دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مهتاب به رفتارهای همسرش احمدرضا شک دارد و احساس میکند که او با یک دختر جوان رابطه دارد. اما با مرگ دختر جوان وضعیت پیچیدهتر میشود و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در ماههای پایانی عمر رژیم شاه ، مردم به خیابانها میریزند تا مخالفت خود را با حکومت شاهنشاهی ابراز کنند. دولت آمریکا شخصی به نام سرهنگ هایزر را به کشور میفرستد تا یک عملیات سری انجام دهد.—-بازیگران فیلم اجتماعی عملیات سری: چنگیز جلیلوند، امیرمهدی کیا، صدرالدین شجره، ساغر عزیزی، سیامک اطلسی و قطب الدین صادقی… کارگردان فیلم فارسی عملیات سری: محمدرضا ورزی نویسنده فیلم جدید عملیات سری: محمدرضا ورزی تهیه کننده فیلم عملیات سری: علی لدنی سال پخش: ۱۳۹۵
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

خلاصه داستان فیلم اکشن عملیات خرچنگ: «عملیات خرچنگ» فیلمی پلیسی، امنیتی و جاسوسی به کارگردانی محمدحسین لطیفی است که با ترکیب داستانی عاشقانه، عملیاتهای اطلاعاتی و تعقیبوگریزهای نفسگیر، مخاطب را وارد دنیایی از راز، خیانت و مأموریتهای مخفی میکند. ژوبین پناهی، جوانی ایرانی-یهودی، پس از مرگ تلخ پدر و مادرش و دوری از عشق زندگیاش «وفا»، دچار مشکلات روحی شده و در یک تیمارستان بستری است. اما با کمک یک جاسوس اسرائیلی با نام مستعار «خرچنگ» از تیمارستان فرار میکند و وارد شبکهای پیچیده از عملیاتهای جاسوسی میشود. سفر او از ایران به اردن و لبنان، سرآغاز ماجراهایی پرخطر است که عشق، خیانت و حقیقت را در هم میآمیزد. 🏆 افتخارات: برنده جایزه ویژه هیئت داوران دومین جشنواره فیلم پلیس
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم «عملیات پایتخت» داستان عملیات جاسوسانه ای است که توسط بیگانگان در ایران پایه ریزی می شود. مبادله ای نیز بین ایران و بیگانگان در این میان شکل گرفته که داستان هایی را به وجود می آورد.
دسته بندی : انقلاب اسلامی

«عمق میدان» داستان چند دانشجوی رشته هنر را روایت می کند که قرار است از تظاهرات روزهای انقلاب عکاسی کنند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

هشت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. میان راه اتفاقی آنها را از رفتن بازمیدارد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

رعنا دختری است که در خانه بزرگی تنها زندگی می کند، در این خانه به تازگی مرگ مشکوکی اتفاق افتاده
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

دكتر مريم شيرازي با گروهي از پزشكان هلال احمر براي كمك به مردم عراق عازم اين كشور مي شود و تصميم به جستجو براي يافتن خواهر گمشده اش مي گيرد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مردی بعد از گذشت ۳۰ سال از یک اتفاق که تنها زاییده ذهن او و یک سوء تفاهم ساده است به تهران میآید تا از شخصی انتقام گرفته و او را به قتل برساند. او در این میان با دو نفر از نسل جوان آشنا میشود و با زندگی عاشقانه، معصوم و پاک آنها مواجه شده اما کام آنها را به خاطر افکار شوم خود تلخ میسازد و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

خانوادهاي فقير كه زندگي كولي واري را اختيار كردهاند، از زادگاه خود دور افتادهاند. آنها در قلمرو «خسرو خان» يك قاچاقچي با نفوذ مجبور ميشوند در ازاي بازپس گرفتن كاميون كه تنها وسيله كسب و كارشان است، دختر جوان خانواده را به عقد قاچاقچي در آورند. «حبيب» پدر پير خانواده كه زماني براي خود پهلوان بوده با اين معامله مخالف است، «رحمان» پسر جوان خانواده كه مجذوب كاميون شده است، به آن نيز نيازمند است. معهذا در روز عروسي همه چيز به هم ميريزد، «خسرو خان» را به قتل رسانده و با دختر مورد علاقهاش «خورشيد» از آبادي ميگريزد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

