
عباس، بسيجي شهرستاني كه تركش خمپاره اي را كنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به يادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس براي معاينه به تهران مي آيد و در خيابان با همرزم سابقش كاظم روبه رو مي شود كه با اتومبيلش مشغول مسافركشي است. پزشك وضعيت عباس را بحراني تشخيص مي دهد و توصيه مي كند هرچه زودتر براي درآوردن تركش به لندن برود. كاظم براي تأمين هزينه سفر عباس، حاضر مي شود اتومبيلش را بفروشد. در آژانس هواپيمايي، خريدار اتومبيل پول را به موقع به كاظم نمي رساند و او به ناچار به رييس آژانس پيشنهاد مي كند تا رسيدن پول، سوييچ و مدارك اتومبيل را به گرو بردارد، اما رئيس آژانس نمي پذيرد. كاظم كه عصباني شده، شيشه دفتر آژانس را مي شكند و پس از خلغ سلاح يك مأمور نيروي انتظامي، مشتريان آژانس را گروگان نگه مي دارد تا مسئولان ترتيب سفر فوري او و عباس به لندن را بدهند. آژانس به سرعت توسط نيروي انتظامي و امنيتي محاصره مي شود و در اين بين اصغر، همرزم كاظم و عباس نيز به افراد داخل آژانس مي پيوندد. از طرف ديگر احمد ـ كه خود همرزم كاظم بوده ـ به همراه فردي به نام سلحشور به عنوان نمايندگان نيروهاي امنيتي وارد آژانس مي شوند و از كاظم مي خواهند كه اسلحه را كنار بگذارد. كاظم نمي پذيرد و پس از آزاد كردن چند گروگان به احمد و سلحشور تا شش صبح مهلت مي دهد تا اتومبيلي را براي بردن او و عباس به فرودگاه به آژانس بفرستند. در اين بين، كاظم با پسرش كه پشت در آژانس به ديدنش آمده و عباس با همسرش به گفت و گو مي نشينند و هر يك موقعيت خود را توضيح مي دهند. كاظم تا صبح بيدار مي ماند و در يادداشت هايش براي همسرش فاطمه وضعيت خاص خود را شرح مي دهد. ساعت شش صبح، اتومبيل به آژانس نمي آيد و كاظم رييس آژانس را به عنوان قرباني اول انتخاب و كشتن او را صحنه سازي مي كند. سرانجام خودرو مي رسد، مأموران با نقشه قبلي وارد آژانس مي شوند و در حالي كه راننده اتومبيل سوييچ آن را در اختيار ندارد، افراد داخل آژانس آزاد مي شوند و از دست اصغر با اسلحه خالي از فشنگش نيز كاري برنمي آيد. سلحشور، شادمان، همه چيز را پايان يافته تلقي مي كنند، اما احمد با يك چرخ بال سرمي رسد و با حكمي از مسئولان رده بالا، عباس و كاظم را به فرودگاه مي رساند. هنوز هواپيما از مرز هوايي كشور خارج نشده كه درست هنگام تحويل سال نو، عباس براي هميشه آرام مي شود.

