

«ادریس» رفیق و همرزم «شهید محمدرضا علیجانی» که مشغول کار و زندگی روزمره شده و گذشتهاش را فراموش کرده است، پس از سالها فراموشی، در سفری به دماوند متوجه میشود که سهشنبه در مدرسهای مراسم یادبودی برای آن شهید برگزار میکنند.
او به تهران برمیگردد، با افسوس از اینکه چرا آن رفیق شفیق را از یاد برده است. روز سه شنبه کار و دغدغههای روزمرگی را رها میکند و دوباره از تهران به دماوند میرود تا در آن مجلس یادبود شرکت کند. بعد از مراسم با افسوس و غمی فراوان به سمت مزار شهدا حرکت میکند تا با رفیق و همرزم قدیمیاش، شهید علیجانی، دردِ دل کند. ادریس خاطراتش را به یاد میآورد که همراه با محمدرضا و دیگر همرزمان محلهی خود عازم «جزیره مجنون» شدند.
از چند روز قبل آنها را برای عملیات آماده کرده بودند و آنها وقتی به جزیرهی مجنون رسیدند، داخل کانال شدند و همانجا سنگر گرفتند. چون تانکهای دشمن دیده میشدند و دائم شلیک میکردند. سرانجام عملیاتشان شروع شد و آنها توانستند چند تانک را منهدم کنند. اما دشمن مجهز بود و بلافاصله تانکهای تازهای را جانشین منهدمشدهها کرد.
تا عصر که مبارزه ادامه داشت، آنها نتوانستند پیشرَوی کنند و حتی بسیاری از همرزمان خود را از دست دادند. مهماتشان هم تمام شده بود و ناچار به عقبنشینی شدند تا با تجهیزات کاملتر، عملیات تازهای را شروع کنند. محمدرضا علیجانی به هر کسی اجازه نمیداد که به خط اول برود. از نظر او کسی باید به خط اوّل میرفت که نیّت خدایی داشته باشد و نه نیّتهای زمینی.
آنها مدّتی را در گرگان، لاهیجان و آستانهی اشرفیه مأموریت کاری داشتند. محمدرضا با درایت خود توانست در آن مناطق به بهترین نحو کارهای فرهنگی محوله را انجام دهد و درسهایش را هم بهخوبی بخواند و در دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران قبول شود. ادریس و محمدرضا مدّتی را در جبهههای جنگ بودند و بعد مأموریت یافتند که کارهای فرهنگی برخی از مناطق را سروسامان دهند.
*درباره کتاب:
کتاب «مجنون در جزیره» با روشی متفاوت به معرفی یکی از شهدای پرافتخار کشور میپردازد. نویسنده کتاب آنقدر به این شهید بزرگوار ارادت پیدا کرده است که درصدد برآمد دربارهی زندگی و مبارزات او تحقیق کند و کتابی از آن تحقیقات فراهم آورد. بنابراین با چندین نفر از دوستان نزدیک و همرزمان او دیدار و گفتوگو کرد و حاصل آن گفتوگوها را در قالبی داستانگونه و از زبان یک راوی به نام «ادریس»، در این کتاب به ثبت رساند.
نویسنده، پس از پایان هر چند بخش، اشعاری با نامِ «مجنوننامه» از شاعر گرانقدر «امین قلیخانی» آورده است.
این کتاب در مدت زمان کوتاهی به چاپ ششم رسید. عنوان هر فصل، از فیلمهای ساخته شده در حوزهی دفاع مقدس اقتباس شده است.
این کتاب پس از ترجمه به زبان انگلیسی، درحال ترجمه به زبان اردو برای شبه قاره است.

کیمیا یکی از فیلم های دوره جنگ است که در زمان خود با استقبال بسیاری روبرو شد.
درخلاصه داستان فیلم آمده : در آغاز جنگ تحمیلی، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان میرساند و خود به اسارت قوای دشمن در میآید. همسر رضا حین عمل جراحی میمیرد و شکوه جراح، فرزند رضا را نجات میدهد. پس از گذشت نه سال، وقتی رضا از اسارت آزاد میشود پی میبرد که همه اعضای خانوادهاش را از دست داده .حال او در جستجوی تنها بازمانده ی خود، فرزندش است. کیمیا فرزند رضا نزد شکوه در مشهد زندگی میکند. مشکل اینجاست که شکوه به طور کامل به کیمیا وابسته است .
خسرو شکیبایی ، بیتا فرهی ، رضا کیانیان و نادر رجب زاده درفیلم سینمایی کیمیا بازی کرده اند.


