مداحی شهدایی «حال و هوای شهدا به ما میده راه رو نشون» با صدای سید رضا نریمانی
در هیئت فدائیان حسین علیه السلام اصفهان – آذر ۹۴

دکتر «حبیب جریری» که در روز ۱۴ مهر سال ۱۳۵۹ با گروهی از پزشکان به مناطق جنگی جنوب کشور اعزام شده بود، به اسارت نیروهای ارتش متجاوز صدام درآمد و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.
دربارهی کتاب
کتاب یادگاران انقلاب ١۲: نشان حبیب، براساس خاطرات حبیب جریری.
«حبیب جریری» از فعّالان و مبارزان سیاسی قبل از انقلاب اسلامی است که در زندان رژیم طاغوت و در دوران جنگ، در زندانهای حزب بعث، حبس و شکنجه شد.
«نشان حبیب» کتابی است که زندگی حبیب جریری، مبارز سیاسی و مفقودالاثر را بررسی میکند. این کتاب برای نشاندار کردن او نیست، بلکه برای معرّفی و شناخت اوست. هماکنون هیچکس از سرنوشت جریری که در دوران دفاع مقدّس به اسارت بعثیها درآمد، اطّلاعی ندارد و حتّی نام او در فهرست صلیبسرخ نیز ثبت نشده است.
منبع اصلی تألیف این کتاب گفتوگو با اعضای خانواده، دوستان و همرزمان حبیب جریری است. این کتاب در چهار فصل و با نگاهی بر زندگی و مبارزههای او از زندانهای رژیم پهلوی تدوین شده است. در بخشی از کتاب آمده است: «نوازش که آغاز میشد، مثل کبکی که در چنگال شاهین افتاده باشد، فریاد میکشیدم. از خدا یاری میخواستم تا آزادم کنند. جان آدم تا لب گور کشیده میشد و برمیگشت. درد از چهارستون بدنم بالا میرفت. بازجو به این واکنشها اعتنایی نداشت و داد و بیداد به دردش نمیخورد. او در صداهای گوشخراش من، تنها به دنبال فرکانس موردنظرش میگشت؛ یک کلمه اعتراف یا اقرار و فاشکردن آنچه به مانند دفینهای در سینهام مانده بود. به زمین میافتادم و موزاییکها را میخراشیدم. بازجوی قویالجثه، سرم را از پشت چنگ میزد و تکان میداد. این صید بزرگ، در سوراخ لانهی بازجو نمیرفت؛ بنابراین، بیشتر کلافه میشد و شکنجهام میداد. مردی شریر از راه میرسید و در را باز میگذاشت تا بازجو برود و نفسی تازه کند. سپس، خودش دستبهکار میشد. من که مسلک آنان را میدانستم، غرولند میکردم و آب میطلبیدم. بازجوی اوّلی، میرفت و عوض لیوان با سطل بازمیگشت و بهجای نوشاندن، مثل فرش کهنهای برم میگرداند و بر تمام پیکرم آب میپاشید. افزون بر شکنجهی جسمی، با اعصابم هم بازی میکرد؛ همانطور به پشت خوابیده بودم و لرز و سرمای بیشتری به جانم میافتاد.»
دربارهی نویسنده
«مصطفی محمّدی» سال ۱۳۷۸ در پنجمین دورهی انتخاب کتاب سال دفاع مقدّس برای اثر «روز سوم» -زندگینامهی شهید حاج عبداله نوریان- برگزیده شد؛ این کتاب از سوی کنگرهی سرداران شهید سپاه استان تهران منتشر شد.
وی پیشتر، در سال ۸۱ کتاب، «یاوران بییار» -زندگینامهی ۲۳۰ شهید سپاه- را منتشر کرد و یکسال بعد کتاب «از پنج نفر» -زندگینامهی شهیدان یزدانخواه- را از سوی نشر شاهد به چاپ رساند. وی در همان سال کتاب دیگری را با عنوان «روی ابروی چپ» -زندگینامهی شهید علیاصغر نایب- نوشت که از سوی کنگرهی سرداران شهید سپاه پاسدارن استان خراسان به دست علاقهمندان ادبیات جنگ رسید. رمان «هشت بهشت» این نویسنده نیز در سال ۸۳ از سوی نشر شاهد به کتابفروشیها راه یافت.
محمّدی از نویسندگان صاحبذوق در عرصهی دفاع مقدّس است که با الهام از مفاهیم قرآنی و موضوعات عرفانی، کارهای ارزشمندی را در این حوزه منتشر کرده است.
*کتاب «نشان حبیب» به نویسندگی «مصطفی محمدی» از سوی نشر شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب صوتی، تولید شده است.


