دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو در سایت

آمار بازدید

تبلیغات

آخرین نظرات

ویژه های سایت

فوتبال و جنگ

تاب «فوتبال و جنگ»، نوشته‌ی محمود جوانبخت، جلد هشتم از مجموعه‌‌ی «قصه فرماندهان»، زندگی‌نامه‌ی شهید کاظمی، از فرماندهان بزرگ دفاع مقدس، است.

درباره‌ی کتاب
جمعیت زیادی منتظر بالگردِ رئیس‌جمهور بودند. دست‌ها سایبان شده و چشم به دور دست‌ها دوخته بودند. جوان وقتی جمعیت را دید، ناخودآگاه به طرفشان کشیده شد. از صبح در کوچه پس‌کوچه‌ها پرسه زده بود. فکر کرد چه چیزی بهتر از این. شاید در شلوغی می‌توانست از آب گل‌آلود ماهی بگیرد و خرج امروزش را از جیب کسی بردارد. کار هر روزش بود. خرج مواد مخدر را باید درمی‌آورد. آب دماغش را به زحمت بالا کشید و میان جمعیت خزید. چندبار خواست دست به کار شود، ولی موقعیّت مناسب نبود.
***
«ناصر کاظمی» در خرداد ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. در دانشگاه، در رشته‌‌ی تربیت بدنی درس خواند و هم‌زمان با تحصیل، به کار معلمی در مدارس جنوب تهران مشغول شد. کاظمی در این کلاس‌ها با طرح مباحث دینی و سیاسی دانش‌آموزانش را درباره‌‌ی مسائل روز آگاه می‌‌کرد.
از سال ۱۳۵۵ به مبارزات سیاسی خود وسعت بخشید. در همین سال زندانی شد و با اوج‌گیری مبارزات مردم، جدی‌تر از گذشته به مبارزه پرداخت تا اینکه انقلاب پیروز شد.
کاظمی در سال ۱۳۵۸ سپاهی شد و به دنبال غائله‌‌ی خلق عرب در خوزستان به آنجا رفت. بعد از این توطئه برای مبارزه با گروهک‌های ضدانقلاب کردستان، راهی این منطقه شد و به پیشنهاد شهید بروجردی، فرمانده وقت سپاه کردستان، همراه چند نفر در دی ماه ۱۳۵۸ به پاوه رفت. او ابتدا فرماندار و سپس فرمانده سپاه پاوه شد.
این میدان‌دار بزرگ جهاد سرانجام در ۶شهریور۱۳۶۱ هنگام پاک‌‌سازی محور پیران‌‌شهر ـ سردشت‌ به شهادت رسید.

درباره‌ی نویسنده
«محمود جوانبخت» در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا پایان مقطع کارشناسی در رشته‌ی تاریخ ادامه داد. زمینه‌ی فعالیت او روزنامه‌نگاری است. وی علاوه بر سردبیری نشریه‌ی «خاطره امروز» با نشریات «سلام» و «بیان» و «گروه ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری همکاری» دارد.
از میان‌ آثار او کتاب‌های سقوط، آبی + قرمز و مهربان مثل مسیح، در جشنواره‌‌ی کتاب کانون برگزیده شده است. کتاب «جا مانده از کاروان»، برگزیده‌ی جشنواره‌‌ی ادبیات عاشورایی، و کتاب «حکایت آن مرد غریب» برگزیده‌‌ی جشنواره‌ی دفاع مقدس است. جامانده از کاروان، آبی + قرمز، مهربان مثل مسیح، ماهی‌ها در آب زنده‌اند، حکایت آن مرد غریب از آثار اوست.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 618 بازدیدبدون نظر »
خرمشهر تا ابوغریب

«خرمشهر تا ابوغریب» خاطرات دریادار ۲، دکتر هادی عظیمی‌راد، از ۱۰ سال اسارت است.

موضوع این کتاب خاطرات دوران اسارت است. این کتاب که به‌‌‌صورت پرسش و پاسخ تدوین شده‌است، دربردارنده‌‌ی گوشه‌هایی از خاطرات «هادی عظیمی‌‌‌‌راد» از آغاز جنگ تحمیلی و نحوه‌‌ی اسارت وی تا هنگام آزادی در سال ۱۳۶۹ است.
وی در این کتاب لحظه‌های سخت اسارت، مصدومیت و جلوه‌های زیبای مقاومت و پایداری را توصیف کرده و تصویری از اوضاع اسیران ایرانی ارائه نموده‌‌‌است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 801 بازدیدبدون نظر »
مرغ های دریایی
درست همان موقعی که بچه‌ی دومش به دنیا آمد، باید به مأموریتی می‌رفت که امید کمی به بازگشت از آن بود. آیا این هم‌زمانی، پیامی برای او به همراه داشت؟

* درباره‌ی کتاب:
کتاب «مرغ‌های دریایی»، نوشته‌ی «محمدرضا بایرامی»، داستان زندگی سپاهیانی است که در نیروی دریایی سپاه فعالیت می‌کنند. افرادی که برای دفاع از مرزهای آبی ایران در برابر تجاوز دشمن، در منطقه‌ی خلیج فارس هستند و سرانجام در رویارویی با نیروهای آمریکایی به شهادت می‌رسند.

*درباره‌ی نویسنده:
«محمدرضا بایرامی»، نویسنده‌ی معاصر ایرانی، در سال ۱۳۴۰ در روستای لاطران استان اردبیل به دنیا آمد. وی در نوجوانی به آثار صمد بهرنگی علاقه‌مند شد.
او اولین قصه‌اش را برای رادیو فرستاد. بایرامی در کارگاه قصه‌نویسی شرکت می‌کرد، اما به‌علّت تأمین مخارج تحصیلش مجبور شد کار کند و نتواست به مشارکت خود در آن کارگاه ادامه دهد.
بایرامی با کتاب «کوه مرا صدا زد» (از قصه‌های سبلان) توانست جایزه‌ی خرس طلایی و جایزه‌ی کبرای آبی سوییس و نیز جایزه‌ی کتاب سال سوییس را از آن خود کند.
وی رئیس خانه‌ی داستان ایران است. بایرامی بابت نگارش رمانِ «لم‌یزرع» و کتاب داستانی «گرگ‌ها از برف نمی‌ترسند» جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را کسب کرد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 724 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی مرغ های دریایی بسته هستند

تیه دا

این کتاب گویا روایتی است از کودکی تا شهادت شهید مدافع حرم «حیدر جلیلوند».