مداحی در مورد شهدا و امام خامنه ای

دربارهی کتاب
این کتاب بخشهایی از زندگی یکی دیگر از فرماندهان شجاع دفاع مقدّس را روایت میکند. روایتی ساده و دلنشین همراه با فراز و فرودهایی که در طول داستان اتفاق میافتد، کتاب را جذابتر میکند. این کتاب با روایت زندگی راوی از روستای محل سکونتشان شروع شده و با خاطرات وی از دوران دفاع مقدس پایان مییابد.
دربارهی نویسنده
«مهری صادقی» یکی از نویسندگان حوزهی ادبیات دفاع مقدّس است که آثار دیگری از جمله:
– دلی که جا ماند: خاطرات سرهنگ بازنشستهی سپاه نادر نصیری؛
– آن سوی ماه: خاطرات همسران شهدا؛
– پرواز با اباذر: خاطرات سردار شهید اباذر فیروزی به روایت خانواده، فرماندهان و همرزمان شهید
از وی منتشر شده است.
* کتاب «زخمها» براساس خاطرات «ذکراللّه کشاورز افشار» به نویسندگی «مهری صادقی» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.
حاج علی رحمانی از رزمندگانی است که در ابتدای جنگ تحمیلی درکنار سرداران شهیدی همچون عدنان ثابوته و…در دفاع از میهن اسلامی درمقابل تجاوز دشمن سینه سپر کردند ودرجبهه های غرب کشور مانع از پیشروی نیروهای بعثی به خاک میهن اسلامی شد ودراین راه دوچشم ویک دست ویک پای خود را تقدیم آرمان های انقلاب اسلامی نمود.
این مستند به دیدار این جانباز عزیز با حضرت امام خامنه ای در مورخه 29 شهریور 1394 اختصاص دارد.

شوق پرواز نام یک مجموعه تلویزیونی است که به سفارش بنیاد شهید و امور ایثارگران در مورد زندگی عباس بابایی یکی از خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است.
این سریال از شهریور ماه سال ۱۳۹۰ تا بهمن همان سال و در قالب ۲۴ قسمت به روی آنتن رفت. کارگردان این مجموعه بر عهده یدالله صمدی بود. بازی شخصیت سرلشکر خلبان بابایی را شهاب حسینی بر عهده داشت.
پروژه سریال از سال ۱۳۷۴ و با کسب اجازه از دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و دستور همکاری ارتش داده شد. مرحله پیشتولید سریال از سال ۱۳۷۶ آغاز شد و بخشهایی از فیلم که مربوط به دوران کودکی سرهنگ شهید بابایی در شهر قزوین بود هم فیلمبرداری شد. کارگردانی سریال در این دوره بر عهده حسین قاسمی جامی و نویسندگی ۳ تن از نویسندگان ارتش گذاشته شده بود که به علت اختلاف نظرهای بوجود آمده بین عوامل تولید در همین ابتدا متوقف شد. ولی پس از وقفهای ۱۰ ساله مجدداً از ۱۳۸۶ کلید خورد. در این دوره نویسندگی فیلمنامه کار مشترک ارتش، بنیاد امور ایثارگران و جانبازان و خانواده عباس بابایی بود. با ورود یدالله صمدی به عنوان کارگردان، تصویربرداری سریال از خرداد ۱۳۸۸ آغاز شد. ملیحه حکمت، همسر عباس بابایی با دیدن فیلم «دلشکسته» تحت تاثیر بازی شهاب حسینی قرار گرفت و وی را برای ایفای نقش همسرش در سریال پیشنهاد داد که با موافقت سایر عوامل تهیه روبرو شد.

