



این مستند، با نگاهی شاعرانه و روایتی احساسی، به حال و هوای لبنان پس از شهادت سید حسن نصرالله و مراسم تشییع پیکر او میپردازد.

کودکان شهر میناب با کیفهای مدرسه و دفترهای رنگیشان راهی کلاس درس شده بودند؛ بیخبر از اینکه آن روز، آخرین زنگ زندگیشان خواهد بود.

نماهنگ «جهاد تا شهادت» با گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص فرهنگ شهادت را در این ویدئو ببینید.

این مستند در سه فصل، دیدار خانوادههای شهیدان کجباف، مالامیری و بادپا را با حضرت آیت الله خامنهای روایت میکند و شامل صحنههای عاطفی از این دیدار از جمله گفتوگو شنودهای در گرفته و تفقد فرزندان شهید است.
در این مستند همچنین گفتگوهایی با اعضای خانواده شهیدان در مورد شخصیت شهدایشان و توصیف آنها از دیدار با رهبر انقلاب گنجانده شده و قطعاتی از تصاویر حضور شهیدان در مناطق مبارزه با گروههای تروریستی- تکفیری نیز به تصویر کشیده شده است.
این مستند در سه قسمت است:
فصل اول: «ابوسجاد» – سردار شهید هادی کجباف
فصل دوم: «آواز گنجشکها» – سردار شهید حاج حسین بادپا
فصل سوم: «حرم تا حرم» – حجت الاسلام محمد مهدی مالامیری
این مستند در مؤسسه فرهنگی هنری اکسیر پژوهش تولید شده و حمید شعبانی آن را کارگردانی کرده است.


این مستند به نحوه شکل گیری ستاد جنگ های نامنظم توسط شهید مصطفی چمران و آیت الله خامنه ای می پردازد.

پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن ولادت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالی فرجهالشریف و عید نیمهی شعبان، مستندی کوتاه درباره دیدار خانواده شهید مدافع حرم اسماعیل خانزاده با رهبر انقلاب را منتشر کرد. پدر شهید خانزاده در دیدار ۱۳۹۷/۱۲/۲۱ جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم با رهبر انقلاب، دستنوشتهای را قرائت کرد، که این شهید مدافع حرم در آن به ملاقات خود با حضرت ولیعصر عجلاللهتعالی فرجهالشریف اشاره کرده است.


مداحی درباره امام خامنه ای و شهدا

کلیپ صوتی
روایتی شنیدنی و کمتر شنیده شده از تفحص شهدا
وقتی شهدا بعد از شهادت هم از دست ولایت نمی کشند.



مستند زیبای آرمیتا مثل پری که در آن به روابط صمیمانه و پدر و فرزندی حضرت آقا و آرمیتا رضایی نژاد فرزند شهید داریوش رضایی نژاد و ارادت آرمیتا کوچولو به اقا رو به نمایش گذاشته به نمایش گذاشتیم …..
همه می دانند از روزی که من با عزیزم آقای سید علی خامنه ای آشنا شدم دین را خوب فهمیدم. ایشان معلم خوبی بودند. و امیدوارم که شما در حق ایشان که امروز رئیس جمهور عزیزمان هست دعا بکنید…


کلیپ زیبایی از سخنان امام خامنه ای در خصوص اینکه شهید در لحظه ی شهادت ملائکه را با چشم مادی می بیند.

در این مستند به دیدار جانباز بصیر و قطع عضو، علی رحمانی، با مقام معظم رهبری پرداخته می شود.

گفتگو با جانباز حسین جاوری و دیدار ایشان با مقام معظم رهبری
پدر شهید مصطفی قانصو، از شهدای حزب الله لبنان در دیداری که به تازگی با رهبر معظم انقلاب داشت، سخنانی در خور توجه و قابل تامل بیان کرد.

