
در اسطوره ي ايراني، زن «زهره» است و «زهره» نگاهبان آتش خانه! يعني زن به جامعه ي ايراني، از تاريخ اسطوره تا واقعيت جاري، به جان ايران، گرما و زندگي داده است. يكي از بارزترين جلوه هاي گرما و زندگي بخشي زن ايراني، سالهاي پايداري ملي در برابر تجاوز دشمنان ايران و ايراني ست. يعني سالهاي دفاع مقدس! «زخم شانه حوا» روايتگر حماسه سازي، اسطوره پروري و در عين حال زخمهاي پيدا و پنهان مادران سترگ ايران زمين در هشت سال دفاع مقدس است و نيز «زخم شانه حوا» مي كوشد آينه اي روشن و شفاف-گرچه كوچك-در برابر روح بزرگ مادراني باشد، كه اگر نبود حماسه ي مقاومت و البرز پايداري آنها، اكنون مام ميهن در چنگال اهريمنان متجاوز، بدترين روزگار خود را سپري مي كرد!

کارگردان : رحیم-رحیمی-پور
بازیگران : فرامرز-قریبیان ، فاطمه-طاهری ، عنایت بخشی ، هوشنگ توکلی ، رضا قربانی ، نیما بانکی ، هادی انبارداری ، فریبرز سمندرپور ، احمد قدکچیان ، محمود احمدی ، فرنوش آل احمد ، محمد صادق پور ، حسن عظیمی ، پرویز شفیع زاده ، لیلی قندچی
کشور سازنده : ایران
سال ساخت : 1370
مدت زمان : 81 دقیقه
خلاصه داستان : قرارگاهی در جنوب، مورد حمله هوایی دشمن قرار می گیرد، از جمله مجروحان عبدالعلی صفری (یک بسیجی داوطلب از بهشهر) استرارگاهی در جنوب، مورد حمله هوایی دشمن قرار می گیرد، از جمله مجروحان عبدالعلی صفری (یک بسیجی داوطلب از بهشهر) است

کارگردان : کمال تبریزی
بازیگران :میلاد کی مرام ، مینا ساداتی ، شاهرخ فروتنیان ، بهرنگ علوی و شایسته ایرانی
خلاصه داستان : فیلم امکان مینا ، مهران و مینا زوجی خوشبخت هستند که در زندگی با مشکلی روبرو میشوند و آن رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر مینا است. مهران که خبرنگار است ، مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد و بر اثر بمباران منطقهای که همسرش در آنجا مشغول به تحصیل است ، متوجه فعالیتهای مشکوک او میشود و…

بازیگران: مهدی احمدی، یوسف جوکار، بهرام زندی، محمدابراهیم جعفری، حمید فرخ نژاد، لوون هفتوان، بهناز رودانی، علی گله دری، رضا پژوهی، عبدالرضا باغبان …
خلاصه داستان فیلم سینمایی در کوچه های عشق:
جوانی بیست و چند ساله که در آغاز جنگ همراه خانواده اش از آبادان مهاجرت کرده است، پس از پایان جنگ با پدرش به آبادان بازگشته و با دیدن شهر و خانه شان که ویران شده، در بازگشت قطعی به شهر مردد است. طی روزهایی که پدر برای ترمیم خانه ویرانشان اقدام می کند. جوان که در کوچه های خالی شهر تنهاست به دوستان کودکیش و بازی و عشق ها و شیطنت هایشان می اندیشد. پیرمردان صبوری را ملاقات می کند که همه مصائب جنگ را تحمل کرده اند و در شهر مانده اند و بالاخره شاهد حقارتی می شود که مهاجران در شهرهای دیگر برخود تحمیل کرده اند. جوان بالاخره تصمیم به بازگشت قطعی می گیرد. در آبادان، از کودکان دیروز، آنها که مانده اند، جوان و شکوفا شده اند و کودکان امروز میان ویرانی ها به بازی می پردازند و زندگی همچنان ادامه دارد…