«رسول» یکی از مأموران زبده اطلاعاتی برای دستیابی به اخبار فوق سری وارد خاک دشمن میشود. در همان آغاز مأموریت خود متوجه میشود که جمعی از مخبرین به اسارت گرفته شدهاند. او برای کسب اطلاعات وارد اردوگاه میشود و در آنجا با یک سروان عراقی رو در رو میشود و با ترفندی خاص در حالیکه اطلاعات مورد نظر را به دست آورده، همراه با سروان عراقی از اردوگاه فرار میکند. حال نیروهای بعثی با تمام قوا میکوشند مانع رسیدن آنها به ایران شوند…
کارگردان: رضا جعفری
نویسنده: شهریار بحرانی، رضا جعفری، مهستی بدیعی، سیداحمد میری

خلاصه داستان : در یکی از بمباران های جنوب کشور در جریان جنگ ایران و عراق، پسرکی به نام باشو، خود را در کامیونی که در حال کوچ کردن است، می اندازد و در آن خوابش می برد و وقتی بیدار می شود، کامیون به شمال کشور رسیده است. باشو از ترس انفجارهایی که برای عملیات راه سازی است فرار می کند و در آن سوی جنگل، به مزرعه زنی به نام نایی جان می رسد که …
بازیگران : سوسن تسلیمی ، پرویز پورحسینی ، اکبر دودکار ، عدنان غفراویان ، فرخ لقا هوشمند ، رضا هوشمند ، محمد فرخواه ، معزز بنی دخت ، عزیزاله سلمانی

خلاصه فیلم سینمایی اشلو :
در ادامه عملیات های والفجر مقدماتی، والفجر یک و رمضان و فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب بر ایران ، امام خمینی(رحمة الله علیه) فرمان عملیات والفجر۲ را صادر فرمودند تا فضای ایجاد شده برای معرفی عراق به عنوان پیروز نبرد را مردود اعلام کنند. با شروع عملیات به علت کمبود ادوات و مهمات و شرایط سخت، نیروها به محاصره دشمن در می آیند. در این میان یک گردان که فرماندهی آن را شهید مرتضی جاویدی به عهده داشت مسیر عملیات را تغییر می دهد و …
تله فیلم اشلو، روایت داستانی از رشادت های سردار شهید مرتضی جاویدی، با استقبال خوب مخاطبان روبرو شد. فیلم تلویزیونی اشلو به رشادت های شهید مرتضی جاویدی و همرزمانش در عملیات والفجر ۲ در یكی از حساس ترین برهه های دفاع مقدس روایت می پردازد.
بازیگران فیلم سینمایی اشلو :
سعید داخ – كورش سلیمانی، سینا کرمی، حسین بردبار، امیر دهقانی، محمدرضا طاهری، اردلان فروتنی نیا، محمدرضا حسینی، محسن کریم، آرش عسکرزاده، اسماعیل هدایت، یاسین بادرام
عوامل فیلم سینمایی اشلو :
تهیه كنندگان: هادی اكبرخواه، محسن افتخاری. | مدیر تصویربرداری: محسن گودرزی | مجری طرح: فرج الله گل سفیدی | مشاور تهیه: عباس نوری | طراح جلوههای ویژه: حمید سلیمانی | طراح گریم: عباس صالحی | طراح صحنه و لباس: محسن افتخاری | مدیر روابط عمومی: مهرزاد خلیقی | مدیر تولید: علیرضا اصلانی | منشی صحنه: محمدباقر خدادوست | عكاس: سروش مرشدیان | مشاوران نظامی: هادی ابوالقاسمی، محمد الهی، روح الله عبداللهی
شهید مرتضی جاویدی در بیست و دوم تیرماه سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان فسا دیده به جهان گشود . وی همراه با کارهای کشاورزی دوران تحصیلات خود را گذراند و مو فق به اخذ مدرک دیپلم تجربی شد. شهید جاویدی در پانزدهم بهمن ماه سال ۵۸ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فسا شد . با شروع جنگ تحمیل داوطلبانه به سوی جبهه شتافت و در مناطق عملیاتی مختلف از جمله عملیات ثامن الائمه (شکست حصر آبادان) – طریق القدس (آزادی بستان) فتح المبین بیت المقدس و آزادی خرمشهر – کرخه نور و کردستان فداکاریهای زیادی نمود. در تمام دوران حضورش در سپاه همیشه پیش قدم حضور در صحنه های خطر در داخل و خارج کشور بود.
