
خوش غیرت سریالی ایرانی ست که به همت گروه حماسه و دفاع شبکه اول سیما و با کارگردانی علی شاه حاتمی ، به تهیهکنندگی محمود فلاح و محصول سال ۱۳۸۳ است. این سریال برای اولین بار در نوروز ۱۳۸۴ شبکه ۱ پخش شد.
خلاصه : خوش غیرت یا همان «خوش رکاب دو» ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژه ای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازه ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند، اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت به همراه داشت.او این بار تصمیم گرفته است دارو از مردم جمع آوری کند و با کامیون خود، که حالا نامش را از خوش رکاب به خوش غیرت تغییر داده است،برای کمک به مردم عراقی برود که هم اکنون بعد از سقوط صدام در چنگال آمریکایی هااسیرهستند.دراین حین اتفاقاتی برای او و شاگردش می افتد….…
بازیگران: محمد کاسبی, مجید صالحی, مریم سعادت, پویا امینی, امیر نوری, مونا فرجاد, خشایار راد
دانلود مجموعه روضه، سینه زنی و شعرخوانی ویژه جبهه، جنگ و شهدا از: آهنگران، کویتی پور، ابولفضل سپهر و دیگر مداحان، شامل نواهای: عشق یعنی یه پلاک، یاد امام و شهدا، دلم گرفته ای یاران و …

خلاصه داستان : در پی شوق و اشتیاق نوجوانان بسیجی برای حضور در منطقه، «علی» و «حمید»، دو نوجوان، به هر دری می زنند تا خودشان را به منطقه برسانند و در این میان اتفاقی رخ می دهد و این امر ممکن می شود، اما آنها عملاً با مشکلات متعددی روبرو می شوند، اما مقاومت می کنند….
بازیگران : رئوف ناجیان ، مهدی فقیه ، جلال خباز ، مهناز فصاحتی ، محمود پاک نیت ، مهرداد یزدانی ، حسن خانی ، سیدحسن حسینیان ، سیدجلال طباطبایی ، حمید فرهانیان مقدم

کارگردان : قاسم جعفری
بازیگران: ابوالفضل پورعرب ، ماهایا پطروسیان ، نیکو خردمند ، مسعود ولدبیگی ، هما خاکپاش ، بهزاد خداویسی و…
خلاصه داستان : یزدان، رزمنده اسیری که ترکشی در مغز دارد، هنگام فرار تیر می خورد و پایش آسیب می بیند. پروانه که به یزدان علاقه مند بوده، به گمان مفقودالاثر بودن او و با اصرار والدینش، با جوان متمولی به نام فرهاد قرار ازدواج می گذارد. اصرار والدین پروانه به دلیل بیماری قلبی سخت و به ظاهر درمان نشدنی دخترشان است، که با کمک های مالی فرهاد احتمال بهبود بیشتری خواهد داشت. یزدان که پدر و مادرش را در جنگ از دست داده و زمان دانشجویی در دانشکده هنر در تهران نزد عمه اش ساکن بوده، بعد از بهبود حالش در بیمارستان با عمه اش تماس می گیرد و به خانه او می آید.

تهیه کننده سریال در بند اروند : سعید مرادی
کارگردان سریال در بند اروند: سیامک صرافت
بازیگران سریال در بند اروند : چون حمید ابراهیمی، نفیسه روشن، وحید شیخ زاده، زهرا سعیدی و همچنین رزیتا غفاری، عمار تفتی و… به ایفای نقش پرداختند و در بند اروند به نقش آفرینی پرداختند.
سایر عوامل برنامه عبارتند از :
مشاور فیلمنامه: امین حسینیون، مدیر تصویربرداری: شهرام نجاریان، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: بهنوش صادقی، طراح صحنه و لباس: محمد صادقی، ناظر کیفی: امیر بوالی، طراح گریم: علیرضا جوادپور،صدابردار: علی عدالت دوست،مدیر تدارکات: مهدی رجبی، عکاس: نسیم افشاری، منشی صحنه: لیلا مربی
سریال در بند اروند محصول است از گروه فیلم های تلویزیونی شبکه سه که این سریال یعنی سریال در بند اروند دارای 7 قسمت 40 دقیقه ای است که به قلم وحید حسن زاده به رشته تحریر در آمده است. این مجموعه سریال در بند اروند داستان دو برادر رزمنده است که در ماجرای مجموعه یکی از آن ها از جبهه بازگشته و دیگری در طول جنگ مفقودالاثر شده است. در این سریال همچنین می بایست گفت که به ماجرای شهادت 25 شهید فرهنگی روستای هریکنده در مازندران اشاره می شود و داستانهایی پیرامون آن بیان می گردد.