بررسی تحولات سیاسی – نظامی از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۱، بهصورت جمعبندی و تفصیلی، در این کتاب گردآوری شده است.
با توجه به تأثیر بسیاری که جنگ عراق علیـه ایـران از جنبـههای گونـاگون بـر کشـور گذاشت، پرداختن به این جنگ از ابعاد مختلف ضروری است. بهویژه کسـب تجربـه برای اندیشیدنِ تدابیر مناسب در موقعیتهای بحرانی بهمنظور جلوگیری یا کاهش خساراتی کـه ممکـن است از طرف رقبای جمهوری اسلامی ایران به کشور تحمیل شـود. از جملـهی ایـن تجـارب، دستاوردهایی بود که در این دوران در زمینهی امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی به دست آمد و برای تصمیمگیرندگان نظام و مـردم و همچنـین در بازدارنـدگی همسایگان و قدرتهای بزرگ از تعرض به سرزمین ایران، تعیین کننده بود.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ در این زمینه آثار متعـددی منتشـر کرده یـا در دست تهیه دارد که یکی از آنها مجموعهی «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق» است. از این مجموعهی پنج جلدی که جنگ ایران و عراق را از بُعد اسـتراتژیک بررسی و تحلیل میکند، در سه جلد منتشر شده است.
جلـد اول (ریشـههای تهـاجم) و جلـد دوم (کتـاب صوتی حاضر) در سال ۱۳۷۸ و جلد سوم (تنبیه متجاوز) در سال ۱۳۸۰ در دسـترس همگان قـرار گرفت. در آیندهی نزدیک نیز جلد چهارم و پنجم به چاپ خواهد رسید.
کتاب گویای پیش روی شما مخاطبین محترم شامل قسمت اول کتاب جنگ، بازیابی می باشد؛ لطفا ً قسمت دوم کتاب را هم ملاحظه نمایید.

دربارهی کتاب:
«چشمهای شرجی» نوشتهی مریم عرفانیان، دربردارندهی ۱۶ داستان کوتاه دفاع مقدّس است که با حمایت سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدّس و نیروی دریایی سپاه پاسداران به چاپ رسیده است.
نویسنده، در این مجموعه، به نقش زنان و حضور مادران، همسران و خواهران شهدا در شکلگیری داستانها تأکید میکند. چنانچه در قسمتی از مقدّمهی کتاب میخوانیم: «برای تو مینویسم که زن هستی و نمایی از نگاه پرصداقتت، راه را به فرزندانت نشان داد. تویی که زن هستی و میوهی دلت را بهسوی میدان جنگ روانه ساختی».
دربارهی نویسنده:
«مریم عرفانیان» نویسندهی عرصهی دفاع مقدّس، چاپ کتابهایی چون پاییز آن سالها، جرعهای از ملکوت، گرمترین شب زمستانی، حنابندان، تونلی زیر رودخانه و … را در کارنامهی کاری خود دارد.
*کتاب:
چشمهای شرجی
نویسنده: مریم عرفانیان
ناشر: انتشارات طنین قلم
تاریخ نشر: ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

مجموعه مستند «آقا مرتضی» که محصول سازمان هنری رسانهای اوج و تولید شده در خانه مستند انقلاب اسلامی است روایتی متفاوت و بدون سانسور از زندگی شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی است. این مجموعه مستند در سالروز شهادت این شهید بزرگوار از شبکه سوم سیما پخش گردید.

