دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

داستان مهندس علی فلاح را روایت میکند که پس از سالها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علیرغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین میشود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغهای پدرش اقدام میکند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی میشود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا میشود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدمهای تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا میکند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت میکند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر میدهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

این فیلم داستان خواهر و برادری است که با هم زندگی می کنند.خواهر دچار اعتیاد می شود و برادرش می خواهد او را ترک دهد . در این مسیر خواهر برای این کار شروطی را به برادرش پیشنهاد می کند و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

با مرگ یک افسر پلیس توسط قاچاقچیان مواد روانگردان، سرگرد بهروزی مسئوول رسیدگی به پرونده میشود. او پس از نفوذ در باند قاچاقچیان به اطلاعات مهمی دسترسی مییابد و آنها را در اختیار پلیس می گذارد. در نهایت با کمک این اطلاعات عامل اصلی باند دستگیر می شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در يك شهر، تعدادي از ساكنين توسط تلفن تهديد به مرگ مي شوند. افراد پليس در جستجوي قاتلين هستند اما موفق نمي شوند و هر روز قتلها طبق قرارهاي تلفني انجام مي گيرد. خبرنگار روزنامه اي براي دنبال كردن قضيه قتلهاي تلفني مأموريت ويژه مي گيرد. پليس به همه از جمله خبرنگار ويژه روزنامه، مظنون و مشكوك مي شود تا اينكه خود خبرنگار نيز با تلفن تهديد به مرگ مي شود و در موقع فرار از دست قاتل با اتومبيل خود در دريا سقوط مي كند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

ابراهیم كیانی از انقلابیون پرجوش و خروش اول انقلاب است كه برش هایی از زندگی او در این سی سال را می بینیم ..
کارگردان : محمدحسین فرح بخش
تهیه کننده : عبدالله علیخانی
نویسنده : اصغر نعیمی
بازیگر : فرهاد اصلانی, هانیه توسلی, لعیا زنگنه, سعید نیکپور, کاظم هژیرآزاد, حسینعلی قورچی, وحید توکلی, جلیل ملکزاده, حسن نوروزی وفا, غلام ژاپنی, مانا بهرامی, حدیث چهره پرداز, آتیلا پسیانی, امیر آقایی
موسیقی : آریا عظیمینژاد
فیلمبردار : فرج حیدری
تدوینگر : مستانه مهاجر
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

بیوک که سال ها پیش زنش را به دلیل اهمال پزشکی از دست داده، در نزاعی کشته می شود. حالا دختر او درصدد قصاص قاتل است. در این میان تنها شاهد، دوست دختر قاتل است.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

دانشجويي به نام جواد در حال پخش اعلاميه مورد اصابت گلوله ي مأموران امنيتي قرار مي گيرد و در بارگير وانتي از مهلكه مي گريزد، حميد در مواجه با جواد به او علاقه مند مي شود. مدتي بعد پليس حميد را دستگير و براي دست يافتن به محل اختفاي جواد او را شكنجه مي كنند. حميد اقرار نمي كند و استوار رحماني پدر حميد، علي رغم مخالفت با ادامه ي رابطه ي پسرش و جواد از تحويل دادن او به پليس امتناع مي كند. حميد به گروه سياسي ضد رژيم، كه جواد عضو آن است، مي پيوندد. چندي بعد در عملياتي حميد به دست رييس شهرباني كشته مي شود. استوار رحماني به تلافي انتقام خون فرزندش را مي گيرد و جواد كه در درگيري مجروح شده سوار بر وانتي از مهلكه مي گريزد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مردي به نام يعقوب براي پشتيباني از شاگرد يك قهوه خانه به نام جميل درگير ماجرايي مي شود كه در آن جميل با ضربات چاقو زخمي مي گردد و يعقوب او را به بيمارستان مي رساند اما ديگر خيلي دير شده است. ستوان عزيز تازه، تا پيدا شدن قاتل اصلي، يعقوب را باز داشت و به زندان منتقل مي كند. بعد از گذشت ده سال، يعقوب در پي عفو عمومي آزاد مي شود و به دنبال پسرش يوسف، شهر را زير پا مي گذارد و در مي يابد كه ستوان عزيز تازه كه حالا سرگرد شده بعد از مرگ مادر يعقوب، سرپرستي يوسف پسر خردسال او را به عهده گرفته است و حالا از يعقوب مي خواهد كه شهر را ترك كند. ولي در يك درگيري بين نيروي انتظامي و نديم سركرده ي قاچاقچيان يوسف به گروگان گرفته مي شود. همسر سرگرد عزيز، يعقوب را از ماجرا مطلع مي سازد و يعقوب وارد ماجرا شده و پس از درگيري با نديم، يوسف را آزاد مي سازد و خود كشته مي شود و يوسف هم هرگز مطلع نمي شود كه يعقوب پدر واقعي اش بوده است.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