وی در حالی که فرماندهی گردان ۹۴۱ را هدایت میکرد هدایت گردان فجر را هم به عهده داشت . و از همان زمان فرمانده گردان فجر شد . بارها از طرف فرماندهان بالاتر تلاش شد او را از فرماندهی گردان فجر بردارند و فرماندهی جمع بالاتری و بیشتری را به او واگذار کنند ولی هر بار رزمندگان گردان فجر با خواهش و استدعا از فرماندهان بالاتر او را برای خود حفظ می کردند. گردان فجر در عملیاتهای والفجر ۱ ، والفجر ۲ ، والفجر ۴ ، والفجر ۸ ، عملیات خیبر ، بدر، کربلای ۴ و ۵ و ۸ کربلای ۱۰ ، بیت المقدس ۷ و والفجر ۱۰ و … شرکت کرد. بعد از پیروزی در عملیات والفجر ۲ (عملیات منطقه حاج عمران) شهید مرتضی جاویدی به محضر امام خمینی قدس سره رفتند، امام خم شد و پیشانی مرتضی جاویدی را بوسیدند… شهید مرتضی جاویدی پس از مبارزات و مجاهدات خستگی ناپذیر در عملیات کربلای ۵ در هفتم بهمن ماه سال ۶۵ پس از روزها تلاش و جهاد به آرزوی همیشگی خود رسید. روحش شاد

داستان فیلم در مورد دکتر رضا (حسن رجبیان) است که در کانادا مشغول به تحصیل بوده و اکنون پزشک متخصص و جراح مغز و اعصاب است. او در کانادا موقعیت بسیار عالی را کسب کرده، بطوریکه قرار است بیمارستانی را به نام و ریاست وی دایر کنند. دکتر رضا بعد از دوازده سال دوری از وطن برای دیدار اقوام به ایران باز میگردد، او از طریق نوشتههای مریم که تحصیل کرده و دبیر دبیرستان است با تحولات ایران و مسائل جنگ تحمیلی و جبهه آشنا میشود و…
سال تولید : ۱۳۷۴
بازیگران: مرجانه دلدارگلچین(مرجانه گلچین) | حسن رجبیان | مرجان مقدسی | شهلا ریاحی(قدرت زمان وفا دوست) | حمیده خیر آبادی(نادره) | جمشید مشایخی | جمشید شاه محمدی
کارگردان: کریم آتشی
نویسنده: کریم آتشی
تدوینگر: سهراب میر سپاسی
تصویربردار: محمد زین الدینی
اجرای گریم: پرویز شکری | گیتا شکری
آهنگ ساز: آندره آرزومانیان

سال انتشار : ۱۳۹۷
~~~~~~~~
کارگردان : احمد عبداللهیان
~~~~~~~~
بازیگران : خاطره اسدی، مینا نوروزی، جلال پیشواییان، رحمان مقدم، غلامرضا اصانلو و…
~~~~~~~~
خلاصه داستان : در رابطه با عملیات بزرگ بیت المقدس و فتح خرمشهر است؛ در این فیلم قبل و زمان آزادسازی به تصویر کشیده شده است


بابایی که تهیه کننده همپرواز نیز هست، معرفی شهدا و جانبازان کمتر مطرح شده نیروی هوایی به مردم را از اهداف اصلی ساخت این فیلم دانست و اظهار داشت: این فیلم تلویزیونی ۹۵ دقیقه ای درباره خلبان جانباز محمد غلامحسینی است که در دوران دفاع مقدس و پس از سقوط هواپیما در منطقه کردستان، بدست دموکرات ها افتاد و به درجه جانبازی نایل شد.
سلمی بابایی با اشاره به اینکه گفتار متن این فیلم با صدای پرویز پرستویی است، یادآور شد: داستان این تله فیلم براساس واقعیت بوده و همه اسامی و افراد حقیقی هستند. پیشتر مجموعه مستند – نمایشی آخرین پرواز که درباره زندگی شهید بیژن بیک محمدی بود به کارگردانی و تهیه کنندگی سلمی بابایی از شبکه دو به روی آنتن رفته بود.
گفتنی است مجموعه تلویزیونی همپرواز در هفت قسمت40 دقیقه ای تولید شده که زندگی شهدا و جانبازان نیروی هوایی ارتش را به صورت داستانی به تصویر کشیده است. قرار است مجموعه هفت قسمتی دهه اول اسفند ماه از شبکه یک سیما پخش شود. بازیگران: حسن جوهرچی، سعید زارعی، ابوالفضل همراه، محمدرضا غیاث آبادی، سلمان فرخنده، نسا اصلانی، مهرداد بنکداری، ابراهیم سعدالهی، ماشاالله وروایی، ترانه امینی و افشین زعیماز بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند.
سایر عوامل فیلم تلویزیونی همپرواز عبارتند از: تهیه کننده و کارگردان سلمی بابایی، مجری طرح ونداد دوشن، مدیرتولید و برنامه ریز محمد شریفی، نویسنده و مشاورکارگردان ونداد دوشن، مدیر تصویر برداری جعفر براتی مهر، تدوین احسان لهراسبی، منشی صحنه افسانه شیخی، صدابردار جعفر علیان، طراحی و ترکیب صدا احسان افشاریان، طراح صحنه و لباس مرجان صفابخش، طراح گریم سیدجلال موسوی و عکاس پوپک خواجه امیری.

