دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۵ مهر ۱۴۰۴ 154 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۵ مهر ۱۴۰۴ 259 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی قهرمان شماره ۷۵۶ بسته هستند

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۴ مهر ۱۴۰۴ 207 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۴ مهر ۱۴۰۴ 217 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۳ مهر ۱۴۰۴ 260 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۳ مهر ۱۴۰۴ 166 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۲ مهر ۱۴۰۴ 171 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۱ مهر ۱۴۰۴ 180 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۲۰ مهر ۱۴۰۴ 174 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۹ مهر ۱۴۰۴ 219 بازدیدبدون نظر »
محمدرضا نجاری، برای خدمت در ناوچه‌ی پیکان به بوشهر اعزام می‌شود. او با ناوبان حفیظی آشنا می‌شود و اطلاعاتی از محل خدمتش به دست می‌آورد. دراین بین ناو استوار کرم‌پور قصه‌ی خود و فرمانده‌اش‌، ناخدا همتی را بازگو می‌کند… دشمن تحریکاتی را در مرزهای آبی و خاکی آغاز کرده است. برای مبارزه با تجاوز احتمالی دشمن، قرارگاه عملیاتی نیروی رزمی ۴۲۱ ، در بندر بوشهر، به فرماندهی ناخدا مدنی‌نژاد تشکیل می‌شود.ناخدا همتی که به تهران آمده، بعد از شنیدن خبر حمله‌ ی دشمن، در شهریور ۵۹، خیلی زود خود را به بوشهر می‌رساند. ناوچه‌ی پیکان برای انجام عملیات عازم خلیج فارس می‌شود. ناوچه‌ی پیکان بعد از انجام چند عملیات موفق برای عملیات مروارید انتخاب می‌شود. آنها بعد از منهدم کردن چندین ناوچه و شناور دشمن، با پیروزی به سمت چاه‌های نفت نوروز حرکت می‌کنند که در زمان استراحت، ناگهان مورد حمله‌ی نیروهای دشمن قرار می‌گیرند. مبارزه‌ای شدید آغاز می‌شود…

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۹ مهر ۱۴۰۴ 244 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی همیشه مروارید بسته هستند

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۸ مهر ۱۴۰۴ 129 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۸ مهر ۱۴۰۴ 177 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۷ مهر ۱۴۰۴ 148 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۷ مهر ۱۴۰۴ 196 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۶ مهر ۱۴۰۴ 325 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۶ مهر ۱۴۰۴ 215 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۵ مهر ۱۴۰۴ 225 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۵ مهر ۱۴۰۴ 214 بازدیدبدون نظر »
دسته بندی : اهل بیت (ع) , کتب صوتی

کتاب «این است شیعه» نوشته‌ی «باقر شریف‌‌القرشی» و ترجمه‌‌ی «سیدمحمّد صالحی» است. نویسنده در تلاش است دلایلی محکم و قطعی درباره‌‌ی شیعه و شیعگی، ظلم‌هایی که بر اهل بیت رسول خدا(ص) رفته است و درکل، اثبات حقانیت شیعه، منتشر کند.

شیعه از زمان طلوع تاریخ اسلام، در زندگی سیاسی و دینی مسلمانان ظاهر شد و شعار محبت و دوستیِ اهل‌‌بیت نبوت(ع) را سرداد و اهداف آنها را هدف و اساس زندگی و عقیده خود قرار داد.

امروزه شیعه و رسم شیعگی، با وجود دادنِ خون بزرگ‌ترین مظلومان عالم، در طول بیش از هزار و دویست سال، هنوز حتی میان کسانی که خود را شیعه می‌نامند، مظلوم مانده است و نیازمند اثبات و مستندسازی است.

پیرویِ شیعه از اهل‌‌بیت و دوستی با آنها، عاطفی و تقلیدی نیست، بلکه دلایل محکم و قاطع از کتاب و سنت آنها را به پیش برده است و از این رو، خود را ملزم به مودّت و پیروی از ائمه(ع) می‌دانند. با این وضع، ممکن نیست که از کتاب خدا و سنّت نبی او دوری کنند.

میراث حضرت فاطمه(س)، از پدرش در روز سقیفه غصب شد؛ امیرالمومنان(ع) از خلافت منع شد؛ امام حسن(ع) مسموم گشت و امام حسین(ع) آشکارا کشته شد.