احلام، دختري كه از كودكي زادگاهش را ترك كرده و به شهر آمده، اكنون سال آخر پزشكي را در دانشگاه سپري مي كند. او كه به حكم قوانين عشيره اش بايد به همسري پسرعمويش فرحان درآيد، عاشق استادش ـ دكتر پرويز ـ است و استاد نيز دل در گرو عشق او دارد. احلام گرچه تفكر عشيره اي را مقدس و غيرقابل انكار مي شمارد، نمي خواهد با پسرعموي ماهيگير و بي سوادش كه به قاچاق كالا مشغول است ازدواج كند. او كه از دو سالگي پس از مرگ پدر همراه مادرش به شهر آمده تصميم مي گيرد براي صحبت كردن در اين مورد به زادگاهش برود. احلام و فرحان كه تاكنون همديگر را نديده اند يكديگر را مي بينند و احلام طي گفتگويي صريح با فرحان به او مي گويد كه قادر نيست در شرايطي كه كس ديگري را دوست دارد، همسر او شود. فرحان كه از گفتگوي احلام سخت رنجيده، همچنان احلام را نامزد خود مي داند و در صورت عدم تمكين، حكم قتل او را براساس سنتي ديرينه در قبيله اش، تكليف خود مي داند. احلام همچنين با «خاله هاشميه» صحبت مي كند و او را متقاعد مي كند كه اين سنت قديمي در دوران حاضر ديگر معنايي ندارد. خاله به حمايت از او برمي خيزد ولي خانواده فرحان در ازدواج او با فرحان مصر هستند. دكتر پرويز با كمك يك وكيل تلاش مي كند تا راهي براي اين معضل پيدا كند ولي با موجي از مخالفت ها روبرو مي شود. فشارهاي عشيره باعث مي شود تا احلام به اجبار با ازدواج موافقت كند. در شب عروسي آن دو، خاله با كارد فرحان را از پاي درمي آورد و احلام نيز در آتشي كه خود در اتاق حجله اش برافروخته، مي سوزد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پس از مراسم عروسي، عروس و داماد همراه خويشاوندان داماد راهي روستاي محل سكونت خود مي شوند. طوفان سختي در مي گيرد عروس و داماد راه را گم مي كنند و به قصري پناه مي برند، شازده و مباشرش، اجازه مي دهند كه آن دو شب را در قصر سر كنند. همسر شازده، پنج سال پيش، در شب عروسي وقتي كه به تالار آيينه قدم گذارده بوده گم مي شود. در زير زميني متروك عروس با همسر شازده رو به رو مي شود، كه مي گويد از شب عروسي با حيله ي مباشر در سياه چال حبس شده است. شازده و داماد به مباشر شك مي برند و زماني كه از تالار آيينه به سياه چال مي رود او را تعقيب مي كنند. در كش مكش بين آن ها مباشر به دست همسر شازده كشته مي شود. عروس و داماد قصر را ترك مي كنند و شازده و همسرش پس از سال ها با هم به گفت و گو مي نشينند. دست عروس به شمعدان مي خورد قصر طعمه آتش مي شود.
دسته بندی : دفاع مقدس , امنیتی و حادثه ای