۸ سال دیالیز فقط بخشی از زندگی پردرد جانبازی است که این روزها دوستان و همرزمان سیاهپوش نبودنش شدهاند. “محمد جعفریمنش” ۳۱ سال با رنج جانبازی توی یکی از محلههای قدیمی شهر ورامین زندگی کرد و سرانجام ۱۶ مرداد ماه ۹۳ به کاروان شهدا پیوست. خانه او این روزها اگرچه درگیر غم فراق پدر شده اما بهرنگ مقاومت و ایستادگی است. شهید جعفریمنش سال ۶۲ در عملیات والفجر۴ و در ارتفاعات ۱۹۰۴ بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از ۲۲سالگی آغاز شد. موج انفجار و فشار ترکش به مغزش او را آزار میداد. وقت و بیوقت تشنج میکرد و این تشنج برایش بسیار حادثه آفرین بود. کمکم عوارض مجروحیت هم به سراغش آمدند. سمت چپ بدنش لمس شد. چشم چپش را تخلیه کرد، کامش را از دست داد. لگنش چندین بار عمل شد، کلیههایش را از دست داد، پای راستش از زیر زانو قطع شد و ۸ سال دیالیز شد. او سرانجام در ۱۵ مردادماه ۹۳ در بیمارستان عرفان تهران به آرزویش یعنی شهادت رسید.
هو الرحمن الرحیم

در تیرماه ۱۳۶۷ در شلمچه دچار موجگرفتگی شد و حدود یک ماه بعد به عالم بیهوشی رفت
دوران بیهوشی این جانباز، ۱۸ سال به طول انجامید
سال ۸۰ فرا رسید و آقا تشریف آورد اصفهان
همه اهل کوچه میدانستند برای دیدن تقی خواهد آمد؛
به همین خاطر صبح تا شب کشیک میکشیدند تا آقا را ببینند.
سرانجام انتظار به پایان رسید و آقا خیلی ساده تشریف آورد
همسایهها به او خوشآمد گفتند و او تشکر کرد، احوالپرسی کرد، بعد وارد منزل شد؛
دستی روی پیشانیاش کشید و ذکری گفت؛ تقی چشمانش را باز کرد و او را تماشا کرد
چه ارتباط خوبی با آقا برقرار کرد!
« محمدتقی، محمدتقی! می شنوی آقا جون؟ می شنوی عزیز؟
محمدتقی می شنوی؟ می شنوی؟
در آستانه ی بهشت،دم در بهشت، بین دنیا و بهشت قرار داری شما!
خوشا به حالت،خوشا به حالت،خوشا به حالت،…»

بدون دردسر خانه را پیدا کردیم، زنگ زدیم و وارد شدیم. پیرمردی بود که دستش را آتل بسته بودند و پیرزنی که پدر و مادر شهید محمدتقی عقلایی بودند و پسر جوانی که برادر کوچک شهید بود؛ خانه خلوت بود.
یکی از محافظها به مادر شهید گفت: مادرجان ببخشید ما صبح که آمدیم، گفتیم قائممقام بنیاد شهید هستیم و آقای زریبافان میخواهد بیاید و قرار است برنامه تلویزیونی بسازیم ولی واقعیت این است که الآن آقای خامنهای دارد میآید اینجا.
.
.
.
از بیسیم کدی را به رمز گفتند و معلوم شد رهبر نزدیک است. برادر شهید رفت داخل حیاط و مادر شهید پشت سر او. پدر را هم که پادرد داشت نشاندند و گفتند لازم نیست از جایش تکان بخورد. رهبر که از در حیاط وارد شد، برادر شهید به گریه افتاد. مادر هم همینطور. برگشتم و دیدم پیرمرد هم (که هنوز رهبر در زاویه دیدش نبود) گریه میکند. برادر شهید رفت به استقبال و رهبر بغلش کرد. مادر شهید هم جلو رفت و گفت: سلام آقاجان. خوش آمدی که خوشم آمد از آمدنت/ هزار تا جان شیرین فدای هر کدام از قدمهات. [ادامه از صوت بالا بشنوید و یا از اینجا بخوانید]