شهید «حیدر جلیلوند» در کنار خلق پهلوانی و مهربانی بی‌حد در حق خانواده و دوستان که زبان‌زد همگان است، در جوانی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در سال ۱۳۸۶ وارد نیروی هوافضای سپاه شد. وی به عنوان مستشار نظامی ، آخرین دوره‌های خلبانی پهپاد را گذراند و با به‌دست‌‌آوردنِ تخصص و مهارت در آموزش و کار با پهپاد و دوش‌پرتاب‌ها، سه‌‌بار به سوریه و یک‌‌بار به عراق اعزام شد.
او استعداد و نبوغ چشم‌گیری داشت. همکاران و هم‌رزمانش همیشه به ایمان، خوش‌‌خلقی و تخصص شهید اشاره داشته‌اند.
شهید جلیلوند در آخرین اعزام خود در ۲۴اردیبهشت۱۳۹۶ به منطقه‌ی «اثریا» در «حماه» سوریه رفت و در خرداد همان سال به‌منظور شناسایی و کسب اطلاعات میدانی در حال انجام وظیفه بود که متأسفانه از ناحیه سر مورد اصابت گلوله نیروهای تکفیری داعش قرار گرفت و به شهادت رسید.

در بخشی از کتاب می‌شنویم:
از لای پوشه برگه را درآورد و نشانم داد. نگاهی به کاغذی کردم. فقط یک جمله‌اش به چشمم آمد و آن جمله درست زیر امضایش نوشته بود: «شهید حیدر جلیلوند».
گفتم: «الهی شکر که به خواسته‌ی دلت رسیدی». حمید اخم کرد و گفت: «مامان‌جانم فکر می‌کنی برای دلم این‌همه تلاش کردم؟ می‌دونی از همین‌جا که راه می‌افتم، دلتنگ تک‌تک شما می‌شم تا وقتی که برمی‌گردم؟ می‌دونی اونجا چقدر شرایط سختی داریم؟ کاش باور کنی فقط برای این پا روی دلم می‌ذارم و می‌رم که دوباره قصه‌‌ی اسارت حضرت زینب و سیلی خوردن حضرت رقیه تکرار نشه!» آمدم روبه‌رویش نشستم و گفتم: «حمید، تو به‌اندازه‌‌ی همه‌‌ی دنیا برام عزیزی؛ ولی من رو با چوب عشق به اهل‌بیت محک نزن. من فقط نگران زن و بچه‌ات هستم. نگران بی‌قراری‌های دل پدرت و بی‌پشت‌‌وپناه شدن برادرهات و بی‌مونس شدن خودم.»
برای لحظه‌ای نتوانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. حمید روی صورتم دست کشید و اشک‌هایم را پاک کرد و گفت: «الهی دورت بگردم، من که عزیزتر از اولاد حضرت زهرا(س) نیستم. قرار نیست اتفاقی بیفته. من به تکلیفم عمل می‌کنم. اگر شهادت قسمتم شد که به مهربانی خدا بیشتر از هر چیزی ایمان دارم و اگر قسمتم نشد که بعد از این جنگ تا آخر عمر نوکری شما و بابا رو می‌کنم.»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 854 بازدیدبدون نظر »
عروس آسمان
زندگی و خاطرات بانوی شهید، طاهره هاشمی.

در این کتاب با زندگی و خاطرات بانویی نوجوان آشنا می‌شویم که عمر کوتاه، اما پرباری داشت. طاهره هاشمی در غروب روز ششم بهمن سال ۱۳۶۰، درحالی که چهارده بهار بیشتر از عمرش نمی‌گذشت، در درگیری خونین گروه‌های معاند با نیروهای بسیج و مردمی، شهید شد.

* عروس آسمان، نویسنده: وجیهه علی‌اکبر سامانی، نشر شاهد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 653 بازدیدبدون نظر »
نامه‌ای به یک جانباز

این کتاب، دربردارنده‌ی نامه‌هایی است که افراد متعدد برای پاس‌داشت مقام جانباز نوشته‌اند.

برادر جانباز سرافراز و عزیزم
سلام
سلام بر تو، وارث میراث اجدادمان که اباالفضل گونه نظاره‌گر فروغ خورشید شدی و با چشمان خون‌فشانت طلیعه ظفر را در بامداد صلح و رهایی کاشتی تا مردان خدا را مسجود فرشتگان کنی. تو منبع فیاض فریاد بودی. تو چراغ‌دار راه پرتلاطم ناامیدانی.
سلام من تو را چه حاصل که در برابر عروج معرفت بی‌پایان تو بسی اندک است. تو چشمه‌سار ایمانی، شوکت هر بهاری و پرچم هر پیروزی. تو با چشم روشنت زیبایی‌ها را می‌بینی، زیرا چشمان تو چلچراغ زخم یاران شهیدت شده است. تو جوانه‌های وجود یاران بی‌قرارت را سیراب کردی تا تشنگی را تجربه نکنند. طوفان از طنین گام‌های باوقار تو از حرکت می‌ایستد، وقتی چون آذرخش بی‌تاب در خون و دود و آتش اسوه جان‌نثاران شدی. تو با لبیک یا خمینی‌ات استمرار حرکت رسولان را تایید کردی تا چند صباحی در این دنیای فانی رحمت ایزد منان را جلوه‌گر باشی.
ای سرو آزاده، ای سروقامت مهربان که این‌چنین در انتظار غرش بارانی، استوار باش و چشم دل باز کن. با صلابت همیشگی‌ات برخیز و تیر بر فرق دشمن بزن و با فریاد و زبان آشنای خود از صلابت شهیدان بگو. ای قاصد خوش‌بوی، ای که به منتظران نور پیام شوق دادی، بدان که تنها نیستی. هیچ زمان تنها نبودی و اکنون نیز تنها نیستی. ما تو را چون تک‌سواران وادی نور تا بهار انتظار بدرقه خ

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۳ مهر ۱۴۰۴ 826 بازدیدبدون نظر »
مدال آور گمنام

این کتاب بخش‌هایی از زندگی دانشمند هسته‌ای، شهید «محسن فخری زاده»، را روایت می‌کند.

شهید «محسن فخری‌زاده مهابادی» در سال ۱۳۳۶ در قم متولد شد. وی مدرک کارشناسی ارشد مهندسی هسته‌ای داشت. او از ابتدای روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی و «تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به عضویت سپاه درآمد و به درجه‌ی نظامی «سرتیپ پاسدار» نائل شد.
با تشکیل واحد تحقیقات ویژه‌ی اتمی (تیم ۳۲) در مرکز تحقیقات سپاه پاسداران، فخری‌زاده از همان ابتدا در این مرکز فعالیت خود را آغاز کرد.
محسن فخری زاده از سال ۱۹۹۲ به‌عنوان عضو هیئت علمی دانشکده‌ی فیزیک «دانشگاه امام حسین» سپاه، امکانات این دانشگاه را برای تحقیقات هسته‌ای به‌کار گرفت و سپس رئیس «دانشگاه صنعتی مالک اشتر» شد.
او رئیس «سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی (سپند)» بود. وی همچنین یکی از دانشمندان مؤثر و رده بالای حوزه‌ی تحقیقات علمی در کشور بود.
گفتنی است نام او در میان یکی از پنج شخصیت ایرانی موجود در فهرست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان، در نشریه‌ی آمریکایی «فارین پالیسی»، منتشر شده است.
همچنین نامِ این دانشمند ارشد «وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح» و رئیس پیشین «مرکز تحقیقاتی فیزیک» (PHRC) در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷ میلادی، در فهرست تحریم شدگان ایران از سویِ شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت.
محسن فخری‌زاده تنها دانشمند هسته‌ای ایرانی است که «بنیامین نتانیاهو»،نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، نام او را مستقیماً در جلسه‌ی تبلیغاتی خود به زبان آورد و ادعا کرد درباره‌ی برنامه‌ی تسلیحاتی اتمی کار می‌کرده است.
سرانجام این دانشمند برجسته‌ی هسته‌ای در ۷ آذر ۱۳۹۹، در منطقه آبسرد دماوند، به دستِ عاملان استکبار به شهادت رسید

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 721 بازدیدبدون نظر »
لطیف عشق

«لطیف عشق» با نثری روان و شیرین، داستانِ زندگیِ سروان شهید «لطیف رنجبری» را روایت می‌کند.