تاجر ثروتمندي به نام تيمور، كه سال ها در اروپا زندگي مي كرده، پس از انقلاب و با آغاز جنگ وارد كشور مي شود فرزندش، اميد، همزمان با اوج جنگ براي انجام يك معامله تجاري، به خواست پدر، به باختران مي رود پس از بازگشت اميد كه تحت تاثير بردباري و از خود گذشتگي مردم قرار گرفته تصميم مي گيرد به جبهه برود. به زودي خبر شهادت او به تيمور مي رسد و پدر بر اثر حمله قلبي به بستر بيماري مي افتد. خواهر ناتني با تحريك شوهر برا ي تصاحب ثروت كلان تيمور او را با سم به قتل مي رساند، اما هنوز از ميراث به جا مانده بهره نبرده اند كه اميد، كه فقط زخمي شده بوده است، باز مي گردد. «عمه جان» كه از بازگشت اميد شوكه شده است بر اثر سقوط از ارتفاع مي ميرد و اميد، كه تنها وارث ثروت پدر است، تصميم مي گيرد ويلاي پدري رابه بيمارستان تبديل كند و اموال او را صرف امور خيريه كند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

قمار باز آس و پاسي به نام تقي كيف مردي را مي ربايد، اما در آن جز نامه اي كه نشان مي دهد صاحب كيف قصد انتحار دارد به دست نمي آورد. او صاحب كيف را مي يابد و هر دو تصميم مي گيرند كه خود را از بين ببرند، اما ترس از مرگ مانع از عملي كردن تصميم آن دو است. آن ها بر اثر برخوردهاي رسول، برادر تقي و ماجراهايي كه از سر مي گذرانند از تصميم خود منصرف مي شوند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در يك سرزمين افسانه اي پسري در غلاف دنيا مي آيد و مردم بر اين عقيده هستند كه او مي تواند شر حاكم ظالم را از سر مردم كوتاه كند، اما حاكم از به دنيا آمدن كودك مطلع مي شود و دستور قتلش را مي دهد وليكن كودك نجات مي يابد و در دامان زن و مرد ميانسالي كه فرزندي نداشتند، جوان برومندي مي شود سعد كه از قضا روزي حاكم را در شكارگاهش از مرگ نجات مي دهد و حاكم با نشانه هايي كه مي گيرد در مي يابد جوان همان كودكي است كه قرار بود به قتل برسد، پس نامه اي محرمانه مبني بر به قتل رساندن جوان خطاب به همسرش مي نويسد و از جوان مي خواهد كه آن را به قصر برساند، اما در راه كوتوله هاي جنگل كه دوستان سعد بودند حكم حاكم را مي خوانند و متن را عوض مي كنند و در دستور جديد تأكيد بر ازدواج سعد با دختر حاكم مي كنند. حاكم در برگشت به قصر، از موضوع مطلع مي شود و دخترش را زنداني مي كند و آزادي او را منوط به رفتن سعد به سرزمين ديو و آوردن چند تار موي ديو مي داند. اما سعد با شجاعت تمام و گذشتن از خوان هاي بسيار موفق مي شود و چون با سكه هاي طلا باز مي گردد، پادشاه هم طمع مي كند و راهي سرزمين ديو مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شهاب و محمود كه تجربه اندكي در كوه نوردي دارند، به رغم نظر دوست با تجربه شان ناصر براي فتح ديواره علم كوه اقدام مي كنند. محمود كه تجربه اش از شهاب كمتر است بر اثر حادثه اي سقوط مي كند و از ناحيه جمجمه صدمه مي بيند. خانواده محمود كه شهاب را مسبب مصدوم شدن محمود مي دانند او را شماتت مي كنند. شهاب نيز خود را مقصر مي داند. موقعي كه محمود در بيمارستان به اتاق عمل برده مي شود شهاب در كنار ناصر و گروهي كوه نورد براي فتح ديواره علم كوه مي شتابند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

« حامد » بعد از اعلام تصمیمش مبنی بر ازدواج با « آیدا » در شب تولد وی و اهداء تمام سهمش به آیدا از برجی که با آیدا ، نگین ، پیمان و نادر شریک است ، به قتل می رسد . سرگرد پارسا مامور رسیدگی به این جنایت می شود …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