زیدبن‌‌علی در کناسه به دار آویخته شد؛ در‌حالی‌که سر او در میدان معرکه بریده شد و فرزندانش محمد و ابراهیم به دست عیسی‌بن‌موسی عباسی کشته شدند. علی بن موسی به دست مأمون مسموم شد و ادریس از فَخ فرار کرد تا به آندلس رسید و یحیی‌بن‌عبدالله بعد از امان و ایمان و بعد از پیمان مؤکد و ضمانت، کشته شد.

نظر بزرگان درباره‌ی این مذهب و داستان شورای سقیفه، احتجاج بزرگان صحابه، منافقان و مرتدان، روش سیاست نزد شیعه، مراقبت‌های تربیتی و اخلاقی نزد شیعه، مرجعیت عامه، صفات مرجع، جدایی مرجعیت از دولت، صفات خدای متعال، عدل الهی، سجده بر تربت حسینی، بوسیدن ضریح، برآوردن حاجت و … برخی از سرفصل‌های «کتاب این است شیعه» است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۱۴ مهر ۱۴۰۴ 513 بازدیدبدون نظر »
در این کتاب اندیشه‌های سیاسی و اخلاقی امام حسن عسکری (ع) مرور و بررسی شده‌است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۹ مهر ۱۴۰۴ 395 بازدیدبدون نظر »
«غروب خورشید در سامرا» نوشته‌ی «محمدرضا بایرامی» داستان زندگی امام حسن عسکری (ع) است که با بیانی روان و شیوا به تصویر کشیده شده‌است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۹ مهر ۱۴۰۴ 553 بازدیدبدون نظر »

امانت

حاج محمود که از رزمندگان دوران جنگ است، حالا در بازار حجره ی خرازی دارد. او این روزها به دلیل اثرات شیمیایی در سالهای جنگ، قادر به اداره ی امور آنجا نیست. پس حجره را به پسر و دامادش سپرده است…

حاج محمود گهگاهی به خاطر این ضایعات شیمیایی به بیمارستان می رود. دکتر هشدار داده که باید به شدت درمانش را پیگیری کند و برای مدتی در بیمارستان بستری شود. اما او از کاری نیمه تمام حرف می زند که ذهنش را درگیر کرده و باید برای انجام آن به سفر برود. رازی که هیچکس از آن با خبر نیست. دکتر با رفتن او مخالفت می کند و از ترکشی می گوید که نزدیک قلب او قرار گرفته است و اگرزودتر جراحی نشود ممکن است موجب مرگش شود. اماحاج محمود که آرام و قرار ندارد، به اجبار شبانه از بیمارستان فرار می کند. او به محض خارج شدن ار بیمارستان به سراغ حاج حیدر ، دوست و همرزم قدیمی اش می رود. همسر حاج محمود ، قدسی خانم و بچه ها که حالا از فرار او با خبر شده اند، بسیار ناراحت و نگران به دنبال خبری از او هستند. حاج محمود و حاج حیدر به سراغ سید یحیی یکی دیگر از دوستانشان می روند تا همه با هم راهی خرمشهر شوند. اما سید یحیی به دلیل صدمات شیمیایی شهید شده است. آنها سالها پیش امانتی را در خرمشهر زیر خاک پنهان کرده اند و عهد کرده اند که آن را به صاحبش برگردانند. در منزل سید یحیی با شهرام آشنا می شوند. شهرام خواهر زاده ی همسر سید یحیی است و در این سفر با آنها همراه می شود. قدسی خانم و بچه ها به دنبال پیدا کردن راهی هستند که خبری از حاج محمود بگیرند اما هیچ کس خبری از او ندارد. حیدر محمود را راضی می کند که با منزل تماس بگیرد تا آنها از نگرانی در بیایند. محمود به همسرش می گوید که باید به این سفر برود. آنها دو همرزم دیگر خود را پیدا می کنند و راهی می شوند. به خرمشهر می رسند. گنج مورد نظر حاج محمود برای شهرام ناشناخته است و شهرام بسیار کنجکاو است تا زودتر گنج را بیابند. آنها به مکان مورد نظر می رسند و شروع می کنند به کندن زمین . بعد از تلاش فراوان بالاخره به جعبه ی آهنی می رسند که در آن …

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 858 بازدیدبدون نظر »
گلستان یازدهم
این کتاب دربردارنده‌ی خاطرات «زهرا پناهی‌ روا»، همسر «شهید علی چیت‌سازیان» از سرداران شهید استان همدان است.