سرهنگ ابراهيم علي اصغرلو، افسر چترباز، طي عملياتي در كردستان به دست اعضاي «كومله» دستگير مي شود. چند بار اقدام به فرار مي كند، اما دستگير و به «اتاق يك»، كه ويژه نگهداري محكومان به اعدام است انتقال مي يابد، چهار زنداني ديگر در اين اتاق نگهداري مي شوند. ابتدا بين سرهنگ و دو مسئول ايدئولوژيك گروه مزبور بحث و جدل در مي گيرد، اما بعد هر پنج نفر به هم نزديك مي شوند و با نقشه اي كه سرهنگ طرح ريزي مي كند مي گريزند.
↵
هفت كماندوي ايراني با فرمانده خود سرهنگ موسوي مأموريت مي يابند كه سرهنگ محمدي را از اردوگاه عراقي ها نجات دهند چرا كه او اسرار نظامي زيادي را مي داند، اما كماندوهاي ايراني اسير مي شوند و به همان اردوگاهي انتقال مي يابند كه سرهنگ محمدي زنداني است. يكي از فرماندهان عراقي به نام فرهنگ جاسم از وجود سرهنگ محمدي و اينكه او حاوي اطلاعات نظامي است باخبر مي شود و تلاش مي كند تا او را بيابد و بالاخره موفق مي شود اما هفت نفر كماندوي ايراني از اردوگاه عراقي ها فرار مي كنند و بعد از فرار با حمله به چند اردوگاه ديگر، با آزاد كردن اسراي ايراني و بدست آوردن اسلحه سعي بر نجات سرهنگ محمدي مي كنند. سرهنگ جاسم وقتي از قصد فراري ها مطلع مي شود سرهنگ محمدي را مخفي مي كند اما هفت كماندوي ايراني با از خود گذشتگي اسيري به نام سلمان، سرهنگ محمدي را آزاد مي كنند.

بازیگران: عزت الله انتظامی ، مجید مظفری ، جمشید جهان زاده ، فیروز بهجت محمدی ، ژاله علو ، محمود عزیزی ، فاطمه گودرزی …
موسیقیی: بابک بیات
خلاصه داستان فیلم جنگ نفتکش ها :
در اوج حملات بي وقفه ي نيروهاي نظامي عراقي به نفت كش ها در خليج فارس ناخداي جواني تصميم مي گيرد يك نفت كش ايراني را از تنگه ي هرمز عبور دهد و محموله ي آن را به بازار جهاني برساند. او براي انجام اين مأموريت، كه اهميت سياسي دارد، به سراغ ناخداي بازنشسته اي مي رود كه سال ها پيش در هدايت كشتي ها نام آور بوده است. ناخداي پير ابتدا از اين مأموريت طفره مي رود، اما بالاخره مي پذيرد …
………………………..
جنگ نفتکشها نام یک فیلم جنگی ایرانی محصول سال ۱۳۷۲ است که براساس واقعهٔ جنگ نفتکشها در خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق ساخته شدهاست. نویسندگی و کارگردانی فیلم را محمد بزرگنیا بر عهده داشته و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را از دوازدهمین دورهجشنواره فیلم فجر دریافت داشته است. عزتالله انتظامی، مجید مظفری و جمشید جهانزاده از جمله بازیگران فیلم بوده و بابک بیات آهنگسازی آن را انجام داده است.
جوایز
- ۱۳۷۲ – سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر – محمد بزرگنیا
- ۱۳۷۳ – برندهٔ ۱۲ سکه بهار آزادی برای بهترین صداگذاری و ۱۲ سکهٔ بهار آزادی برای بهترین صدابرداری از پنجمین جشنواره دفاع مقدس – اسحاق خانزادی
- ۱۳۸۲ – برندهٔ جایزهٔ شعلهٔ آبی، لوح افتخار و ۸ میلیون ریال برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از اولین دورهٔ جشنواره بینالمللی فیلم نفت – مجید مظفری


کارگردان : بهمن قبادی
بازیگران : شهاب ابراهیمی، ایران قبادی، فائق قه ره چی، الله مراد رشتیانی، روژان حسینی، شیلا رحمانی، حسین رشید قامت، مریم پویانی، فتح الله سعیدی، بهرام سربازی، سعادت قبادی، سعید محمدی و
خلاصه داستان :
این فیلم در مورد ماجرایی بعد از جنگ تحمیلی صدام علیه ایران است، زمانی که عراق اقدام به بمباران کردن کردستان خود کرد، یک خواننده پیر کرد ایرانی به نام آقامیرزا با پسرانش به نامهای عوده و برات که نوازنده بودند به کردستان عراق سفر میکند. هدف از این سفر جستجوی هناره همسر سابقش است که یک خواننده معروف بود …
درباره فیلم :
فیلم سینمایی گمشده ای در عراق یا گمگشته در عراق (آوازهای سرزمین مادری ام) با ژانر دراماتیک و دفاع مقدس در سال ۱۳۸۰ ساخته و در سال 1381 منتشر شد. این فیلم برنده لوح زرین جشنواره فیلم شیکاگو در سال ۲۰۰۲، جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۰۲ را دریافت و همچنین به عنوان بهترین فیلم سروینو ایتالیا در سال ۲۰۰۲ شناخته شد .