استوار احمدی، رئیس پاسگاه جوان برای دفاع از اهالی روستای زالاوا و معشوقهاش ملیحه با آمردان جنگیر درگیر میشود و…
Actor : نوید پورفرج, پوریا رحیمی سام, باسط رضایی, فریدون حامدی, شاهو رستمی, مهسا حجازی, لیلا بیگی, زاهد زندی, صالح رحیمی, هادی احمدی
بازیگر : هدی زینالعابدین
Author : ارسلان امیری, تهمینه بهرام
کارگردان : آیدا پناهنده
Director : ارسلان امیری
MovieComposer : رامین کوشا
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

جواني پس از آن كه از زندان آزاد ميشود، سعي ميكند تا شغل سابق خود را در شركت به دست آورد اما در مراجعه، متوجه ميشود كه مدير شركت فوت كرده و دخترش رياست شركت را عهدهدار شده است و او در اولين برخورد با مدير جديد دچار اختلاف ميشود….
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم “روز از نو” روایت گر داستان راننده ای به نام کمال است که وقتی با وانت خود در حال حمل خرماست، متوجه می شود یک خودرو مدل بالا او را تعقیب می کند و بعد از گذشت زمانی ماموران پاسگاه بین راه او را به خاطر حمل مواد مخدر دستگیر می کنند و …
دسته بندی : ضد استکباری , امنیتی و حادثه ای

يک پيک موتوري به طور اتفاقي با فردي آشنا مي شود که از قضا تروريستي است که از طرف سازمان هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي براي ترور دانشمندان هسته اي به ايران آمده است و وزارت اطلاعات بدنبال دستگيري اوست که در نهايت با همکاري فرد موتور سوار “يوهان نتانياهو” که برادر بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي است دستگير مي شود و عمليات و نقشه هاي آنان خنثي مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

داستان این فیلم دربارهي منيژه، دختر جواني است كه به علت اعتياد پدرش و فشارهايي كه به او وارد ميشود، از خانه فرار ميكند و در دام گروه خلافكاري گرفتار ميشود و به بزهكاري روي ميآورد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

پدر جلال موقع قطع يكي از درختان جنگلي در شمال دستگير مي شود و به زندان مي افتد. پس از اين اتفاق، اره اي كه ميرزاآقا به پدر جلال داده بود ضبط مي شود و اعضاي خانواده در غياب پدر مجبور مي شوند هزينه اره را بپردازند. لطيف سرباز اهري پاسگاه روستا، به ماجان (خواهر جلال) علاقه دارد و چون باجي (مادر جلال) لطيف را حين بردن شوهرش به زندان ديده، در مورد ازدواج اين دو تغيير عقيده مي دهد. جلال با ديدن تلاش فراوان مادرش و رفتار نامناسب ميرزاآقا با او، تصميم مي گيرد به واسطه سفارش نجار به ميرزاآقا كه سردسته قاچاقچيان چوب منطقه است، هر روز پيش از رفتن به مدرسه، اره را از روستا به جنگل حمل كند و آن را به دست عطا و فرج برساند. لطيف كه با سماجتش باجي را كلافه كرده، رفته رفته او را متقاعد مي كند كه در دستگيري شوهرش نقشي نداشته است. فرج كه يكي از قاچاقچيان چوب است بدون دليل روشني با خانواده جلال مشكل دارد و از حرف هاي نجار برمي آيد كه پدر جلال را هم او به مأموران لو داده است. ورود ديرهنگام جلال به مدرسه، چرت زدنش سر كلاس و كوتاهي اش در انجام تكليف ها باعث مي شود باجي پس از آگاهي از آنها جلال را تنبيه كند. لطيف كه كتاب درسي جلال را در جنگل پيدا كرده، موضوع را به ماجان اطلاع مي دهد. خانواده با پدر از طريق نامه ارتباط دارد و جلال كه موفق شده پول اره را بپردازد با هزار توماني كه از نجار گرفته، از پدرش درخواست مي كند موقع بازگشت برايش ساعت مچي بخرد. غيبت هاي دائم جلال و رفتار مشكوك او حساسيت خانواده را برمي انگيزد و لطيف كه صبحگاه او را تعقيب مي كند، متوجه مي شود كه مأموريت هر روزه جلال چيست. لطيف كه لباس سربازي به تن دارد، وسط جنگل به محاصره قاچاقچيان درمي آيد و با وجود مخالفت عطا توسط آنان مضروب مي شود. فرج و گروهش به نوبت به لطيف حمله مي كنند و در قتل او شريك مي شوند. اين در حالي است كه جلال به دليل جا گذاشتن دوباره كتابش برگشته و دارد اين صحنه هاي فجيع را مي بيند. فرج پس از آگاهي از حضور جلال به عنوان شاهد قتل او را تعقيب مي كند اما موفق به يافتنش نمي شود. باجي و ماجان كه رد جلال را در درمانگاه پيدا كرده اند، با چهره پير شده او روبرو مي شوند و همزمان، پدر كه براي پسرش ساعت مچي خريده در آستانه ورود به روستا، سراغ لطيف را مي گيرد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