«رمضانعلی کاوسی»، از جانبازان قطع نخاعی دفاع مقدس، این خاطرات را گردآوری کرده است. بیشتر این خاطرات از نیروهای رزمندهی اصفهانی است و با لهجهی اصفهانی روایت شده است.
« رمضانعلی کاوسی» جانباز قطع نخاع و نویسندهی فعال در حوزهی دفاع مقدس است. وی آثاری همچون «تیغهای گل رز»، «پرواز با بال شکسته» «کُفیشه»، «راز نهان»، «سهم من از عاشقی» و «بامداد روز شانزدهم» را در کارنامهی خود دارد. او در جدیدترین اثر خود به نام «موقعیت ننه» خاطرات رزمندگان اصفهانی را از زاویه دیگری روایت کرده است.
نویسندهی کتاب «موقعیت ننه» از نحوهی گردآوری خاطرات موجود در کتاب گفته است: «من چون خودم جانباز قطع نخاع از ناحیهی گردن هستم، با موتور یا با ماشین به اینطرف و آنطرف میرفتم. یک رکوردر همراهم بود و زمانهایی که به بنیاد شهید یا سپاه در اصفهان میرفتم، هنگامیکه رزمندهای به آنجا میآمد، به او میگفتم که من میخواهم یک کتاب بنویسم، با من همکاری میکنید و یکی، دو خاطرهی طنز برای من میگویید؟ درنهایت من ۷۲ خاطره از این دوستان جمعآوری کردم.
شاید خیلی از مردم فکر میکنند ما رزمندهها وقتی که در جبهه بودیم، در آنجا فقط دعا میخواندیم، قرآن میخواندیم، اینها بود، ولی شوخطبعی و گفتن و خندیدن و سربهسر هم گذاشتن درواقع جزیی از زندگی ما رزمندهها بود و اگر اینطور نبود نمیتوانستیم در برابر آن آتش دشمن مقاومت کنیم. ما مجبور بودیم به هر صورت که شده، به همدیگر روحیه بدهیم و همین مکالمات مثلاً یکی، دودقیقهای بچهها باعث میشد که روحیه پیدا کنند.»
« انتشارات مرزوبوم» که تاکنون در حوزههای مختلف اجتماعی و همچنین ترجمه دست به تولید و انتشار کتابهایی در حوزه دفاع مقدس زده است، اینک برای اولین بار کتابی را منتشر کرده که دارای درونمایهی طنز است. کتابهای زیادی در قالب طنز، آن هم در حوزهی دفاع مقدس منتشر شده، ولی کتاب «موقعیت ننه» ویژگیهای خاصی دارد که از آن جمله واقعی بودن اتفاقات، بیان سادهی روایتها و بعضاً با لهجهی شیرین اصفهانی و از همه مهمتر، تجربهی اول نویسندهی شوخطبع آن است.

در این کتاب نویسنده فقط از مبارزات یک مرد روایت نمیکند، بلکه از تلاشها و ایثارگریهای مادران و زنان کرد نیز سخن میگوید.
دربارهی کتاب
در یادداشت نویسندهی کتاب آمده است:
«درست یادم نیست این خاطره را چه کسی برایم تعریف کرده است، حتی اصلاً مطمئن نیستم کسی تعریف کرده باشد، اما هنوز هم که هنوز است، بعد از دستکم ۱۰ سال، یک تصویر در ذهنم تکرار میشود: «زنی که گاری سنگینی را به زحمت به طرف گورستان حلبچه هل میدهد تا اجساد هر پنج عضو خانوادهاش را دستِ تنها دفن کند.»
این شاید سرچشمهی نوشتن از مردم کُرد بود، آغازی که به شکل عجیبی هنوز رهایم نکرده است.»
نویسنده در نگارش این اثر سعی میکند با فضاسازی شرایط جنگ و دوران اسارت «جاسم عبدالمحمدی» خواننده را با خود همراه کند. در این تلاش مخاطب با مرد مبارزی آشنا میشود که نمادی از مبارزه و شجاعت است و «کامران محمدی» با ظرافت خاصی زندگی و مبارزات این مردِ آزاده را به تصویر می کشد و تا حدّ زیادی هم در این تلاش موفق است.
دربارهی نویسنده
«کامران محمدی»، نویسندهی کتاب از پشت سیمهای خاردار، دغدغهی نگارش این کتاب را نقش مردم غیور کُرد و فداکاری جانبازان شیمیایی در طول جنگ تحمیلی عنوان کرده است.
* کتاب از پشت سیمهای خاردار براساس خاطرات «جاسم عبدالمحمدی» به نویسندگی «کامران محمدی» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.