در روزگار ما وقایعی بهدست دشمنان دین اتفاق افتاد که تـاریخ، مشابه آن را بهجز در صدر اسلام، با این کیفیت و حجـم، کمتـر به یـاد مـیآورد. هرکدام از این اتفاقات فتنهای جدا بود که برای دگرگون کـردن جامعهای بزرگ کفایت میکرد.
دربارهی کتاب:
این کتاب حکایت واقعی از سفرِ نویسـنده به همـراه دانشمند فقید، مرحـوم حجةالاسـلام والمسـلمین حـاج شـیخ حسـین قاسمی به مکّه معظمه است. این داستان، ذکر تـرور نافرجـام بزرگمردی ماندگار است که عملیات موفقی را نیـز درون خـود جـای داده است. در این کتاب سـعی شده است که نامهای نقـشآفرینـان داسـتان حتـیالامکان حقیقی باشد تا ضمن شاهدبودن بر صـحت نگـارش، تجلیلـی هم از رشادتهای آنها بشود.
دربارهی نویسنده:
«محمدحسن صادقزاده» در سال ۱۳۲۶ در اصــفهان متولــد شد و در ســال ۱۳۴۵ بــه اسـتخدام ارتـش در آمـد. وی در سـال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهی افسری شد و پس از دریافـت درجهی ستوانی به هنگ دانشجویان اصفهان منتقل شد. در مـاههـای اوجگیـری انقـلاب اسـلامی در سـال ۱۳۵۷ مدّتی به علّت فعالیت در جهـت پیـروزی انقـلاب اسـلامی بازداشت شد.
وی از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۲ عهـدهدار مشـاغلی چون مسئولیت انجمـن اسـلامی پادگـان سـقز، فرمانـدهی آتشبار توپخانـه، سرپرسـتی عقیـدتی-سیاسـی تیـپ ۲ سـقز، فرمانـدهی گروهـان قرارگـاه و بسـیج در قرارگـاه شـمال غـرب و همچنـین بازرسی لشکر ۲۸ سنندج بود.
سـال ۱۳۶۲ بـه اصـفهان منتقل شد و به تدریس در دانشـکدهی پدافنـد هـوایی، رئـیس بازرسی گروه ۵۵ توپخانه و تدریس در دانشـکده توپخانـه مشغول بود. سال ۱۳۶۵ به دورهی عالی رستهای اعزام و پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقل شد و در سمت فرمانـدهی گـردان توپخانـه خـدمت کرد.
پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقـل شد و در سـمت فرمانـده توپخانه خدمت کرد. پس از یک سال به لشـکر ۲۸ منتقـل شد و در آن لشکر مسئولیت رئیس آجودانی لشـکر و خودکفـایی لشـکر را عهـدهدار گردیـد.
از سـال ۱۳۶۸ تـا ۱۳۷۳ در آمادگـاه اصـلی اصفهان خدمت کرد. در سال ۱۳۷۳ به لشکر ۷۷ پیاده منتقل شد و مسئولیت رئیس آجودانی لشکر و فرماندهی خـدمات آن لشـکر را عهـدهدار بـود و در سـال ۱۳۷۵ بـا درجـهی سـرهنگی بـه افتخـار بازنشستگی رسید.

نماهنگ خانه ام جای دشمن نیست، نماهنگ زیبایی است که بمناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس از شبکه اول سیما پخش شد.
آهنگساز : بابک زرین
خواننده : مانی رهنما
شاعر : حمیدرضا صمدی

کارگردان : شهرام مسلخی
بازیگران : شوان عطوف ، سروش صحت ، لعیا زنگنه ، پوریا پورسرخ ، سولین دلپاک و آسو عمر سواره
خلاصه داستان : در فیلم عاشق ها ایستاده می میرند ، رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخهایی از هیوا سرباز عراقی پیدا میکند که سالها پیش رضا را در شرایط سخت جنگی نجات داده است و…
همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شهید شوشتری / لینک مستقیم دانلود
سردار شوشتری، ابتدا با بیان گوشه هایی از خاطرات عملیات های جنگی، به تأثیرات سیاسی، نظامی عملیات دوران دفاع مقدس در دنیا، اشاره کردند. ایشان با اشاره به گوشه هایی از عملیات والفجر ۸ به مدیریت جنگ (صحنه نبرد) توسط امام خمینی (ره) در دوران دفاع مقدس پرداختند.

همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شوشتری
مدت زمان : ۶۶ دقیقه
کیفیت : VCDRip (خیلی خوب)
[همایش راویان فتح نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – بهمن ۱۳۸۳]

خلاصه داستان : «رضا» پزشک موفقی است که خارج از ایران زندگی می کند. او با شنیدن خبر شروع جنگ، بدون اطلاع خانواده به ایران می آید و می رود جبهه. از طرفی خانواده ی رضا که سه ماه است از پسرشان بی خبرند، با نگرانی، پیگیر سلامتی اش می شوند؛ بی خبر از اینکه او در دل خطر است.
بازیگران : جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، حسن رجبیان، مرجانه گلچین
کارگردان : کریم آتشی

این کتاب گویا، بیانگر چند روایت از دوران اسارت آزادگان و نامهنگاری آنها با رهبر معظم انقلاب «حضرت آیت الله خامنهای» است.
روایتهای ابتدای کتاب از ماجرای اعزام آزادگان به جبهه آغاز میشود، به نحوهی اسیر شدن و شرایط اسارت میپردازد و تا زمان آزادی ادامه پیدا میکند. وجه اشتراک روایتهای کتاب، نامهنگاری اسرا، با حضرت آقا هست. با توجه به شرایط اسارت، نوشتن نامههایی خطاب به حضرت «امام خمینی(ره)» و مقام معظم رهبری با خطرات زیادی برای آزادگان عزیز همراه بود؛ این نامهها معمولاً در اتاق سانسور از بین میرفت. جایی که عراقیها به همراه تعدادی از منافقین، نامهها را کنترل میکردند تا مطلب خاصی در نامهها نباشد و غالباً به ایران نمیرسید.
رسیدن نامههایی معدود که با خلاقیت آزادگان و به صورت رمزی نگارش شده و رسیده، شبیه معجزه است؛ معجزهای برای ماندگار شدن ارادت اسرا به امام شهدا و حضرت آقا (و بالعکس) در تاریخ.
در مقابل، روایت ششم و پایانی کتاب، شرحی است از شرایط اسرای عراقیِ دوران جنگ که مهمان جمهوری اسلامی بودند و در امتداد زمان اسارت خود، خدمات فراوانی از جانب نظام اسلامی دریافت کردند، که منجر به علاقه و ارادت آنها به ایران و جمهوری اسلامی شد.
فصلهای کتاب عبارتند از:
اشاره
روایت اول: عموی چشم انتظارت (آزاده مهدی وطن خواهان)
روایت دوم: خدا با ماست (آزاده مجید عباسی)
روایت سوم: سلام خدا بر این مادر و فرزند (آزاده سید مرتضی نبوی)
روایت چهارم: مایهی افتخار کشورید (آزاده محمد صالحی)
روایت پنجم: مژدهی زنده بودن و امید (آزاده مهدی طیبی تفرشی)
* این کتاب به همت «موسسه فرهنگی هنری ایمان جهادی(صهبا)» تهیه و تدوین شده و انتشار یافته است.

خلاصه داستان:
به هنگام شروع موشک باران تهران از زمستان 1366 اعضای خانوادهای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند برای دوری از حملات دشمن ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران میشوند. روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگ زده شده است. استقرار این خانواده در باغ و همجواری آنها با مردم روستا که در اوج همدلی بسر میبرند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم میزند که باعث درک آنها از مشکلات یکدیگر و ریشههای بیاهمیت اختلافاتشان میشود. آنها در طی این ماجراها درمییابند که استعداد کمک و یاری به یکدیگر را دارند و…
بازیگران
عرفان ابراهیمی (رضا)، مونا احمدی (شیرین)، افسانه بایگان (محترم)، ابوالفضل پورعرب (بیژن)، شهین تسلیمی (احترام)، رویا جاویدنیا (سهیلا)، افسانه چهرهآزاد (سیما)، سپهر حیدری نژاد (شهاب)، شکرالله حسنی (سرایدار)، سیما خضرآبادی (شهناز)، حمیرا ریاضی (مهناز)، امیرحسین رستمی (فراز)، شیرین زنگنه (مادر شهاب)، اسماعیل سلطانیان (بهرام)، علی سلیمانی (بهزاد)، فرهاد شریفی (همایون)، شهنوش شهباززاده (همدم)، ناز شادمان (پوری عروس)، ناصر شهریاری (ناصر)، عباس غزالی (بهروز)، یونس غزالی (امیرمحمد گلکار)، امیر کاظمی (شهروز)، سارا کریمی (ساناز)، لیندا کیانی (منیره)، سهیلا گلستانی (منیژه)، شایان مقاره عابد (شهرام)، عزتالله مهرآوران (هوشنگ)، پوراندخت مهیمن (افتخار)، رابعه مدنی (مادربزرگ)، پریسا محمدی (الهه)، اکبر مددی مهر (مدیر مدرسه)، اصغر نقیزاده (عباس آقا)، جواد هاشمی (احمد)، سارا همتی (مینا)، بامداد نعمتالله (یحیی)

