
کارگردان: امیرمهدی پور وزیری | ژانر: دفاع مقدس | سال تولید: ۱۳۹۶ | تاریخ انتشار: ۱۳۹۷
روایتی از مقاومت مردم خرمشهر در زمان آغاز جنگ تحمیلی است که داستان آن در ماههای منتهی به اشغال این شهر می گذرد و قصه عاشقانه ای است بین یک جاسوس عراقی و یک پرستار که فضای ملتهب جنگ آن را دستخوش فراز و فرودهای بسیار می کند…
بازیگران:
عباس غزالی، سیاوش طهمورث، محمود پاک نیت، پروانه معصومی، سلمان فرخنده، مهدیه نساج، مالک سراج، شیوا ابراهیمی

جنگ ایران و عراق آغاز شده و جوانان زیادی عازم جبهه ها شده اند اما علی پسر آقا رحمت نه تنها حاضر به جنگیدن نیست بلکه از موقعیت خود هم اصلاً راضی نیست و با وجود مخالفت های پدر، تمام کوشش خود را بکار گرفته تا بتواند به آن سوی مرزها برود. او بالاخره بصورت غیرقانونی از مرز خارج شده به آلمان می رود، اما آن جا چون کار و کسبی پیدا نمی کند با شخصی به نام مصطفی به ایران باز می گردد و مطلع می شود که پدرش داوطلبانه به جبهه رفته است. علی نیز راهی جبهه می شود و پدر را مجروح می یابد و پدر از دیدن علی در لباس یک رزمنده بسیار خوشنود می گردد

خلاصه داستان:
روایت فراز و فرود زندگی خانواده ای اصیل در طول سه دهه و با محوریت زندگی تنها دختر این خانواده است؛ روایتی که از دهه ۶۰ آغاز گشته، حوادث مختلفی از قبیل جنگ، تحولات اجتماعی و اقتصادی را پشت سر گذاشته و در زمان معاصر پایان میپذیرد…
بازیگران:
فاطمه گودرزی، شهره سلطانی، فرید سجادی حسینی، علیرضا کمالی، المیرا دهقانی، حسام محمودی، پانیذ برزعلی، ناصر سجادی حسینی، نیما نادری، پاشا رستمی، رها خدایاری، وحید آقاپور، احسان امانی، سیامک احصایی، مریم حاجی زاده، آیدا نامجو، لیلا بلوکات، محمدرضا مالکی، مهرنوش مسعودیان، زهره ساداتی، مهدی ملاک، رضا حجری، مهتاب اکبری، فراز مدیری و آروین گالتسیان، لیلا بلوکات و محمدرضا مالکی

بازیگران : محمدرضا شریفینیا، رضارویگری، حمید لولایی، دانیال عبادی,بهاره افشاری,مهران رجبی،علی صادقی, غلامحسین لطفی، نیما شاهرخ شاهی، کامران تفتی، سیدجواد هاشمی، سیدمهرداد ضیایی، کاوه خداشناس، امیر نوری، پندار اکبری، محمود عزیزی، عباس محبوب، حسین مهری، مجید مشیری، مجید شهریاری، اصغر نقیزاده، یوسف قربانی، بشیر ادریسی، سهراب یاری، محسن جهانثانی، حسین کرمی، اسماعیل سلطانیان، روزبه معینی، علی منجزی، عرفان برزین، پوراندخت مهیمن، مریم کاویانی، سمانه پاکدل، حدیثه تهرانی، فریبا نادری، هما خاکباش، گیتی معینی و ساقی زینتی
خلاصه داستان : قرار است تعدادی از شهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب و جنجال در دانشگاه میکنند. همین آغاز قصهای می شود که گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته میشوند