«لطیف رنجبری» در چهارم اردیبهشت ۱۳۲۶ در روستای «آل کبود» از توابع شهرستان «بیجار» استان کردستان زاده شد. او در دوران دفاع مقدس، وظیفه‌ی آموزش و سازمان‌دهیِ بسیاری از گروه‌های اعزامی به مناطق عملیاتی را برعهده داشت و با سِمت فرماندهیِ گروهان ۳ از گردان رزمی ۷۰۷ «حضرت ابوالفضل علیه السلام» به جزایر مینو و منطقه‌ی اروندکنار رفت.
لطیف رنجبری حدود یک سال و نیم در این منطقه ماند و پس از چهار ماه، به یکی از مناطق جبهه‌ی غرب که تحت کنترل ضدانقلاب در استان کردستان بود، منتقل شد و در مدت چهارماه حضورش توانست امنیت بالایی در منطقه ایجاد کند و بسیاری از آن مناطق را از حضورِ ضدانقلاب و دموکرات پاک کند.
سردار لطیف رنجبری، در تاریخ ششم دی ماه ۱۳۶۲ در یکی از مناطق پاک‌سازی نشده با اشرار درگیر شد و سه تن از اشرار کومله را به هلاکت رساند. اما سرانجام از فاصله‌ی ۱۵۰۰ متری با اسلحه‌ی سیمینوف، از سویِ گروهک‌های کومله و دموکرات، از ناحیه‌ی قلب تیر خورد و به شهادت رسید.

* لطیف عشق، نویسنده: محمدعلی آقامیرزایی، نشر شاهد، ۱۳۹۲.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 674 بازدیدبدون نظر »
راه ستاره ها
این کتاب گویا دربردارنده‌ی زندگی‌نامه و خاطرات شهید والامقام «محمّد غفّاری» است.

«محمّد غفّاری» سال ۱۳۶۳ در شهر همدان زاده شد. او پس از پذیرفته‌شدن در رشته‌ی دندان‌پزشکی، با عشق و علاقه‌ی فراوان به عضویّت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و سپس در زمره‌ی رزمندگان تیپ ویژه‌ی «صابرین» نیروی زمینی سپاه پذیرفته شد.
این سرباز مدافع وطن، در شهریور ماه سال ۱۳۹۰، در جریان درگیری با عوامل منافقان کوردل (گروهک تروریستی «پژاک»)، در «ارتفاعات‌ جاسوسان» به شهادت رسید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 880 بازدیدبدون نظر »
کمی عادلانه تر
این کتاب گویا مروری است بر زندگی‌نامه و خاطرات شهیدِ ترور «حجت‌الاسلام مصطفی قاسمی».

دم ظهر بود که واقعه اتفاق افتاد؛ آفتاب گرم اردیبهشت عبایش را روی زمین پهن کرده بود. از مدرسه که بیرون آمد؛ کوچه خلوت بود و آمدوشدی به چشم نمی‌خورد. آهسته به انتهای کوچه رفت تا زودتر خود را برساند؛ نمازگزاران مثل همیشه منتظرش بودند. هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بود که صدای سوت گلوله در فضا پیچید.
خون تازه روی آسفالت داغ جاری شد؛ پیکر بی‌جانش وسط جمعیت متحیّر روی زمین افتاده بود. عبای ساده‌ی خاکی‌رنگ را روی سرش کشیده بودند و صدای پچ‌پچه‌ها بلند بود. بعضی بغض کرده بودند؛ بعضی دیگر خودشان را نیشگون می‌گرفتند و برخی‌ هم درحال گرفتن عکس بودند.
ماجرا جدّی بود؛ ترور مسلّحانه، روز روشن مقابل مدرسه علمیّه. کاری از دست کسی برنمی‌آمد؛ شیخ «مصطفی» مدّت‌ها بود که دنیای زمینی را ترک گفته بود.

* در صبح روز شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، هنگامی که «حجت الاسلام مصطفی قاسمی» طلبه ۴۶ ساله اهل همدان، از حوزه‌ی علمیّه محل کار خود در محله آخوند همدان خارج شد، ضارب با خودروی پژو ۲۰۶ بر سر راه وی قرار گرفت و با اسلحه‌ی کلاشنیکف، دو گلوله به وی شلیک کرد که بلافاصله موجب شهادتش شد. قاتل پس از ارتکاب جرم، فرار کرد.
«بهروز حاجیلویی» پس از این حادثه در صفحه‌ی اینستاگرام خود با انتشار عکس‌هایی از خود و نوشتن مطالبی به ارتکاب این قتل اعتراف کرد که از سوی نیروی انتظامی ایران شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت.
پس از این حادثه، رئیس دادگستری استان همدان بلافاصله دستور رسیدگی سریع و خارج از نوبت را برای این پرونده صادر کرد و کارآگاهان پلیس توانستند با برنامه‌ریزی و پیگیری و کنترل نامحسوس، پناه‌گاه قاتل را شناسایی کنند و در ساعات ابتدایی صبح روز بعد از حادثه، واحد عملیاتی یگان امداد شهرستان همدان با محاصره محل و درگیری با قاتل وی را از پای درآورد. در جریان این عملیات که حدود ۲۰ دقیقه به طول انجامید، دو نفر از مأموران پلیس نیز دچار جراحت‌های سطحی شدند.
این حادثه در رسانه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های فراوانی را از طرف برخی نهادها و افراد درپی‌داشت.
پس از کشته شدن عامل قتل، فرمانده‌ی انتظامی استان همدان با تشریح حادثه اعلام کرد که برادران و همه‌ی دوستان قاتل نیز بازداشت شده‌اند. نیروی انتظامی همچنین از شناسایی و دستگیری ۳۲ نفر از افرادی که با گذاشتن پیام در صفحه‌ی شخصی اینستاگرام قاتل از اقدام وی حمایت کرده بودند، خبر داد.