خط آتش (فیلم) فیلمی به کارگردانی فرید سجادی حسینی، سیدعلی سجادیحسینی و نویسندگی علی توکل نیا ساختهٔ سال ۱۳۷۳ است. تکاوران ایرانی برای انجام مأموریتی مهم به خاک عراق می روند. اما درست قبل از انجام مأموریت، با صحنه شکنجه دو بسیجی را رو به رو می شوند و …. احمد نجفی داوود رشیدی حسین ملاقاسمی داوود رسولیان جمشید جهان زاده نادیا دلدارگلچین سیامک اطلسی از بازیگران این فیلم جنگی هستند
خلاصه داستان فیلم خط آتش :
تکاوران ایرانی برای انجام مأموریتی مهم به خاک عراق می روند. اما درست قبل از انجام مأموریت، با صحنه شکنجه دو بسیجی را رو به رو می شوند و ….

«حجت » كه تنها برادرش را در جنگ از دست داده است از اينكه در سال هاي آخر در كنارش نبوده رنج مي برد و براي تسلي خاطر خود تابلويي را به ياد او سفارش مي دهد. به زودي شركتي كه حجت با موفقيت اداره اش مي كرد، دچار مشكل مالي مي شود. تلاش او براي رفع اين مشكل فرصتي فراهم مي آورد تا به گذشته برگردد و زندگي خود و برادرش را مرور كند.

خلاصه داستان فیلم : در فیلم عیسی می آید ، عیسی، اسیر ایرانی، از اردوگاه اسارت عراقی ها می گریزد و به سمت مرز ایران حرکت می کند. در بین راه نامه دخترش حنا را می خواند که از او خواسته زودتر به ایران برگردد و او را با دختر به باغوحش و شهربازی ببرد. عیسی که سخت مجروح شده، خود را تا لب مرزی آبی می رساند…. فیلم عیسی می آید را با لینک مستقیم و به صورت رایگان می توانید از ایرانیان دانلود دریافت کنید.
بازیگران فیلم : رضا کیانیان، رضا افشار، شیلا خداداد، آیدا تبیانیان، مجید عبدالعظیمی، علی اصغر طبسی

رعنا که مدتهاست منتظر بازگشت همسرش (حبیب) از جبهه است، حین نگهداری از پدر پیرش به وی در کار چراغ سازی نیز کمک می کند. این در حالی است که مردی به نام رحمت نیز خواستگارش است…
کارگردان: پناه بر خدا رضایی

بازیگران: محمد کاسبی ، مجید مجیدی ، رضا چراغی ، حبیب ولی نژاد ، عصمت مخملباف و …
خلاصه داستان : مشهدی ایمان عشق رفتن به جبهه را در سر دارد برای همین بدهکاری هایش را تسویه می کند، دخترش را به خانه بخت می فرستد و فرزند نابینایش را از روستا به بیمارستانی در تهران می برد، ولیکن دامادش و پسرش زودتر از او به جبهه می روند و با شهادت داماد و مجروح شدن پسرش و همینطور برای کمک به خانواده های بی سرپرست روستا، مشهدی ایمان در روستا ماندگار می شود، ولی برای اینکه مشکلات رفتن به جبهه از سر راهش برداشته شود به امام رضا پناه می برد و همان جاست که شفای فرزندش را می گیرد.

فیلمی به کارگردانی مجتبی راعی ساختهٔ سال ۱۳۷۱ است.
گروهی از رزمندگان ایرانی پس از عبور از موانع بسیار به نیروهای دشمن حمله ور می شوند وپس از وارد کردن ضرباتی به آن ها در محاصره قرار می گیرند. رزمندگان با کمبود مهمات و تلفات سنگین و تنگ تر شدن حلقة محاصرة دشمن تصمیم می گیرند برای شکستن حلقه محاصره تونل باریکی حفر کنند….
بازیگران: مهدی فقیه, عبدالحسن برزیده , علیرضا اسحاقی , محسن قصابیان , فرید کشن فلاح

خلاصه داستان : در جنگ ایران و عراق، حامد که پدر و مادر خود را در بمباران و اشغال بستان گم کرده است، به اردوگاه مهاجران جنگی د رشمال کشور منتقل می شود….
بازیگران : مهدی اسدی ، محسن پناهی ، محسن موسوی ، فاطمه تقوی ، رضا یاقوتی ، هدایت اله نوید ، علیرضا رهبری ، محمد یوسفی ، مریم اشرفی