خلاصه داستان فیلم دل و دشنه :
«سحربانو» یک دختر ایلیاتی است. او تصمیم گرفته است به خاطر شهادت برادرانش در جنگ تحمیلی هفت سال سیاهپوش باشد. مردم ایل که نگران «سحربانو» هستند. در مراسم سنتی «سیاه بردارون» با آوردن هدایایی از او میخواهند که لباس سیاه را از تن به در آورد، تا خواستگارانش بتوانند پا پیش بگذارند. برخلاف میل «سحربانو» جشن خواستگاری بر پا میشود و هفت خواستگارش برای جلب رضایت او در یک مسابقه تیراندازی سوارکاری به رقابت میپردازند. از سوی دیگر در همین زمان هفت مزدور به سرکردگی «ریش قرمز» برای تصاحب گنجی وارد قلمرو آنها میشوند و پدر «سحربانو» به قتل میرسد و…
لیست عوامل فیلم سینمایی دل و دشنه :
گروه فیلمبرداری: تورج منصوری …. فیلمبردار سعید صادقی …. عکس گروه تدوین: حسین زندباف …. تدوین گروه صحنه و لباس: ملک جهان خزاعی …. طراح صحنه و لباس گروه موسیقی: مجید انتظامی …. آهنگساز گروه صدا: ساسان باقرپور …. صدابردار گروه چهره پردازی: ثریا خرمی …. طراح چهره پردازی گروه تدارکات: محمود محمدطائمه …. تدارکات نظامی سایر عوامل: ایرج گل افشان …. ساخت آنونس محمدعلی حدت …. طراح پوستر
بازیگران فیلم دل و دشنه :
ساغر باصری شهرام زرگر محمد متوسلانی توران مهرزاد فردوس کاویانی احمدرضا اسعدی منوچهر آذر میرصلاح حسینی هوشنگ منصورخاکی ولیالله مومنی امیرحسین خان شهری محمدجواد بخشی زاده اصغر رحمانی افشین ستایشگر محمد تهامی نژاد جواد روشنایی زینت هوشیار

کارگردان: جواد اردکانی
خلاصه داستان:
افسر درجه دار جوانی به نام پوریا قصد دارد با پرستاری اهل شیراز که در پایگاه نظامی در شهر سنندج خدمت میکند، ازدواج کند. برای همین امر، خانواده پوریا به سنندج مهاجرت میکنند؛ اما در میانه راه خانواده پوریا توسط نیروهای ضد انقلاب دموکرات در کردستان اسیر می شوند و…
بازیگران:
رضا رویگری، حمیدرضا عمارلو، احمد نجفی، شبنم قلی خانی، حسین محسنی زاده، مجتبی ودودی، علی کشوری، مهرداد شرعلی، منوچهر امیریان و پردیس افکاری

بابا عقيل و پسرش رحمت راهي جبهه شده اند. رحمت به خط مقدم منتقل شده و بابا عقيل به علت كهولت سن پشت جبهه مانده تا در انبار نان خدمت كند. بابا عقيل موقع مراجعت براي رحمت پيغام مي فرستد تا او را ملاقات كند، اما با شروع حمله دشمن رحمت فرصت نمي يابد كه به پشت جبهه حركت كند. بابا عقيل تصميم مي گيرد به خط مقدم برود. يك جوان بسيجي به نام ناخدا مولايي با قايق موتوري با او همراه مي شود، اما هر بار مانعي در راه ديدار پدر و پسر به وجود مي آيد. آن دو وقتي تصميم مي گيرند به پشت جبهه باز گردند قايقشان خراب مي شود و به ناچار با يك بلم معمولي حركت مي كنند. مه غليظ موجب مي شود كه آن دو گم شوند. بلم آنها وارد آبراهي مي شود كه در دو سويش نيروهاي خودي و دشمن قرار گرفته اند. با شروع درگيري مولايي به تير سربازان عراقي زخمي مي شود و پدر و پسر يكديگر را مي يابند.

قاسم، بسيجي تبليغاتي به خط مقدم جبهه اعزام مي شود. او رزمندگان را در وضعيت سختي مي بيند و دوست دارد به آن ها كمك كند هرچند كه وظيفه او فقط تبليغات است. يكي از رزمندگان به نام ابوالفضل عضو واحد اطلاعات عمليات با گروهي از بسيجيان براي پشتيباني، راهي خط مقدم مي شود و از صحنه هاي درگيري رزمندگان با سربازان عراقي عكس مي گيرد، اما وقتي ابوالفضل در درگيري شهيد مي شود، قاسم با ديدن اين شرايط دوربين خود را روشن مي گذارد و به ياري آن ها مي شتابد و بعد از مبارزه اي سخت به شهادت مي رسد.

