
این داستان روایت سیر حرکت توحیدی و حق طلبانه «امام حسین علیه السلام» از سرزمین حجاز به عراق است که با هدف اثبات وحدانیت و نفی وجودی یزیدیان طول تاریخ و آگاهی مردم همه ادوار بود. حدیث شجاعت، ایثار و شهادت در مقابل حکایت خیانت و جنایت.
کتاب ” النفس المهموم” توسط ثقة المحدثین شیخ عباس قمی که صاحب مفاتیج الجنان نیز هست گرد آوری شده است.

کتاب حاضر دمع السجوم نام دارد که ترجمه کتاب معتبر ” النفس المهموم” است . که توسط ابوالحسن شعرانی به فارسی ترجمه شده است.
مشخصات دیگر کتاب:
- دمع السجوم: ترجمه کتاب نفس المهموم
- مشخصات کتاب:سرشناسه : قمی، عباس، ۱۲۵۴ – ۱۳۱۹.
- عنوان قراردادی : نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم .فارسی
- عنوان و نام پدیدآور : دمع السجوم: ترجمه کتاب نفس المهموم / تألیف عباس قمی؛ ترجمه به قلم ابوالحسن شعرانی.
برخی از عناوین اصلی :
- در مناقب حسین و ثواب گریستن بر آن حضرت لعن بر کشندگان او و اخباری که در شهادت او وارد است
- در ذکر وقایع پس از بیعت مردم با یزید بن معاویه تا هنگام شهادت بر حضرت سید الشهداء
- قتل مسلم بن عقیل؛
- وقایع پس از شهادت؛
- ذکر وقایع عاشورا و صف آرایی لشکر از دو جانب و احتجاج امام بر اهل کوفه؛
- در دفن مولانا الحسین؛
- ورود اهل بیت به کوفه؛
- در آنچه ظاهر شد پس از شهادت حضرت ابی عبدالله الحسین از گریستن آسمانها و زمین و..
- ذکر فرزندان حسین و زوجات آن حضرت
- فضل زیارت و ستم خلفاء بر قبر شریف
- در شرح حال توابین و خروج مختار و کشتن قاتلین حسین
نکته: به گفته تهیه کننده نرم افزار از صاحبان امتیاز کتاب اجازه گرفته شده است.
در ادامه میتوانید نسخه اندروید و PDF این کتاب را دانلود کنید

«اربعین»، بهشت مؤمنان و جهنم کافران است؛ روز قبله شدن کربلاست، روز تاریخ شدن عاشوراست و روز تبلور و تجسم و تفسیر ۱۱۴ سوره قرآن. اربعین یعنی جز «حسین(ع)» هر راهی به بیراهه یزید میانجامد. هر راهی بیکربلا، چاه است و هر روزی بیعاشورا، سیاه.
«از سرزمین نینوا» روایت «چهل روز عاشقانه» است. قصه وقایع و رویدادهای پس از شهادت «امام حسین (ع)» و یارانش تا روز «اربعین». بیان شداید و مصایب وارده بر اهل بیت (ع) ـ طی این چهل روز ـ و زبان حال هر یک از بازماندگان نهضت «عاشورا». نثر روان و خواندنی نویسنده بر قدرت نفوذ قلم او افزوده و توانسته است به خوبی ابعاد حماسی و جنبههای عاطفی عاشورا و رویدادهای پس از آن را به رشته تحریر درآورد.
آنچه با خواندن این اثر دستگیرمان میشود آن است که میتوان از دریچه سنگدلی و قساوت «امویان» و کاخنشینان «کوفه» و «شام» و نیز کرامات خاندان «پیامبر (ص)» و زیباییهای عاشورا آشنا شد. درحقیقت نگارنده با برگرفتن شعلههایی از نور و حقیقت آن واقعه، گذری بر سراسر آن تا اربعین داشته و با نثری زیبا و روان خوانندگان را بر خوان بی دریغ کرامت انسانی حسین (ع)، یارانش و آن بانوی بزرگوار ریگزارهای غم و خارستان های تازیانه، مینشاند.
نویسنده کتاب در توصیف کتاب خود توضیح میدهد: «من در این کتاب ابعاد مسئله اربعین و اینکه چرا اربعین این قدر مهم است و چرا امام حسین (ع) اربعین مکرر دارد را بیان کردهام. هم از کاروان اسیران و نحوه رفتار آنها صحبت کردهام و هم از میوه چیده از شاخسار عاشورا که همان اربعین است و جشن پیروزی اهل بیت به تفصیل در ۴۰ قسمت یاد کردهام».
* «محمدرضا سنگری» نویسنده و پژوهشگر ایرانی، متولد اول آبان ۱۳۳۳ در شوش است. وی فارغالتحصیل دکترای زبان و ادبیات فارسی از «دانشگاه تهران» است. «عاشوراپژوهی» یکی از حوزههای فعالیت محمدرضا سنگری است. فعالیتهای پژوهشی او حوزههای متعددی چون ادبیات معاصر، ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، نثر ادبی، شعر، فعالیت مطبوعاتی، تدریس و تدوین کتابهای زبان و ادبیات فارسی را نیز دربرمیگیرد. پس از ریاست وی بر گروه برنامهریزی و تألیف کتب درسی زبان و ادبیات فارسی، ادبیات اسلامی وارد کتابهای درسی شد.
دکتر سنگری از شاعران و نویسندگان پرکار معاصر است، ولی بیشتر در زمینهی نثر ادبی کار میکند. از وی تاکنون کتابهای متعددی چاپ و منتشر شده است که از آن جملهاند: «سوگ سرخ»، «پنجره معصوم»، «یادهای سبز»، «گلبرگها»، «یک جرعه تشنگی»، «سلام موعود»، «چهل روز عاشقانه»، «نقد و تحلیل ادبیات منظوم دفاع مقدس» در سه جلد و «پیوند دو فرهنگ ادبیات معاصر» که همگی از آثار منثور اوست.
* کتاب گویای «از سرزمین نینوا» براساس کتاب «چهل روز عاشقانه» به قلم «دکتر محمدرضا سنگری» تولید شده است.