فیلم سینمایی “مانده از آسمان” با نام اولیه “آخرین وصیت” به سفارش سازمان اردویی راهیان نور و گردشگری بسیج، اواخر اسفند ۱۳۸۹ مجوز تولید گرفت و از نیمه دوم خرداد ماه در آبادان و یادمانهای راهیان نور و منطقه اروند کنار و دیگر لوکیشنهای در حال تصویربرداری است و تا ۲۵ تیر ماه تصویربرداری آن به طول میانجامد.
این تله فیلم به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیهکنندگی محمدرضا شرفالدین، از نیمه دوم خرداد ماه کلید خورده و به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس از شبکه یک، شبکه جام جم و المنار پخش خواهد شد.
عوامل این تله فیلم عبارتند از نویسنده: هومان فاضل، بازیگران: اپیزود اول: پژمان بازغی، ماهچهره خلیلی، اپیزود دوم: بهرام ابراهیمی، بهناز توکلی، اپیزود سوم: امیر آقایی ، آتنه فقیهنصیری، علی آهنج، هستی مهدویفر، مدیر تولید: فرحناز حسینی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: شکیل مظفری، مدیر تصویربرداری: فرشاد گل سفیدی، طراح صحنه: ولی خزایی، طراح لباس: شهین صالحی، مدیر گریم: مهری شیرازی، منشی صحنه: لیلا ستایس و مجری طرح: یوسف خزایی.

خلاصه داستان : محمد و مهدی دو برادر هستند که سال ها در جبهه نبرد می کنند. مهدی در یک عملیات بیرون مرزی محاصره می شود. محمد برادر بزرگتر در یک عملیات شبیخون، مهدی را نجات می دهد و خود زخمی می شود. محمد بعد از دوران نقاهت به جبهه بازگردد. عملیات تازه ای بر اساس اطلاعات مهدی از دوران محاصره، آغاز می شود …

خلاصه داستان : چند پاسدار در لباس مبدل در یورشی به یکی ازمناطق اشغالی بوسیله ی عراقی ها باعث آزادی یک اسیر ایرانی میشوند. بین اسیر آزاد شده (علی) و فرمانده پاسداران (احمد) الفتی پدید می آید. دوستی وهمکاری این دو بعدا در شهر بصورت انجام وظیفه در گشت ثارالله ادامه می یابد. درجریان یک سرقت از بانک احمد مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و در میگذرد.مرگ احمد تاثیر نامطلوبی بر روحیه ی علی میگذارد. اما بزودی روابط عاطفی علی و دخترش ، باعث میشود که دچر تحول شود و این همزمان است با آشکار شدن رد نهانگاه منافقین و علی پرتلاش و صمیمانه در این ماموریت شرکت جسته و باند منافقین را متلاشی می سازد.