در اسطوره ي ايراني، زن «زهره» است و «زهره» نگاهبان آتش خانه! يعني زن به جامعه ي ايراني، از تاريخ اسطوره تا واقعيت جاري، به جان ايران، گرما و زندگي داده است. يكي از بارزترين جلوه هاي گرما و زندگي بخشي زن ايراني، سالهاي پايداري ملي در برابر تجاوز دشمنان ايران و ايراني ست. يعني سالهاي دفاع مقدس! «زخم شانه حوا» روايتگر حماسه سازي، اسطوره پروري و در عين حال زخمهاي پيدا و پنهان مادران سترگ ايران زمين در هشت سال دفاع مقدس است و نيز «زخم شانه حوا» مي كوشد آينه اي روشن و شفاف-گرچه كوچك-در برابر روح بزرگ مادراني باشد، كه اگر نبود حماسه ي مقاومت و البرز پايداري آنها، اكنون مام ميهن در چنگال اهريمنان متجاوز، بدترين روزگار خود را سپري مي كرد!

کارگردان : رحیم-رحیمی-پور
بازیگران : فرامرز-قریبیان ، فاطمه-طاهری ، عنایت بخشی ، هوشنگ توکلی ، رضا قربانی ، نیما بانکی ، هادی انبارداری ، فریبرز سمندرپور ، احمد قدکچیان ، محمود احمدی ، فرنوش آل احمد ، محمد صادق پور ، حسن عظیمی ، پرویز شفیع زاده ، لیلی قندچی
کشور سازنده : ایران
سال ساخت : ۱۳۷۰
مدت زمان : ۸۱ دقیقه
خلاصه داستان : قرارگاهی در جنوب، مورد حمله هوایی دشمن قرار می گیرد، از جمله مجروحان عبدالعلی صفری (یک بسیجی داوطلب از بهشهر) استرارگاهی در جنوب، مورد حمله هوایی دشمن قرار می گیرد، از جمله مجروحان عبدالعلی صفری (یک بسیجی داوطلب از بهشهر) است

هواپيماي سرگرد رضا ابراهيمي، خلبان نيروي هوايي، هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي توسط پدافند سنگين يك منطقه ناشناس در خاك عراق مورد اصابت گلوله قرار مي گيرد. رضا در اين حادثه دو پايش را از دست مي دهد، اما با اصرار خودش، همچنان به كار در نيروي هوايي ادامه مي دهد. او قصد دارد محل پدافند ناشناس را شناسايي كند و طرح بمباران كارخانه ساخت مهمات و تجهيزات شيميايي واقع در آن را بريزد. در اين بين سرهنگ سابق، محمودي ـ پدر همسر رضا كه در آلمان زندگي مي كند ـ براي بردن خانواده دخترش به آلمان، نزد رضا و خانواده اش مي آيد. رضا با رفتن به آلمان مخالف است و به تدريج با نشان دادن تلاشش براي طرح ريزي انهدام كارخانه، محمودي را كه يك خلبان قديمي نيروي هوايي است، به خود مي آورد و در بين داوطلبان قرار مي دهد. هنگام شروع عمليات هوايي، يكي از خلبان ها به دليل مشكلي قادر به شركت در عمليات نمي شود و محمودي جايش را مي گيرد. عمليات انهدام با موفقيت انجام مي شود و محمودي كه هدايت يكي از هواپيماها را بر عهده دارد، سرانجام با وجودي كه هواپيما مورد اصابت قرار گرفته، سالم در فرودگاه به زمين مي نشيند.

“۳۹ هفته” روایتی عاشقانه از سالهای حماسه و دفاع و قصه ی فاصله هاست. امیر علی معلم جوان مدرسه ای قدیمی در محله شمیران پس از یک ماه زندگی عاشقانه با عاطفه به جبهه می رود.
عاطفه روزها رو به امید بازگشت همسرش با مرور خاطرات تلخ و شیرین طی می کند تا اینکه اولین نامه امیر علی به او می رسد و عاطفه وارد مرحله ی جدیدی از زندگی میشود تا اینکه …

کارگردان : کمال تبریزی
بازیگران :میلاد کی مرام ، مینا ساداتی ، شاهرخ فروتنیان ، بهرنگ علوی و شایسته ایرانی
خلاصه داستان : فیلم امکان مینا ، مهران و مینا زوجی خوشبخت هستند که در زندگی با مشکلی روبرو میشوند و آن رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر مینا است. مهران که خبرنگار است ، مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد و بر اثر بمباران منطقهای که همسرش در آنجا مشغول به تحصیل است ، متوجه فعالیتهای مشکوک او میشود و…