* شهید «حجت الاسلام مصطفی قاسمی» در سال ۱۳۵۲ در روستای «میهمله علیا» شهرستان بهار به دنیا آمد. وی در مدرسه‌ی آخوند، درس خارج می‌خواند. مدّتی در اداره‌ی کتابخانه مدرسه‌ی «آیت‌الله دامغانی» نزدیکی آستان مقدس «امامزاده عبدالله(ع)» همکاری کرد. ظهرها امامت جماعت امور شعب بانک تجارت همدان را بر‌ عهده داشت و ۱۸ سال هم پیش‌نماز مسجد «حاج کربعلی» در وقت نماز مغرب و عشا بود؛ مسجدی ساده و قدیمی در یکی از محله‌های قدیمی همدان که علمای بزرگی چون «شیخ محمدعلی دامغانی» فرزند «آیت‌الله‌العظمی ملاعلی دامغانی» در آن اقامه نماز کرده‌اند.
او در هنگام شهادت ۴۶ سال داشت و سرپرست یک خانواده‌ی پنج‌نفره با دو دختر و یک پسر بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 1011 بازدیدبدون نظر »

کتاب «ریشه‌‌های تهاجم» (جلد اول) از سری کتاب‌های پنج‌‌جلدی تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق است که به همّت مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تألیف و منتشر شده است.

درباره‌ی کتاب:
کتاب «ریشه‌‌های تهاجم» از سری کتاب‌های پنج‌‌جلدی تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق است که به همّت مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تألیف و منتشر شده است.
تألیف این مجموعه‌‌ی پنج‌‌جلدی به زمانی برمی‌گردد که مسئولان دوره‌ی عالی جنگ سپاه پاسداران، یعنی عالی‌‌ترین مقطع آموزشی در این نهاد از «محسن رضایی» -فرمانده‌ی وقت سپاه- دعوت کردند تا بحث تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق را برای دانشجویان دکتری مطالعات جنگ تدریس کند. در همین راستا به پیشنهاد وی گروهی پژوهشی تشکیل شد تا متون این درس را تهیه کند.
ویژگی این کتاب آن است که به دست کسانی تألیف و تنظیم شده که خود در طول هشت سال دفاع مقدّس نقش مؤثری در جنگ ایفا کرده و درک درست و همه‌جانبه‌ای از جنگ داشته‌اند.
دیباچه‌ی کتاب را محسن رضایی، فرمانده‌ی پیشین سپاه پاسداران، نگاشته است. وی در این قسمت توضیحاتی درباره‌ی این مجموعه و هدف از جمع‌آوری آن داده است.
کتاب شامل شش فصل است. هر فصل را گروهی از استادان و محققان رشته‌های نظامی نگاشته‌‌اند و پس از پایان فصل، مآخذ مربوط به آن بخش، به‌دقت درج شده است.
مجموعه تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق از مجموعه‌های پژوهشی و تحلیلی این مرکز درباره‌ی جنگ تحمیلی است که تاکنون سه جلدِ آن با نام‌‌های «ریشه‌های تهاجم»، «جنگ بازیابی ثبات» و «تنبیه متجاوز» منتشر شده است.
کتاب حاضر جلد اوّل از این مجموعه است و در آن عوامل و زمینه‌های سیاسی، بین‌المللی، تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی جنگی که با تهاجم ارتش عراق به سرزمین ایران اسلامی آغاز شد، بررسی شده است.

درباره‌ی نویسنده
«فرهاد درویشی سه‌‌تلانی»، متولد سال ۱۳۴۰ است. وی مدرک دکترای تخصصی رشته‌ی علوم سیاسی (گرایش مسایل ایران) را از دانشگاه تربیت مدرس تهران دریافت کرده است. درویشی پژوهش‌های متعددی در زمینه‌های سیاست خارجی، مطالعات جنگ و آینده‌پژوهی داشته و مقاله‌های بسیاری در نشریات گوناگون با این موضوعات به چاپ رسانده است.
وی در دانشگاه‌های بین‌المللی امام خمینی(ره)، دانشگاه تهران، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه امام حسین(ع) و پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی تدریس کرده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 971 بازدیدبدون نظر »
شهید الکرخ

این کتاب گویا روایتی است مستند و نمایشی از زندگی‌نامه و خاطرات آزاده‌ی شهید «احمد روستایی».

«مریم»، نویسنده‌ی جوان رادیو، قرار است زندگی‌نامه‌ی ‌‌‌‌ «شهید احمد روستایی» را تبدیل به نمایش رادیویی کند. او به همراه بازیگران نمایش‌نامه که نقش شهید و خانواده‌اش را ایفا می‌کنند، صحنه‌هایی از گذشته را بازسازی کرده و از لحظه‌ی تولد شهید احمد روستایی نمایش را آغاز می‌کنند.
مریم شب‌ها خواب مادر شهید را پشت حصار زندانی با عکس پسر شهیدش در دست می‌بیند و در حالی که تلاش می‌کند به مادر شهید نزدیک شود، باد شدیدی او را به عقب می‌راند و او با وحشت بیدار می‌شود.
نمایش به‌خوبی پیش می‌رود تا اینکه مریم مشکوک به کرونا می‌شود….

* نوجوان هفده ساله ملایری «شهید احمد روستایی» در عملیات «مطلع‌الفجر» به اسارت دشمن بعثی درآمد. او مدت‌ها در زندان «الکرخ» عراق زندانی بود که در همان مکان نیز به شهادت رسید. اما هیچ‌کس از سرنوشت او آگاهی نداشت، تا اینکه در تفحص پیکر شهدا در زندان الکرخ، پیکر پاک این شهید والامقام بعد از ۳۵ سال پیدا شد و نزد خانواده‌اش بازگشت.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 854 بازدیدبدون نظر »
آوای فاخته
با آغازِ دفاعِ مقدس، هر یک از مردان خانواده، برای رزم به خطّه‌ای از مرزهای کشور رفتند و مهدی هم به جبهه می‌رود ….

به دوران کودکی مهدی سفر می‌کنیم. سال ۱۳۵۲ مهدی که کودکی دو ساله است، به همراه دو خواهر و سه برادرش، روزگار کودکی را می‌گذراند. او می‌داند که دوست داشتن و بزرگ‌‌منشی هدیه‌ای از سوی خداوند است.
پدر و اهالی محل، مهدی را دوست دارند؛ چون از همان کودکی رسم پهلوانی را می‌آموزد. او در انتخاب بین ورزش کشتی و فوتبال دودل است؛ اما بالاخره فوتبال را انتخاب می‌کند. مهدی با وجود آرزوی بازی در مسابقات ملّی فوتبال و تیم محبوبش، پرسپولیس، با شنیدن خبر شهادت دایی‌اش در کربلای چهار، راهیِ شلمچه می‌شود تا اسلحه‌ی او را به دست بگیرد و نام او را زنده نگه دارد. مهدی برای وداع با تک تک اعضای خانواده، به دیدار آنها می‌رود؛ امّا در آخرین دیدار و آخرین لحظات موفق به دیدار پدرش نمی‌شود؛ چراکه کاروان در حال حرکت است.
بعد از شهادت مهدی در کربلای پنج، دوستان و هم‌تیمی‌های سابقش که اینک در سِمت مربی تیم‌های درجه یک کار می‌کنند، مراسم یادبودی برای او برگزار می‌‌کنند. این مسابقه بهانه‌ای است برای یادآوری خاطرات گذشته.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 639 بازدیددیدگاه‌ها برای کتاب صوتی آوای فاخته بسته هستند
ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 1399 بازدیدبدون نظر »
هلت ها نام تو را می خوانند

«هلت‌ها نام تو را می‌خوانند» زندگی‌نامه‌ی داستانی فرمانده‌ی شهید «مرتضی ساده‌میری» است که محمدرضا بایرامی آن را نوشته و نشر شاهد منتشر کرده است.

