
سال ۲۶۰ هجری قمری است … پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بیتوجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است … او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین میگویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزهایی دریغ نمیکند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است …
… و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کردهاند …
… سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه میفرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر میکند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهمّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب میشود. او که در علوم دینی تبحّر ویژهای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او میرساند …
… دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافتهاند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشمهایش را باز میکند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را میگیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است … حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است …


داستان ساخته شدن فیلمی در مورد حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل به کارگردانی محمدعلی نجفی است. تمام نقشها انتخاب شدهاند اما به نظر میآید انتخاب نقش هاجر، چالش بزرگی برای کارگردان باشد تا اینکه، دختر جوانی به نام لیلا، برای نقش تست میدهد و قبول میشود.

سیدتقی شریف زاده پهلوان میانسالی است که صاحب یک زورخانه قدیمی می باشد. رقیب قدیمی او، شخصی به نام گوران است که هم اکنون صاحب یک بنگاه معاملات ملکی می باشد. او قصد دارد که دخترش نرگس را به عقد امیرعلی پسر پهلوان سید تقی در بیاورد تا بدین وسیله صاحب زورخانه شود. برای همین گوران شرط ازدواج این دو جوان را مهریه قرار دادن زورخانه قرار داده است. اما ناگهان سکته کرده و فوت می کند…

روایتی از زندگی سهراب سپهری را از کودکی تا دوران بلوغ و شهرت و لحظات مهم زندگی سهراب را به تصویر میکشد؛ از دوران تحصیل و آشنایی او با شعر و نقاشی، تا سفرهایش به نقاط مختلف دنیا و تحولات روحی و هنری او…

مادر هوای رفتن کرده و زندگیاش رنگی دیگر گرفته… اما اهل خانه او را باور نمیکنند…


داستان پسر جوانی است که در دو هزار سال پیش با ناخدایی به نام سلیمان همراه میشود تا بار مهمی را از بند سیراف به چین برساند و در این سفر طولانی اتفاقات زیادی رخ میدهد.

روایتگر زندگی عبدالله و عبدالمطلب ؛ پدر و جد حضرت محمد (ص) است.
داستان این سریال در خصوص عهدی است که عبدالمطلب با خدای خود بسته است که اگر صاحب ده فرزند شود یکی را در راه خدا قربانی کند . این امر محقق میشود اما به فراموشی سپرده میشود تا اینکه سالیان بعد عبدالمطلب چند شب متوالی در خواب می بیند که باید به عهدش وفا کند و وی عبدالله پدر حضرت محمد(ص) را برای ذبح کردن انتخاب میکند اما ….
کارگردان: عباس مرادیان، مصطفی پور حامدی
بازیگران: جمشید مشایخی – کاظم افرندنیا – مهوش افشارپناه – مصطفی پورحامدی – حیدر نیک آیین – ضیاء مدیرطاهری – سید علی اکبر پیغمبری – سودابه سیه پوش – منصوره میر معرب – زهرا قزلباش – طناز طباطبایی – مرجان اسکندری

دختر بچه ای بنام فاطمه دچار تومور مغزی است و لازم است خیلی سریع عمل جراحی شود از آنجا که خانواده او توان مالی ندارند درصدد فراهم کردن هزینه جراحی میشوند ولی با مشکلاتی مواجه خواهند شد از طرفی فاطمه میخواهد در درمان هزینه ها کمک کندو نقاشی میکشد و جهت فروش به پارک میبرد دوستان کلاس قران او هم تا از موضوع مطلع شده دست به کار میشوند مشک قدیمی به ارث دست پدر فاطمه است که هرسال برای محرم و صفر در هییت ها سقایی میکند و فاطمه نیز چند سالی است با او میرود مشک بسیارگران قیمت است و شوهرخاله فاطمه سالهاست دنبال مشک است که به نوعی ازدست پدرفاطمه در بیاورد و اکنون که پدرفاطمه به پول نیاز شدید دارد دست به کار میشود که در طول قصه شاهد ماجراهایی خواهیم شد…

دکتر عالم متخصص برجسته مغز واعصاب که غرق در روابط کاری و اجتماعی است، فرزندش سامان را فراموش کرده. سامان در دل کویر به رصد کردن ستارهها مشغول است. بر اثر حادثهای، دکتر موقعیت حرفهای خود را رها کرده و برای رسیدن به فرزندش از دل کویر عبور میکند و…

سال تولید: ۱۳۸۶
مدت زمان: ۱۰۱ دقیقه
کارگردان : علیرضا فرمانی
سرپرست گویندگان : حمیدرضا آشتیانیپور
خلاصه داستان :
این فیلم ماجراهای پس از مرگ معاویه تا شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش را روایت میکند. یزید که پس از معاویه خود را خلیفه مسلمین خواند، قصد داشت از امام حسین بیعت بگیرد. امام از مکه به سوی سرزمین عراق حرکت کرد در بین راه متوجه بدعهدی کوفیان و شهادت پسرعمویش مسلم بن عقیل شد. بعد از آن عمر بن سعد از امام اصرار داشت تا با یزید بیعت کند و خودش را آزاد کند ولی امام نپذیرفت و جنگ نابرابر آغاز شد تا اینکه در روز عاشورا امام و همه یارانش به شهادت رسیدند ….
فیلم سینمایی و انیمیشن کودکانه خورشید نینوا (فیلم کارتونی امام حسین در روز عاشورا) به تهیه کنندگی مرکز پویانمایی صبا و نویسندگی و کارگردانی علی رضا فرمانی با ژانر دراماتیک، تاریخی و مذهبی در سال ۱۳۸۶ ساخته و از شبکه پویا پخش شد .