بازیگران: مهدی احمدی، یوسف جوکار، بهرام زندی، محمدابراهیم جعفری، حمید فرخ نژاد، لوون هفتوان، بهناز رودانی، علی گله دری، رضا پژوهی، عبدالرضا باغبان …
خلاصه داستان فیلم سینمایی در کوچه های عشق:
جوانی بیست و چند ساله که در آغاز جنگ همراه خانواده اش از آبادان مهاجرت کرده است، پس از پایان جنگ با پدرش به آبادان بازگشته و با دیدن شهر و خانه شان که ویران شده، در بازگشت قطعی به شهر مردد است. طی روزهایی که پدر برای ترمیم خانه ویرانشان اقدام می کند. جوان که در کوچه های خالی شهر تنهاست به دوستان کودکیش و بازی و عشق ها و شیطنت هایشان می اندیشد. پیرمردان صبوری را ملاقات می کند که همه مصائب جنگ را تحمل کرده اند و در شهر مانده اند و بالاخره شاهد حقارتی می شود که مهاجران در شهرهای دیگر برخود تحمیل کرده اند. جوان بالاخره تصمیم به بازگشت قطعی می گیرد. در آبادان، از کودکان دیروز، آنها که مانده اند، جوان و شکوفا شده اند و کودکان امروز میان ویرانی ها به بازی می پردازند و زندگی همچنان ادامه دارد…

هنگام موشك باران تهران خانه اي بر اثر برخورد موشك ويران شده و دچار حريق مي گردد. از اهالي اين خانه تنها دختر پانزده ساله اي زنده مي ماند كه صورتش سوخته و به وضع كريهي در آمده. دختر دچار بحران شديد روحي مي شود. او را به بيمارستان مي برند. خانم دكتري كه معالجه او را به عهده مي گيرد با مقاومت و لجاجت دختر روبرو مي شود تا اينكه خانم دكتر داستان زندگي خود را كه شبيه زندگي دختر است را براي او تعريف مي كند. دختر با شنيدن سرگذشت خانم دكتر رفته رفته آرام مي گيرد و آماده معالجه و برگشت به زندگي مي شود…

خط آتش (فیلم) فیلمی به کارگردانی فرید سجادی حسینی، سیدعلی سجادیحسینی و نویسندگی علی توکل نیا ساختهٔ سال ۱۳۷۳ است. تکاوران ایرانی برای انجام مأموریتی مهم به خاک عراق می روند. اما درست قبل از انجام مأموریت، با صحنه شکنجه دو بسیجی را رو به رو می شوند و …. احمد نجفی داوود رشیدی حسین ملاقاسمی داوود رسولیان جمشید جهان زاده نادیا دلدارگلچین سیامک اطلسی از بازیگران این فیلم جنگی هستند
خلاصه داستان فیلم خط آتش :
تکاوران ایرانی برای انجام مأموریتی مهم به خاک عراق می روند. اما درست قبل از انجام مأموریت، با صحنه شکنجه دو بسیجی را رو به رو می شوند و ….

«حجت » كه تنها برادرش را در جنگ از دست داده است از اينكه در سال هاي آخر در كنارش نبوده رنج مي برد و براي تسلي خاطر خود تابلويي را به ياد او سفارش مي دهد. به زودي شركتي كه حجت با موفقيت اداره اش مي كرد، دچار مشكل مالي مي شود. تلاش او براي رفع اين مشكل فرصتي فراهم مي آورد تا به گذشته برگردد و زندگي خود و برادرش را مرور كند.

خلاصه داستان فیلم : در فیلم عیسی می آید ، عیسی، اسیر ایرانی، از اردوگاه اسارت عراقی ها می گریزد و به سمت مرز ایران حرکت می کند. در بین راه نامه دخترش حنا را می خواند که از او خواسته زودتر به ایران برگردد و او را با دختر به باغوحش و شهربازی ببرد. عیسی که سخت مجروح شده، خود را تا لب مرزی آبی می رساند….
بازیگران فیلم : رضا کیانیان، رضا افشار، شیلا خداداد، آیدا تبیانیان، مجید عبدالعظیمی، علی اصغر طبسی

بازیگران: محمد کاسبی ، مجید مجیدی ، رضا چراغی ، حبیب ولی نژاد ، عصمت مخملباف و …
خلاصه داستان : مشهدی ایمان عشق رفتن به جبهه را در سر دارد برای همین بدهکاری هایش را تسویه می کند، دخترش را به خانه بخت می فرستد و فرزند نابینایش را از روستا به بیمارستانی در تهران می برد، ولیکن دامادش و پسرش زودتر از او به جبهه می روند و با شهادت داماد و مجروح شدن پسرش و همینطور برای کمک به خانواده های بی سرپرست روستا، مشهدی ایمان در روستا ماندگار می شود، ولی برای اینکه مشکلات رفتن به جبهه از سر راهش برداشته شود به امام رضا پناه می برد و همان جاست که شفای فرزندش را می گیرد.