روایت شنیداری کتاب آه بر اساس ترجمه مقتل نفس المهموم _ مقتل امام حسین علیه السلام

مسلمبن عوسجه و حبیببن مظاهر دو یار و همراه، در رکاب هم برای یاری حسینبن علی -علیهالسلام- راهی میشوند، اما کوفیان چه استقبالی از آنان خواهند کرد؟

مایش روز واقعه بر اساس داستانی و اقعی از مردی غیر مسلمان است که در شب عروسی و زفاف خود به دنبال حقیقت عهد وعیال را رهاکرده و به سرزمین کربلا پا می گذاردولی غافل از آنکه زمانی به منطقه کربلا می رسد که

وهب نصرانی یکی از اصحاب امام حسین (ع) در واقعه ی عاشورا بود.
او که به تازگی ازدواج کرده بود، به همراه مادر و همسرش در کربلا حضور داشت. مادر وهب مدام او را به جنگیدن در رکاب امام و شهادت تشویق می کرد. وهب خود نیز اشتیاق رسیدن داشت….
أللُّهوف عَلى قتلَىِ الطّفوف یا ألمَلهوف عَلی قَتلَیِ الطّفوف مشهور به «لُهوف» کتابی در مصائب واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) نوشتۀ سید بن طاووس حلی (متوفای ۶۶۴ق.) و از مقاتل مشهور شیعیان است. نویسنده، کتاب را برای مسافران عتبات و زائران امام حسین(ع) و به صورت مختصر نوشته و به همین سبب، سلسله اسناد روایات را حذف و تنها آخرین راوی یا منبع روایت را ذکر کرده است .
کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف

کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف
نویسنده:
ابن طاوس، علی بن موسی، ۵۸۹ – ۶۶۴ق
زبان:
فارسی
کتاب صوتی راه عباس شدن: تأملی بر زیارت حضرت عباس علیه السلام



روز دهم محرم بود. لحظات پر تبوتابی بود و همه در کربلا تشنه بودند. امام حسین (ع) رو به برادرش عباس (ع) کرد و گفت به نزدیک فرات برود و برای بچه ها آب بیاورد.