روایت زندگی حاج محمدصادق آهنگران از کودکی، دوران سربازی، وقایع انقلاب، ازدواج، آغاز جنگ تا آزادسازی خرمشهر، به روایت خودشان و به هنرمندی دستاندرکاران مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدّس، پیش روی شما مخاطبان محترم است.
کتاب «با نوای کاروان» در شش بخش اصلی و ۲۰ گفتوگو به تحریر درآمده است. این اثر در سه جلد بهصورت کتاب گویا ارائه میشود.
در جلد اول، پیشگفتار و دو بخش از کتاب شامل، بخش اول (از تولد تا جنگ تحمیلی) و بخش دوم (رشد و بالندگی در بستر جنگ تحمیلی) به شرح زیر آماده شده است.
فصل اول / پیشگفتار
**بخش اول: از تولد تا جنگ تحمیلی
فصل دوم / گفتوگوی اول: خاستگاه خانوادگی و حضور در فعالیتهای مبارزاتی
فصل سوم / گفتوگوی اول: خاستگاه خانوادگی و حضور در فعالیتهای مبارزاتی
فصل چهارم / گفتوگوی دوم: پیروزی انقلاب اسلامی و عضویت در سپاه پاسداران
فصل پنجم / گفتوگوی سوم: تشکیل خانواده و تولد فرزندان
فصل ششم / گفتوگوی چهارم: تأثیر خانواده در پرورش استعدادها
فصل هفتم / گفتوگوی پنجم: مرد مسئولیتپذیر خانواده
**بخش دوم: رشد و بالندگی در بستر جنگ تحمیلی
فصل هشتم / گفتوگوی ششم: هجوم سراسری ارتش عراق و نخستین مقاومتهای مردمی
فصل نهم / گفتوگوی ششم: هجوم سراسری ارتش عراق و نخستین مقاومتهای مردمی
فصل دهم / گفتوگوی هفتم: شروع فعالیتهای فرهنگی

برای اولین بار: شرح کامل لحظه شهادت شهیدان آوینی و یزدان پرست از زبان سعید قاسمی
• زمان : 1:25:22
دانلود سخنرانی سعید قاسمی درباره شرح کامل لحظه شهادت شهیدان آوینی و یزدان پرست – حاج سعید سالهاست شرح کامل ماجرای شهادت سید مرتضی آوینی را در حالی که در زمان شهادت در نزدیکترین فاصله با او قرار داشته و حتی از مجروحان آن حادثه بوده، در سینه محفوظ نگهداشته است. اما امسال که سالروز شهادت با ایام فاطمیه همزمان شده همه چیز تفاوت کرده است و سعید قاسمی صندوقچه اسرار خود را برای خبرنگاران ما گشود تا جزئیاتی شنیده نشده و مکتوم از نحوه شهادت و حالات سید مرتضی در آخرین لحظات زندگی را بیان کند.
سردار قاسمی بخش زیادی از سخنانش را هم به بیان سجایای همشاگردی خود شهید یزدانپرست اختصاص داد، حالاتی که شاید تا کنون زیر سایه نام سید مرتضی آوینی دیده و یا شنیده نشده باشد.

