي دشمن لو مي رود و عبور كاميون ها با اشكال مواجه مي شود. سروان ياوري و نيروهايش با نيروهاي نفوذي در منطقه ي غرب كشور درگير مي شود و تعدادي از آن ها را هم به هلاكت مي رساند، اما نيروهاي نفوذي دشمن دوباره به تعقيب كاميون ها مي پردازند كه در اين بين كاميون ها به محل استقرار نيروهاي عراقي و انبار مهمات دشمن مي رسند و با از خودگذشتگي راننده ي يكي از كاميون ها كه يك كُرد است مهمات دشمن را از بين مي رود، سروان ياوري نيز صدمه زيادي مي بيند اما محموله هاي نظامي مورد نياز گردان ياسر به سلامت بدست رزمندگان مي رسد.