تارا به اصرار همسر رزمنده اش فرهاد، به مناسبت انتشار اولين كتابش «تب توت فرنگي» از همه كساني كه نامشان در اين كتاب برگرفته از خاطرات واقعي تارا آمده، دعوت مي كند تا با هم جشن بگيرند. همان شب در جريان جشن، پس از ورود ناشناسي به خانه آنها صداي شليك مي آيد، فرهاد كشته و تارا نيز به شدت زخمي مي شود. پليس بهترين سرنخ را همان كتاب تارا مي داند و از همه كساني كه نامشان در كتاب آمده تحقيق مي كند. سيمين، ترانه دوست صميمي تارا را پيدا مي كند و پيشنهاد مي كند تا كتاب را بخواند. تارا كتاب را تقديم به دوستش روژين كرده است. ترانه با خواندن كتاب گذشته را به خاطر مي آورد. اين كه آنها ـ تارا و روژين و او ـ دوستان صميمي همديگرند، اما روژين كه مجبور است تن به ازدواجي ناخواسته بدهد درست در روز ازدواجش توسط عوامل پسرخاله اش جلال دزديده مي شود. از آن سو ترانه، تورج برادرش را به ياد مي آورد كه خواستگار سمج تارا است، اما تارا به فرهاد، رزمنده اي كه دوست برادر شهيدش محمود است، علاقه دارد. در زمان حال و در مراسم تدفين فرهاد، امير شوهر ترانه به ديدن او مي آيد و معلوم مي شود آنها با داشتن يك دختر پنج ساله به نام غزاله، متاركه كرده اند و امير اصرار دارد كه آنها دوباره با هم زندگي كنند. از سوي ديگر پليس به تورج مشكوك است، زيرا سال ها قبل تارا به خواستگاري تورج جواب منفي داده، اما خودش به خواستگاري فرهاد رفته و نهايتاً با او ازدواج كرده است. نسرين گذشته را به خاطر مي آورد كه تورج چگونه در يكي از روزها به مقر زنان رزمنده آمده تا از تارا انتقام بگيرد، اما نهايتاً دست به خودزني مي زند و باز در زمان حال وقتي ترانه و سيمين به محل كار تورج مي روند متوجه مي شوند كه او توسط پليس دستگير شده است. همكارش مي گويد حيف كه تورج در زمان جنگ و در اسارت توانايي حرف زدنش را از دست داده و گرنه تعريف مي كرد كه او سردار را نكشته است. چند شب بعد غزاله توسط شخصي از ماشين پدرش امير دزديده مي شود و رباينده، امير را تهديد مي كند كه مي تواند انتخاب كند كه يا چشم هاي او كور شود يا چشم هاي دخترش غزاله. از طرفي رباينده به ترانه زنگ مي زند و به او مي گويد حالا زماني است كه او بايد به ماهيت واقعي امير كه نام مستعار شهاب را دارد پي ببرد. ترانه كه به امير معترض است و به ترانه مي گويد كه شوهر روژان كسي است كه چشمان فرهاد را كور كرده و حالا هم قصد كشتن او را دارد. نسرين كه از زبان ترانه نام روژان را مي شنود، باز گذشته و روز دستگيري روژان به جرم جاسوسي براي عراقي ها را به ياد مي آورد و اين كه چگونه چند روز بعد عوامل جلال به قرارگاه حمله مي كنند تا روژان را نجات دهند، اما او كه در مواجهه با تارا معناي زندگي را فهميده از رفتن امتناع مي كند و نهايتاً كشته مي شود. جلال با اين تصور كه زنش در قرارگاه و توسط فرهاد كشته شده چشمان او را كور مي كند ولي بعد براساس كتاب تارا پي مي برد كه قاتل روژان شهاب بوده است. در زماني كه قرار مي گذارد غزاله را به او تحويل دهد و چشمانش را كور كند، امير باز او را گول مي زند و تأكيد مي كند روژان زنده است و جلال مي تواند با موبايل با او صحبت كند. اما موبايل در دست جلال منفجر و او كشته مي شود. ترانه كه در جريان همه وقايع قرار گرفته، با نفرت مي گويد كه ديگر نمي تواند امير را تحمل كند. امير هم كه نمي تواند او را بكشد نهايتاً خودش را از بالاي برج پرتاب مي كند. از طرفي ديگر تارا با به ياد آوردن فرهاد در بيمارستان مي ميرد.

