دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

هاشم، که جیگرکی دارد، مرد لوطی مسلکی است و هوای هم محله ای ها را دارد؛ منتها به سبک خودش. هر جا دعوایی باشد، هاشم هم وارد می شود و قضیه را تمام می کند. اما هاشم گروه دوستانی دارد، که خلاف کار هستند تا اینکه کابوسی او را تغییر می دهد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلم ماحی که براساس داستانی واقعی است داستان زنی به اسم ماحی است که از خواهر دوقلوش جدا می شود و به عنوان دختر یتیم به کار های خلاف می افتد و از زیبایی و هوشش به عنوان کمکی برای پیشرفتش استفاده می کند و وقتی مجبور به ازدواج برای یک معامله میشود ….
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

امير فرزند كوچك خانواده ايزدي بزرگ است كه با اميد كسب موقعيتهاي بهتر از سوي پدرش به خارج از كشور فرستاده ميشود ولي پس از چندي به دليل بروز اختلافاتي رابطه امير با خانوادهاش قطع ميشود و منصور برادر بزرگتر امير براي بازگرداندن وي به آمريكا ميرود و …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

راضيه، اقوامش را با اتوبوسي از گرگان به مشهد مي برد، تا براي قصاص شوهر خواهرش در دادگاه قسم بخورند. همه اهالي اتوبوس شک ندارند که او قاتل است. اما در مسير با اتفاقاتي روبرو مي شوند که به قضاوت خود شک ميکنند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

هستي كه همسرش فوت كرده و يك دختر كوچك دارد با مردي متمول به نام ناصر ازدواج مي كند. ناصر مرد بدبيني است و هميشه به هستي شك دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و هر بار كه زن تقاضاي طلاق مي كند با معذرت خواهي از او و ابراز عشق، او را به خانه باز مي گرداند. تا اينكه يكبار وقتي هستي تصميم قطعي مي گيرد، او با ترفندي دخترش را گروگان مي گيرد و با كشاندن هستي به خانه مادرش؛ با همدستي خواهرش، هستي را حبس مي كند و طوري او را كتك مي زنند كه بيهوش مي شود. ناصر كه به اشتباه فكر مي كند هستي مرده، خواهرش را مقصر مي داند و او را مي كشد و فرار مي كند. هستي كه قبلاً با دخترش از خانه ي مادر ناصر گريخته بود به دادگاه مي رود و بطور غيابي طلاق مي گيرد. بعد از چندي ناصر دوباره به سراغ هستي مي آيد تا او را بكشد، ولي هستي در دفاع از خود او را مي كشد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

حامد، پسر كوچك حاج نصرت، ربوده مي شود. ربايندگان تقاضاي مبلغ هنگفتي پول مي كنند. بحران خانواده ي حاج نصرت را فرا مي گيرد. مجيد، پسر بزرگ حاج نصرت، كه از همسرش جدا شده و با پسرش در خانه ي پدر زندگي مي كند، پدر را مسبب جدايي او از همسرش مي داند و علاقه ي خود را به همسر سابقش نشان مي دهد. حاج نصرت كه به همسر سابق مجيد بدگمان است پاي او را به پاسگاه مي كشاند. مجيد از زن عذرخواهي مي كند. به تدريج روشن مي شود كه مجيد در ربودن برادر ناتني اش نقش دارد. او موضوع را به پدر مي گويد و پس از تحويل دادن پسرش به همسر سابق خود براي نجات حامد دست به كار مي شود. همكاران مجيد محل اختفاي حامد را تغيير داده اند اما او پس از درگيري حامد را نجات مي دهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در يكي از نواحي جنوب كشور فاروق صاحب يك گاراژ به سهراب اجازه نمي دهد كه براي خود مستقلاً كار كند و سهراب با فاروق درگير مي شود و در درگيري فاروق بر اثر سكته مي ميرد و برادرهاي فاروق براي انتقام گيري از سهراب به دنبال او مي گردند. سهراب با كاميونش به قهوه خانه اي مي رود كه آن جا ننه ماري صاحب قهوه خانه از او مي خواهد كه پسرش ر ا به عنوان شاگرد با خود ببرد و زني به نام فاطمه را نيز كه باردار است به بيمارستان برساند، اما سهراب پس از نيافتن درمانگاه فاطمه را با خود همراه مي كند تا به شهر ديگري برساند. برادرهاي فاروق كه در پي سهراب در جاده ها هستند بوسيله ي عراقي ها دستگير مي شوند. اتفاقاً سهراب هم در همان مسير است و عراقي ها ماشين آن ها را هم متوقف مي كنند اما زماني كه يكي از آن ها قصد تعرض به فاطمه را دارد، فاطمه با يك حركت ناگهاني با اسلحه اي كه مخفي كرده بود آن ها را به گلوله مي بندد. و برادران فاروق هم كه جان خود را مديون فاطمه مي بينند از انتقام چشم مي پوشند. كاميون سهراب در نزديكي يك مسجد خراب مي شود و بچه ي فاطمه با كمك همسر متولي به دنيا مي آيد. سهراب با كاميون فاطمه و نوزاد را به منطقه ي امن مي برد. امير نيز به جبهه جنگ مي رود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

