
عملیات رزمندگان ایرانی به دلیل پاتک دشمن به تعویق افتاده است. «صابر» از طراحان عملیات میخواهد با «ایمان» که تخریبچی است، برای شناسایی مجدد به منطقه عملیاتی بروند. اما ایمان به خاطر همسر باردارش از این کار کنار گذاشته میشود. در نتیجه صابر به تنهایی اعزام میشود. پس از گذشت چند ساعت صابر برنمیگردد و تنها گزینه موجود برای ادامه این کار ایمان است. اما فرمانده نمیتواند با اعزام او موافقت کند تا این که ایمان با اصرار بسیار به همراه برادرش «سلمان» عازم منطقهای خطرناک میشوند.
در سوی دیگر کوچه خانه پدری ایمان توسط هواپیماهای عراقی بمباران شده و همسر ایمان به خاطر شوک روحی ناشی از بمباران دچار زایمان زودرس میشود. همسرش بنا به توصیه شوهرش نام نوزاد را «دلارام» میگذارد و در انتظار بازگشت ایمان است.
ایمان و سلمان وارد منطقهای پر از مین شدهاند و تصمیم میگیرند به عقب بازگشته و خبر وجود میدان مین را به گردان اطلاع بدهند. اما در همین حال باید مینها را نیز خنثی کنند که ناگهان …

یکی از مقامات بلند پایه رژیم صهیونیستی که فرزندی با ناهنجاریهای ظاهری و ژنتیکی بسیار دارد؛ برای جابهجایی اعضای بدن فرزندش تلاش میکند. او گروهی را مأمور کرده تا به بهانه شیوع نوعی بیماری چشمی و معاینه کودکانِ اردوگاههای فلسطینیان، فرد مناسبی را یافته و چشمانش را به فرزند او پیوند بزنند. آنها زهرا را به بهانه درمان با خود میبرند تا با بی فروغ کردن چشمهای زیبای او، ظلم و جنایات دیگری را در رابطه با مردم مظلوم فلسطین رقم بزنند .


خلاصه داستان : نورا دختر خردسال روستایی در اثر یک حادثه فلج می شود و (نیاز) برادر بزرگ تر او به رغم مخالفت خانواده به امید شفا و بهبودی خواهرش قصد دارد او را به امام زاده بالای کوه ببرد….
بازیگران : محمد عباسی ، معصومه یوسفی ، فرهاد آئیش ، مائده طهماسبی ، گل خاتون شعبانی ، یوسف کاظمی

«سید حسین علمالهدی» فرزند «سید مرتضی علمالهدی» متولد اهواز است. وی از فعالان قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران و فرمانده سپاه هویزه در آغاز جنگ ایران و عراق بود. علمالهدی در سن ۲۲ سالگی در «عملیات نصر یا هویزه» به شهادت رسید.
در سال ۱۳۵۴ «حسین علمالهدی» و تعدادی از دوستانش به دلیل فعالیتهای مذهبی توسط ساواک دستگیر و به زندان منتقل میشوند. او باوجود شکنجههای فراوان پاسخی به سؤالات بازجوهایش نمیدهد. او تمام زندگیاش را وقف فعالیتهای انقلابی کرده است. در سال ۱۳۵۶ به مشهد مقدس میرود. در این شهر «حجت الاسلام خامنه ای» و «حجت الاسلام هاشمی نژاد» با جذب دانشجویان و طلاب جوان سعی دارند فضای خفقان شهر مشهد را از بین ببرند و حسین با رهنمودهای ایشان حضوری مؤثر در مقابله با جریانهای انحرافی در دانشگاهها دارد.
بعد از مدتی به اهواز بازگشته و به فعالیتهای خود ادامه میدهد. انقلاب به پیروزی رسیده است. حسین کانون نشر فرهنگ اسلامی را در اهواز راهاندازی میکند. به نهجالبلاغه عشق میورزد و درباره «ولایت فقیه» پژوهشهای زیادی میکند. مدتی نمیگذرد که عراق تحرکاتی را علیه ایران در خطوط مرزی آغاز میکند. او در تلاش است اسناد و مدارکی را که دالّ بر عملکرد بد و هدفمند «تیمسار مدنی» است به مسئولان در تهران و در نهایت به اطلاع امام خمینی (ره) برساند. تانکهای عراقی به بُستان رسیدهاند. او بسیاری از جوانان را بسیج کرده و راهی جبهه میشود. اوضاع در خوزستان هر روز وخیمتر میشود. حجت الاسلام خامنهای و «دکتر چمران» به اهواز میآیند و برای مقابله با ارتش عراق برنامهریزی میکنند …
*انسیه شاه حسینی در سال ۱۳۸۹، فیلمی را با نام زیباتر از زندگی به تهیهکنندگی سعید سیدزاده و با بازی حامد کمیلی، با موضوع زندگانی حسین علم الهدی را ساخت.
این فیلم به عنوان نماینده سینمای دفاع مقدس در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت.