پدر و مادر چهار برادر در بمباران شهرستان کشته میشوند و هیچ اثری از جنازهشان بدست نمیآید. چهار پسر آنها، هادی (کارگردان سینما)، جعفر (پزشک)، حسن (مهندس) و جلال (دلال) راهی شهر زادگاهشان شده و در آنجا با خانهٔ ویران شدهشان روبرو میشوند. پدر به تناوب بر هر کدام از این برادران و خانوادهشان ظاهر میشود و از آنها میخواهد که به خانهشان بازگردند. برادران جستجوی وسیع را برای یافتن پدر و مادر آغاز میکنند. آنها در پایان میفهمند که پدر و مادرشان از بمباران جان سالم به در بردهاند و این حوادث به تمامی تمهیدی بوده از طرف پدر و مادر تا آنان را مجدداً به اصلشان بازگرداند.

خلاصه داستان :
فیلم سینمایی دموکراسی تو روز روشن , روایتی از سرگذشت یک سردار جنگ است که در زندگی اشتباهاتی مرتکب شئه است. وی در عالم برزخ سعی در جبران خطاهایش دارد…
هنرمندان :
محمدرضا گلزار، حمید فرخ نژاد، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، نیوشا ضیغمی، نیما شاهرخ شاهی، ارژنگ امیر فضلی، قاسم زارع، مهران رجبی، فخرالدین صدیق شریف و…

«علي» پس از اطلاع از مجروح شدن پدرش در جبهه، عازم مناطق جنگي مي شود. يكي از هم رزمان پدر او را در اين سفر همراهي مي كند. آن دو به خط مقدم مي روند. پدر به شهادت رسيده است و پيكر او در نقطه اي قرار گرفته كه امكان دسترسي به آن ميسر نيست «علي» بين بازگشت به خانه و ماندن در جبهه، ماندن را بر مي گزيند و عمليات آغاز مي شود…
تهیه کننده: مصطفی علمیفرد
مجری طرح: شرکت هورشید فیلم
مدیر برنامهریزی و تولید: محمد عفراوی
مدیر صدابرداری: وحید سلطانی
تدوین: مهدی مهرنیا
طراح صحنه و لباس: محمد محمدی
طراح چهرهپردازی: فاطمه سنجرانی
دستیاران کارگردان : امیرعلی فارغی، بهزاد طالبی
موسیقی: محمد مهدی گورنگی
صداگذار: مهدی اکبریانپور
نورپرداز: مرتضی صفدرینهاد
مدیر تدارکات: مرتضی پویاچی
مشاور تولید: فاطمه حیدری
عکاس: آرمین مهدوی
بازیگران: جعفر دهقان، زهرا سعیدی، حسین توشه، شهرام ابراهیمی، اکبر دانیالی، سولماز آقمقانی، سیما خضرآبادی، مهرداد نیکنام، میترا دهقانی، مجید شمیلی، رحمان برهانی، مهناز فردین و علیرضا دغلاوی

بازیگران : حميد فرخ نژاد – لادن مستوفي – باران كوثري – حبيب دهقان نسب – آتش تقي پور – آرتويت زهرابيان و …
خلاصه داستان : چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود….