دختري به نام هما كه در فراز و نشيب زندگي اثير حوادثي مي شود كه زندگي او را از سير طبيعي خود خارج كرده و او را دچار كابوس مي كند. همزمان او در گير و دار قتل هايي قرار مي گيرد كه پليس به دنبال پيداكردن سرنخي براي سرمنشأ اين قتل هاست.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

سامان پسر ۱۳ ساله دانشمند به طور تصادفی برنامه خرابکاری گروهی از خیانتکاران را به نمایش می گذارد. در نهایت، پلیس در مورد این پرونده دخالت می کند، اما همه چیز جان و دل پدر و پسر را به خطر می اندازد.
کارگردان، تدوینگر، نویسنده، تهیه کننده : ناصر رفايی
بازیگر : لیلا زارع, دانیال عبادی, المیرا ژیان فر, آرام محضری, رشید حسن زاده
صدابردار : حسین قورچیان
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

دختر جوانی به نام رویا در حال تلاش برای مهاجرت به آلمان است که با شایان آشنا شده و رابطه عاطفی میان آنها برقرار میشود، ولی این آشنایی اتفاقی دیگر را در پی دارد و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

این فیلم کاری درام و معما گونه است و داستان زن تنها و ثروتمندی به نام غزاله را به تصویر میکشد. او در یک خانه ویلایی با خدمتکار و دو دختر جوان زندگی آرامی را پشت سر میگذارد تا اینکه مردی وارد زندگی آنها میشود و سرنوشت همه آنها را تحت تاثیر حضور خود قرار میدهد…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

عسل دختر سيزده ساله اي كه در شهرستان زندگي مي كند، همراه با رضا پسر همسن و سالش كه به او علاقهمند است، به تهران مي گريزد. مريم مادر عسل كه معلم است براي يافتن عسل راهي تهران مي شود و با كمك دوستش كه مهماندار هواپيماست در جستوجوي اوست. مريم كه رد رضا را پيدا كرده، وقتي به محل كارش مي رود مي فهمد كه رضا درگير كارهاي قاچاق و فعلاً متواري است و بر سر پول هم با صاحبكارش مصيب مشكل دارد. مصيب در قبال پول رضا قول مي دهد كه او و عسل را راهي تركيه كند. از سويي مريم از طريق مجيد يكي از دوستان رضا مخفي گاه مصيب را پيدا مي كند. رضا پي مي برد كه مصيب نه تنها پول او را نمي دهد بلكه مورد ضرب و شتم عوامل او هم قرار مي گيرد. زني كاسب، عسل را گول مي زند و او را با خود به خانه اش مي برد تا با گروهي از دختران روانه كشورهاي عربي شوند. عسل كه پي به نيت آنها برده، مي گريزد و درمي يابد كه مادرش براي يافتن او به تهران آمده و سعي مي كند پيدايش كند. مريم كه به محل اقامت مصيب رفته در خطر كشته شدن است اما پليس سر مي رسد و او نجات پيدا مي كند. سرانجام عسل با مادرش راهي شهرشان مي شود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فیلمی به کارگردانی عباس مبشری که حال و هوای روزهای انقلاب و مبارزات مردم غیور ایران را به تصویر می کشد.
دسته بندی : انقلاب اسلامی

ایام دهه فجر است و با نزدیک شدن به روز ۲۲ بهمن، بچههای مدرسه قصد برگزاری جشن پیروزی انقلاب را دارند. با بیمار شدن خانم معلم، بچهها تصمیم میگیرند همه کارهای جشن را خودشان انجام دهند. سه نفر از آنها برای تهیه وسایل تزئین، به روستای دیگری میروند، اما در راه برگشت به خاطر گم کردن مسیر به شب میخورند. از سوی دیگر اهالی آبادی که از گم شدن بچهها باخبر شدهاند برای یافتن آنها بسیج شده و در نهایت موفق به پیدا کردنشان میشوند. روز ۲۲ بهمن فرارسیده و مراسم جشن به خوبی برگزار میشود.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

مير ويس كلاه برداري است كه گاه در لباس بازرگانان و گاه در جامة طراران مردم را مي فريبد و از آنان پول مي گيرد. عياري، به نام نادر كه مدام در پي مير ويس است داروغه شهر را از اعمال او باخبر مي سازد. داروغه حرف هاي نادر را نمي پذيرد و نادر تنها چاره را درآن مي بيند كه كيسة پول مير ويس را بربايد و ميان صاحبان اصلي آن تقسيم كند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

قباله داستان دفترداری به نام رضا منوچهری است که سالها پیش یکی از جاعلین معروف به نام نازی را لو داده و پدر او طی اتفاقاتی فوت کرده است و اکنون پس از سال ها نازی و دوستش، در پی انتقام گرفتن از رضا هستند و…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

«اردلان» جوانى از طبقه ى كارگرى، در اوج بحران هاى مالى و عاطفى مسافری را سوار می کند که فردی قدرتمند و پر نفوذ است. این مسافر فرد غریبه و مرموزی بوده و زندگی اردلان را در وضعیّت پیچیده اى قرار مى گیرد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

در شب عروسي شهاب و ليلا، يكي از دوستان اينترنتي آن ها كشته مي شود. فرهنگ سالاري، پدر ليلا، مشغول پيگيري ماجرا مي شود، اما به فاصله يك شب دخترخاله شهاب كه او هم در «چت روم» آن هاست به قتل مي رسد. قتل ها ادامه پيدا مي كند و فاصله ميان قتل ها آن قدر كوتاه است كه مأموران در رديابي هاي شان دچار مشكل مي شوند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

حاجآقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی)، کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم به افشای خیانتهای شرکت پیسارو که مافیای قدرت و ثروت است میگیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخواندههای سروشاند و سیاوش نهتنها مورداعتمادترین فرد نزد سروش است، بلکه دلبستهٔ مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دختر او هم هست؛ اما مهتاب رابطهٔ عاطفی با بهمن (پولاد کیمیایی)، خوانندهٔ پاپ، دارد. تعطیلی کنسرتها دامنهٔ اختلافات اقتصادی سروش و شرکت پیسارو تاوانی دارد که نهفقط اطرافیانش بلکه همهٔ مردم باید آن را بپردازند و …
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

«فلس سیاه» داستان یک قاچاقچی مواد مخدر (فرشید نوابی) است که دستگیر و محکوم به اعدام می شود. همسر این قاچاقچی (لعیا زنگنه) تصمیم میگیرد گروگانگیری کند و با این کار همسرش را مبادله کند…
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

نادر پس از پنج سال از زندان آزاد مي شود و همسرش سودابه كسي است كه به استقبال او مي آيد. يكي از دوستان قديمي نادر به او پيشنهاد سرقت از يك جواهرفروشي را مي دهد و تأكيد مي كند اين كار بايد انجام شود چون جواهرفروشي متعلق به سعيد زبل است؛ همان كسي كه باعث زنداني شدن نادر شده. نادر پيشنهاد را مي پذيرد و براي تشكيل گروه سراغ اشكان مي رود. اشكان پسري آس و پاس است كه براي خريد خانه و ازدواج نياز به پول دارد و نهايتاً راضي به اين كار مي شود. نفر بعدي گروه، كوروش دوست اشكان است كه در زمينه كارهاي الكترونيكي تخصص دارد. آنها براي طرح ريزي نقشه به بررسي محل جواهرفروشي مي پردازند. جواهرفروشي زير هتل بزرگ تهران قرار دارد. آنها با ترفندي در هتل آتش سوزي ايجاد مي كنند و بعد به اتاقي مي روند كه به جواهرفروشي راه دارد. آنها با استفاده از اغتشاش به وجود آمده، نقشه سرقت را با موفقيت انجام مي دهند. پس از گريز از محل سرقت، اشكان وانمود مي كند حالش بد است تا نادر براي تهيه اسپري آسم به داروخانه برود. اشكان و كوروش، نادر را جا مي گذارند و با ساك طلا و پول مي گريزند. بعد اشكان با كوروش هم درگير مي شود، او را با دستبند به فرمان اتومبيل مي بندد و با ساك پول به سراغ همسرش مي رود. نادر و كوروش كه هر دو به دنبال اشكان مي گردند، همديگر را مي بينند. بعد نادر را هم پيدا مي كنند و همه با هم درگير مي شوند. طي درگيري نادر در حالي كه گمان مي كند اشكان مرده به سراغ كوروش مي رود. كوروش نيز در حال فرار با ساك پول از ساختمان پرت مي شود و مي ميرد. نادر با همسرش در ايستگاه راه آهن قرار گذاشته، اما در لحظه آخر با شليك گلوله توسط دست نشانده همان دوست قديمي كه پيشنهاد اين سرقت را به او كرده، كشته مي شود. در واقع اشكان هنوز زنده است و او نادر را لو داده، اما در لحظه آخر كه اشكان لبخند پيروزي مي زند توسط همان مرد كشته مي شود و پول ها به رئيس باند، دوست قديمي نادر، مي رسد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

چند شخصيت درگير يک قتل مشکوک ميشوند که در يک ميهماني شبانه اتفاق افتاده است و به دنبال پيدا کردن سرنخ اصلي و مسبب مرگ اين فرد هستند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

بیژن پزشک ایرانی است که با سوزان همسر آمریکایی و پسرش بابک در ایران زندگی میکنند، با شروع جنگ و حملات هوایی و بمبارانهای پی در پی، سوزان علیرغم میل بیژن با بابک به آمریکا میروند. بابک به خاطر این که مادرش در روزنامهٔ تایمز خبرنگار است مجبور میشود در محلهای شلوغ به مدرسه برود و هر روز شاهد درگیری باندهای خیابانی قاچاق مواد مخدر باشد. سوزان برای تهیه گزارش از چگونگی فعالیت باندهای خیابانی از برادر توبی همکلاسی بابک که خود از اعضاء این باندها است کمک میگیرد. روزی سوزان از درگیری دو باند خیابانی عکس تهیه میکند و آنها وقتی متوجه میشوند، برای گرفتن عکسها بابک را گروگان میگیرند. بیژن از ماجرا باخبر میشود و برای نجات او به آمریکا میرود و با کمک گرفتن از یک باند خیابانی دیگر بابک را نجات میدهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای , انقلاب اسلامی

فیلم طلوع خورشید، داستان گروهی از جوانان مبارز انقلابی است که به دنبال اصلاحات ساختاری در جامعه هستند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای
سینمایی طلاخون، داستانی برگرفته از واقعیت و درباره زنی است که با داشتن فرزندی معلول و شوهری زندانی، با مشکلات مالی متعددی دست و پنجه نرم می کند. او در این شرایط تصمیم مرگباری می گیرد که مسیر زندگی اش را تغییر می دهد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

اعضاي يك گروه قاچاق مواد مخدر، مردي به نام غلام را يك روز پس از آزادي اش از زندان به قتل مي رسانند. مرتضي، مأمور تجسس اداره ي مبارزه با مواد مخدر، يكي از افراد گروه به نام پيردوست را دستگير مي كند. مرتضي، پيردوست را كه سال ها پيش معلم او بوده است با ضمانت خود آزاد مي كند. رئيس گروه قاچاقچي ها با تزريق مواد مخدر به پيردوست او را ودار مي كند تا مرتضي را موقع ورزش صبحگاهي با گلوله از پا درآورد؛ اما پيردوست در اوج حادثه به جاي هدف قرار دادن مرتضي به يكي از قاچاق چي ها شليك مي كند. در اين درگيري مرتضي و پيردوست زخمي مي شوند و مرد قاچاقچي مي ميرد. رئيس گروه قاچاقچي ها كه تنها مانده است به بيمارستان مي رود تا پيردوست را به قتل برساند، اما مرتضي سر مي رسد و در يك تعقيب و گريز رئيس را از بالاي ساختمان بيمارستان به پايين پرت مي كند.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

فردي ناشناس از برگزاركنندگان مهماني اي در طبقه چهارم يك ساختمان، به نيروي انتظامي شكايت كرده. به همين دليل، مأموران براي رسيدگي به آنجا مي روند و تعدادي از مهمانان را بازداشت مي كنند. عده اي هم موفق مي شوند از طريق بالكن و با گره زدن ملافه ها به هم از راه حياط فرار كنند. دختر جواني كه در مهماني شركت داشته يكي از كساني است كه مي خواهد از ملافه پايين برود اما ملافه پاره مي شود و او به بالكن واحد طبقه سوم ساختمان مي افتد. زن جواني كه ساكن آن واحد است و از درد كليه بيدار شده، متوجه سرو صدا مي شود و دختر را در بالكن مي بيند. دختر ملتمسانه از او مي خواهد كه اجازه دهد وارد آپارتمان شود. زن در را براي او باز مي كند. دختر لاش مي كند با دوستان خود و خانواده شان تماس بگيرد. او همچنين با پسري كه دوستش است و مخالف شركت او در آن مهماني بوده تماس مي گيرد و از پسر مي خواهد كه به دنبالش برود، اما پسر از اين كه مهماني به هم خورده ابراز خوشحالي مي كند. دختر كه با زن رفتار گستاخانه اي دارد، از خانه بيرون رانده مي شود، اما نمي تواند ساختمان را ترك كند چون كيف و تلفن همراهش در طبقه بالا جا مانده و بيرون ساختمان جلوي در نيز يك مأمور گذاشته اند. دختر عاجزانه از زن مي خواهد كه به او اجازه دهد به آپارتمان برگردد. زن كه ظاهراً دلش به رحم آمده در را باز مي كند. در اين بين، دوست دختر نيز آمده تا او را ببرد اما با ديدن مأمور دم در مي ترسد توقف كند. دختر كه آرام تر شده متوجه مي شود كه زن در خانه را قفل كرده و رفتار مشكوكي دارد. او بالاخره مي فهمد كه زن در كار قاچاق دختران جوان به كشورهاي شيخ نشين است و براي همين با مردي تماس گرفته تا بيايد و دختر را با خود ببرد. دختر، زن را داخل دستشويي حبس مي كند و سعي مي كند كليد خانه را پيدا كند و….
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

هفت دوست سال ها پيش قرار گذاشته اند كه چند سال بعد در روز مشخصي بار ديگر در پاتوق هميشگي شان گرد هم بيايند. در روز تعيين شده همه با هيئت هاي تغيير يافته حاضر مي شوند به غير از رامين كه اكنون وكيل شده و براي شركتي به مديريت مهياران كار مي كند. رامين ناخواسته وارد كارهاي خلاف قانون رئيس شركت شده و اكنون كه ديگر حاضر به همكاري با آن ها نبوده او را به مرگ تهديد كرده اند و او از ترس جانش به مكان امني پناه مي برد و همسرش را به جاي خود بر سر قرار مي فرستد تا از دوستان قديميش براي نجات او كمك بگيرد. در ميان دوستان قديمي علي كه مأمور پليس است تصميم مي گيرد او را از اين مخمصه نجات دهد اما همسر رامين به دست عوامل مهياران به قتل مي رسد و رامين كه همه چيز را از دست رفته مي بيند با در اختيار گذاشتن مدارك اسناد به علي و با كمك او مهياران و همدستانش را به دام مي اندازد.
دسته بندی : امنیتی و حادثه ای

صحنه زنی داستان گروهی خلافکار را روایت می کند که سردسته آنها «اسد» است. اسد همراه با گروهش صحنه های جعلی تصادف می سازد تا از بیمه خسارت بگیرد.