ناصر، دانش آموز دبیرستان و در حال گذراندن امتحانات است. یکسالی از مجروح شدن وی در جبهه و بازگشتش به خانه می گذرد اما مدام حال و هوای جبهه در سرش است. دایی اش، علی، به سراغ وی می رود تا او را با خود روانه جبهه های جنوب سازد. خانواده ناصر از رفتن وی نگران هستند، اما نیاز به دفاع از مرز و بوم و پایداری نمی گذارد که ناصر به زندگی روزمره عادت کند؛ به همین سبب به همراه دایی اش به جبهه بازمیگردد و خود را برای عملیات آماده می سازد.
در جبهه ناصر متوجه می شود که در گردان یک که دوستانش هستند، جایی نیست و او باید به گردان دو برود. ناصر که از این موضوع ناراحت است، تصمیم می گیرد به تهران بازگردد، ولی دایی اش موافقت فرمانده را، برای ماندن ناصر در گردان یک، میگیرد.
ناصر بعد از دیدار دوستان قدیمی، به خط مقدم می رود و در طول مدت کوتاهی دوستانش به شهادت می رسند. در حین عملیات، ناصر زخمی می شود و به عقب برمیگردد. با تمام شدن عملیات ناصر به شهر بازمیگردد و دوباره به سراغ درس و کتاب می رود. در آخر، با دریافت تلگرافی از دوستانش در جبهه، خود را آماده ی بازگشت به منطقه می کند.
*سفر به گرای ۲۷۰ درجه به سال ۱۳۷۵ منتشر گردید و جوایزی چون، جایزه بیست سال داستان نویسی، جایزه چهارمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و جایزه بیست سال ادبیات پایداری، از افتخارات این کتاب است.
همچنین سفر به گرای ۲۷۰ درجه توسط پال اسپراکمن نایب رئیس مرکز مطالعات دانشگاهی خاورمیانه در دانشگاه راتگرز امریکا به انگلیسی ترجمه شده و نخستین رمان ایرانی با موضوع جنگ است که در آمریکا منتشر میشود و تاکنون به زبانهای انگلیسی و ایتالیایی ترجمه شده است.


دکتر سامان صداقت در گذشته درگیر اتفاقی شده که احساس میکند باید زودتر دِینی را به شخصی ادا کند. آن شخص نورالدین عافی است که زمانی دکتر از مداوای او سرباز زده و حالا خودش را مسئول میداند. سامان تصمیم میگیرد هرطور شده برای دیدن نورالدین به تبریز برود؛ اما همسرش مخالف است.
رانندهی آژانسی که با او قرار گذاشته، زیاد عادی به نظر نمیرسد؛ به هر حال با او همسفر میشود. در راه اتفاقهای عجیبی برایش می افتد و او احساس میکند گویا حمید خاکی «راننده ی آژانس»، از ماجرای او و نورالدین باخبر است.
در ادامه مرور خاطرات آغاز میشود و دکتر با خواندن بخشهایی از کتاب به گذشته سفر میکند؛ گذشتهای که وقایع دوران جنگ را بازگو میکند…






مستند دست پنهان / لینک مستقیم دانلود
در خصوص مستند ” دست پنهان ” می توان گفت که درباره تاريخچه ، نتايج قمه زني و نظر مراجع تقليد در اين باره منتشر شده است. این مستند که پژوهشي درباره پيدايش قمه زني در دوره صفويه، سوء استفاده شيعه ستيزان و عوامل تفرقه افکن وهابي از اين موضوع و نيز فتوا و برخورد مراجع و علماي شيعه درباره قمه زدن است.
این مستند در ابتدا به تاريخچه قمه زني و سير تاريخي مبارزه علماي شيعه با انحرافات در عزاداری ها پرداخته است. پس از آن در این مستند به صدور فتوای امام خمینی (ره) در خصوص منع قمه زنی و حمایت های فکری علما و روحانیونی از جمله آیت الله سید محمد باقر صدر و آیت الله مرتضی مطهری، از فتوای امام خمینی (ره) اشاره می کند.
در ادامه به حکم حکومتي آيت الله خامنه ای درباره قمه زني مي پردازد و به صورت اجمالی به چندین فتوا از علمای بنام مانند آیت الله العظمی اراکی، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، آیت الله العظمی مظاهری، آیت الله نوری همدانی و … در زمینه قمه زنی و به حمایت از حکم و فتوای مقام معظم رهبری پرداخته می شود.
مدت زمان : قسمت اول 19 دقیقه، قسمت دوم 5 دقیقه
کاری از : دفتر فرهنگی فخر الائمة علیهم السلام [به سفارش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم]
در آخر نیز با ارايه مدارک و مستنداتي چون عکس ها و ویدئو های منتشر شده در اینترنت از چند قمه زنی در عراق و برخی کشورهای اروپایی به سوء استفاده وهابیون و عوامل تفرقه افکن ميان مسلمانان در موضوع قمه زنی اشاره می شود.
پی نوشت : لازم به ذکر است مدت زمانی قبل از تهیه و توزیع مستند ” دست پنهان “، مجموعه مستندی به نام ” حقیقت مظلوم ” به حمایت، ترویج و اشاعه قمه زنی پرداخته بود که در سطح جامعه نیز توزیع و پخش شده بود. در قسمت دوم مستند ” دست پنهان ” پاسخ شفاف و کوتاهی به یک نمونه از خلاف گویی ها در مستند ” حقیقت مظلوم ” ارائه می گردد. (بیشتر…)