کارگردان: جواد اردکانی
ستارگان: رضا رویگری، حمیدرضا عمارلو، احمد نجفی، شبنم قلی خانی، حسین محسنی زاده، مجتبی ودودی، علی کشوری، مهرداد شرعلی، منوچهر امیریان و پردیس افکاری
خلاصه داستان فیلم شور شیرین: افسر درجه دار جوانی به نام پوریا قصد دارد با پرستاری اهل شیراز که در پایگاه نظامی در شهر سنندج خدمت میکند، ازدواج کند. برای همین امر، خانواده پوریا به سنندج مهاجرت میکنند؛ اما در میانه راه خانواده پوریا توسط نیروهای ضد انقلاب دموکرات در کردستان اسیر می شوند و…


کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» شرح عملیاتی است که از آن به عنوان مبدأ تحول و زمینهی آزادسازی سوسنگرد یاد میشود.
دربارهی کتاب
اثر پیش رو، روایت و بازخوانی عملیات امام مهدی(عج) است که در ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ در منطقهی عمومی دشت آزادگان و جبهه سوسنگرد، یکی از مهمترین محورهای عملیاتی جنوب کشور، اجرا شده است. جبههای که ارتش عراق درآغاز جنگ برای دسترسی سریع به هدف اصلیاش، یعنی اشغال اهواز، آن را برگزید و در خیال واهی خود امید داشت مردم آن شهر -به دلایل مختلف- یاریاش میکنند. اما مردم نهتنها هیچ قرابتی با گرایش و رویکرد دشمن نداشتند، با هوشمندی و ازخودگذشتگی، علاوه بر آنکه مانع دستیابی نیروهای متجاوز به هدف خود شدند، با همیاری رزمندگان، قوای دشمن را متوقف و زمینگیر و تلفات و خسارات چشمگیری به آنها وارد کردند.
کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» پنج ویژگی دارد:
۱. ترسیم خطوط کلّی باورهای اصلی و رایج جنگ و شرح اقدامات رزمندگان؛ آنهایی که فارغ از هیاهوی جنبی، صرفاً برای صیانت از جمهوری اسلامی تا حدّ نثارِ جانشان با دشمن متجاوزستیز کردند.
۲. بهرهگیری از اسناد: نویسنده کوشیده تا حدّ امکان از سندهای دست اوّل و اصلی بهره بگیرد و پیوسته منبع اطلاعات ارائهشده (اعم از اسناد محرمانه و آشکار) را ذکر کند.
۳. گفتوگو با رزمندگان: بخشهایی از کتاب بر پایهی گفتوگو با رزمندگانی است که در عملیات یادشده شرکت داشتند که جز عده معدودی، بیشترِ آنها تمایل به گفتوگو داشتند؛ اگرچه بهسبب گذشت ۳۷ سال از آن واقعه برقراری ارتباط با رزمندگان آن دوران کاری بس دشوار بود.
۴. دقت در صحّت منابع: مؤلف پیوسته کوشیده است در بهرهداری از منابع از درستی یا نادرستی اسناد و اطلاعات مطمئن شود.
۵. درنتیجهی شنیدن این کتاب گویا چند پرسش اساسی در حوزهی اندیشه و تفکّر نظامی و عملیاتی فرماندهان و هنر برنامهریزیهای عملیاتی مطرح خواهد شد. پرسشهایی چون:
– اندیشه و تفکر عملیاتی عراق در انتخاب مسیر سوسنگرد به اهواز چگونه بود؟
– این مسیر چه ویژگیهایی از حیث راهبرد نظامی و جنبههای تاکتیکی داشت؟
– عملیات امام مهدی(عج) در چه شرایطی طرحریزی شد؟
– طراحان اصلی عملیات امام مهدی(عج) چه کسانی بودند؟
دربارهی نویسنده
«مهدی حاجی خداوردی خان» با بیان اینکه کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» دربارهی وقایع سوسنگرد است، گفت: محورهای اصلی این کتاب پاسخ به چند پرسش مهم است؛ از قبیل اینکه «چرا عراق در بدو حمله به ایران و در راستای پیشروی به سمت اهواز، مسیر سوسنگرد را انتخاب کرد؟» «اندیشه و تفکر عملیاتی فرماندهی عراق برای انتخاب این مسیر چه بود؟» «این مسیر و این جبهه از حیث راهبرد نظامی و جنبههای تاکتیکی چه اهمیتی داشت؟»
وی به برخی از جنبههای بااهمیت این عملیات که در تاریخ ۱۳۵۹/۱۲/۲۶ انجامگرفت، اشاره و عنوان کرد: این عملیات آزمونی مهم در جهت قدرت و تفکر تهاجمی در جبههها تلقی میگردد و در آن اعتبار و قدرت نظامی نیروهای مردمی و سپاه به نمایش گذاشته شده است. این عملیات بیانگر قابلیت و ارتقای سطح تفکر نظامی فرماندهان جوان سپاه بود که باوجودآنکه فقط شش ماه از جنگ میگذشت، در مقایسه با نیروهای دیگر مستقر در منطقه، طرحهای بدیع و خلاقانهای را در نبرد با دشمن اجرا کردند.
* کتاب «نبرد امام مهدی (عج) مبدأ تحول و بستری برای آزادسازی سوسنگرد»، به نویسندگی مهدی حاجی خداوردیجان، از سوی مرکز اسناد تحقیقات دفاع مقدّس چاپ و منتشر شده و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب صوتی، در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