رضا توسط دوست دوره ي جواني اش صادق خان به تهران دعوت مي شود. بيست سال پيش، رضا سه روز قبل از عروسي با طلعت به زندان افتاده و پس از آزادي در شوشتر مانده است. رضا پس از ورود به تهران به دست چند مرد زخمي مي شود و خود را به محل كار طلعت در يك خياط خانه مي رساند، و طلعت و دخترش نگين را ملاقات مي كند. نگين كه پرستار است زخم او را مي بندد. طلعت مي داند كه دعوت صادق خان از رضا دامي است تا رضا را از پا درآورند. صادق خان در يك گروه شركت هاي تجاري با همكاران خود دچار مشكل شده است. آنها به دنبال سوابق صادق خان هستند. رضا نه فقط از زندگي گذشته ي صادق خان مطلع است بلكه عامل اجراي خلاف هاي او نيز بوده است. رضا كه خود را درگير اين دسيسه مي بيند درمي يابد كه صادق خان مسبب سال ها محكوميتش بوده است. او در شب عروسي پسر صادق خان وارد مجلس جشن مي شود و صادق خان را از پا درمي آورد و پس از آن با طلعت و نگين و نامزد او داريوش، از محل حادثه دور مي شود.
دسته بندی : امام رضا (ع) , مذهبی

«راه رفتن روی خطوط» داستان زندگی حامد است که مادرش را در گذشته از دست داده شاهد تصادف پدرش با قطار است. او با دیدن این حادثه قدرت تکلم خود را از دست میدهد. از طرفی امیر معلم او با همسرش افسانه تصمیم میگیرند او را همراه خود به زیارت حرم علیبنموسیالرضا ببرند که…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

این فیلم داستان کشف ماجرای قتل مردی بنام طاری است که طی آن، پرده از رازهای پنهان زندگی وی برداشته می شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

دو دوست در قبائل تركمن، عاشق خواهرهاي يكديگر هستند. پدر يكي از آن دو بيست سال قبل بطور مرموزي به قتل رسيده است. راز قتل را تنها پيرمرد آوازه خواني مي داند كه مدتهاست قبيله را ترك كرده و در گوشه اي از صحرا زندگي مي كند. زن شوهر مرده به ازدواج پسرش رضايت نمي دهد چون هنوز بعد از بيست سال عزادار شوهر مي باشد. سرانجام با رضايت او مراسم ازدواج سر مي گيرد. پيرمرد آوازه خوان براي مراسم عروسي دعوت مي شود. در شب عروسي راز قتل افشاء مي گردد. پدر يكي از دو دوست بدست پدر ديگري كشته شده است. عروسي بهم مي ريزد و فرياد خوانخواهي بلند مي شود. اما با وساطت پيرمرد آوازه خوان مراسم «خون بس» برگزار شده و كينه ي بيست ساله از دو قبيله زدوده مي گردد.

سریال «دولت عشق» به زندگی محمدعلی رجایی از دوران کودکی تا زمان شهادت میپردازد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در جنوب شهر جوانی به نام عطا با پدرش زندگی میکند و دو تن از دوستان خود را نیز به خانه راه داده است. کلفتی که برای همسایهشان کار میکند، دلبستگی خاصی به این جوان دارد که عطا از آن بیخبر است. این کلفت، دختری را به خانه عطا میآورد و ادعا میکند که دخترخالهاش است و از عطا میخواهد برای چند روزی مخفیانه او را در منزل خود نگه دارد. عطا میپذیرد و ماجراها با ورود این دختر به خانه شروع میشود…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