داستان پیرمرد مرده شوری است که پس از یک عمر کار در قبرستان، احساس میکند زمان مرگ خودش نزدیک شده است.

حجر ابن عدی، از افراد سرشناس صدراسلام بود. وی در جنگ صفین توسط حضرت علی ( ع) به فرماندهی قبیله کنده منصوب شد و در جنگ نهروان فرماندهی پهلوی چپ لشکر ایشان را بر عهده داشت. وی همچنین از یاران حسن بن علی( ع) دومین امام شیعیان نیز بود.این سریال داستان زندگی حجر را روایت میکند که از سال پنجم هجری آغاز میشود و با بررسی مراحل مختلف زندگی حجر همچون مسلمان شدن او، حضور در جنگهای نهروان، صفین، جمل، مخالفت او با تبلیغات مسموم معاویه علیه خاندان پیامبر(ص) و در نهایت شهادت او و جمعی از یارانش در سال ۵۱ هجری خاتمه پیدا می کند.
بازیگران : محمد علی کشاورز، حبیب دهقان نسب، سیاوش طهمورث، جمشید جهانزاده، امیرحسین شریفی، انوشیروان ارجمند، مهدی میامی، جلیل فرجاد و …
کارگردان، تاجبخش فنائیان

اين انيميشن ۱۸ دقيقهای، دومين كار مناسبتی « ناهیدصمدیامين» در مقام كارگردان است كه «عاشورائيان» او در ماه محرم چند نوبت از تلويزيون پخش شد.
انيميشن «حبيب بن مظاهر» نگاهی است به حركت حبيب به سمت كربلا و پيوستن او به كاروان امام حسين (ع). او روز عاشورا در نبردی شجاعانه به سپاه كفر يورش میبرد. دو سرباز در سپاه يزيد نظارهگر دلاوری حبيب در ميدان هستند و…
داستان «حبيب بن مظاهر» را سيد «مصطفی حسينی» بازنويسی كرده و «احسان طاهری» مسئول طراحی بكگراند آن بوده است.

مروری بر سه بخش از زندگی جهان پهلوان غلامرضا تختی در مقاطع کودکی، نوجوانی و بزرگسالی و همچنین مبارزات مسابقات کشتی، فوت وی و…

داستان جوان ماهیگیری به نام عبدالله است که با کاروانی همراه میشود که همسر حاکم و پیشکارش با آن سفر میکنند و صندوقچهای دارند که محتوی جواهری قیمتی است. همسر حاکم از عبدالله میخواهد که از صندوقچه محافظت کند، اما جادوگری به نام هرماس میخواهد عبدالله را فریب داده و صندوقچه را برباید.

داستان نقاشی است که پس از سه دهه دوری و بیخبری از خانواده تصمیم میگیرد به زادگاهش برگردد، اما با فرشته مرگ روبهرو میشود و خاطراتی از سالهای گذشته در کنار پدر و مادرش.

یوسف نابینا که به نظر میرسد دچار بیماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش، با پشتیبانی دایی ثروتمندش، راهی فرانسه می شود. در آنجا پزشکان، بیماریش را خوشخیم تشخیص می دهند، درعین حال…



داستان سه دوست میانسال است که بعد از مدتها راهی سفری به منطقه کندلوس میشوند تا مزار دوتا از دوستان خود به نام های آبان و کاوه را پیدا کنند. آنها در این سفر، خاطرات این زوج را به یاد میآورند و از رهگذر یاد آنها، به مفاهیمی همچون مرگ، زندگی و عشق نگاهی دوباره میاندازند.

داستان پیرمرد نابینای عارف مسلکی است که به همراه نوه هفت سالهاش به نام ایشتار در بیابان سرگردان هستند و به دنبال میعادگاه عارفان میگردند. جایی نامعلوم که عُرفا هر سی سال یکبار در آن دور هم جمع میشوند. در این سفر باباعزیز و ایشتار با ماجراها و افراد گوناگونی رو به رو میشوند.

داستان فیلم زمان پس از ضربت خوردن حضرت علی علیهالسّلام را روایت میکند و ظلمهایی که به ایشان از سوی افراد مختلف روا شده در فیلم دیده میشود. فیلم از شب ضربت خوردن حضرتعلی تا زمان شهادت را به تصویر خواهد کشید و قصه در مدت زمان ۴۸ ساعت میگذرد. داستان حول محور چهار شخصیت اصلی میگذرد که یک زن و سه مرد آن را ایفا خواهند کرد.