کارگردان : ناصر تقوایی | ژانر : جنایی، درام | محصول : ایران | انتشار : 1365
خلاصه ی داستان : ناخدا خورشید از طرفِ مردی به نام مستر فرهان، مآمور می شود تا عده ای را همراه با لنجش به آنطرف مرز ببرد. ناخدا که از سوی خواجه ماجد، ثروتمندِ شهر، زیرِ فشار قرار دارد و بعد از به باد رفتنِ سرمایه اش توسط او، حالا نزدیک است لنجش را هم از دست بدهد، تصمیم می گیرد هر طور شده، این مأموریت را انجام دهد …

در اردوگاه اسیران ایرانی، در نزدیکی شهر تکریت عراق، «روح الله» درپی نقشهای است که «حسین» قبل از شهادت، آن را طراحی کرده است. روح الله برای پیدا کردن نقشه، وسایل «رسول» را به هم میریزد، اما چیزی دستگیرش نمیشود. «نقید فاضل» معاون اردوگاه، بعد از شهادت حسین وضع اردوگاه را چندان آرام نمیبیند و به نیروهای خودش هشدار میدهد که آماده مقابله با واکنش اسیران ایرانی باشند.
«اکبر» و روح الله برای اجرای مقاصدی که در نظر دارند، اردوگاه را در مواقع مناسب، برای شناسایی کامل، با قدمهای خود اندازه میگیرند. ازطرفی روحالله، به خاطر این که حسین در آخرین لحظه حیات، فقط نام «منصور» را به زبان آورد، به سراغ او میآید و منصور هم از ارتباطش با حسین و وظیفه خودش که فراهم کردن شلنگهای سرم بوده، صحبت میکند.
ازطرفی رسول نقشه را به روح الله و اکبر داده و «محمد» را در جریان قرار میدهد. روح الله و اکبر، شبانه، نزد محمد میروند و برنامه خود را براساس نقشه حسین، برای محمد شرح میدهند و ادامه کار را مبنی بر موافقت کامل محمد میدانند. محمد هم به دلیل عجول بودن اکبر از آنها میخواهد که چند روزی به او مهلت دهند.
شب اجرای نقشه، رضا در آسایشگاه همه را سرگرم کرده و سروصدا به راه میاندازد و اکبر و روح الله از فرصت استفاده میکنند و از آسایشگاه بیرون میزنند و آنجا با مشکلات فراوان، شلنگهای سرم را در داخل تانکر آب تصفیه شده مخصوص نیروهای عراقی قرار میدهند تا بتوانند آب سالم را به دیگر اسیران برسانند، اما به محض اینکه جلوی در آسایشگاه میرسند، صدای آژیر خطر بلند میشود. «نقید فاضل» تونل مرگی آماده کرده و از روح الله و اکبر میخواهد که از آن بگذرند. روح الله به دلیل ضربههایی که در تونل مرگ به او اصابت میکند، چندین روز حال مناسبی ندارد و رسول هم با استفاده از آب آلوده شدیداً بیمار میشود.

این فیلم با موضوع سیاسی پیرامون گروهی از منافقین است که در کشور آلمان مشغول فعالیتهای پنهانی و سیاسی هستند. یکی از آنها با یک گروه پزشکی که مشغول انجام تحقیقاتی روی مرکز خاطرات مغز انسان هستند آشنا می شود. او برخی از نفرات گروهک منافقین را که از عراق برای مرگ تدریجی به آلمان فرستاده می شوند، برای انجام آزمایشات روی مغزشان به آنها معرفی می کند. وی در ازای این کار مبلغی از گروه پزشکی دریافت می نماید. اما این گروه پزشکی آلمانی در معاینات و آزمایشات به ترویست بودن آنها پی می برند و …

باشگاه افسران سنندج محل تجمع نیروهای سپاهی، ارتشی و پیشمرگان مسلمان کُرد در مقابله با گروهکهای ضدانقلاب در استراتژیکترین نقطه شهر در سال ۵۸ بود. در این سال شهر سنندج به عنوان مرکزیت استان کردستان، بخشهایی از استان کرمانشاه و استان آذربایجان غربی به تصرف ضدانقلاب درآمد. تعدادی از پاسداران، نیروهای ارتش و پیشمرگان مسلمان کُرد با تصرف سنندج توسط ضدانقلاب، در باشگاه افسران به دلیل اشرافیت به منطقه مستقر شدند و دفاعشان از این نقطه شروع شد.
نیروهای ضد انقلاب وقتی متوجه شدند که نقطه حساس و تعیینکنندهای را از دست دادند، همه توان و تلاششان را اطراف این مقر متمرکز کردند و نزدیک به ۲ هزار نیروی ضدانقلاب در این نقطه جمع شدند تا این مکان را از دست رزمندهها خارج کنند.




