
دو زوج جوان با بازی پوریا پورسرخ و مریم مومن زندگی مشترک خود را اخیرا آغاز کرده اند و در همین ابتدای امر با چالش ها و مشکلات کوچک و بزرگی رو به رو شده که هر یک از آن ها به نحوی آینده زندگی مشترک این دو را شکل می دهد. این زوج در کشاکش حوادث، گاه زمین می خورند و گاه بر می خیزند اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنان چه رقم زده است.

این مجموعه تلویزیونی، درباره دختری به نام غزل است، که در میان خانواده ای زندگی می کند و به تنهایی نقاشی می کشد. روزی یکی از نقاشی ها زنده می شود و یک بچه دایناسور به نام دانی از نقاشی می آید. روزگار آنها به خوبی و خوشی سپری می شود تا اینکه روزی خانواده او متوجه حضور دانی می گردند.
دانی و من درباره دایناسور کوچکی است که در میان اعضای خانواده ای زندگی می کند و در هر قسمت، اتفاقاتی را به وجود می آورد. در دهه های ۶۰ و ۷۰ برنامه های کودک و نوجوان بیشتر عروسک محور و نمایشی بود و دانی و من نیز از این قاعده کلی مستثنی نشد. (بیشتر…)
غلامحسین، دزد خردهپایی است که روزی از روزها شاهد تصادف اتومبیل با مردی میانسال میشود. وی کیف مرد مجروح را میرباید و پاسپورتی در کیف پیدا میکند. او سعی دارد که کیف رابه فروش برساند. اما به دلیل این که پلیس دنبالش است. او تصمیم میگیرد به خارج برود و از ایران فرار کند …
غلام برای فروش لپتاپ دزدی به خانه یک مال خر آشنا میرود. خانه، لو رفته و نیروی انتظامی وارد خانه میشود. غلام از راه پشت بام فرار میکند. خانه پدر غلام هم لو رفته و به ناچار تصمیم میگیرد از پاسپورت دزدی برای خروج از کشور استفاده کند. در فرودگاه با خانم مسنی به نام «ماهی جان» همسفر میشود و در پاریس، «باقری» نماینده شرکت «دوریس» از طرف آقای «لوریان» به استقبال او آمده و همراه با «ژاکلین» دختر لوریان، او را به هتلی مجلّل میبرند … (بیشتر…)