خلاصه داستان: فیلم شب دهم، عزیز سحرخیز، در شب دهم ماه محرم پس از درگیری خیابانی عزاداران با مأموران ارتش، که برای حمایت از چند آمریکایی مست به خیابان آمدهاند، از مهلکه میگریزد و همسرش را تنها رها میکند. او تا سالها بعد از حرکت خود احساس پشیمانی و حقارت میکند و موفق نمیشود فرزندش را، که شانزده ساله شده، از زیر تأثیر برادر همسرش، نایب، که عزاداران شب دهم ماه محرم را رهبری میکرده، خارج کند. پسر او به جبهه جنگ میرود و عزیز به دنبال پسر روانهٔ جبهه جنگ میشود، اما در راه بر اثر موج انفجار دچار فراموشی میشود و پس از بهبودی خود را در موقعیت متفاوتی میبیند... شما می توانید با دانلود فیلم ایرانی شب دهم از سایت ایران سینما به تماشای آن بنشینید…
مستند «زریوار و مریوان» درباره شهدای گمنام عملیات والفجر ۴ و تلاش های فرهنگی جوانانی که به عنوان خادم الشهدا، بی هیچ چشمداشت معنوی برای زنده ماندن یاد و خاطره همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس مشغول فعالیت هستند.
در کنار دریاچه زریوار در غرب کشور، یادمانی از شهدای گمنام این عملیات نصب شده و گروهی از جوانان نیز با محوریت این منطقه، فعالیت های فرهنگی خود را سامان دهی می کنند.
«زریوار و مریوان» به مصاحبه با برخی از همین افراد اختصاص دارد؛ آنها معتقدند اگر جوانان نیازمند حیاتی پر نشاط و معنوی هستند، می توانند با اتکا به سیره زندگی شهدا، الگویی جامع و کامل در اختیار داشته باشند.
اردوهای راهیان نور به این مناطق، توسط همین افراد سامان دهی شده و مستند «زریوار و مریوان» گزارشی از همین سفرهاست.

تقی کامیونی دارد که برای امرار معاش با آن کار میکند و عزت به عنوان شاگرد راننده، همراه اوست. تقی که عاشق کامیون خود است، نام «خوش رکاب» را روی آن گذاشته و با وسواس بسیار از آن مراقبت میکند. همهچیز به همین منوال میگذرد تا اینکه به تقی دستور میرسد محمولهای را به جبهههای جنگ انتقال دهد. او که دوست ندارد صدمهای به خوش رکاب وارد شود، سعی میکند به…