نامیرا کتابی در قالب رمان دربارهی واقعهی عاشوراست. «صادق کرمیار» در سال ۱۳۸۱ آن را نوشته و نشر نیستان این کتاب را در سال ۱۳۸۸ منتشر کردهاست. نویسنده در این کتاب واقعهی کربلا را در قالب داستانی روایت میکند تا فضای شهر کوفه (پیش از حادثهی عاشورا) را نشان دهد و تردید مردم در حمایت از امام حسین (ع) و علل آن را روشن سازد.
آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب، از این کتاب به نیکی یاد کردهاست. نامیرا، کتاب شایستهی تقدیر دورهی بیستوهشتم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شناخته شد و چندین بار چاپ شدهاست.
نویسنده در نامیرا مینویسد که بخشی از مردم که به امام حسین (ع) نامه نوشتند، حضور او را برای منافع شخصی خود میخواستند. امضاها بهسبب درد دین نبود، بلکه برای طایفهای سؤال این بود که چرا معاویه شام را برتر از کوفه دانستهاست. وقتی که ابنزیاد سر کیسه را شل کرد و از بیتالمال کیسههای طلا بخشید، دیگر آمدن امام فایدهای برای این قوم نداشت. قصور معاویه را یزید جبران کرده بود. شاید اگر امام به کوفه میآمد و رهبری قوم را بر عهده میگرفت، اینان بازهم مخالفت میکردند؛ هرچند ابنزیاد هلاکشان کرد و دستشان را به خون پسر پیامبر آلوده کرد.
برخی معتقدند نامیرا یک دورهی فتنهشناسی است برای کسانی که در پی حق هستند و میخواهند بدانند که حق و باطل چگونه جابهجا میشود. حتی عبدالله بن عمیر، با آنهمه سابقه در جهاد با کفار، تردید میکند که چرا پسر پیامبر به مقابله با یزید برخاسته است؟
آیتالله خامنهای، ضمن تمجید از کتاب، بر همین ویژگی تأکید کرده و با اشاره به ناآرامیهای ایران بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸، گفتهاند اگر کسی بخواهد فتنه را بشناسد، این کتاب را بخواند.
نامیرا داستان عاشقانه هم دارد و نویسنده درام و رمانس را در کتابش در هم آمیخته است. آنجا که سلیمه، دختر عمرو بنحَجّاج، با ربیع پیمان زناشویی میبندد و خوشحال است که همسرش محب علی و اولاد اوست و خشمگین میشود که چرا پدرش به حسین (ع) پشت کرده است. این عشق آنقدر قوی است که وقتی ربیع کارش به تردید میکشد، سلیمه هشدار میدهد که پیوند آن دو از سر حبّ علی و حسین (ع) است.

کتاب پدر، عشق و پسر، اثری از سید مهدی شجاعی است که در آن بخشهایی از زندگی حضرت علیاکبر بن الحسین (علیهما السلام) به تصویر کشیده میشود. وقایع از زاویهی اول شخص و از زبان اسب آن حضرت «عقاب» روایت میشود.
فصول کتاب «پدر، عشق و پسر» با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده مجلس است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنهای از زندگی حضرت علیاکبر(ع) را روایت میکند و مجالس پایانی، به شهادت حضرت در کربلا اختصاص دارد.
هر برش از زندگی حضرت که در مجالس دهگانه نمایانده میشود، در انتهای هر مجلس به گونهای به واقعهی کربلا مربوط و منتسب میشود و بدین ترتیب، تمام مجالس رنگ عاشورایی خود را حفظ میکند. داستان از چگونگی رسیدن عقاب به حضرت علیاکبر شروع میشود و مجلس دوم تصویری از ولادت آن حضرت ارائه میدهد. مجالس بعدی به ماجراهای پیشنهاد امان از سوی سپاه عمر سعد به حضرت، سقایت ایشان برای اهل خیام قبل از حضرت عباس، صحنههای پوشاندن لباس رزم و راهی کردنشان به میدان توسط امام و … اختصاص دارد.
در انتهای کتاب، منابعی که نکتههای تاریخی از آنها استخراج و در متن داستان پرورانده شده، آمده است.

ماجرا از زبان پسری به نام علی اصغر روایت می شود:
«در محلهی قدیمی ما تعزیهخوانی برپا می شد و پدرم امام حسین(ع) میخواند و من هم علی اصغر بودم».
آرزوی پدرم رفتن به کربلا و زیارت امام حسین(ع) بود. روزها سپری شد و بعد از ماجرای انقلاب، جنگ شروع شد. من روزبهروز بزرگتر میشدم و شاهد این اتفاقها بودم. مدتی بود که بابا برای آموزشهای نظامی به مسجد محل میرفت و شبها خیلی دیر به خانه می آمد. یک روز بابا درحالیکه لباس پاسداری پوشیده بود، به خانه آمد و به مادر گفت میخواهد به جبهه برود.
برای دانستن ادامهی ماجرا این کتاب را بشنوید.

علیاصغر امضای مظلومیت حسین (ع) و معصومیت عاشوراست.حماسیترین گریهای که تاریخ به خود دیدهاست، گریهی حماسی کودکی در غریبانهترین لحظههای میدان، گریهی علیاصغر، ذوالفقار علی (ع) در عاشوراست.
کودکی بیزره به میدان آمده، رجز میخواند بیواژه در نهایت عطش. کربلا بابالحوائجی دیگر دارد، سرداری که بعد از ابوالفضل، مشکی از گریه و اشک آوردهاست. مگر بابالحوائج کسی نیست که درها را میگشاید و بنبستها را میشکند؟

روضة الشهدا (به معنی باغ شهدا) مقتلی است از حسین واعظ کاشفی دربارهٔ سرگذشت حسین بن علی (علیه السلام) و وقایع حزنانگیز کربلا که در ۱۰ باب و به سال ۹۰۸ هجری قمری تألیف شد.
تمرکز کتاب بر واقعهٔ کربلاست، ولی در ابوابی از آن شرح مصائب دیگر انبیا و امامان شیعه آمده است. روضة الشهدا در اواخر عهد تیموریان تألیف شد؛ زمانی که جنبوجوش طریقتهای صوفی–شیعی و گرایش به تشیع در سرتاسر دنیای فارسی زبان از مدتها پیش فزونی گرفته بود، شاه اسماعیل صفوی تبریز را فتح کرده و تشیع دوازدهامامی را مذهب رسمی دولت خویش اعلام کرده بود و خطر ازبکان سنّی از جانب شمال شرق احساس میشد. در این برههٔ حساس بود که کاشفی به نوشتن روضة الشهدا با حمایت شاهزاده سید عبدالله میرزا همت گماشت و کتاب نیز به او تقدیم شدهاست. کتاب روضة الشهدا نقش مهمی در روند گسترش تشیع در ایران ایفا کرد و به اندیشهٔ تشیع رنگ و بوی ایرانی بخشید.


در این کتاب، ابتدا معنا و مفهوم توجیه بررسی میشود و درادامه، به انواع و اقسام توجیه اشاره میشود. سپس مهمترین مطلب این کتاب، یعنی توجیهات کسانی که امام حسین (ع) را یاری نکردند، برای خواننده روایت میشود.
توجیهات در سه دسته بررسی میشود:
• توجیهات کسانی که با امام همراه نشدند؛
• توجیهات کسانی که امام را ترک کردند؛
• توجیهات کسانی که مقابل امام ایستادند.

کارگاه عملی با استادی جناب جَوْن و درسهایی از کلاس ایشان!
بهجای نوشتن از اساسنامه و شرح وظایف و رسالت برای خادمین هیئت، کافی است خادم شخصیِ امام حسین (علیهالسلام) معرفی شود؛ خادمی که عمری پابهپای امام زیست و آیین نوکری آموخت و هم البته میآموزاند. کافی است فقط شرحی از نحوهی تعامل او با امام و دیگران را بیان کنی، آنوقت این کار از دهها کتاب و صدها جزوه ارزشمندتر خواهد بود، چراکه این تجسم واقعیت است؛ این تبلور آن چیزی است که وجود داشته است. این توصیف میتواند با شبکهای از مفاهیم عمیق دینی همراه شود و سرانجام به یک مجموعه توصیه منتهی شود، هرچند اگر توصیفی عالمانه و دقیق تبیین شود، بهتنهایی محرکی برای اجرا در بُعد عمل خواهد بود. آیین پیروی را از این اصحاب باید آموخت.


بهمنظور احیای سنت حسنهی مقتلخوانی و برای دستیابی هرچه سریعتر و مناسبتر شیفتگان حضرت سیدالشهدا (ع) به منابع اصلی، مجموعهای از مقاتل معتبر در این کتاب گردآوری شدهاست. مطالب اصلی بازنویسی، و مطالب کمارتباط و اشعار عربی و روایات ضعیف حذف شدهاست.
در این اثر، ابتدا دربارهی لهوف و سید بن طاووس مطالبی بیان شده و درادامه در سه فصلِ «از ولادت تا قیام»، «در وصف جنگ در کربلا و حوادث آن» و «در حوادث پس از شهادت امام حسین (ع)» دربارهی قیام امام حسین (ع) از مقاتل معتبر نکاتی آورده شدهاست.
دربارهی نویسنده:
«محمدحسین رجبی دوانی» مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام است. وی معاون پژوهشی دانشکدهی علوم اجتماعی و فرهنگی و استادیار تاریخ اسلام دانشگاه جامع امام حسین (ع) است.