حاجی که در جبهه دچار موج انفجار شده از آسایشگاه روانی مرخص می شود تا در محیطی آرام سلامت خود را بازیابد. نامزد او، مهری، دختر تاجر ثروتمندی شده است. شعبان پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. حاجی با تعارض با ناگواری های محیط اطرافش دچار حمله های شدید عصبی می شود. او در یکی از روزنامه ها به عنوان عکاس شروع به کار می کند و عکس هایی نیز از معتادان و افراد دوره گرد برای چاپ به مدیر روزنامه می دهد. عکس ها چاپ نمی شوند. حاجی بنا به اصرار مهری ازدواج می کند و در مراسم ازدواج پدر دختر و امثال او را به ریشخند می گیرد و پس از حمله شدید عصبی بار دیگر او را به آسایشگاه می برند. حاجی از آسایشگاه می گریزد و سپس به مهری تلفن می کند و با قصد رفتن به جبهه از او حلالیت می طلبد.


امروزه بسیاری از کوچهها با نام بزرگ شهدا مزیّن شدهاند. روزگاری این نام و نشانها، جزء مهربانترین و بااستعدادترین جوانان اهل محل بودند که همه از خوبیها و بزرگیهایشان میگفتند؛ مانند کوچهی شهید بزرگی.
«رضا»، پسر کوچک خورشیدخانم، به جبهه رفته است و خورشید خانم و همسرش با یادگاریهای رضا روزگار میگذرانند. رضا مدام برای مادرش نامه میفرستد، تا اینکه خبر شهادتش به دست مادر میرسد.
عکاسیِ همهی مجالس محل برعهدهی رضا بود و اگر کسی میخواست، حتی نقاشیشان را میکشید و یادگاریهای رضا در خانهی تکتک اهالی کوچهی شهید بزرگی باقی مانده است. وسایل عکاسی و نقاشی او همچنان در مغازهاش مانده است و به چیدمان آن هم دست نزدهاند.
قبل از اینکه رضا به جبهه برود، دلش میخواست با دختری به نام مریم ازدواج کند. اما اوضاع به گونهای پیش رفت که به جبهه برود و درخواستش را هیچ وقت مطرح نکند.
رضا در جبهه، با نوشتنِ نامهای از مادرش خواست همچنان دست نگه دارد تا خودش برگردد و به خواستگاری بروند و انگشتر و پارچهای را که برای مریم خریده بود، به او هدیه کند؛ البته هیچگاه این اتفاق نیفتاد و رضا هیچوقت برنگشت و مریم هم ازدواج کرد و از محل رفت….
* نمایش «کوچهی شهید بزرگی» دربردارندهی پنج داستان «اصل و قلب»، «بود و نبود»، «دوست و دشمن»، «مهر و کینه» و «وصل و فصل» است.

ابراهيم از مبارزين مسلمان است كه همراه رضا عضو اطلاعات و عمليات سپاه و چند رزمنده ديگر بعد از شيميايي شدن يك روستا درمنطقه مرزي كردستان، با نفوذ به مقر عراقي ها از هدف بعدي براي بمباران شيميايي اطلاع پيدا مي كنند. ابراهيم و رزمندگان ديگر يك شبانه روز فرصت دارند تا مردم روستا ي مورد نظر را در مقابل بمباران شيميايي، تا رسيدن نيروهاي كمكي سپاه آماده دفاع از خود كنند.