دربارهی کتاب
کتاب، روایت خاطرات نویسنده از مبارزات محمدجواد تندگویان است که سرانجام به دست رژیم بعث عراق به شهادت رسید.
راوی از دوستان نزدیک تندگویان بود که برای بازپسگرفتن جسد وی به عراق اعزام میشود. در برخورد اول، عراقیها جسدی را تحویل میدهند که او درمییابد جسد تندگویان نیست. از طرفی مأموران صلیبسرخ با بیان اینکه اشتباهی رخ داده است، جسد را پس میگیرند و ….
دربارهی نویسنده
«محمود جوانبخت» در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا پایان مقطع کارشناسی در رشتهی تاریخ ادامه داد. زمینهی فعالیت او روزنامهنگاری است. او علاوه بر سردبیری نشریهی «خاطرهی امروز» با نشریات «سلام» و «بیان» و «گروه ادبیات و هنر مقاومت حوزهی هنری» همکاری دارد.
از آثار او کتابهای «سقوط»، «آبی + قرمز» و «مهربان مثل مسیح» در جشنوارهی کتاب کانون برگزیده شده است. کتاب «جامانده از کاروان» برگزیدهی جشنوارهی ادبیات عاشورایی و کتاب «حکایت آن مرد غریب»، برگزیدهی جشنواره دفاع مقدّس است.
* کتاب «حکایت آن مرد غریب» بر اساس خاطراتی از شهید «محمدجواد تندگویان» به نویسندگی «محمود جوانبخت» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.
مداحی شهدایی «حال و هوای شهدا به ما میده راه رو نشون» با صدای سید رضا نریمانی
در هیئت فدائیان حسین علیه السلام اصفهان – آذر ۹۴

روایت جهاد خودکفایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به همراه انتشار یک «سند بهکلی سری» از دوران جنگ تحمیلی را برای اولین بار در مستند «تغییر ماموریت» ببینید.

دکتر «حبیب جریری» که در روز ۱۴ مهر سال ۱۳۵۹ با گروهی از پزشکان به مناطق جنگی جنوب کشور اعزام شده بود، به اسارت نیروهای ارتش متجاوز صدام درآمد و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.
دربارهی کتاب
کتاب یادگاران انقلاب ١۲: نشان حبیب، براساس خاطرات حبیب جریری.
«حبیب جریری» از فعّالان و مبارزان سیاسی قبل از انقلاب اسلامی است که در زندان رژیم طاغوت و در دوران جنگ، در زندانهای حزب بعث، حبس و شکنجه شد.
«نشان حبیب» کتابی است که زندگی حبیب جریری، مبارز سیاسی و مفقودالاثر را بررسی میکند. این کتاب برای نشاندار کردن او نیست، بلکه برای معرّفی و شناخت اوست. هماکنون هیچکس از سرنوشت جریری که در دوران دفاع مقدّس به اسارت بعثیها درآمد، اطّلاعی ندارد و حتّی نام او در فهرست صلیبسرخ نیز ثبت نشده است.
منبع اصلی تألیف این کتاب گفتوگو با اعضای خانواده، دوستان و همرزمان حبیب جریری است. این کتاب در چهار فصل و با نگاهی بر زندگی و مبارزههای او از زندانهای رژیم پهلوی تدوین شده است. در بخشی از کتاب آمده است: «نوازش که آغاز میشد، مثل کبکی که در چنگال شاهین افتاده باشد، فریاد میکشیدم. از خدا یاری میخواستم تا آزادم کنند. جان آدم تا لب گور کشیده میشد و برمیگشت. درد از چهارستون بدنم بالا میرفت. بازجو به این واکنشها اعتنایی نداشت و داد و بیداد به دردش نمیخورد. او در صداهای گوشخراش من، تنها به دنبال فرکانس موردنظرش میگشت؛ یک کلمه اعتراف یا اقرار و فاشکردن آنچه به مانند دفینهای در سینهام مانده بود. به زمین میافتادم و موزاییکها را میخراشیدم. بازجوی قویالجثه، سرم را از پشت چنگ میزد و تکان میداد. این صید بزرگ، در سوراخ لانهی بازجو نمیرفت؛ بنابراین، بیشتر کلافه میشد و شکنجهام میداد. مردی شریر از راه میرسید و در را باز میگذاشت تا بازجو برود و نفسی تازه کند. سپس، خودش دستبهکار میشد. من که مسلک آنان را میدانستم، غرولند میکردم و آب میطلبیدم. بازجوی اوّلی، میرفت و عوض لیوان با سطل بازمیگشت و بهجای نوشاندن، مثل فرش کهنهای برم میگرداند و بر تمام پیکرم آب میپاشید. افزون بر شکنجهی جسمی، با اعصابم هم بازی میکرد؛ همانطور به پشت خوابیده بودم و لرز و سرمای بیشتری به جانم میافتاد.»
دربارهی نویسنده
«مصطفی محمّدی» سال ۱۳۷۸ در پنجمین دورهی انتخاب کتاب سال دفاع مقدّس برای اثر «روز سوم» -زندگینامهی شهید حاج عبداله نوریان- برگزیده شد؛ این کتاب از سوی کنگرهی سرداران شهید سپاه استان تهران منتشر شد.
وی پیشتر، در سال ۸۱ کتاب، «یاوران بییار» -زندگینامهی ۲۳۰ شهید سپاه- را منتشر کرد و یکسال بعد کتاب «از پنج نفر» -زندگینامهی شهیدان یزدانخواه- را از سوی نشر شاهد به چاپ رساند. وی در همان سال کتاب دیگری را با عنوان «روی ابروی چپ» -زندگینامهی شهید علیاصغر نایب- نوشت که از سوی کنگرهی سرداران شهید سپاه پاسدارن استان خراسان به دست علاقهمندان ادبیات جنگ رسید. رمان «هشت بهشت» این نویسنده نیز در سال ۸۳ از سوی نشر شاهد به کتابفروشیها راه یافت.
محمّدی از نویسندگان صاحبذوق در عرصهی دفاع مقدّس است که با الهام از مفاهیم قرآنی و موضوعات عرفانی، کارهای ارزشمندی را در این حوزه منتشر کرده است.
*کتاب «نشان حبیب» به نویسندگی «مصطفی محمدی» از سوی نشر شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب صوتی، تولید شده است.