نویسنده در این کتاب، با مرور خاطرات دوران دفاع مقدس، از رشادت‌های عشایر روایت می‌کند. شهید مرتضی ساده‌میری، سردار بزرگ جبهه‌ی ایلام و مهران، قائم‌مقام فرمانده‌ی گردان ۵۰۲ امام حسین(ع) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بعد از مدتی کوتاه که در جبهه ماندگار شد، به خاطر مهارتش در شناسایی تپه‌های یک‌شکل بیابان‌های اطراف مهران و دهلران، به «مرتضی هلّتی» شهرت یافت.
مرتضی هلتی در سال ۱۳۶۹ در ارتفاعات قلاویزان، در عملیاتی در خاک عراق، با آتش گلوله‌ی نیروهای عراقی به شهادت رسید.

* هلت‌ها نام تو را می‌خوانند، نویسنده: محمدرضا بایرامی، نشر شاهد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 668 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا، روایت سه قصه‌ی کوتاه از زندگی فرماندهان شهید «مهدی باکری» و «حسین خرازی» است.

* قدم بر بال فرشتگان: «جیران» کوچولو گریه می‌کند و از پدرش می‌خواهد که همراه او و مادرش به میاندوآب برود. ولی پدرش می‌گوید که باید مراقب عمومهدی باشد؛ چراکه از وقتی که عموحمیدش شهید شده است، دیگر حال‌‌وروز خوبی ندارد. سپس پدر قصه‌ی جبهه و جنگشان را برای جیران تعریف می‌کند.

* عاشق نستوه: «سیمین» درحالِ تحقیق‌‌کردن درباره‌‌ی «شهید حسین خرازی» است. رزمنده‌ای که در عملیات‌های مختلف در جبهه خوش درخشیده است. او فرمانده‌‌ی عملیات‌های متفاوتی بود و سرانجام در سن ۲۹ سالگی به شهادت رسید.

* اطلسی: «حاج حسین خرازی» فرماندهی است که با رفتار خود به رزمندگان درس تقوا و درستکاری می‌دهد. او به گروهی که برای گرفتنِ غذای بیشتر، تعداد نفرات سنگرشان را (به‌‌دروغ) بیشتر اعلام کرده‌اند، یاد می‌دهد که این کار اشتباه و دریافتِ غذای اضافه به این روش، حرام است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 1239 بازدیدبدون نظر »
https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2015/02/shalamcheh11.jpg

در این بروشور (دفترچه کوچک) به صورت خلاصه یادمانها و مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس، عملیاتهای انجام شده در آنها و ویژگی های آنها به همراه قطعه هایی زیبای ادبی در مورد هر کدام قرار داده شده است.

مشخصات دفترچه: ۱۸ صفحه-  A5
مشخصات فایل : یک فایل فشرده حاوی فایل pdf  – حجم: ۸۰۰ kb

آشنایی مختصر  با مناطق : ۱- فتح‌المبین / ۲- فکه / ۳- پاسگاه زید / ۴- دهلاویه / ۵- هویزه / ۶- طلائیه ۷- خرمشهر / مسجد جامع خرمشهر / ۸- شلمچه / ۹- اروندکنار / ۱۰- تنگه چزابه / ۱۱- پادگان دو کوهه /

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 6883 بازدید۲ نظر »
این کتاب گویا، روایت پنج داستان تأثیرگذار و شنیدنی از زندگی رزمندگان و ایثارگران دلیر دوران دفاع مقدس است.

* خاک سبز: «سعید»، بعد از جنگ، همراه با گروهی برای جست‌وجوی جنازه‌های هم‌رزمانش در بیابان‌های منطقه‌ی جنگی سرگردان است. او در رؤیا یکی از رزمنده‌ها را می‌بیند که جای بچه‌های دسته‌ی «قمر» را به او نشان می‌دهد و می‌گوید که دوستان رزمنده‌اش که برای آوردن آب به محل تانکی در نزدیکی دشمن رفته بودند، با لبان تشنه شهید شده‌اند.

* سپاس از حیات طیبه‌ی نوجوان نجیب و زیبا: «علیرضا» مجروح جنگی است و هر روز آدم‌ها و اتفاقاتی را به یاد می‌آورد. او می‌گوید تا شب همه‌ی آن‌ اتفاقات را فراموش می‌کند و دوباره روز بعد همین ماجرا تکرار می‌شود.
او عاشق دخترعموی زیبایش بوده، ولی از سر نجابت و خجالت، چیزی نگفته تا اینکه زیبا ازدواج کرده است و حالا او هر روز زیبا را در رؤیایش می‌بیند.

* تیر و ترکش: شخصی به نام «رحیم» که به عنوان دیده‌بان در هر عملیاتی شرکت می‌کند، هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد و خودش می‌گوید که نظرکرده است. تا اینکه در یک عملیات پایش مجروح می‌شود.

* در تنگنای خرابه: «منصور» نه سال بعد از جنگ، همراه همسرش «مینا»، برای دیدن خانه‌ی قدیمیشان به شهرش بازگشته است. اما با خرابه‌های خانه‌شان روبه‌رو می‌شود.
در همین حین زن و شوهر دیگری هم ادعا می‌کنند که آنجا خانه‌شان بوده است. پیرمردی از راه می‌رسد که ادعا می‌کند در تمام دوران جنگ به درختی که در این خرابه بوده، آب می‌داده و آنجا خانه‌ی اوست.

* دلی از جنس آفتاب: «سید صالح» که جان‌باز شیمیایی است؛ شوهر «راضیه خانم» (مادر مهتاب) است. بعد از مرگ راضیه خانم، باوجود علاقه‌ی بسیا

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 2295 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 3118 بازدیدبدون نظر »

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/01/17117.jpg

کتاب صوتی «دا» بر اساس خاطرات: سیده زهرا حسینی تالیف: سیده اعظم حسینی«”دا” در زبان كردي به معناي مادر است.
اين كتاب مجموعه خاطرات”سيده زهرا حسيني دختر اين خانواده است که از دوران كودكي اش در عراق و همچنين حوادث روزهای آغاز جنگ
و مشاهداتش از اشغال خرمشهر و پس از آزادی خرمشهر است»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 11337 بازدیدبدون نظر »

«زمان ایستاده بود» شرح خاطرات تعدادی از آزادگان سرافراز میهن اسلامی، از نحوه به اسارت درآمدن خود به دست نیروهای بعثی عراقی است.