خلاصه داستان: قصه عشق یک خبرنگار ایرانی به یکی از بازماندگان بمباران شیمیایی حلبچه است و روایتی عاشقانه از آدم هایی است که در میان مرگ و زندگی برای مقاومت و حفظ حیات انسانی به عشق و ایمان متوسل میشوند…
~~~~~~~~
بازیگران: بهرام رادان، شیلان رحمانی، بهمن زرینپور، قطبالدین صادقی، شوان عطوف

فیلم سینمایی «یدو» تازهترین فیلم کارگردان فیلم 23 نفر است. این فیلم مانند ساخته تحسینشده قبلی کارگردانش به موضوع جنگ و کودکان و نوجوانان پرداخته است. مهدی جعفری در این فیلم که در گونه دفاع مقدس و کودک و نوجوان است، اولین ماههای جنگ تحمیلی را در آبادان در حال محاصره را به تصویر کشیده است.

هادي به منظور انجام تحقيقات خود جهت فيلمسازي روانه كرواسي مي شود. عزيز دوست هادي در جريان مسافرت او به كرواسي با در اختيار قرار دادن يك نوار كاست، يك قطعه عكس، و يك نيمه پلاك از وي براي يافتن دختري بنام فاطمه كمك مي گيرد هادي بوسيله آشنايي با زني بنام حنيفه كه آشنا به زبان فارسي است به جستجوي فاطمه مي پردازند. در اين ميان هادي پي به رابطه قبلي عزيز و فاطمه برده و متوجه مي شود كه آنها قصد ازدواج داشته اند كه اين مطلب توسط اصغر دوست مشترك ميان عزيز و هادي پنهان مي شود. پليس كرواسي هادي را بعلت نداشتن ويزاي آن كشور از كرواسي بيرون كرده و هادي و حنيفه در جستجوي فاطمه به بوسني و جبهه جنگ منتقل مي شوند. هادي در جريان درگيري نيروهاي بوسنيايي صرب مجروح شده و به عقب منتقل مي شود. فاطمه نيمه پلاك را بدون يافتن هيچ اطلاعاتي از آن پيدا نمي كند.

کارگردان: محمدحسین لطیفی
ژانر: جنگی, دفاع مقدس
مدت زمان: 90 دقیقه
سال تولید: 1385
بازیگران:
حامد بهداد, پوریا پورسرخ, باران کوثری, برزو ارجمند, مهدی صبایی, شهرام قائدی, مرتضی زارع, مالک سراج, مجید یاسر, مهدی ساکی و…
خلاصه داستان:
این فیلم، روایت آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر در سال ۱۳۵۹ است. سمیره و رضا، خواهر و برادری که همراه سایر مردم در حال مقاومت هستند. حلقه محاصره دشمن تنگ تر میشود و در نتیجه سمیره که پاهایش شکسته است و نمیتواند فرار کند در خانه باقی میماند…
این داستان برداشتی آزاد از یک ماجرای واقعی میباشد که درآن همه عوامل زنده می مانند!

خلاصه داستان : در کشاکش جنگ ایران و عراق سه گروه از رزمندگان برای تصرف تپهای با موقعیت استراتژیک که در اختیار ارتش عراق است، وارد عمل میشوند. اعضای دو گروه بر اثر بمباران شیمیایی کشته میشوند؛ اما گروه سوم، تحت فرماندهی فردی به نام حاج حسین، پس از جنگ و گریزهای فراوان موفق به باز پس گرفتن تپه میشوند.

سربازان عراقي درصدد هستند تا مردان يك روستاي مرزي را به جبهه ببرند، اما آن ها ريشه خود را ايراني مي دانند. به همين دليل شبانه تصميم به فراري دادن جوان ها مي گيرند. قضيه لو مي رود و عراقي ها دستور دستگيري همه مردان جوان روستا را مي دهند. در اين بين مردم شورش مي كنند و سرهنگ و سربازان عراقي را در پاسگاه زنداني مي كنند و آماده كوچ به طرف ايران مي شوند، اما باز درگيري ميان سربازان عراقي و مردم صورت مي گيرد و سرهنگ عراقي اوياق خان، بزرگ روستا را مجبور مي كند كه يا تسليم شود و يا بپذيرد كه مردم روستايش مانند مردم حلبچه در يك بمباران شيميائي كشته شوند. اوياق خان بدون اينكه مردم روستا قبول كنند تسليم مي شود، اما مردم مي فهمند و با سربازان عراقي درگير مي شوند و در انتها پرچم خونين ايران را به احتزاز در مي آوردند.