این کتاب با زبانی صادقانه زندگی یک ‌سال و هشت‌ماهه‌ی شهید چیت‌سازیان و همسرش را شرح می‌دهد. فرمانده‌ای که در جبهه، به‌سببِ مهارت‌های رزمی و شجاعتش، به «عقرب زرد» معروف بود، در خانه با مادر و همسرش به اندازه‌ای با مهر و محبت رفتار می‌کرد که گویی این قلب رئوف هیچ‌گاه سابقه‌ی حضور در جنگ نداشت.
کتاب «گلستان یازدهم» یک عاشقانه‌ی آرام در دل جنگ است که در ۱۷ فصل تدوین شده است و از زمان تولد فرزند شهید آغاز می‌شود و تا این روزهای راوی ادامه می‌یابد.
ایجاد جریان سیال ذهن در روایت خاطرات، فضاسازی، حفظ لهجه‌ی شخصیت‌ها در کتاب و شخصیت‌پردازی با استفاده از گفت‌وگو، از شیوه‌هایی است که در این کتاب قابل درک است.
پناهی روا از جمله بانوانی است که فرزندش پس از شهادت همسرش متولد می‌شود. درواقع این کتاب چهره‌‌ی دیگرِِ یکی از شهدای دفاع مقدس را نشان می‌دهد. مردی که در خانه‌اش یک همسر مهربان است و در بیرون از خانه یکی از بسیجی‌های «امام خمینی(ره)» است که اگر جنگ ۲۰ سال دیگر هم طول بکشد، باید در جبهه باشد.

* متن تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب‌ بدین شرح است: «بسم‌ الله ‌الرّحمن‌ الرّحیم. این روایتی شورانگیز است از زندگی سراسر جهاد و اخلاصِ مردی که در عنفوان جوانی به مقام مردان الهی بزرگ نائل آمد و هم در زمین و هم در ملأ اعلی به عزّت رسید. هنیئاً له. راوی‌ـ شریک زندگی کوتاه اوـ نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانه‌ی خود به‌روشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این‌همه جان داده است. آفرین بر هر دو بانو؛ راوی و نویسنده‌ی کتاب».

*فهرست کتاب:
مقدمه ● فصل اول: خاطراتم فیلم می شود ● فصل دوم: خواستگاری با چشم های آبی ● فصل سوم: نامه عاشقانه ● فصل چهارم: ماه عسل دوم ● فصل پنجم: گُلُم ● فصل ششم: گلستان یازدهم ● فصل هفتم: کاش باسعیدآقا نمی رفتیم ● فصل هشتم: پرده‌های بنفش و صورتی ● فصل نهم: سیب گلاب ● فصل دهم: راهکارِ اشک ● فصل یازدهم: بافتنی ● فصل دوازدهم: انارهای تَرَک خورده ● فصل سیزدهم: یه شب زندگی با یه مرد ● فصل چهاردهم: ستاره پدر ● فصل پانزدهم: مامانِ دانش‌آموز ● فصل شانزدهم: پشتِ ردیفِ درخت‌ها ● فصل هفدهم: زخم اثناعشر ● تصاویر

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 747 بازدیدبدون نظر »
زمان جنگ، رزمنده ها در دل سنگر منتظر هستند. در حمله ای که انجام داده اند ابراهیم جا مانده است و نادر از این موضوع عذاب وجدان گرفته و مدام با همه درگیر می شود.

نادر که رفیق صمیمی ابراهیم است و از بچه گی با هم بزرگ شدن در عملیاتی که برای شناسایی رفتند ابراهیم زخمی می شود و نمی توانند او را به عقب بر گردونند نادر که به مادر ابراهیم قول داده است که مراقب پسرش باشد می خواهد به جایی برگردد که ابراهیم زخمی شده است تا اورا به عقب برگرداند حاج اسماعیل فرمانده گردان مشغول طراحی یک عملیات است برای نجات ابراهیم و می خواهد کاری کند که دوست صمیمی اش نادر در این عملیات او را همراهی نکند، اما نادر او را به قرآن قسم می دهد که اجازه دهد در این عملیات کنارش باشدو…

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 746 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 702 بازدیدبدون نظر »
این کتاب زندگی، تلاش‌ها و فداکاری‌های «شهید سرلشکر ولی‌الله فلاحی» (فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران) را در دوران دفاع مقدس روایت می‌کند.