مؤلف این کتاب، لحظه لحظه اثرش را نذر نگاه حاضر و ناظر سید آزادگان «امام حسین (ع)» کرده و در مقدمه کتاب نوشته است: «سال‌هاست که پای شنیدن خاطرات آزادگان می‌نشینم و هربار که اتفاقات دوران اسارتشان را مرور می‌کنم یا در کتاب خاطراتشان غرق می‌شوم، به نکات پیدا و پنهانی می‌رسم که بازگویی برخی از آنها تقریباً محال است. با این حال، همین مقدار شاید ادای دینی باشد به آزادگان مظلوم دفاع مقدس که جنگ برایشان در کنج اردوگاه غربت بیش از هشت سال طول کشید».

«شاید با تعصب خاصی هیچ وقت دلمان نمی خواسته که نیروهای ما در دفاع مقدس تن به اسارت بدهند اما باید در موقعیت اسرا بود و قضاوت کرد خاطرات آنها را که بشنوید متوجه می شوید کار آنها کمتر از شهادت نبوده است … »

* کتاب «زمان ایستاده بود» را انتشارات پیام آزادگان چاپ و منتشر کرده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 464 بازدیدبدون نظر »

«حنانه شو» مجموعه‌ی خاطرات نسرین سرلک، همسر شهید فضل‌الله سرلک است؛ مشق ایثار ایشان از کودکی تا هنوز که بر صفحه‌ی تاریخ ماندگار شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 718 بازدید1 نظر »

این کتاب که با زبان سوم شخص روایت می‌شود، حاوی داستان‌هایی کوتاه از دوران دفاع مقدس است.

«طاهر موذن» در کتاب «سینای شلمچه» خاطراتش از دوران جنگ تحمیلی را روایت می‌کند. او حال‌وهوای جبهه‌ها و رزمندگان، روحیه‌ی شهادت‌طلبی و ایثار و همچنین صحنه‌هایی از جنگ را به‌‌خوبی در این کتاب به تصویر می‌کشد. سینای شلمچه از زمانِ عزیمت راوی به جبهه، پس از نخستین مرخصی، آغاز می‌شود و تا پایان جنگ، ادامه می‌یابد.

* سینای شلمچه، نویسنده: طاهر مؤذن، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 1319 بازدیدبدون نظر »

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 310 بازدیدبدون نظر »
کتاب «جمعه دوم آوریل» روایتی مظلومانه و تکان‌دهنده از زندگی مجاهد جبهه‌ی تبلیغ و تعلیم، حجت السلام محمد حسن ابراهیمی است؛ طلبه‌ای که رنج زندگی در غربت و هزاران کیلومتر از مرزهای مهین اسلامی را برای ادای تکلیف و آشنا ساختن مردم آمریکای جنوبی با اسلام و مکتب تشیع به جان خرید و سرانجام به دست آمریکایی‌های جنایتکار به شهادت رسید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۲ مهر ۱۴۰۴ 256 بازدیدبدون نظر »
این کتاب گویا درواقع زندگی‌نامه و خاطرات «شهید محمدرضا علیجانی» است که برادرزاده‌ی شهید، «مهرداد علیجانی»، نگاشته است.

«ادریس» رفیق و هم‌رزم «شهید محمدرضا علیجانی» که مشغول کار و زندگی روزمره شده و گذشته‌اش را فراموش کرده است، پس از سال‌ها فراموشی، در سفری به دماوند متوجه می‌شود که سه‌شنبه در مدرسه‌ای مراسم یادبودی برای آن شهید برگزار می‌کنند.
او به تهران برمی‌گردد، با افسوس از اینکه چرا آن رفیق شفیق را از یاد برده است. روز سه شنبه کار و دغدغه‌های روزمرگی را رها می‌کند و دوباره از تهران به دماوند می‌رود تا در آن مجلس یادبود شرکت کند. بعد از مراسم با افسوس و غمی فراوان به سمت مزار شهدا حرکت می‌کند تا با رفیق و هم‌رزم قدیمی‌اش، شهید علیجانی، دردِ دل کند. ادریس خاطراتش را به یاد می‌آورد که همراه با محمدرضا و دیگر هم‌رزمان محله‌‌ی خود عازم «جزیره مجنون» شدند.
از چند روز قبل آنها را برای عملیات آماده کرده بودند و آنها وقتی به جزیره‌‌ی مجنون رسیدند، داخل کانال شدند و همان‌جا سنگر گرفتند. چون تانک‌های دشمن دیده می‌شدند و دائم شلیک می‌کردند. سرانجام عملیاتشان شروع شد و آنها توانستند چند تانک را منهدم کنند. اما دشمن مجهز بود و بلافاصله تانک‌های تازه‌ای را جانشین منهدم‌‌شده‌ها کرد.
تا عصر که مبارزه ادامه داشت، آنها نتوانستند پیش‌‌رَوی کنند و حتی بسیاری از هم‌رزمان خود را از دست دادند. مهماتشان هم تمام شده بود و ناچار به عقب‌نشینی شدند تا با تجهیزات کامل‌تر، عملیات تازه‌ای را شروع کنند. محمدرضا علیجانی به هر کسی اجازه نمی‌داد که به خط اول برود. از نظر او کسی باید به خط اوّل می‌رفت که نیّت خدایی داشته باشد و نه نیّت‌های زمینی.
آنها مدّتی را در گرگان، لاهیجان و آستانه‌‌ی اشرفیه مأموریت کاری داشتند. محمدرضا با درایت خود توانست در آن مناطق به بهترین نحو کارهای فرهنگی محوله را انجام دهد و درس‌هایش را هم به‌‌خوبی بخواند و در دانشکده‌‌ی الهیات دانشگاه تهران قبول شود. ادریس و محمدرضا مدّتی را در جبهه‌های جنگ بودند و بعد مأموریت یافتند که کارهای فرهنگی برخی از مناطق را سروسامان دهند.

*درباره کتاب:
کتاب «مجنون در جزیره» با روشی متفاوت به معرفی یکی از شهدای پرافتخار کشور می‌پردازد. نویسنده کتاب آن‌قدر به این شهید بزرگوار ارادت پیدا کرده است که درصدد برآمد درباره‌‌ی زندگی و مبارزات او تحقیق کند و کتابی از آن تحقیقات فراهم آورد. بنابراین با چندین نفر از دوستان نزدیک و هم‌رزمان او دیدار و گفت‌وگو کرد و حاصل آن گفت‌‌وگوها را در قالبی داستان‌گونه و از زبان یک راوی به نام «ادریس»، در این کتاب به ثبت رساند.
نویسنده، پس از پایان هر چند بخش، اشعاری با نامِ «مجنون‌نامه» از شاعر گران‌قدر «امین قلیخانی» آورده است.
این کتاب در مدت زمان کوتاهی به چاپ ششم رسید. عنوان هر فصل، از فیلم‌‌های ساخته شده در حوزه‌‌ی دفاع مقدس اقتباس شده است.
این کتاب پس از ترجمه به زبان انگلیسی، درحال ترجمه به زبان اردو برای شبه قاره است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۴ 767 بازدیدبدون نظر »
کتاب «زخم‌ها» به قلم « مهری صادقی »، خاطرات «ذکراللّه کشاورز افشار» یکی از فرماندهان دلاور و شجاع خطه‌ی غرب کشور را روایت می‌کند.