فیلم «جان لیلی» در جنگل های سیاهکل مقابل دوربین رفت. به گزارش بانی فیلم، تله فیلم «جان لیلی» به نویسندگی و کارگردانی “کرامت پور شهسواری “در گیلان کلید خورد. این فیلم قرار است از شبکه سه پخش شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: ننه آقا پیرزنی مهربان و دوست داشتنی است که از محبوبیت زیادی در بین اهالی روستا برخوردار است ، او به تنهایی در یک روستای زیبای شمالی زندگی می کند و مدتی است که از تنها پسر خود که مرزبان می باشد خبری ندارد . در این شرایط همرزم و دوست صمیمی یحیی که حامل خبر مهمی می باشد وارد روستا شده و … عوامل اصلی این فیلم عبارتند از: تهیه کننده و کارگردان: کرامت پورشهسواری. مجری طرح: مهدی افشار. مدیرتولید: پویانوری. جانشین تولید: شهرام صمدزاده. مدیرتدارکات: محمدرضا حسینی . مدیربرنامه ریزی: علیرضا افراز. مدیرنورو تصویر: مهدی افشار. دستیاراول تصویر: جواد رنجبر. طراح گریم: پیام ابوالحسنی. طراح صحنه: ابتین برقی. صدابردار:هادی بهشتی زاده . تدوین: امیر پورعباس.صداگذار: آرش اسحاقی. بازیگران: بهادر زمانی. امین ایمانی. فریده دریامج. ابوذر آستانی ، شیرین محسنی، محمدعمونژاد. صنم سرمد. مهدی سینا ، شیرین محسنی ، باقر یکتا ، مظاهر رمضانپور ، سید کریم سیدین و تعدای از بازیگران بومی گیلان. بهادر زمانی بازیگر نقش حضرت اباالفضل فیلم رستاخیز در این فیلم نقش اصلی را برعهده دارد. لازم به ذکر است پورشهسواری فیلم های سینمایی ساحل امن، شاید یک معجزه، عشق فقط یک کلام و سریال سیگنال وارونه و… را ساخته است