بازیگران : عباس ناصری ، سیداحمد میرعلایی ، رضا آقاربی ، حجت اله گودرزی ، ناصر عرفانیان ، عبدالکریم بیات ، روح اله برادری ، احمد بهمنی ، ابوالفضل شاه کرم ، حسین فرخی ، حسین بزرگمهر ، مسعود توتونچیان ، اسماعیل علیپور ، رحیم عرب امینی ، مطهره برادری

یونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عملیات در حالی که در صدد حفر تونلی در منطقه عملیاتی بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سی سال اطلاعاتی به دست می آید که نشان می دهد احتمالا یونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقین قرارگاه اشرف با دشمن همکاری کرده و …

ناخدای لنجی به همراه دستیارش قرار است عده ای از زنان، بچه ها و آدم های سالخورده و درمانده را از شهر آبادان به مقصد بوشهر خارج کند، آبادان در محاصره ی نیروهای عراقی است. در ابتدا انگیزه مالی محرک ناخدا برای این عمل است اما در ادامه و در طی مسیر و فراز و فرودهای بسیار، ناخدا دگرگون می شود و در میانه راه تصمیم می گیرد برخی از همسفرانش را که علیرغم میل باطنی وطنشان را ترک کردهاند به آن جا بازگرداند. در این هنگام هواپیماهای دشمن به لنج حمله میکنند و ناخدا جان عدهای را نجات می دهد اما خود و تعدادی از کسانی که هم چنان در لنج ماندهاند به شهادت میرسند.
↵

يك گروه پنج نفره از اعضاي جهاد سازندگي، كه به كردستان اعزام شده اند مشغول ساختن مدرسه هستند. از سوي خوانين محلي و اعضاي حزب دموكرات كردستان ايران مورد آزار قرار مي گيرند. تعدادي از آنان از جمله مهندس گروه و برادرش به دست دموكرات ها گرفتار مي شوند. مدتي بعد اين گروه را به همراه تعدادي ديگراز زندانيان به «دوله تو» منتقل مي كنند. در زندان جديد يك درجه دار ارتش ـ كه مخالف جمهوري اسلامي است و در موقع فرار از مرز دستگير شده ـ با موعظه هاي جهادگران به آنان مي پيوندند و پس از ماجراهايي اعدام مي شود. زندانيان با برگزاري نماز جماعت و جلسه دعاي كميل مخالفت خود را نشان مي دهند. دموكرات ها، كه درگير مشكلات اقتصادي و سياسي هستند، تصميم مي گيرند منطقه را ترك كنند و به آن سوي مرز بروند. براي از بين بردن زندانيان قرار بر اين مي گذارند كه هواپيماهاي عراق زندان دوله تو را بمباران و زندانيان را قتل عام كنند.

مرتضي، رزمنده ايراني، در پي يك درگيري شديد با نيروهاي عراقي در جنگلي واقع در عراق، به اسارت آنها درمي آيد. سامي جابر، فرمانده نيروهاي عراقي دستور مي دهد او را به اردوگاهي متروك و دور از چشم صليب سرخ منتقل كنند. اردوگاه شرايط بسيار بدي دارد و اسرا در آن به چند گروه تقسيم شده اند. مرتضي قصد فرار از اردوگاه را دارد و اين موضوع را با ديگران در ميان مي گذارد، ولي بيشتر اسرا با نقشه فرار او به دلايل گوناگون مخالفت مي كنند. سعيد، ارشد اردوگاه به او مي گويد فقط در صورتي كه فهرست كامل اسراي ايراني را همراه خود به ايران ببرد مي تواند نقشه فرارش را عملي كند. مرتضي مي پذيرد ولي پيش از فرار تصميم مي گيرد روزي چند ساعت به تمرين حركات دشوار رزمي بپردازد. مرتضي براي عملي كردن نقشه اش طوري رفتار مي كند كه عراقي ها مجبور شوند او را در زندان انفرادي محبوس كنند. سپس در فرصتي مناسب، پس از مجروح كردن نگهبان زندان، در زير كاميوني كه قصد خروج از اردوگاه را دارد پنهان مي شود و از اردوگاه فرار مي كند. نيروهاي عراقي از فرار او مطلع مي شوند و تعقيب و گريز بين مرتضي و نيروهاي عراقي در جنگل شروع مي شود. در چند مورد، مرتضي مجبور به نبرد تن به تن عراقي ها مي شود و بسياري از آنها را مي كشد. در همان حال، نيروهاي ايراني از طريق بي سيم درمي يابند كه مرتضي در حال آمدن به ايران است و خودشان را براي ورود او آماده مي كنند. در مرز ايران و عراق درگيري شديدي به وجود مي آيد و در حالي كه مرتضي همچنان تحت تعقيب نيروهاي عراقي است، هلي كوپتر ايراني براي نجات مرتضي وارد عمل مي شود و او را نجات مي دهد.