درباره کتاب : آیت الله جبلعاملی پس از مشاهده پاره ای از محافل عزاداری آمیخته به خرافات و بدعتها، درصدد پاکسازی و اصلاح این مجالس برآمده و به تحریر این رساله و نشان دادن برخی از مواضع تحریف در عزاداری حسینی پرداخت و مرحوم جلال آل احمد در سال ۱۳۲۲ آنگاه که به تازگی از نجف اشرف بازگشته و در انجمن اصلاح فعالیت داشت اقدام به ترجمه این اثر کرد.

«خاک سرخ» روایت وقایع بعد از حادثه ی عاشوراست؛ مکافات عمل آنان که وسایل شخصی امام حسین (علیه السلام) را به غنیمت بردند…

دوران امامت امام موسی کاظم(ع) همزمان با حکومت ظالمانهی «بنیعباس» و مصادف با خلافت «هادی عباسی» است. نطفهی حادثهی جانگداز «فَخّ» از همان زمان بسته شد که حق خلافت را از فرزندان «رسول خدا(ص)» سلب کردند و به امویان ریاکار سپردند.
حکایتی از پایمردی و دلیری مردانی حقطلب و جانبرکف، پیروان «امام موسی کاظم(ع)»، در قیامی خونبار علیه «هادی عباسی» و والی خونخوارش «عبدالعزیز» را خواهید شنید.
این روایت از مجلس درس علوی صاحبسخنی آغاز شد که با احضار زاهد عارفاندیش به بارگاه والی و بستن باب روشنایی جویندگان فضیلت و معرفت، به امید قطع ریشهی عصیانپروری از آنان، نهفقط مکتبخانهی آن علوی زاهد را بستند، بلکه شاگردان را در دهلیز و سیاهچال بهزنجیرکشیدند و جان سوختند.
لیک این همه سودی نبخشید و هادی عباسی از درِ دیگر درآمد و «عبدالعزیز» را به کار گرفت که او هم نوبهی خویش حیلههایی را بهکار بست، تا شاید در سایهی ترس و وحشت مأموران خویش، انزوای مردان حق را فراهم آورد و در امنیت و آسایش مطلق، دواسبه در وادی هوس بتازد. این تدبیر نیز مؤثر نیفتاد و انگیزهی قیامی را از سوی نوادهی «امام حسن مجتبی(ع)» و یاران صدیق و جانبازش همچون «حسن بن محمد» و «سلیمان» و «یحیی» و هزاران مرد پاکباخته و ازجانگذشته فراهم کرد.
******
از شما مخاطبان محترم بابتِ کیفیتِ پایین صدا پوزش میخواهیم.

مالک پدر بشیر است که در بستر بیماری افتاده است. او روزی خوابی پریشان می بیند و آشفته و ترسان خواب را برای عروسش عطیه تعریف می کند. او می گوید که در خواب عروج خورشید را دیده و یقین دارد که اتفاقی ناگوار رخ خواهد داد…
عطیه سعی دارد که او را آرام کند اما در حقیقت ماجرای تلخ عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش به وقوع پیوسته است. در حادثه ی کربلا بشیر همسر عطیه و پسر مالک در گروه کسانی بوده که در سپاه ابن زیاد راه های ورود و خروج را بر امام و یارانشان بسته اند و عطیه حالا خود را مستحق عذاب می داند و بسیار ناراحت است. اما بشیر که هنوز متوجه اشتباه خود نشده است کاروان اسرای کربلا را خارجی می خواند و خوشحال است که توانسته خانواده اش را از این اتفاق مصون بدارد.
مالک پس از جست وجوی فراوان از ماجرا با خبر می شود و خاطره ای را از امام حسین علیه السلام برای آن ها بازگو می کند که مشابه خطای بشیر است. او ماجرای انگشتری را بیان می کند که امام به او بخشیده و برای همیشه او را از فقر نجات داده است. عطیه و مالک تصمیم می گیرند که از پس کاروان اسراء حرکت کرده تا شاید با زاری و التماس بتوانند خود را راضی کنند و بخشیده شوند.