درباره‌ی کتاب
این کتاب بخش‌هایی از زندگی یکی دیگر از فرماندهان شجاع دفاع مقدّس را روایت می‌کند. روایتی ساده و دل‌نشین همراه با فراز و فرودهایی که در طول داستان اتفاق می‌افتد، کتاب را جذاب‌تر می‌کند. این کتاب با روایت زندگی راوی از روستای محل سکونتشان شروع شده و با خاطرات وی از دوران دفاع مقدس پایان می‌یابد.

درباره‌ی نویسنده
«مهری صادقی» یکی از نویسندگان حوزه‌ی ادبیات دفاع مقدّس است که آثار دیگری از جمله:
– دلی که جا ماند: خاطرات سرهنگ بازنشسته‌ی سپاه نادر نصیری؛
– آن سوی ماه: خاطرات همسران شهدا؛
– پرواز با اباذر: خاطرات سردار شهید اباذر فیروزی به روایت خانواده، فرماندهان و هم‌رزمان شهید
از وی منتشر شده است.

* کتاب «زخم‌ها» براساس خاطرات «ذکراللّه کشاورز افشار» به نویسندگی «مهری صادقی» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۴ 816 بازدیدبدون نظر »

کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» شرح عملیاتی است که از آن به عنوان مبدأ تحول و زمینه‌‌ی آزادسازی سوسنگرد یاد می‌شود.

درباره‌ی کتاب
اثر پیش رو، روایت و بازخوانی عملیات امام مهدی(عج) است که در ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ در منطقه‌ی عمومی دشت آزادگان و جبهه سوسنگرد، یکی از مهم‌ترین محورهای عملیاتی جنوب کشور، اجرا شده است. جبهه‌ای که ارتش عراق درآغاز جنگ برای دست‌رسی سریع به هدف اصلی‌اش، یعنی اشغال اهواز، آن را برگزید و در خیال واهی خود امید داشت مردم آن شهر -به دلایل مختلف- یاری‌اش می‌کنند. اما مردم نه‌تنها هیچ قرابتی با گرایش و رویکرد دشمن نداشتند، با هوشمندی و ازخودگذشتگی، علاوه بر آنکه مانع دست‌یابی نیروهای متجاوز به هدف خود شدند، با همیاری رزمندگان، قوای دشمن را متوقف و زمین‌گیر و تلفات و خسارات چشم‌گیری به آنها وارد کردند.

کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» پنج ویژگی دارد:
۱. ترسیم خطوط کلّی باورهای اصلی و رایج جنگ و شرح اقدامات رزمندگان؛ آنهایی که فارغ از هیاهوی جنبی، صرفاً برای صیانت از جمهوری اسلامی تا حدّ نثارِ جان‌شان با دشمن متجاوزستیز کردند.
۲. بهره‌گیری از اسناد: نویسنده کوشیده تا حدّ امکان از سندهای دست اوّل و اصلی بهره بگیرد و پیوسته منبع اطلاعات ارائه‌شده (اعم از اسناد محرمانه و آشکار) را ذکر کند.
۳. گفت‌وگو با رزمندگان: بخش‌هایی از کتاب بر پایه‌ی گفت‌وگو با رزمندگانی است که در عملیات یادشده شرکت داشتند که جز عده معدودی، بیش‌ترِ آنها تمایل به گفت‌وگو داشتند؛ اگرچه به‌‌سبب گذشت ۳۷ سال از آن واقعه برقراری ارتباط با رزمندگان آن دوران کاری بس دشوار بود.
۴. دقت در صحّت منابع: مؤلف پیوسته کوشیده است در بهره‌داری از منابع از درستی یا نادرستی اسناد و اطلاعات مطمئن شود.
۵. درنتیجه‌ی شنیدن این کتاب گویا چند پرسش اساسی در حوزه‌ی اندیشه و تفکّر نظامی و عملیاتی فرماندهان و هنر برنامه‌ریزی‌های عملیاتی مطرح خواهد شد. پرسش‌هایی چون:
– اندیشه و تفکر عملیاتی عراق در انتخاب مسیر سوسنگرد به اهواز چگونه بود؟
– این مسیر چه ویژگی‌هایی از حیث راهبرد نظامی و جنبه‌های تاکتیکی داشت؟
– عملیات امام مهدی(عج) در چه شرایطی طرح‌ریزی شد؟
– طراحان اصلی عملیات امام مهدی(عج) چه کسانی بودند؟

درباره‌ی نویسنده
«مهدی حاجی خداوردی خان» با بیان اینکه کتاب «نبرد امام مهدی(عج)» درباره‌ی وقایع سوسنگرد است، گفت: محورهای اصلی این کتاب پاسخ به چند پرسش مهم است؛ از قبیل اینکه «چرا عراق در بدو حمله به ایران و در راستای پیشروی به سمت اهواز، مسیر سوسنگرد را انتخاب کرد؟» «اندیشه و تفکر عملیاتی فرماندهی عراق برای انتخاب این مسیر چه بود؟» «این مسیر و این جبهه از حیث راهبرد نظامی و جنبه‌های تاکتیکی چه اهمیتی داشت؟»
وی به برخی از جنبه‌های بااهمیت این عملیات که در تاریخ ۱۳۵۹/۱۲/۲۶ انجام‌گرفت، اشاره و عنوان کرد: این عملیات آزمونی مهم در جهت قدرت و تفکر تهاجمی در جبهه‌ها تلقی می‌گردد و در آن اعتبار و قدرت نظامی نیروهای مردمی و سپاه به نمایش گذاشته‌ شده است. این عملیات بیان‌گر قابلیت و ارتقای سطح تفکر نظامی فرماندهان جوان سپاه بود که باوجودآنکه فقط شش ماه از جنگ می‌گذشت، در مقایسه با نیروهای دیگر مستقر در منطقه، طرح‌های بدیع و خلاقانه‌ای را در نبرد با دشمن اجرا کردند.

* کتاب «نبرد امام مهدی (عج) مبدأ تحول و بستری برای آزادسازی سوسنگرد»، به نویسندگی مهدی حاجی خداوردی‌جان، از سوی مرکز اسناد تحقیقات دفاع مقدّس چاپ و منتشر شده و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب صوتی، در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۴ 1166 بازدیدبدون نظر »
این کتاب روایتی از زندگی، چگونگی اسارت و شهادتِ شهید «محمدجواد تندگویان»، وزیر نفت دولت شهید رجایی، است.