فیلمی به کارگردانی مجتبی راعی ساختهٔ سال ۱۳۷۱ است.
گروهی از رزمندگان ایرانی پس از عبور از موانع بسیار به نیروهای دشمن حمله ور می شوند وپس از وارد کردن ضرباتی به آن ها در محاصره قرار می گیرند. رزمندگان با کمبود مهمات و تلفات سنگین و تنگ تر شدن حلقة محاصرة دشمن تصمیم می گیرند برای شکستن حلقه محاصره تونل باریکی حفر کنند….
بازیگران: مهدی فقیه, عبدالحسن برزیده , علیرضا اسحاقی , محسن قصابیان , فرید کشن فلاح

در جنگ ایران و عراق، حامد که پدر و مادر خود را در بمباران و اشغال بستان گم کردهاست، به اردوگاه مهاجران جنگی در شمال کشور منتقل میشود. جنگلبان پیری، که سالها پیش همسرش را از دست دادهاست، عهدهدار مراقبت از او میشود. به زودی رابطهای عاطفی میان آن دو برقرار میشود و کودک پیرمرد را در کارهایش یاری میدهد و هنگامی که خبر آزاد سازی بستان را از رادیو میشنود شاد و خندان از بستر برمیخیزد.
بازیگران : مهدی اسدی ، محسن پناهی ، محسن موسوی ، فاطمه تقوی ، رضا یاقوتی ، هدایت اله نوید ، علیرضا رهبری ، محمد یوسفی ، مریم اشرفی

تارا به اصرار همسر رزمنده اش فرهاد، به مناسبت انتشار اولين كتابش «تب توت فرنگي» از همه كساني كه نامشان در اين كتاب برگرفته از خاطرات واقعي تارا آمده، دعوت مي كند تا با هم جشن بگيرند. همان شب در جريان جشن، پس از ورود ناشناسي به خانه آنها صداي شليك مي آيد، فرهاد كشته و تارا نيز به شدت زخمي مي شود. پليس بهترين سرنخ را همان كتاب تارا مي داند و از همه كساني كه نامشان در كتاب آمده تحقيق مي كند. سيمين، ترانه دوست صميمي تارا را پيدا مي كند و پيشنهاد مي كند تا كتاب را بخواند. تارا كتاب را تقديم به دوستش روژين كرده است. ترانه با خواندن كتاب گذشته را به خاطر مي آورد. اين كه آنها ـ تارا و روژين و او ـ دوستان صميمي همديگرند، اما روژين كه مجبور است تن به ازدواجي ناخواسته بدهد درست در روز ازدواجش توسط عوامل پسرخاله اش جلال دزديده مي شود. از آن سو ترانه، تورج برادرش را به ياد مي آورد كه خواستگار سمج تارا است، اما تارا به فرهاد، رزمنده اي كه دوست برادر شهيدش محمود است، علاقه دارد. در زمان حال و در مراسم تدفين فرهاد، امير شوهر ترانه به ديدن او مي آيد و معلوم مي شود آنها با داشتن يك دختر پنج ساله به نام غزاله، متاركه كرده اند و امير اصرار دارد كه آنها دوباره با هم زندگي كنند. از سوي ديگر پليس به تورج مشكوك است، زيرا سال ها قبل تارا به خواستگاري تورج جواب منفي داده، اما خودش به خواستگاري فرهاد رفته و نهايتاً با او ازدواج كرده است. نسرين گذشته را به خاطر مي آورد كه تورج چگونه در يكي از روزها به مقر زنان رزمنده آمده تا از تارا انتقام بگيرد، اما نهايتاً دست به خودزني مي زند و باز در زمان حال وقتي ترانه و سيمين به محل كار تورج مي روند متوجه مي شوند كه او توسط پليس دستگير شده است. همكارش مي گويد حيف كه تورج در زمان جنگ و در اسارت توانايي حرف زدنش را از دست داده و گرنه تعريف مي كرد كه او سردار را نكشته است. چند شب بعد غزاله توسط شخصي از ماشين پدرش امير دزديده مي شود و رباينده، امير را تهديد مي كند كه مي تواند انتخاب كند كه يا چشم هاي او كور شود يا چشم هاي دخترش غزاله. از طرفي رباينده به ترانه زنگ مي زند و به او مي گويد حالا زماني است كه او بايد به ماهيت واقعي امير كه نام مستعار شهاب را دارد پي ببرد. ترانه كه به امير معترض است و به ترانه مي گويد كه شوهر روژان كسي است كه چشمان فرهاد را كور كرده و حالا هم قصد كشتن او را دارد. نسرين كه از زبان ترانه نام روژان را مي شنود، باز گذشته و روز دستگيري روژان به جرم جاسوسي براي عراقي ها را به ياد مي آورد و اين كه چگونه چند روز بعد عوامل جلال به قرارگاه حمله مي كنند تا روژان را نجات دهند، اما او كه در مواجهه با تارا معناي زندگي را فهميده از رفتن امتناع مي كند و نهايتاً كشته مي شود. جلال با اين تصور كه زنش در قرارگاه و توسط فرهاد كشته شده چشمان او را كور مي كند ولي بعد براساس كتاب تارا پي مي برد كه قاتل روژان شهاب بوده است. در زماني كه قرار مي گذارد غزاله را به او تحويل دهد و چشمانش را كور كند، امير باز او را گول مي زند و تأكيد مي كند روژان زنده است و جلال مي تواند با موبايل با او صحبت كند. اما موبايل در دست جلال منفجر و او كشته مي شود. ترانه كه در جريان همه وقايع قرار گرفته، با نفرت مي گويد كه ديگر نمي تواند امير را تحمل كند. امير هم كه نمي تواند او را بكشد نهايتاً خودش را از بالاي برج پرتاب مي كند. از طرفي ديگر تارا با به ياد آوردن فرهاد در بيمارستان مي ميرد.