طاهر كه برخلاف نظر خانواده اش با روجا ازدواج كرده، در شب تولد دختر خردسالش براي او هديه اي دريافت مي كند كه بعداً معلوم مي شود از طرف مردي ناشناس است. مرد ناشناس از آن پس مدام زنگ مي زند تا (به قول خودش) حقيقتي تلخ را به اطلاع او برساند. اين حقيقت درباره خيانت همسر اوست. طاهر كه لكنت زبان دارد و كودكي ناخوشايندي داشته به مرور به همسرش مشكوك مي شود و با او به كشمكش برمي خيزد. او همچنين نسبت به دوست روجا، زيبا كه با او مراوده زيادي دارد عكس العمل نشان مي دهد. تلفن ها ادامه پيدا مي كند و ناشناس به جزئياتي اشاره مي كند كه خون طاهر را به جوش مي آورد و او قصد جان همسرش را مي كند. بعدتر نواري به دست طاهر مي رسد كه شك او را به يقين بدل مي كند و او كارش به جنون مي كشد. او را در بيمارستان و سپس در بيمارستان رواني بستري مي كنند و روجا با درخواست طلاق همراه زيبا به سراغ مرد ناشناس مي رود كه معلوم مي شود برادر زيباست. كل ماجرا دسيسه اي بوده از سوي زيبا و برادرش براي به دست آوردن روجا. روجا وقتي از ماجرا باخبر مي شود، زيبا و برادرش را مي كشد و كارش به زندان مي كشد. دست آخر او و طاهر با هم ملاقات مي كنند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

فرهاد كه تازه با شيرين ازدواج كرده، به خدمت سربازي مي رود و دوره سربازي اش با ايام انقلاب و فرار سربازان از پادگان ها مصادف مي شود. آشنايي فرهاد با سربازي كه قصد فرار دارد، و راهنمايي يك نظامي انقلابي، به تدريج سبب مي شود او نيز از پادگان بگريزد. اما زماني كه فرهاد خود را به خانه شيرين و خانواده اش مي رساند، آنجا را خالي مي يابد. مستخدم خانه نشاني تازه خانواده شيرين را مي دهد و فرهاد كه در درگيري هاي خياباني دو گلوله خورده و توسط جوان هاي انقلابي از زندان ساواك گريخته، به دنبال شيرين مي رود. اما وقتي سرمي رسد كه شيرين با پدر و مادرش عازم فرودگاه براي سفر به خارج از كشور است. فرهاد با موتور سيكلتش اتومبيل آنها را متوقف مي كند و شيرين را متقاعد مي كند كه با او در ايران بماند و از پدر و مادرش جدا شود. شيرين قبول مي كند و آن دو زندگي تازه اي را در كنار يكديگر آغاز مي كنند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فيلمي از زني به نام پروانه (طناز طباطبايي) در حين شنا در استخر در فضاي مجازي منتشر ميشود. حالا هاشم شوهر پروانه (امير آقايي) و برادرش حجت (جواد عزتي) به دنبال انتقام گرفتن از کسي که اين فيلم را منتشر کرده هستند، اما …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

علي مرتضايي نسب از معلمين آموزش و پرورش جهت تدريس به يكي از مدارس محروم كشور منتقل مي شود. او بامشاهده وضع مالي مردم و جهل و فقر حاكم بر آن ها درصدد كمك به مردم و از جمله شاگردانش بر مي آيد. دلسوزي مرتضايي نسب در مقابل دانش آموزان و رفتار خشن ناظم نسبت به بچه ها آن ها را رو در روي يكديگر قرار مي دهد. گرايش دانش آموزان به معلم خود و علاقه آن ها نسبت به مرتضايي نسب باعث كينه و حسادت ناظم شده و سرانجام با گزارش به نيروهاي امنيتي، مرتضايي نسب از مدرسه اخراج مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شكارباني وظيفه شناس، با پسر نوجوانش براي برپا كردن شكارباني وارد منطقه پرديس كلا مي شود. در پرديس كلا مالكي خبيث بر همه مسئولان و منطقه نفوذ دارد ولي كسي از او دلخوشي ندارد. سركار استوار دمدمي مزاج از همسايه جديدش، شكاربان دلخوشي ندارد. خانم معلم تازه وارد از شكاربان كه آئين انتظام و تربيت او را درك نمي كند دلخوشي ندارد و خاله خانم كه خانم معلم نزد او زندگي مي كند از حسين عمو شوهرش دلخوشي ندارد. آدم هاي خوب عليه آدم هاي بد وارد مبارزه مي شوند. نتيجه مبارزه برآورده شدن آرزوي كوچك و زيباي پسر شكاربان است.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم سینمایی شروع یک پایان ، داستان آن در مورد چند جوان است که تصمیم می گیرند یک سرقت بزرگ انجام دهند اما بعد از این سرقت به یکدیگر خیانت می کنند ؛ لیکن در نهایت مخاطب متوجه می شود که این خیانت ها هم جزو نقشه این گروه برای انجام این سرقت بزرگ بوده است.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