درباره‌ی کتاب
کتاب، روایت خاطرات نویسنده از مبارزات محمدجواد تندگویان است که سرانجام به دست رژیم بعث عراق به شهادت رسید.
راوی از دوستان نزدیک تندگویان بود که برای بازپس‌گرفتن جسد وی به عراق اعزام می‌شود. در برخورد اول، عراقی‌ها جسدی را تحویل می‌دهند که او درمی‌یابد جسد تندگویان نیست. از طرفی مأموران صلیب‌‌‌سرخ با بیان اینکه اشتباهی رخ داده است، جسد را پس می‌گیرند و ….

درباره‌ی نویسنده
«محمود جوانبخت» در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا پایان مقطع کارشناسی در رشته‌‌ی تاریخ ادامه داد. زمینه‌ی فعالیت او روزنامه‌نگاری است. او علاوه بر سردبیری نشریه‌ی «خاطره‌ی امروز» با نشریات «سلام» و «بیان» و «گروه ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌‌ی هنری» همکاری دارد.
از آثار او کتاب‌های «سقوط»، «آبی + قرمز» و «مهربان مثل مسیح» در جشنواره‌‌ی کتاب کانون برگزیده شده است. کتاب «جامانده از کاروان» برگزیده‌ی جشنواره‌ی ادبیات عاشورایی و کتاب «حکایت آن مرد غریب»، برگزیده‌ی جشنواره دفاع مقدّس است.

* کتاب «حکایت آن مرد غریب» بر اساس خاطراتی از شهید «محمدجواد تندگویان» به نویسندگی «محمود جوانبخت» از سوی انتشارات شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب گویا، تولید شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۴ 1391 بازدیدبدون نظر »

دکتر «حبیب جریری» که در روز ۱۴ مهر سال ۱۳۵۹ با گروهی از پزشکان به مناطق جنگی جنوب کشور اعزام شده بود، به اسارت نیروهای ارتش متجاوز صدام درآمد و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.

درباره‌ی کتاب
کتاب یادگاران انقلاب ١۲: نشان حبیب، براساس خاطرات حبیب جریری.
«حبیب جریری» از فعّالان و مبارزان سیاسی قبل از انقلاب اسلامی است که در زندان رژیم طاغوت و در دوران جنگ، در زندان‌های حزب بعث، حبس و شکنجه شد.
«نشان حبیب» کتابی است که زندگی حبیب جریری، مبارز سیاسی و مفقودالاثر را بررسی می‌‌کند. این کتاب برای نشان‌‌دار کردن او نیست، بلکه برای معرّفی و شناخت اوست. هم‌اکنون هیچ‌کس از سرنوشت جریری که در دوران دفاع مقدّس به اسارت بعثی‌ها درآمد، اطّلاعی ندارد و حتّی نام او در فهرست صلیب‌‌سرخ نیز ثبت نشده است.
منبع اصلی تألیف این کتاب گفت‌وگو با اعضای خانواده، دوستان و هم‌رزمان حبیب جریری است. این کتاب در چهار فصل و با نگاهی بر زندگی و مبارزه‌‌های او از زندان‌های رژیم پهلوی تدوین شده است. در بخشی از کتاب آمده است: «نوازش که آغاز می‌شد، مثل کبکی که در چنگال شاهین افتاده باشد، فریاد می‌کشیدم. از خدا یاری می‌خواستم تا آزادم کنند. جان آدم تا لب گور کشیده می‌شد و برمی‌گشت. درد از چهارستون بدنم بالا می‌رفت. بازجو به این واکنش‌ها اعتنایی نداشت و داد و بیداد به دردش نمی‌خورد. او در صداهای گوش‌خراش من، تنها به دنبال فرکانس موردنظرش می‌گشت؛ یک کلمه اعتراف یا اقرار و فاش‌‌کردن آنچه به مانند دفینه‌‌ای در سینه‌‌ام مانده بود. به زمین می‌‌افتادم و موزاییک‌ها را می‌خراشیدم. بازجوی قوی‌الجثه، سرم را از پشت چنگ می‌زد و تکان می‌داد. این صید بزرگ، در سوراخ لانه‌ی بازجو نمی‌رفت؛ بنابراین، بیشتر کلافه می‌شد و شکنجه‌ام می‌داد. مردی شریر از راه می‌رسید و در را باز می‌گذاشت تا بازجو برود و نفسی تازه کند. سپس، خودش دست‌به‌کار می‌شد. من که مسلک آنان را می‌دانستم، غرولند می‌‌کردم و آب می‌طلبیدم. بازجوی اوّلی، می‌رفت و عوض لیوان با سطل بازمی‌گشت و به‌جای نوشاندن، مثل فرش کهنه‌ای برم می‌گرداند و بر تمام پیکرم آب می‌پاشید. افزون بر شکنجه‌ی جسمی، با اعصابم هم بازی می‌کرد؛ همان‌طور به پشت خوابیده بودم و لرز و سرمای بیشتری به جانم می‌افتاد.»

درباره‌ی نویسنده
«مصطفی محمّدی» سال ۱۳۷۸ در پنجمین دوره‌ی انتخاب کتاب سال دفاع مقدّس برای اثر «روز سوم» -زندگی‌نامه‌ی شهید حاج عبداله نوریان- برگزیده شد؛ این کتاب از سوی کنگره‌ی سرداران شهید سپاه استان تهران منتشر شد.
وی پیش‌‌تر، در سال ۸۱ کتاب، «یاوران بی‌یار» -زندگی‌نامه‌ی ۲۳۰ شهید سپاه- را منتشر کرد و یک‌سال بعد کتاب «از پنج نفر» -زندگی‌نامه‌ی شهیدان یزدان‌خواه- را از سوی نشر شاهد به چاپ رساند. وی در همان سال کتاب دیگری را با عنوان «روی ابروی چپ» -زندگی‌نامه‌ی شهید علی‌اصغر نایب- نوشت که از سوی کنگره‌ی سرداران شهید سپاه پاسدارن استان خراسان به دست علاقه‌مندان ادبیات جنگ رسید. رمان «هشت بهشت» این نویسنده نیز در سال ۸۳ از سوی نشر شاهد به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.
محمّدی از نویسندگان صاحب‌ذوق در عرصه‌ی دفاع مقدّس است که با الهام از مفاهیم قرآنی و موضوعات عرفانی، کارهای ارزشمندی را در این حوزه منتشر کرده است.

*کتاب «نشان حبیب» به نویسندگی «مصطفی محمدی» از سوی نشر شاهد منتشر و در پایگاه کتاب گویای ایرانصدا، در قالب کتاب صوتی، تولید شده است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :۰۱ مهر ۱۴۰۴ 803 بازدیدبدون نظر »

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت

خرید هاست