پدر و مادر چهار برادر در بمباران شهرستان کشته میشوند و هیچ اثری از جنازهشان بدست نمیآید. چهار پسر آنها، هادی (کارگردان سینما)، جعفر (پزشک)، حسن (مهندس) و جلال (دلال) راهی شهر زادگاهشان شده و در آنجا با خانهٔ ویران شدهشان روبرو میشوند. پدر به تناوب بر هر کدام از این برادران و خانوادهشان ظاهر میشود و از آنها میخواهد که به خانهشان بازگردند. برادران جستجوی وسیع را برای یافتن پدر و مادر آغاز میکنند. آنها در پایان میفهمند که پدر و مادرشان از بمباران جان سالم به در بردهاند و این حوادث به تمامی تمهیدی بوده از طرف پدر و مادر تا آنان را مجدداً به اصلشان بازگرداند.

خلاصه داستان :
فیلم سینمایی دموکراسی تو روز روشن , روایتی از سرگذشت یک سردار جنگ است که در زندگی اشتباهاتی مرتکب شئه است. وی در عالم برزخ سعی در جبران خطاهایش دارد…
هنرمندان :
محمدرضا گلزار، حمید فرخ نژاد، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، نیوشا ضیغمی، نیما شاهرخ شاهی، ارژنگ امیر فضلی، قاسم زارع، مهران رجبی، فخرالدین صدیق شریف و…

«علي» پس از اطلاع از مجروح شدن پدرش در جبهه، عازم مناطق جنگي مي شود. يكي از هم رزمان پدر او را در اين سفر همراهي مي كند. آن دو به خط مقدم مي روند. پدر به شهادت رسيده است و پيكر او در نقطه اي قرار گرفته كه امكان دسترسي به آن ميسر نيست «علي» بين بازگشت به خانه و ماندن در جبهه، ماندن را بر مي گزيند و عمليات آغاز مي شود…

کیمیا یکی از فیلم های دوره جنگ است که در زمان خود با استقبال بسیاری روبرو شد.
درخلاصه داستان فیلم آمده : در آغاز جنگ تحمیلی، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان میرساند و خود به اسارت قوای دشمن در میآید. همسر رضا حین عمل جراحی میمیرد و شکوه جراح، فرزند رضا را نجات میدهد. پس از گذشت نه سال، وقتی رضا از اسارت آزاد میشود پی میبرد که همه اعضای خانوادهاش را از دست داده .حال او در جستجوی تنها بازمانده ی خود، فرزندش است. کیمیا فرزند رضا نزد شکوه در مشهد زندگی میکند. مشکل اینجاست که شکوه به طور کامل به کیمیا وابسته است .
خسرو شکیبایی ، بیتا فرهی ، رضا کیانیان و نادر رجب زاده درفیلم سینمایی کیمیا بازی کرده اند.