این اثر خاطرات «مریم مقدّس»، همسر سردار نجاتی، یکی از فرماندهان جانباز دفاع مقدّس است.
دربارهی کتاب
این کتاب برگرفته از داستانی حقیقی است. «تا ابد با تو میمانم» سرگذشت یکی از هزاران زنی است که همسرش را در جنگ پشتیبانی میکند و حتی در برههای، او را برای حضور در خط مقدّم ترغیب میکند. این زن «مریم مقدّس» نام دارد. شرط اوّلش برای ازدواج، در ۱۶ سالگی، حضور همسرش در خط مقدّم جبهه بود. این مسئله اعتراض خانوادهی این دختر را بهدنبال داشت، اما وی بر شرطش پافشاری کرد تا سرانجام همسر دلخواهش را پیدا کرد.
مریم عرفانیان، نویسندهی این اثر، دربارهی سببِ نامگذاری این کتاب می گوید:
«در آخر کتاب گفتوگویی بین زن و شوهر انجام میشود که آقای نجاتی خطاب به همسرش میگوید: تو برای من خیلی زحمت کشیدی. خانم ایشان به شوخی میگوید: اگه اون دنیا میری، نباید سراغ حوریها بری و من پیشت میآم و تا ابد با تو میمونم. آقای نجاتی هم میگه من هم تا ابد با تو میمونم.
نام کتاب را نیز براساس همان گفتوگو گذاشتم تا به نوجوانان امروزی بگویم فکر نکنید آدمهای جبهه و جنگ از دوستداشتن و عاشقی دور بودند. زنهای ما در دفاع مقدّس سبک زندگیشان، عاشقیشان و دوستداشتنشان حقیقی بود. یعنی در هر شرایطی اینقدر با همسرشان خوب بودند که زیر بمباران گلوله هم تا ابد با هم میماندند.»
دربارهی نویسنده
کتاب «تا ابد با تو میمانم» را مریم عرفانیان، بر اساس خاطرات مریم مقدّس، همسر سردار جانباز اکبر نجاتی، نوشته است.
نویسندهی این کتاب، از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ بهشکلِ نیروی قراردادی در بنیاد شهید خراسان مشغول بود و در آن مدّت اسناد، مدارک و خاطرات شهدا را جمعآوری میکرد. در همان سالها با خانوادهی نجاتی آشنا شد و اندکی از خاطرات مریم مقدّس را ضبط کرد. او پس از سالها، در سال ۱۳۹۴، دوباره به سراغ این همسر جانباز رفت و خاطراتش را بهطور کامل ضبط کرد.
این خاطرات پس از تدوین و بازبینی سردار اکبر نجاتی یزدیزاده، به ناشر تحویل داده شد.
** کتاب «تا ابد باتو میمانم» براساس خاطرات «مریم مقدّس» به نویسندگی «مریم عرفانیان» در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.

در این مستند نیروهای مجاهد (مدافعان حرم) که علیه داعش و سایر گروه های تروریستی تکفیری مبارزه می کنند از “حاج قاسم سلیمانی” می گویند.
حضور سردار “قاسم سلیمانی” فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جبهه های عراق و سوریه به عنوان مستشار و مشاوری بی نظیر باعث دستیابی به پیروزی هایی رویایی برای مردم عراق و سوریه شده است.

روایت تکان دهنده ی حجت الاسلام مومنی
در مورد دختر شهیدی که حال و هوای پدر در سر داشت تا اینکه…
پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید…
فرمت mp3 /
حجم : ۶۲۴ کیلو بایت