«ولی‌الله فلاحی» در سال ۱۳۱۰ در طالقان به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در طالقان و دبیرستان نظام تهران گذراند. وی پس از دریافتِ دیپلم متوسطه، در مهرماه سال ۱۳۳۰ وارد دانشکده‌ی افسری شد و با درجه‌ی ستوان دومی و رسته‌ی زرهی فارغ‌التحصیل شد؛ سپس در لشکر ۹۲ زرهی خدمت خود را آغاز کرد.
فلاحی به‌سببِ مخالفت‌ با حکومت پهلوی، از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۲ چهار بار به زندان افتاد؛ امّا به واسطه‌ی تفکّر و دانش بالایی که داشت، از افسران زبده‌ی ارتش شاهنشاهی بود و همواره مورد احترام فرماندهان ارشد ارتش بود.
فلاحی با درجه‌ی سرهنگ دومی، به همراه گروهی از افسران ایرانی، به عنوان ناظر صلح سازمان ملل در آتش‌بس ویتنام، از سال ۱۳۵۱ تا اواسط ۱۳۵۳ در این کشور حضور داشت.
او در ۱۲ مهرماه ۱۳۵۷، پس از گرفتن درجه‌ی سرتیپی، به شیراز منتقل شد و به عنوان معاون فرماندهی مرکز پیاده‌ی شیراز به کار خود ادامه داد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، «شهید سپهبد قرنی» به شهید فلاحی پیشنهاد فرماندهیِ نیروی زمینی ارتش را داد. وی با وجود شرایط خاصّ آن زمان (که کسی عهده‌دار این مسئولیّت نمی‌شد)، با جسارت این مسئولیّت را پذیرفت و اذعان داشت خونی که در بدن دارد، برای مردم، انقلاب و دفاع از میهن خواهد بود.
او از آغاز جنگ، همواره در جبهه‌های نبرد حضور داشت. پس از برکناری «ابوالحسن بنی صدر» از فرماندهی کلّ قوا، طیّ حکمی از سوی «حضرت امام خمینی (ره)» مسئولیّت جانشینیِ رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران را بر عهده گرفت.
امیر سرلشکر فلاحی، افسری بسیار عالِم در امور نظامی، فعّال و کوشا بود و علاقه‌ی فراوانی به حفظ نظام جمهوری اسلامی داشت و تا آنجا که در توان داشت، ضمن ایجاد هماهنگی بین ارتش و دیگر نیروها، مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مردمی، از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابل هجمه گروهک‌ها دفاع کرد.
ولی الله فلاحی در تاریخ بیست و نهم خرداد ۱۳۵۹ به ریاست ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و در همان زمان نیز آشوب و درگیری در مناطق غربی کشور و تجاوزهای پراکنده‌ی رژیم بعثی عراق به کشورمان آغاز شد.
با پیدایش این اوضاع، وی هفته‌ای دو روز در ستاد مشترک ارتش حضور می‌یافت و با تشکیل جلسه‌های فشرده و دادنِ دستورهای لازم و ایجاد هماهنگی با اداره‌های متعدّد ستاد و دیگر نیروها، خیلی سریع به جبهه‌های جنگ برمی‌گشت و در خطّ مقدّم در کنار نیروهای رزمنده قرار می‌گرفت.
شهید فلاحی در مقام رئیس ستاد ارتش گفته بود: «من وجب به وجب خاک خوزستان را به علّت محلّ خدمت اوّلیه‌ام می‌شناسم. با توجّه به پیش‌رویِ سریع عراق، آرزو داشتم که ارتش عراق زمین‌گیر شود که چنین شد. اکنون تنها یک آرزوی دیگر دارم؛ تنها آرزویم این است که ارتش متجاوز عراق را از طرف آبادان تا مارد عقب بنشانم.» با طراحی و اجرای پیروزمندانه‌ی «عملیّات ثامن الائمه» و رفع حصر آبادان، آرزوی شهید فلاحی برآورده شد و وضعیّت راهبردیِ جنگ دگرگون و زمینه برای پیروزی‌های بزرگ فراهم شد.
او در زمانِ عملیّات ثامن الائمه (ع) به منطقه‌ی عملیّاتی شتافت و پس از کسب پیروزیِ ارزشمند در این عملیّات، در شامگاه هفتم مهرماه به همراه تعداد دیگری از فرماندهان جنگ، به قصد دیدار با حضرت امام خمینی (ره)، فرمانده‌ی کلّ قوا، و ارائه‌ی گزارش به محضر ایشان، راهی تهران شد که با سقوط هواپیمای حامل آنان در نزدیکی تهران، به درجه‌ی رفیع شهادت نائل شد.

