
جوانی به نام بهزاد به عنوان مسئول بخشی از یک پروژۀ پاکسازی مین و تفحص پیکر شهدا در جنوب است و همسرش لعیا که خود اصلیتی جنوبی دارد همراه او است. لعیا نمایندۀ مردم روستاهای محروم منطقه است که عمدتاً نیازمند آبرسانی اند. از سوی دیگر مهندس رزمجو که خود از رزمندگان دوران جنگ بوده در حال انجام ساخت سدی بزرگ است تا عملیات آبرسانی به روستاها محقق شود. این دو پروژۀ همزمان مخاطراتی دارد؛ زیرا با رهاسازی آب و فشار حاصله، مین ها عمل کرده و باعث از میان رفتن باقیماندۀ پیکر شهدا از جمله خلیل صداقت پدر لعیا می شود که به عنوان فرمانده عملیاتی جنگی در این منطقه، مفاتیحی به همراه داشته و در حاشیه این مفاتیح نام افراد همراهش درج شده است. اکنون می توان با دستیابی به آن افراد شهید شده در این مکان را شناسایی کرد. در اثنای این وضعیت پیچیده، لعیا علی رغم میل باطنی، رضایت خود را از عملیات آبرسانی اعلام می کند. بعد از فراز و فرودی، آب سد رها می شود و با جریان یافتن آب، مفاتیحی که در زیر خاک مدفون مانده، پیدا شده و بدین ترتیب همگی شهدای عملیات مذکور و پیکرشان منتقل می شود.

این کتاب گویا دربردارندهی خاطرات «اقدس محمّدزاده» بانوی امدادگر دوران دفاع مقدس است.
هشت سال جنگ گرچه ظاهر خشن و عصیانگری دارد، آسیبهای شدیدی به همراه آورد. عزیزان زیادی به خون غلتیدند، ولی در آن سالها انسانهایی تربیت شدند که ذخیره شد برای عصرهای بعد، اتفاقهایی افتاد که درسهای بزرگی شد برای قرنهای بعد… چنانکه در آن روزها حضرت امام خمینی(ره)، مراد جوانان، در وصف فداکاریهای بانوان سرزمینمان فرمودند:
«اینجانب در طول این جنگ صحنههایی از مادران، خواهران و همسران عزیز ازدستداده دیدهام که گمان ندارم در غیر این انقلاب نظیری داشته باشد. این عظمت اسلام است که در چهرهی زنان انقلابی ما آشکار شده است و امروز بحمدلله آشکار است».
*دربارهی کتاب:
این کتاب داستان زندگی «اقدس محمّدزاده» است؛ دختر ۱۷سالهای که به عشق خدمت به میهنش راهی مناطق جنگی شد، در حالی که همزمان با او، برادرانش هم در مناطق دیگری از جبهه حضور داشتند. او تا آخرین روز بازگشت، حتی لحظهای از آمدن پشیمان نبود.

کارگردان: سیامک شایقی
بازیگران: نعمت الله گرجی ، حمید جبلی ، ثریا قاسمی ، فاطمه معتمدآریا ، عنایت بخشی ، منوچهر حامدی ، عباس نوذری و…
خلاصه داستان : پیرمرد جنگزده ای اسباب و اثاثیه ی مختصر خود را با وانتی به تهران می برد تا به دخترش ستاره ملحق شود. در راه بر اثر حمله ی هوایی دشمن کشته می شود. مصطفی، راننده ی وانت، تصمیم می گیرد همراه مادرش وسایل پیرمرد را به خانواده ی او برساند. در تهران یکی از صندوق های پیرمرد ربوده می شود. مصطفی به کلانتری شکایت می برد و به زحمت صندوق را می یابد. مادر صندوق را، که محتوی لباس عروسی است، به ستاره تحویل می دهد و وقتی درمی یابد که دختر به تنهایی زندگی می کند اسباب ازدواج او و مصطفی را فراهم می آورد.

کارگردان: بیژن بیرنگ
بازیگران : پژمان بازغی، لاله اسکندری، صادق هاتفی، سیاوش خیرابی، سارابه اوحانیان،رضا یزدانی، محمد حیدری، مالک سراج و…
خلاصه داستان
مجموعه تلویزیونی «مادر» قصهای مفرح و عاطفی در قالب جنگ است و در آن به دغدغه «خانواده» در زندگی آدمها اشاره کرده. داستان روایتگر مادری است که برای دیدن پسرش به منطقه جنگی می رود. او می خواهد پسرش را به خانه ببرد اما با دیدن فضای صمیمی در جبهه به عنوان پرستار مشغول به خدمت می شود.


داستان
این مجموعه که به سال های شصت و زمان جنگ ایران و عراق میباشد در مورد جوانی با نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که به دلیل قاچاق کالا به زندان میافتد و در همین حین پدرش فضلعلی (با بازی صدرالدین حجازی) فوت میکند و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد میرسد اسد با خواندن این دفترچه متوجه میشود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار میکند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد..
بازیگران اصلی:
کامبیز دیرباز، سام درخشانی، میلاد کی مرام، سیاوش طهمورث، ثریا قاسمی، سحر دولتشاهی، صدرالدین حجازی، علی اوسیوند

این کتاب گویا مجموعهای از داستانهای کوتاه طنز، ویژه گروه سنی نوجوان، دربارهی گروه تدارکات جبهه است.
بازتاب هر پدیدهی اجتماعی سیاسی را در هر جای دنیا میتوان در ادبیات دید؛ چون ادبیات از فضای جامعه جدا نیست و پیوند محکمی با وقایع زندگی دارد. به عبارت دیگر، ادبیات بهترین بستر برای ثبت تاریخ و حفظ و اشاعهی مسائل مهم روز است.
در کشور ما هم جنگ ایران و عراق، از امور خطیری است که بازتاب گستردهی آن به شکلگیری یک نوع ادبی جدید با عنوان «ادبیات دفاع مقدّس» منجر شده و آثار ارزندهی فراوانی به گنجینهی ادبی ما افزوده است؛ با وجود این، برای کودک و نوجوان امروزی که آن سالها را درک نکرده است، از جنگ سخن گفتن، کاری بس دشوار است.
نوجوان امروزی با وجود پیشرفتهترین وسایل ارتباط جمعی و در اختیار داشتن سرگرمیهای بهروزِ دنیا، به درک و فهم بسیار بالایی رسیده است و نوشتن برای این مخاطب باهوش، آن هم به قصد ایجاد شور و انگیزه و متعاقباً، آموختنِ بایدها و نبایدهای زندگی، کار سختی است.
آثاری که از جنگ میگویند، رنگ حماسی دارند و بیشتر به مسائل جدّی و واقعیّتهای جبهه و نبرد میپردازند و به همین دلیل ممکن است مخاطب نوجوان را آنگونه که باید، جذب نکنند. نوشتن برای کودک و نوجوان، نیاز به آگاهی از شخصیّت، طرز تفکّر، علایق و نیازهای این ردهی سنّی دارد. با درنظرگرفتن شرایط سنّی، نیازها و علاقهمندیها و نیز، توجه به موضوعِ جنگ و دفاع مقدّس، نویسندهی توانا و چیرهدست، باید از راهی وارد شود که او را در رسیدن به هدفش (تأثیر در مخاطب و ایجاد انگیزه برای پیگیری اثر) یاری دهد. یکی از این راهها، استفاده از طنز است. بسیاری از بزرگان ما در قالب طنز، دردها، فقدانها، آرمانهای خویش و جامعه را به تصویر کشیدهاند.
*دربارهی کتاب:
برخی اوقات از دفاع مقدس آنقدر گریهدار حرف میزنیم که خیلیها فکر میکنند جبهه خنده به خود ندیده است.
نویسنده در این کتاب کوشیده است بر مبنای خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس در ۱۴ داستان طنز از شیرینکاریهای بامزه و جذاب، به موضوع تدارکاتچیها و افراد پشت صحنه جنگ بپردازد. کتاب «سُمبات»، داستانهایی با عنوانهای «تویوپ بابا رسول»، «تشت وضو»، «تکون نخور تا گندش درنیومده!»، «حمارمون سقط شده»، «شما خجالت نمیکشید نماز نمیخوانید؟!»، «مادهشیر»، «قربان الاغت، آقا قربانی» و … را دربردارد.
در خلال این داستانها، تصاویری به صورت سیاهقلم کار شده است تا مخاطب نوجوانِ این اثر بتواند با متن کتاب ارتباط بهتری برقرار کند.

رزمنده جوانی در آستانه آغاز عملیات، توسط فرمانده اش فرا خوانده می شود، از او خواسته می شود برای فعالیت بیشتر در عملیات، روزه اش را بشکند. رزمنده فرصت کوتاهی دارد تا از حد ترخص شهر گذشته پس از افطار مجدداً به خطوط نبرد بازگردد و در این میان سلسله حوادثی حرکت او را برای گذشتن از حد ترخص (قبل از اذان ظهر) با مشکل روبرو می کند و…

ناشر این کتاب، در پیشگفتار چنین نوشته است: «در تاریخ معاصر ایران بزرگترین واقعهای که امنیت ایران را سخت تهدید کرد، بیگمان هجوم ارتش حکومت وقت عراق به مرزهای غربی کشور است.»
«عشق و نفرت»، روایتی ساده و جذاب از زندگی مردانی است که در جنگ تحمیلی، علیه دشمن جنگیدند. این کتاب، روایت ایثار و قهرمانیهاست؛ روایت عشق و نفرت تواَمان.
*عشق و نفرت، نویسنده: نعمتالله سلیمانی، ناشر: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)، ۱۳۸۳.

خوش غیرت سریالی ایرانی ست که به همت گروه حماسه و دفاع شبکه اول سیما و با کارگردانی علی شاه حاتمی ، به تهیهکنندگی محمود فلاح و محصول سال ۱۳۸۳ است. این سریال برای اولین بار در نوروز ۱۳۸۴ شبکه ۱ پخش شد.
خلاصه : خوش غیرت یا همان «خوش رکاب دو» ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژه ای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازه ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند، اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت به همراه داشت.او این بار تصمیم گرفته است دارو از مردم جمع آوری کند و با کامیون خود، که حالا نامش را از خوش رکاب به خوش غیرت تغییر داده است،برای کمک به مردم عراقی برود که هم اکنون بعد از سقوط صدام در چنگال آمریکایی هااسیرهستند.دراین حین اتفاقاتی برای او و شاگردش می افتد….…
بازیگران: محمد کاسبی, مجید صالحی, مریم سعادت, پویا امینی, امیر نوری, مونا فرجاد, خشایار راد
دانلود مجموعه روضه، سینه زنی و شعرخوانی ویژه جبهه، جنگ و شهدا از: آهنگران، کویتی پور، ابولفضل سپهر و دیگر مداحان، شامل نواهای: عشق یعنی یه پلاک، یاد امام و شهدا، دلم گرفته ای یاران و …

خلاصه داستان : در پی شوق و اشتیاق نوجوانان بسیجی برای حضور در منطقه، «علی» و «حمید»، دو نوجوان، به هر دری می زنند تا خودشان را به منطقه برسانند و در این میان اتفاقی رخ می دهد و این امر ممکن می شود، اما آنها عملاً با مشکلات متعددی روبرو می شوند، اما مقاومت می کنند….
بازیگران : رئوف ناجیان ، مهدی فقیه ، جلال خباز ، مهناز فصاحتی ، محمود پاک نیت ، مهرداد یزدانی ، حسن خانی ، سیدحسن حسینیان ، سیدجلال طباطبایی ، حمید فرهانیان مقدم

کارگردان : قاسم جعفری
بازیگران: ابوالفضل پورعرب ، ماهایا پطروسیان ، نیکو خردمند ، مسعود ولدبیگی ، هما خاکپاش ، بهزاد خداویسی و…
خلاصه داستان : یزدان، رزمنده اسیری که ترکشی در مغز دارد، هنگام فرار تیر می خورد و پایش آسیب می بیند. پروانه که به یزدان علاقه مند بوده، به گمان مفقودالاثر بودن او و با اصرار والدینش، با جوان متمولی به نام فرهاد قرار ازدواج می گذارد. اصرار والدین پروانه به دلیل بیماری قلبی سخت و به ظاهر درمان نشدنی دخترشان است، که با کمک های مالی فرهاد احتمال بهبود بیشتری خواهد داشت. یزدان که پدر و مادرش را در جنگ از دست داده و زمان دانشجویی در دانشکده هنر در تهران نزد عمه اش ساکن بوده، بعد از بهبود حالش در بیمارستان با عمه اش تماس می گیرد و به خانه او می آید.

تهیه کننده سریال در بند اروند : سعید مرادی
کارگردان سریال در بند اروند: سیامک صرافت
بازیگران سریال در بند اروند : چون حمید ابراهیمی، نفیسه روشن، وحید شیخ زاده، زهرا سعیدی و همچنین رزیتا غفاری، عمار تفتی و… به ایفای نقش پرداختند و در بند اروند به نقش آفرینی پرداختند.
سایر عوامل برنامه عبارتند از :
مشاور فیلمنامه: امین حسینیون، مدیر تصویربرداری: شهرام نجاریان، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: بهنوش صادقی، طراح صحنه و لباس: محمد صادقی، ناظر کیفی: امیر بوالی، طراح گریم: علیرضا جوادپور،صدابردار: علی عدالت دوست،مدیر تدارکات: مهدی رجبی، عکاس: نسیم افشاری، منشی صحنه: لیلا مربی
سریال در بند اروند محصول است از گروه فیلم های تلویزیونی شبکه سه که این سریال یعنی سریال در بند اروند دارای 7 قسمت 40 دقیقه ای است که به قلم وحید حسن زاده به رشته تحریر در آمده است. این مجموعه سریال در بند اروند داستان دو برادر رزمنده است که در ماجرای مجموعه یکی از آن ها از جبهه بازگشته و دیگری در طول جنگ مفقودالاثر شده است. در این سریال همچنین می بایست گفت که به ماجرای شهادت 25 شهید فرهنگی روستای هریکنده در مازندران اشاره می شود و داستانهایی پیرامون آن بیان می گردد.

در روزگار ما وقایعی بهدست دشمنان دین اتفاق افتاد که تـاریخ، مشابه آن را بهجز در صدر اسلام، با این کیفیت و حجـم، کمتـر به یـاد مـیآورد. هرکدام از این اتفاقات فتنهای جدا بود که برای دگرگون کـردن جامعهای بزرگ کفایت میکرد.
دربارهی کتاب:
این کتاب حکایت واقعی از سفرِ نویسـنده به همـراه دانشمند فقید، مرحـوم حجةالاسـلام والمسـلمین حـاج شـیخ حسـین قاسمی به مکّه معظمه است. این داستان، ذکر تـرور نافرجـام بزرگمردی ماندگار است که عملیات موفقی را نیـز درون خـود جـای داده است. در این کتاب سـعی شده است که نامهای نقـشآفرینـان داسـتان حتـیالامکان حقیقی باشد تا ضمن شاهدبودن بر صـحت نگـارش، تجلیلـی هم از رشادتهای آنها بشود.
دربارهی نویسنده:
«محمدحسن صادقزاده» در سال ۱۳۲۶ در اصــفهان متولــد شد و در ســال ۱۳۴۵ بــه اسـتخدام ارتـش در آمـد. وی در سـال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهی افسری شد و پس از دریافـت درجهی ستوانی به هنگ دانشجویان اصفهان منتقل شد. در مـاههـای اوجگیـری انقـلاب اسـلامی در سـال ۱۳۵۷ مدّتی به علّت فعالیت در جهـت پیـروزی انقـلاب اسـلامی بازداشت شد.
وی از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۲ عهـدهدار مشـاغلی چون مسئولیت انجمـن اسـلامی پادگـان سـقز، فرمانـدهی آتشبار توپخانـه، سرپرسـتی عقیـدتی-سیاسـی تیـپ ۲ سـقز، فرمانـدهی گروهـان قرارگـاه و بسـیج در قرارگـاه شـمال غـرب و همچنـین بازرسی لشکر ۲۸ سنندج بود.
سـال ۱۳۶۲ بـه اصـفهان منتقل شد و به تدریس در دانشـکدهی پدافنـد هـوایی، رئـیس بازرسی گروه ۵۵ توپخانه و تدریس در دانشـکده توپخانـه مشغول بود. سال ۱۳۶۵ به دورهی عالی رستهای اعزام و پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقل شد و در سمت فرمانـدهی گـردان توپخانـه خـدمت کرد.
پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقـل شد و در سـمت فرمانـده توپخانه خدمت کرد. پس از یک سال به لشـکر ۲۸ منتقـل شد و در آن لشکر مسئولیت رئیس آجودانی لشـکر و خودکفـایی لشـکر را عهـدهدار گردیـد.
از سـال ۱۳۶۸ تـا ۱۳۷۳ در آمادگـاه اصـلی اصفهان خدمت کرد. در سال ۱۳۷۳ به لشکر ۷۷ پیاده منتقل شد و مسئولیت رئیس آجودانی لشکر و فرماندهی خـدمات آن لشـکر را عهـدهدار بـود و در سـال ۱۳۷۵ بـا درجـهی سـرهنگی بـه افتخـار بازنشستگی رسید.

نماهنگ خانه ام جای دشمن نیست، نماهنگ زیبایی است که بمناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس از شبکه اول سیما پخش شد.
آهنگساز : بابک زرین
خواننده : مانی رهنما
شاعر : حمیدرضا صمدی

کارگردان : شهرام مسلخی
بازیگران : شوان عطوف ، سروش صحت ، لعیا زنگنه ، پوریا پورسرخ ، سولین دلپاک و آسو عمر سواره
خلاصه داستان : در فیلم عاشق ها ایستاده می میرند ، رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخهایی از هیوا سرباز عراقی پیدا میکند که سالها پیش رضا را در شرایط سخت جنگی نجات داده است و…
همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شهید شوشتری / لینک مستقیم دانلود
سردار شوشتری، ابتدا با بیان گوشه هایی از خاطرات عملیات های جنگی، به تأثیرات سیاسی، نظامی عملیات دوران دفاع مقدس در دنیا، اشاره کردند. ایشان با اشاره به گوشه هایی از عملیات والفجر ۸ به مدیریت جنگ (صحنه نبرد) توسط امام خمینی (ره) در دوران دفاع مقدس پرداختند.

همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شوشتری
مدت زمان : ۶۶ دقیقه
کیفیت : VCDRip (خیلی خوب)
[همایش راویان فتح نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – بهمن ۱۳۸۳]

خلاصه داستان : «رضا» پزشک موفقی است که خارج از ایران زندگی می کند. او با شنیدن خبر شروع جنگ، بدون اطلاع خانواده به ایران می آید و می رود جبهه. از طرفی خانواده ی رضا که سه ماه است از پسرشان بی خبرند، با نگرانی، پیگیر سلامتی اش می شوند؛ بی خبر از اینکه او در دل خطر است.
بازیگران : جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، حسن رجبیان، مرجانه گلچین
کارگردان : کریم آتشی

این کتاب گویا، بیانگر چند روایت از دوران اسارت آزادگان و نامهنگاری آنها با رهبر معظم انقلاب «حضرت آیت الله خامنهای» است.
روایتهای ابتدای کتاب از ماجرای اعزام آزادگان به جبهه آغاز میشود، به نحوهی اسیر شدن و شرایط اسارت میپردازد و تا زمان آزادی ادامه پیدا میکند. وجه اشتراک روایتهای کتاب، نامهنگاری اسرا، با حضرت آقا هست. با توجه به شرایط اسارت، نوشتن نامههایی خطاب به حضرت «امام خمینی(ره)» و مقام معظم رهبری با خطرات زیادی برای آزادگان عزیز همراه بود؛ این نامهها معمولاً در اتاق سانسور از بین میرفت. جایی که عراقیها به همراه تعدادی از منافقین، نامهها را کنترل میکردند تا مطلب خاصی در نامهها نباشد و غالباً به ایران نمیرسید.
رسیدن نامههایی معدود که با خلاقیت آزادگان و به صورت رمزی نگارش شده و رسیده، شبیه معجزه است؛ معجزهای برای ماندگار شدن ارادت اسرا به امام شهدا و حضرت آقا (و بالعکس) در تاریخ.
در مقابل، روایت ششم و پایانی کتاب، شرحی است از شرایط اسرای عراقیِ دوران جنگ که مهمان جمهوری اسلامی بودند و در امتداد زمان اسارت خود، خدمات فراوانی از جانب نظام اسلامی دریافت کردند، که منجر به علاقه و ارادت آنها به ایران و جمهوری اسلامی شد.
فصلهای کتاب عبارتند از:
اشاره
روایت اول: عموی چشم انتظارت (آزاده مهدی وطن خواهان)
روایت دوم: خدا با ماست (آزاده مجید عباسی)
روایت سوم: سلام خدا بر این مادر و فرزند (آزاده سید مرتضی نبوی)
روایت چهارم: مایهی افتخار کشورید (آزاده محمد صالحی)
روایت پنجم: مژدهی زنده بودن و امید (آزاده مهدی طیبی تفرشی)
* این کتاب به همت «موسسه فرهنگی هنری ایمان جهادی(صهبا)» تهیه و تدوین شده و انتشار یافته است.