رضا، كارگر چاپ خانه، پس از فوت مادرش يادگاري هاي مادر و پلاك برادر گمشده اش را بر مي دارد و در مسافرخانه اي ساكن مي شود. هم اتاق او جوان جنوبي جنگ زده اي است به نام احمد. بين آن دو روابط صميمانه اي برقرار مي شود. روز بعد رضا در ساك دستي خود يادگاري هاي مادر را نمي بيند. به احمد مشكوك مي شود، اما احمد او را متقاعد مي سازد كه ممكن است اشياي او را افرادي كه براي «آقا عبدل»، دلال كالاهاي احتكاري، كار مي كنند ربوده باشند. آن دو سراغ آقا عبدل مي روند. رضا گردن بند مادرش را به گردن عبدل مي بيند، اما به توصيه ي احمد از درگير شدن امتناع مي كند. عبدل دختري به نام فاطمه را به رضا مي سپارد كه به آدرس معيني ببرد. اما رضا ابتدا فاطمه را به خانه ي دوستش جلال و سپس به خانه ي مادري مي برد و او را به خواهرش زيور، كه از شوهرش جدا شده، مي سپارد. پس از آن رضا و احمد به سراغ عبدل مي روند. در يك درگيري انبارهاي كالاهاي احتكار شده ي او را به آتش مي كشند و به خانه باز مي گردند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

عماد به خاطر شكي كه به همسرش داشته او را به قتل رسانده است و اكنون منتظر صدور و اجراي حكم اعدام مي باشد كه با ورود سيما به عنوان وكيل تسخيري و پيشنهاد غافلگير كننده اي كه مي دهد ماجرا شكل ديگري پيدا مي كند…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

سيف نماينده ي مالك نمكزاري است كه سرپرستي گروهي كارگر را بر عهده دارد. او كه تصور مي كند پدرش به دست كارگران كشته شده است آن ها را آزار مي دهد. ايوب، پيرمردي عارف مسلك، كارگران را از مقابله با سيف منع مي كند و بر آن است تا واقعيت را براي سيف روشن كند. سيف از كارگران دوري مي كند، اما با شهادت مردي كه ناظر قتل پدرش بوده و با راهنمايي محمد كاظم عاشق بر ضد خان سر به شورش بر مي دارد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

ارگردان: سید رضا خطیبی
بازیگران: محمدرضا شریفینیا، فرهاد آئیش، افسانه بایگان، مرتضی ضرابی، سعید پیردوست و…
خلاصه داستان: زنی به نام مریم به منزلش می رود مورد حمله ی دو ناشناس قرار گرفته و اتومبیلش نیز دچار خسارت می شود. جواد واقعه را با دوست صمیمی اش اصغر که کله پزی دارد در میان می گذارد و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم روایتگر داستان شش زن است که از زندان گریختهاند و سرنوشت متفاوتی را تجربه میکنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هر یک به دنبال پناهگاهی برای خود هستند. مائده خیلی زود توسط پلیس دستگیر میشود. نرگس قصد بازگشت به شهر خود را دارد که به علت موانع متعدد ممکن نیست. فرشته که از طرف خانواده طرد شده درصدد سقط جنین فرزندی است که پدرش اعدام شده است…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

اربابي به عوامل خود دستور داده است تا زمين هاي روستاييان را، كه جزو املاك او خواهند شد، شخم بزنند. يدالله تنها كسي است كه مخالفت مي كند. او با اشاره ي ارباب دستگير و زنداني مي شود. يدالله پس از سپري شدن ايام محكوميت همچنان معترض ارباب است. اهالي روستا را به مبارزه بر ضد ارباب دعوت مي كند و به زودي گروهي با او همراه مي شوند. مرافعه بالا مي گيرد. در نتيجه مداخله ژاندارم ها، يدالله كه مسلح شده، كشته مي شود. اما تفنگ او بر زمين نمي ماند. نوجواني آن را برمي دارد تا راه يدالله را ادامه دهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

سعيد پسر نوجواني است كه بدليل ابتلا به بيماري قلبي به توصيه پزشك معالج نياز فوري به عمل جراحي دارد. دوستان هم مدرسه اي سعيد كه از عدم توانايي او در مورد پرداخت مخارج جراحي مطلع هستند، گروهي به نام سهراب را تشكيل مي دهند. آن ها با همكاري خسرو سرايدار مدرسه كه دايي سهراب دوست سعيد است تصميم مي گيرند با تشكيل اركستر براي شركت در جشن ها هزينه عمل جراحي سعيد را فراهم كنند كه ناگهان تمامي پول ها توسط شخصي ربوده مي شود. ولي بچه ها به كمك نقشه يكي از اعضاء گروه بنام حميد پول ها را مجدداً بدست آورده و عمل جراحي سعيد با موفقيت انجام مي شود.