لیست بازیگران :
پژمان بازغی، لاله اسکندری، کاوه خداشناس، مریم بوبانی، سام درخشانی، علی اوسیوند، سعید داخ، مهدی صبایی، مهتاج نجومی، امیر آتشانی، هادی قمیشی، مریم سلطانی، کریم خودسیانی، محمدرضا رهبری، ابراهیم برزیده، مجید عبدالعظیمی، مهتاب شکریان، جواد صارمی، شهروز ابراهیمی، مهدی جعفری، محمد فعلی، امیرحسین همتی، حسین توشه، مجتبی رجبی معمار، امیر حسین رحمی، روح الله کمانی، امیر حسین طالبی، محسن نبوی، مبین رستگار، بهروز قادری، فرهاد بشارتی و هنرمندان خردسال آرمیتا مرادی، سونیا اسپهرم و آندیا سیفی
خلاصه داستان :
سعید که از جوانان جنوب کشور است به پروانه علاقه مند هست، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج میگیرند، اتفاقی مانع ازدواج آنها میشود. پدر سعید با شروع جنگ مفقود میشود. او برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور میبرد، اما خودش به جبهه برمیگردد و دائم بین جبهه و شمال کشور در رفت و آمد است تا اینکه در عملیاتی به اسارت درمیآید و بعد از آن ماجراهای زندگی سعید را در اردوگاههای عراقی خواهیم دید…

مشخصات: قسمتی از جلسه دوازدهم کلبه کرامت
فرمت صوتی: MP4
حجم فایل: 57 مگابایت
زمان: 6 دقیقه
لینک های دانلود

در این برنامه 95 عملیات دفاع مقدس به همراه نقشه عملیات تشریح شدند.
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


کلیپ صوتی
روایتگری سردار احمدیان از شهیدی که به ۶ زبان زنده دنیا مسلط بود
ماجرای شهادت عباس و وداع مادر با پیکر بی سر فرزندش
پیشنهاد می شود حتما این کلیپ را دانلود نمایید.

خانه بیپرنده قصهای خانوادگی ـ اجتماعی دارد که در آن کودکی به نام زهرا در مقطع جنگ تحمیلی ۸ ساله، مفقود میشود. حاج عباس مودت و مرضیه که پدر و مادر این دختر هستند با وجود آن که مدام به دنبال یافتن نشانی از دختر هستند، اما موفق نمیشوند او را پیدا کنند تا این که پس از گذشت نزدیک ۳ دهه به ناگهان دخترشان را پیدا میکنند. با ورود دختر جوان به خانه حاجعباس و مرضیه زندگی این زوج سالمند دگرگون میشود.

در این نرم افزار زندگی نامه، وصیت نامه، دست نوشته، خاطرات و کتاب شناسی 43 شهید فتح و عملیات آزادسازی خرمشهر ارائه شده است.
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

کارگردان : ناصر محمدی
بازیگران: حسین گیل ، جلال پیشوائیان ، شهرام پوراسد ، ناصر نجفی ، هادی فراهانی ، ایرج میرزایی ، حسین الهیاری ، داوود رجایی و …
خلاصه داستان : علی بعد از دور کردن خانواده اش از منطقه ی جنگی، در درگیری با عراقی ها اسیر می شود. در آسایشگاه، اسرای ایرانی در پی اجرای نقشه ی فرار هستند تا بتوانند اسامی خود را به نیروهای خودی برسانند چرا که عراقی ها وجود این اردوگاه را از نیروهای هلال احمر مخفی نگاه داشته اند. جنگ تمام می شود، همسر علی با امید بازگشت اسرا منتظر علی است اما هلال احمر و سایر مراکز مربوطه اطلاعی از او در دست ندارند. علی در اردوگاه، نفوذی عراقی ها را در بین اسرای ایرانی شناسایی می کند تا بدین ترتیب عراقی ها نتوانند از چگونگی عملیات آن ها مطلع شوند.

کلیپ صوتی
روایتگری تکان دهنده سردار احمدیان از سرداران بی نام جنگ
روایت سه تن از شهدای جوان جنگ که در نوع خود بی نظیر هستند.
ای کاش این حرف من به گوش اون کسانی می رسید که امروز چنگال
و دندان آمریکایی ها را به رخ ما می کشند.به گوش بعضی ها
برسد که ما پای دینمان ایستاده ایم.
پیشنهاد می شود حتما این کلیپ را دانلود نمایید.

خلاصه فیلم
فیلم راه افتخار، ماجراي اين فيلم بر اساس يك رويداد واقعي است. قلب تپنده سه پالايشگاه بزرگ نفتي كشورمان ۳۲ بار توسط جنگنده هاي دشمن بمباران ميشود، اما هرگز از كار باز نميايستد، دو مهندس ايراني با اجراي يك پروژه سري دست به كاري ميزنند كه هيچكس از وجود اين سه پالايشگاه با خبر نميشود و تا پايان جنگ تحميلي اين راز جزو اسرار باقي مي ماند و …
فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ محصول سال ۱۳۷۳ است.