شيرين قوامي و مينا ايراني دو دختر دانشجو هستند كه براي پايان نامه تحصيلي خود درباره آسيب هاي اجتماعي در تهران بزرگ، گزارشي مصور و جسارت آميز تهيه كرده اند. در همين زمان، ناشناسي دختران چشم آبي را شكار كرده و به قتل مي رساند. شيرين و مينا و اطرافيانشان از جمله آقا رحمت، آبدارچي اداره و پسري به نام فرهاد، بر روي موضوع متمركز مي شوند. اين حساسيت پيام هاي تهديدآميزي به دنبال دارد و متعاقب اين اقدامات، مينا به قتل مي رسد. شيرين در جستجوي راز اين قتل، به هر راننده اي كه پيكان سفيد دارد، مظنون مي شود و چون آخرين بار ديده كه مينا سوار بر پيكان سفيدي شده بود. شيرين در كشاكش اين ماجرا شبي به آقا رحمت، آبدارچي اداره برمي خورد، ابتدا خوشحال مي شود اما كمي بعد تازه درمي يابد كه مينا را آقا رحمت كشته و اكنون در صدد كشتن شيرين هم هست. در آخرين لحظات فرهاد به كمك شيرين مي آيد ولي آقا رحمت فرهاد را با چاقو زخمي مي كند و به تعقيب شيرين مي پردازد و شيرين را در محوطه اي مي يابد اما پليس به همراه فرهاد سرمي رسد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

محمود، فیلمساز فیلم های هشت میلی متری، شیفتگی خاصی به سینمای هشت میلی متری دارد. او که فیلم کوتاهی به نام شبح کژدم ساخته، قصد دارد تا از فیلمنامه ی آن فیلمی بلند بسازد، اما فقدان امکانات مانعی بر سر کار است. محمود دوستی دارد که سیاهی لشگر فیلم های فارسی است. دوستی و رفاقت این دو پایه ای است که راه داستانی را شکل می دهد. عشق به سینما و سرخوردگی از تمامی کوشش ها، عاقبت سبب می شود که موضوع داستان زنده و در زندگی واقعی اجرا شود. پس از سرقت از یک جواهر فروشی دوست محمود با پول ها می گریزد. برادر محمود که به جریان سرقت مشکوک شده، به کمک محمود به تعقیب حسن می پردازد. در پایان محمود که قصد استرداد جواهرات را داشت، با مشاهده ی مرگ حسن، ناخواسته اعتراف می کند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مرتضي مصلحتي جوان معتادي است كه همسر و فرزندش او را طرد كرده اند. كريم كه عامل اعتياد مرتضي است براي تماس با يوسف، قاچاقچي سابقه دار، او را به چاه بهار مي فرستد، اما يوسف كار قاچاق را كنار گذاشته است. هنگام بازگشت مرتضي با رسول، دوست دوران كودكي اش، رو به رو مي شود، رسول كه سروان ارتش و رييس پاسگاه ژاندارمري چاه بهار است، متوجة اعتياد مرتضي مي شود و او را نصيحت مي كند، اما مرتضي اعتياد خود را انكار مي كند. در تهران كريم از مرتضي مي خواهد تا از دوستي خود با رسول و موقعيت او استفاده كند، و محموله هاي مواد مخدر را از چاه بهار به تهران برساند. در تماس نخستين، رسول به نيت مرتضي پي مي برد و او را از خود مي راند. مرتضي كه از وضع خود به تنگ آمده است كريم و همدستانش را به پليس لو مي دهد و خود را در زيرزمين خانه اش حبس مي كند و كليد آن را در اختيار رسول، كه عازم جبهه است، مي گذارد. مدتي بعد رسول كه پايش در جبهه قطع شده از جبهه باز مي گردد و وقتي با مرتضي رو به رو مي شود كه او اعتياد را ترك كرده است.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

توجه راننده کامیونی در راه مانده بر اثر داد و فریاد یک نفر به زیر یک پل جلب می شود. جایی که یک نفر مردی زانو زده را می کشد .یک سال بعد …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

محترم و حسين مطابق يك سنت خانوادگي، با هم نامزد مي شوند تا در جواني به ازدواج هم درآيند. والدين حسين در اجراي مراسم ديرين، با ديدن شبحي نگران آينده اين ازدواج مي شوند. در تابستان ۱۳۴۲، شايعه راجع به زلزله تهران شهر را خالي از سكنه كرده است و محترم در راه بازگشت به خانه، ميان خيال و واقعيت شبحي را بر بام خانه شان مي بيند و دقايقي بعد در چند متري خود در آشپزخانه… آنچنان هراس وجودش را دربر مي گيرد كه ابتدا ياراي حركت ندارد و بعد با فريادي بيهوش مي شود…اين شبح كيست؟ و از كودكي تا جواني آنها چه نقشي داشته است، سؤاليست بي جواب.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پسر يك درجه دار نيروي انتظامي از آمريكا مي آيد و قرار و مدار ازدواج او با دختر دايي اش گذاشته مي شود. به رغم تصور پدر فرزندش در آمريكا تحصيل نكرده و دائم دنبال كار بوده است. كلاه برداري كه به تازگي توسط درجه دار دستگير شده رييس پسر او بوده و با دستگيري او جوان شانسي براي زندگي نمي بيند. جوان درصدد است تا با جمع آوري مقداري پول به آمريكا بازگردد، اما به بن بست مي رسد. پدر دست او را در يك جواهر فروشي به كار بند مي كند. دختر خوانده ي صاحب جواهر فروشي نيز مصمم است به آمريكا برود. دختر مي كوشد سهم ارثش را از پدر بگيرد، اما موفق نمي شود. او و مرد جوان براي رسيدن به آرزوهاي شان اقدام به ازدواج مصلحتي مي كنند، اما نتيجه اي نمي گيرد، به ناچار باگروهي سارق حرفه اي تباني مي كنند تا به جواهر فروشي دستبرد بزنند. درجه دار به طور اتفاقي مكالمه آن ها را از طريق بي سيم مي شنود. سارقان در حين فرار دستگير مي شوند و پدر، پسرش را كه قصد گريز دارد با گلوله از پا درمي آورد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مهين مشرقي استاد دانشگاه، بعد از ۲۶ سال زندگي مشترك از همسر خود جدا مي شود. ستاره دختر او كه با مادر زندگي مي كند و پدر را فردي متعصب مي داند، عاشق ماني همكلاس خود مي شود، اما ماني اظهار مي كند كه استاد خود مهين مشرقي را دوست دارد. پدر مي فهمد و به حراست دانشگاه اطلاع مي دهد كه دختر و همسرش روابط غيراخلاقي با يك پسر دانشجو دارند. حراست دانشگاه مهين و ستاره را از دانشگاه اخراج مي كند، اما مهين به عشق ماني پاسخ مثبت مي دهد و قرار ازدواج مي گذارند. از طرفي ستاره كه عشق خود را از دست داده از مادر قهر مي كند و به پدر پناه مي برد، ولي شب عروسي با تفنگ شكاري پدر به خانه ي مادر مي رود و ماني و مادر را به قتل مي رساند.







