
ماجرای یک قتل به دست سرایدار خانه یک دکتر است. او نزد دکتر اعتراف میکند اما هنگام بازجویی دکتر را به عنوان قاتل معرفی میکند.




داستان یک راننده تاکسی است که قبلا فعالیت سیاسی داشته و حالا گروهی تروریستی در تعقیبش هستند، اما او از طریق خیانت یکی از افراد همان گروه متوجه نقشه آنها میشود و تصمیم میگیرد بازی را ادامه دهد.


«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.


طیبه نام پیرزنی است که سال هاست در گورستان شهر تهران زندگی می کند؛ او فرزندی ندارد و شوهرش نیز مرده است.
طیبه در ازای کار در گورستان دستمزدی می گیرد و در همان جان باقی عمرش را سپری می کند. او مدتی است که با زنی آشنا شده که از نظر او یک استثناست. زیرا تنها کسی است که هر روز بر مزار مرده اش حاضر شده و برای آمرزش او دعا می خواند. طیبه این زن را که به نظر متمول نیز می آید، استثنا می داند.
در یکی از این روزها، زن متمول، طیبه را به خانه اش دعوت می کند. خانه ای که در گران ترین و دوردست ترین نقطه شهر بزرگ تهران است. این دعوت برای طیبه یک حادثه است. یک حادثه بزرگ در دوران پیری. زیرا برای مدتی، او را به میان زندگان می آورد. چند روز بعد طیبه به سمت شهر از قبرستان خارج می شود. پیرزنی بی سواد در شهری شلوغ با اقیانوسی از ماشین، دود، سر و صدا! روز بعد دوباره صفی از آمبولانس های مرده های روزمره، وارد قبرستان می شوند. آیا طیبه را باید در میان آن ها جست؟


خلاصه داستان فیلم اسفند
داستان «اسفند» به مقطعی حساس از زندگی شهید علی هاشمی میپردازد؛ زمانی که او با تدبیر و مدیریت خود توانست اختلافات میان رزمندگان و بومیان خوزستان را کاهش دهد و با جلب اعتماد و مشارکت مردم عرب منطقه، قرارگاه سری نصرت را برای شناسایی و طراحی عملیات خیبر تشکیل دهد. این همکاری منجر به اجرای یکی از بزرگترین عملیاتهای آبی-خاکی جنگ و فتح جزایر مجنون شد. فیلم «اسفند» ضمن روایت این تلاشها، به نقش محوری علی هاشمی در هماهنگی نیروها و عبور از چالشهای اجتماعی و نظامی منطقه میپردازد.
بازیگران و عوامل فیلم اسفند
بازیگران اصلی
رضا مسعودی (در نقش شهید علی هاشمی)
مهدی زمینپرداز
سعید آل بوعبادی
خیام وقار کاشانی (در نقش محسن رضایی)
محمدرضا عقدائی یزدی
یاسین مسعودی
محمد عسگری
جلال باوی
طاهر نیکآزاد
مهدی فتحی
نیما جمالی
عوامل اصلی فیلم اسفند
کارگردان و نویسنده: دانش اقباشاوی
تهیهکنندگان: زنده یاد جلیل شعبانی و مهاجر توحیدپرست
مدیر فیلمبرداری: سعید براتی
تدوین: اسماعیل علیزاده
آهنگساز: کارن همایونفر
طراح گریم: محسن ملکی
طراح صحنه و لباس: داریوش پیرو
صدابردار: میثم کیامرثی
طراح جلوههای ویژه بصری: فرهاد یوسفی
عکاس: سمیه جعفری

این فیلم با موضوع اهدای عضو و با هدف نهادینه شدن فرهنگ اهدای اعضا در جامعه تولید شده است .




در یک رستوران، کیف یکی از مشتریان در مراسم جشن تولد گم شده و این مسئله باعث اختلاف بین مشتری، مالک رستوران و کارمندان میشود، تا جایی که همه به یکدیگر شک میکنند و یکدیگر را متهم میکنند، تا اینکه…

علمدار، داستان علم یک هیئت است. در یک هیئت سر بردن علم به امامزاده اختلاف نظر است و برخی موافق و برخی دیگر مخالف بردنش هستند. سرانجام با کش و قوس های فراوان، همگی به این نتیجه میرسند که علم هیئت توسط علمدارش به امامزاده برده شود و پس از آن تمام اختلافات نیز حل و فصل میشوند.

رضا بسیار علاقه دارد که روز اربعین برای بدرقه زائران امام حسین طبل بزند، ولی پدرش به خاطر فقر مالی و فشار زندگی مخالفت کرده و طبل مسجد را پاره میکند. حالا رضا که طبل را از مسجد امانت گرفته، به کمک دوستش امیر به دنبال راه چاره است، اما…


علیيار كودك دوازده ساله مسلمان در پی مرگ بهترين دوست خود برای احيای او به دنبال كسی میگردد كه دم مسيحيايی داشته باشد، در اين جستجو غير از خود كس را نمیيابد.


روایت زندگی یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس که اکنون در عالم برزخ تلاش میکند خطاهای گذشته خود را جبران کند و…



دختر تنهایی به نام صبا زندگی اش را در وبلاگش می نویسد. برادر دوستش از او خواستگاری می کند و صحبت های اولیه ازدواج را انجام می دهند؛ اما صبا رازی دارد که جرأت گفتن آن را ندارد… ….