دربارهی کتاب
در این کتاب نویسنده برای بازتاب اندیشهها و همچنین زندگی شهید حسین علمالهدی از شیوههای رایج و کلیشهای زندگینامهنویسی شخصیتهای برجستهی تاریخی فاصله گرفته و از شیوههای نو استفاده کرده است. البته شیوهی نویسنده در این کتاب در داستاننویسی معاصر متداول است، ولی دربارهی زندگینامهنویسی نمونههای موفقی در این زمینه نداشتهایم.
بایرامی به زندگی شهید حسین علمالهدی از سه زاویه نگریسته است: زاویه اول از چشم «معبر» است؛ شکنجهگری که بارها علمالهدی را زیر سختترین شکنجهها قرار داده. او بیشتر از دوران کودکی حسین تعریف میکند؛ از زمانی که حسین نوجوانی بیش نبود و همیشه باعث دردسر دستگاه امنیتی رژیم شاه میشد.
معبر در یادآوری خاطرات گذشته خود راجع به حسین، به آتشزدن سیرک مصریها در اهواز اشاره میکند که حسین به خاطر بیحجابی زنانی که در سیرک میرقصیدند، به کمک دوستان نوجوانش، دور از چشم نیروهای امنیتی و بدون اینکه کسی مطلع بشود، آنجا را به آتش میکشد و این ماجرا تا مدتها باعث گیجی و سردرگمی نیروهای امنیتی رژیم شاه میشود.
معبر شخصاً حسین را زیر سختترین شکنجهها قرار میدهد، اما حسین همچنان او را در دستیابی به اطلاعات ناکام میگذارد، سرانجام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حسین با کمک مردم و کمیته معبر را دستگیر میکنند. معبر در آستانهی مرگ خاطرات دردناک سالهای گذشته را روایت میکند، خاطراتی که گوشهای از چهرهی حسین علمالمهدی را نشان میدهد.
تا اینجای داستان پروندهی زندگانی شهید حسین علمالهدی بسته میشود. آنچه باقی میماند ناگفتههایی از زندگی شهید علمالهدی است که نویسنده در این قسمت شخصیت تازهای را وارد داستان نمیکند، بلکه یکی از شخصیتهای روایت دوم را از دل روایت بیرون میکشد تا خود حدیث دیدار خود با شخصیت مرکزی کتاب (حسین علمالهدی) را روایت کند.
روایت سوم از منظر دید شخصیت «حسن»، قاچاقچی منطقه، است که در روایت دوم به آن اشاره کوتاهی شده است.
حسن خاطراتی را نقل میکند که در روزهای جنگ به کار قاچاق مواد غذایی و غیره اشتغال داشته و به کمک همکارانش اشیای قاچاقی را از آنسوی مرزها وارد کشور میکردند و حسن در توزیع آنها در منطقهی محل سکونت خود فعال بود.
حسن بهواسطهی شغلی که دارد با تمام کورهراههای منطقه آشناست. همچنین محلهای استقرار نیروهای عراقی را مثل کف دست میشناسد.
دربارهی نویسنده
محمدرضا بایرامی متولد ۱۳۴۴ است و تاکنون ۱۳ کتاب داستان که دو خاطره از دفاع مقدّس در میان آنها دیده میشود، به چاپ رسانده است. تعدادی از این آثار مربوط به نوجوانان و برخی از این آثار مربوط به بزرگسالان است. بیشتر آثار بایرامی یا دربارهی روستا است یا دفاع مقدّس. علت این امر هم آن است که بایرامی زادهی روستاست و در اواخر دورهی دبستان خانوادهاش روستا را ترک و به تهران نقل مکان میکنند. هنوز خاطرات کودکی در ذهنش وجود دارد و موجدِ آثار ارزشمندی از او شده است.
بایرامی موفق به دریافت جایزههای متعددی شده است. یک جایزهی بینالمللی هم در کارنامهی خود دارد: جایزهی «کبرای آبی» از سوئیس برای کتاب «کوه مرا صدا زد».
کتاب «پل معلق» این نویسنده تاکنون پنج بار تجدید چاپ شده است.
از آثار او میتوان به: کوه مرا صدا زد (رمان)، بر لبۀ پرتگاه (رمان)، بعد از کشتار (مجموعه داستان)، رعد یک بار غرید (داستان)، دود پشت تپه (رمان نوجوانان)، عقابهای تپۀ ۶۰ (رمان نوجوانان)، دشت شقایقها (خاطرۀ ادبی)، هفت روز آخر (خاطرۀ ادبی)، به کشتی نشسته (داستان)، به دنبال صدای او (مجموعه داستان)، عبور از کویر (داستان)، همراهان (مجموعه داستان)، دره پلنگها و … اشاره داشت.
* کتاب «سه روایت از یک مرد» بر اساس زندگینامهی «شهید حسین علمالهدی» به نویسندگی «محمدرضا بایرامی» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.

بخش ابتدایی کتاب دربارهی تشکیل گروه رزمی ۴۲۱ در بوشهر، تمهیدات انجامگرفته، مشکلات و تدابیر اتخاذشده در اینباره است. سپس به تعداد نفرات و اهداف عملیات مروارید و تلفات نیروهای بعثی در این عملیات اشاره میشود. در ادامه تعدادی از قهرمانان شهید ناوچهی پیکان را معرفی کرده است. پس از عملیات مروارید و زمان بازگشت، ناوچهی پیکان هدف دو موشک قرار گرفت و از کارکنانش فقط هفت نفر زخمی نجات یافتند که تعدادی از آنان نیز بعداً به شهادت رسیدند.
این کتاب پاسداشت یاد و خاطرهی رزمندگان و دریادلان غیور نیروی دریایی ارتش در هشت سال دفاع مقدس است که همچون تندری رعدآسا صاعقهی خشم و نفرت خود را بر تارک دشمن بعثی فروریختند و هیمنهی پوشالی آن را بر صخرههای نیستی و هلاکت کوفتند تا مایهی عبرتی بر دیگر متجاوزانی که در فکر تعرض به این آبوخاک هستند، باشد.
* پیکان در عرش به همت انتشارات آتشبار، وابسته به سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، معاونت فرهنگی و هنری ستاد مشترک ارتش ج.ا.ا نوشته شده و برای گویاشدن در اختیار پایگاه کتاب گویا ایرانصدا قرار گرفته است.