* این کتاب با همکاری سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدّس ارتش جمهوری اسلامی ایران و مجوز رسمیِ انتشارات آتشبار به کتاب گویا تبدیل شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 766 بازدیدبدون نظر »
جلسه ناتمام: مروری بر زندگانی و خاطرات شهید سرلشکر خلبان سید نصرالله آسیایی
این کتاب مروری است بر زندگی و خاطرات «شهید سرلشکر خلبان سید نصرالله آسیایی».

«سید نصرالله آسیایی»، فرزند سید امان‌الله، در روز ۱۹ دی‌ماه ۱۳۲۰ در شهرستان «صحنه» از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمد. وی در زادگاه خود به مدرسه رفت و باوجود وفات پدرش و تنگ‌دستیِ خانواده، وارد آموزشگاه درجه‌داری شد و سرانجام در سال ۱۳۴۶ دیپلم متوسطه گرفت.
سپس در آزمون ورودیِ دانشکده‌ی افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی پرداخت.
با پایان دروس دانشکده به هوانیروز پیوست و با توجه به علاقه‌ی ویژه به خلبانی، دوره‌ی آموزشی تخصصی پرواز را سپری کرد و به جمع خلبانان هوانیروز پیوست و به پایگاه اصفهان منتقل شد.
خلبان آسیایی علاقه‌ی ویژه‌ای به ورزش داشت؛ از این رو در اصفهان زورخانه‌ای راه‌اندازی کرد.
پس از پیروزی انقلاب، در کردستان به اسارت ضدّ انقلاب درآمد که با کاردانی و رشادت، توانست خود و همراهانش را از بند منافقان رها کند.
وی «استاد خلبانی» بود و در محل کارش از دانش و تجربه‌ی همه‌ی کارکنان بهره می‌برد و با توجّه به اینکه از سربازی به سرداری رسیده بود، قدرت تجزیه و تحلیل و تفکیک مسائل نظامی را داشت.
خلبان آسیایی حاصل آموخته‌ها و تجارب ارزشمند خود را در دو کتابِ «روش جاری» و «شرح وظایف» به رشته‌ی تحریر درآورد که اکنون متن درسی دانشجویان است.
وی در سال ۱۳۶۰ به فرماندهیِ پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان منصوب شد و همواره در راستای اهداف و برنامه‌های کلّی فرماندهی نیروی زمینی در مدیریّت جنگ قدم برمی‌‌داشت.
سرانجام این فرمانده‌ی شایسته در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۱ دراثر برخوردِ موشک هوا به زمین دشمن بعثی در دفتر کار خود در پایگاه مسجد سلیمان به درجه‌ی رفیعِ شهادت رسید و به خیل شهدای راه اسلام پیوست.

* این کتاب با همکاری سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدّس ارتش جمهوری اسلامی ایران و مجوز رسمی انتشارات آتشبار به کتاب گویا تبدیل شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 709 بازدیدبدون نظر »
آخرین زره پوش

این کتاب، خاطرات جان‌باز «حاج صحبت‌اله بداغی»، فرمانده‌ی گردان زرهی لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب(ع) است.

نویسنده‌ این کتاب را در ۲۸ فصل کوتاه گردآوری کرده است و در هر فصل، یک یا چند خاطره از این جان‌بازِ دوران دفاع مقدس را ثبت می‌کند.

*آخرین زره‌پوش (براساس خاطرات جان‌باز حاج صحبت‌اله بداغی)ِ، نویسنده: رضا قاسمی، نشر شاهد، ۱۳۹۷.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 750 بازدیدبدون نظر »

حاجی یاور، فرمانده‌ی گردانِ شناسایی، در یک شب بارانی، مش‌علی را احضار می‌کند. مش‌علی مسئول اطلاعات و عملیات است و درمی‌یابد که باید یک سایت موشکی را در کشور عراق منهدم کند.

یک سایت موشکی در کشور عراق شناسایی شده است و مش‌علی باید آن را منهدم کند. او کمی شک دارد و نگران است، چون «عماد سیدی» که قرار بوده کروکی‌های اصلی را بیاورد، هنوز برنگشته است. با این‌حال، حاجی یاور دستور ستاد فرماندهی را برای انهدام سایت موشکی لازم ‌الاجرا می‌داند.
مش‌علی از اینکه بدونِ هماهنگی با او تصمیم‌ گرفته‌اند، ناراحت است. حاجی یاور به او سفارش می‌کند که افراد را برای عملیات انتخاب کند و وقت را هدر ندهد….

*********
شنونده‌ی گرامی، پیشاپیش بابت کیفیت پایین و اشکالات جزئیِ برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌خواهیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۶ مهر ۱۴۰۴ 780 بازدیدبدون نظر »

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست