
ویسندگان این کتاب، ضمن مصاحبههای مفصل با برخی از فرماندهان بلندپایهی ارتش عراق، زوایای پنهان و مختلفی از جنبههای سیاسی و نظامی تجاوزِ رژیم بعث عراق به ایران را آشکار کردهاند.
دربارهی کتاب
کتاب «جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام» دومین مجلد از مجموعه کتابهایی به شمار میرود که با حمایت شورای اطلاعات ملی آمریکا تهیه شده تا برخی مسائل مربوط به عراق در زمان صدام را از طریق گفتوگو با مقامات رژیم سابق عراق روشن کند.
این کتاب، با محوریت گفتوگو با چهار نفر از افسران عالیرتبهی عراقی دربارهی عملیاتهای دریایی، هوایی، اطلاعات نظامی و توسعهی توانمندیهای نظامی ارتش سابق عراق ترجمه شده است. سرلشکر «میسر رشید الطرفه العبیدی»، افسر ارشد و یکی از فرماندهان اطلاعات عراق در بخش مرتبط با ایران در طول جنگ، سرلشکر بازنشسته «علاءالدین حسین مکی خمس»، رئیس ستاد سپاه سوم و فرمانده ادارهی توسعهی رزمی عراق در زمان جنگ با ایران، سپهبد «عبید محمد الکعبی» فرمانده نیروی دریایی ارتش عراق در سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ و سرلشکر «علوان حسّون علوان العبوسی» فرمانده اسکادران و تیپ هوایی در جنگ با ایران، در این کتاب سخن گفتهاند.
* کتاب:
جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام
مؤلفان: لیلا سابارا، آناام. ونگاس، ویلیامسون مورای، الیزابت ناتان، کوین وودز
مترجم: عبدالمجید حیدری
زبان: فارسی
سال چاپ: ۱۳۹۵
ناشر: مرز و بوم، وابسته به مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه
تصویرگر: سید هادی خاوشی
تعداد صفحات: ۴۱۸
****شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخشهای نمایش پوزش میطلبیم.****

خلاصه داستان : سه دوست قدیمی پس از حمله دشمن به محل کارشان در یک سکوی نفتی از یکدیگر جدا می افتند. آنها پس از روزها سرگردانی در دریا، دوباره در جزیره خارک به یکدیگر می پیوندند و مسئولیت صدور نفت را به عهده می گیرند. آنها برای این کار، هر یک نقشه ای جداگانه دارند. در حالی که حمله دشمن به خارک برای قطع صدور نفت قطعی است…

نخستین کنگره ملی سرداران و ۸ هزار شهید استان گیلان، از یازدهم تا چهاردهم اردیبهشت ماه امسال در شهر رشت برگزار شد؛ سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس سخنران ویژه این کنگره بود.

«سیاوش امین» نوازنده ی معروف که پدر خود را در جنگ از دست داده است، پس از ازدواج مجدد مادرش دچار اختلالات عاطفی شده، و با دختری بنام هدیه آشنا می شود. غلامرضا امین پدر سیاوش که همگان تصور کردند به شهادت رسیده، با آزادی اسرای ایرانی به کشور باز می گردد ولی خود را به خانواده معرفی نمی کند. مادر سیاوش در جریان آزادی اسرای ایرانی، از زنده بودن غلامرضا مطلع شده و سیاوش را آگاه می سازد ولی سیاوش که با شرایط روحی سابق خود خو گرفته بود پس از شنیدن خبر زنده بودن پدرش دچار مشکلات روحی می شود. پدر سیاوش با پی بردن به مشکل عاطفی فرزندش و خطری که او را تهدید می کند، پس از ملاقات با سیاوش خود را دوست غلامرضا معرفی کرده و خبر شهادت غلامرضا امین را به سیاوش می دهد

این داستان، ماجرای خانوادهای است که با اولین هجوم دشمن، از اهواز به شوشتر نقل مکان میکنند و در آنجا ساکن میشوند، اما فرزندشان اسماعیل، با این هجرت مخالف است و سعی میکند حداقل پدرش را برای دفاع از شهرشان به اهواز برگرداند.
یک خانوادهی اهوازی با اولین حملههای هوایی رژیم بعث، اهواز را ترک کردند و هر کدام به جایی رفتند. خانوادهی «مشهدی ابراهیم کفاش» به شوشتر رفتند و آنجا زندگی سختی را آغاز کردند. در این بین فرزند خانواده که اسماعیل نام دارد، با خانوادهاش درگیر این بحث است که چرا شهر را ترک کردهاند. پدر خانواده راضی است که همراه پسر به اهواز برگردد و دکان کفاشیاش را باز کند، اما مادر سعی میکند آنها را از این تصمیم منصرف کند. اسماعیل از اینکه شهرشان را ترک کردهاند شرمگین است؛ بنابراین همراه پدرش به اهواز برمیگردد و به جمع کسانی که در شهر ماندهاند، میپیوندد.
اسماعیل در اولین مرحلهی ورودشان به اهواز، پدرش را به بازار میبرد تا مغازهی کفاشیاش را باز کند. با باز شدن دکان کفاشی مشهدی ابراهیم، کاسبهای دیگر بازار هم یکییکی شروع به بازکردن مغازههایشان میکنند. نانوایی که باز میشود، مردم صف میکشند برای خرید نان. در این حال خمپارهی دشمن همچنان بر سر اهالی شهر میبارد.
مردی به نام «آقا جبار» به هرکجا سرک میکشد و مراقب کارهای مردم است. اسماعیل که چیزهایی دربارهی آقا جبار شنیده، نمیتواند پدرش را به قبول آن شنیدهها وادار کند… .
***
* دربارهی نویسنده:
«سید محمود قادری گلابدرهای» متولد ۱۳۱۸ در گلابدرهی شمیران است. او از شاگردان «جلال آلاحمد» و بعدها از دوستان وی بود. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه، برای تحصیل در رشتهی ادبیات به دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران وارد شد، اما تحصیلش را نیمهکاره رها کرد. سپس در دانشگاه بینالمللی لندن در رشتهی ادبیات انگلیسی درس خواند و در همان دوران با زنی سوئدی ازدواج کرد. گلابدرهای در سالهای حضور در ایران کارهای متنوعی را تجربه کرده است. از شبانی در کوههای شمیران، گردو و بلالفروشی سرِ پل تجریش، تا مترجمی زبان سوئدی، مسئولیت انتخاب کتابهای ایرانی برای مهاجران ایرانی در سوئد، کارشناسی مرکز پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اپراتوری و فوتره گرامتری سازمان نقشهبرداری و….
سید محمود گلابدرهای در ۱۵ مرداد سال ۱۳۹۱ در سن ۷۳سالگی و پس از گذراندن یک دورهی بیماری در بیمارستان الغدیر تهران از دنیا رفت.
از محمود گلابدرهای تاکنون ۳۳ کتاب منتشر شده که نخستین آن «سگ کورهپز» در سال ۱۳۴۹ منتشر شد. وی در سال ۱۳۵۰ رمان «پر کاه» را نوشت و «بادیه» را در سال ۱۳۵۶ به چاپ رساند؛ رمانی که «عباس کیارستمی» فیلمنامهای اقتباسی بر اساس آن نوشت. رمانهای پرستوها، دال، حکومت نظامی، سنگ به مثقال، آقا جلال، سفر به حجلهگاه عشق، ده سال هوملسی در آمریکا و … از دیگر آثار وی هستند.
«داریوش مهرجویی» از رمان «دال» فیلمنامهای با نام «صحرای سرد» نوشته که موضوع آن در سوئد میگذرد و به زبانهای دیگر نیز برگردانده شده است.
داستان «اسماعیل، اسماعیل» یکی از اولین آثار داستانی دفاع مقدس است که در سال ۱۳۶۰ منتشر شده و چندین بار در شمارگان بالا چاپ شده است.

بیست سال بعد از جنگ، «ابراهیم» مجروح شیمیایی احوال خوبی ندارد و جدا از شرایط سخت جسمی، از جهت روحی نیز، پریشان است چرا که دخترش «ریحانه » به دلیل اختلافی با او، مدتهاست که خانواده را ترک کرده است. «فاطمه » همسر «ابراهیم» برای اینکه، شرایط را از حالت سرد و يأس آور خارج کند، خاطرات همسرش را در پاورقی مجله ای به چاپ می رساند تا شاید «ریحانه» بعد از خواندن آنها، پشیمان شده و به کانون خانواده بازگردد. و مقارن با این تلاش فاطمه ، حال «ابراهیم» به دلیل جراحت های ناشی از دوران جنگ، وخیم شده و به ناچار او را در بیمارستان بستری می کنند… و در شرایطی که ابراهیم امیدی به ادامه ی حیاتش نیست، ریحانه پیدایش می شود…

روایت معجزه ای از تفحص شهدا در منطقه بیات با روایت گری احمدیان با لینک مستقیم از سایت کربلا دریافت نمایید.

بازیگران :شیرین عطاالهی، سهیل برخورداری، امیرعلی دانایی، سحر افتاده و…
~~~~~~~~
خلاصه داستان : بعد از قبولی قطعنامه ۵۹۸ در مرداد ۱۳۶۷، گروهی از منافقین به همراه سربازان بعث به بیمارستان صحرایی حمله کردند. ستاره دختر ۲۸ ساله، پرستار بیمارستان صحرایی به همراه نامزدش مازیار با جمعی از زخمیهای عملیات به سمت کرمانشاه فرار کرده که بعد از سقوط اسلام آباد به قلعهای در همان نزدیکی پناه میبرند و…

کارگردان: علی قوی تن
بازیگران: امیر ماستری ، آتنه فقیه نصیری ، منصور خاکی ، مجید علم بیگی ، زهره صفوی ، جمشید مشایخی ، منیره تقی پور و…
خلاصه داستان : دکتر جوانی بعد از اتمام تحصیلات خود به زادگاهش بازمی گردد. او به محض ورود به خانه با جنازه ی مادر خود روبرو می شود. عراقی ها به روستا حمله کرده اند و همه چیز را به تاراج برده اند. زن ها و دخترهای آبادی را اسیر یا شهید کرده اند و مردان را نیز به شهادت رسانده اند. دکتر بعد از کشتن یک عراقی تحت تعقیب سربازان بعثی قرار می گیرد. او در حین فرار به محلی پناه می برد که پیرمردی از روستا به همراه دخترش گل پری در آنجا مخفی شده اند. دکتر قصد دارد پیرمرد و دخترش را نجات دهد اما پیرمرد در محاصره ی دشمن کشته می شود. دکتر گل پری را بر اسبی که از روستا به همراه آورده سوار می کند و از او می خواهد به محل امنی برود. دکتر بعد از درگیری زیاد با دشمن گل پری را در امامزاده ای زخمی می یابد، گل پری قبل از مرگ از سربلند کشته شدن کژال نامزد دکتر می گوید و سربند پدرش را به او هدیه می کند. دکتر نیز به قلب دشمن حمله ور می شود و با کشتن فرمانده ی سربازان اجنبی به سراغ سایر متجاوزین می رود.

این کتاب گویا روایتگرِ دو داستان نمایشی کوتاه از زندگی آدمهایی است که پس از جنگ تحمیلی با آسیبها و تبعات آن، دستوپنجه نرم میکنند.
* طاها: «طاها» و مادرش همراه تعدادی از اهالی منطقهی جنگی، به محل زندگی خود بازگشتهاند و با وجود اخطار نیروهای سپاه مبنی بر خروج سریعتر از منطقه برای پاکسازی مینهای موجود در آنجا، حاضر به ترک محل زندگی خود نیستند. طاها که بهدنبال جسد پدرش در آنجا میگردد، روزی با منفجر کردن یک مین، به گوری دسته جمعی راه مییابد.
* یوسف: «یوسف» جانبازِ دوران جنگ است و مشکل اعصاب دارد و گاهی همسرش «فروزان» را کتک میزند. ولی فروزان حاضر نیست یوسف را به آسایشگاه ببرد. یوسف که خودش از این وضعیت ناراحت است، تصمیم میگیرد به آسایشگاه برود، ولی فروزان مانع او میشود.

خاطره گویی درباره تفحص شهدا در یادواره شهدای کربکند اصفهان
گلستان شهدای کربکند، اربعین ۹۰ – صوت
محتوای این روایتگری:
ـ چرا گروه تفحص شهدا تشکیل شد؟
ـ داستان شهید ایرانی، شهید سید طعمه یاسری، که در منطقه زبیدات (شرهانی) عراقیها برایش امام زاده ساخته بودند
ـ اشاره ای کوتاه به داستان عملیات ناموفق کربلای چهار و عملیات کربلای پنج با رمز یا زهرا (س) در شلمچه
ـ داستان مریض شدن یک عراقی که در تفحص شهدای ایرانی در هور العظیم (منطقه عملیاتی بدر و خیبر) کمک می کرد

این کتاب گویا دربردارندهی خاطرات امیر سرتیپ خلبان «محمد انصاری»، فرماندهی پیشین هوانیروز و جانبازِ دوران دفاع مقدّس، است.
هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در روزهای اوّل جنگ ایران و عراق توانست با حضور بهموقع و سریع در مناطق جنگی و همهی محورهای جنوب و غرب، پروازهای عملیاتی را شروع کند و سدّ مستحکمی در مقابل نیروهای عراقی به وجود آورد.
خلبانان بالگردها همراه با یگانهایی از ارتش و سپاه و بسیج در بازداشتنِ دشمن و وادار کردن آنها به ایجاد خاکریز و فرورفتن در دل زمین، نقش بهسزایی ایفا کردند.
سرتیپ خلبان جانباز «محمّد انصاری» (متولّد سال ۱۳۲۴ در محلهی نواب تهران)، فرماندهی بالگردهای جنگ تحمیلی و فرماندهی پیشین هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
وی در سال ١٣٤٧ تحصیل در دانشکدهی افسری را به پایان رساند و سپس به تیپ ٥٥ هوابُرد پیوست. پس از آن با رستهی فنّی «اردنانس» وارد هوانیروز شد.
انصاری سپس برای فراگیری دورههای خلبانی به ایتالیا اعزام شد و پس از انقلاب، به دستور سرلشکر «علی صیاد شیرازی» (فرماندهی وقت نیروی زمینی ارتش) به سِمت فرماندهی پایگاه هوانیروز اصفهان انتخاب شد.
انصاری در سال ١٣٦٦ فرماندهی هوانیروز ارتش شد و بهمدّت هفت سال فرماندهی هوانیروز ارتش و معاونت فرماندهی نیروی زمینی ارتش را (با هفتاد درصد جانبازی) در کارنامهی نظامی خود ثبت کرد.
در خرداد ۱۳۶۸ و در بحبوحهی مراسمِ ارتحال امام خمینی(ره) تمام رجال سیاسی و مسئولان وقت و بیت امام(ره) در روزهایی که مراسم تشییع و تدفین انجام میشد، از طریق بالگردهای هوانیروز ارتش از جماران به بهشت زهرا جابهجا میشدند.
هنگامیکه پیکر امام راحل(ره) بر روی دوش مردم تشییع میشد، بهعلّتِ ازدحام جمعیّت و کُندیِ مراسم تشییع، تصمیم گرفته شد پیکر امام خمینی(ره) با بالگرد به بهشت زهرا(س) انتقال یابد و این کار با همکاری هوانیروز ارتش به انجام رسید.
امیر سرتیپ محمّد انصاری و کمکخلبان «سرگرد ملکوتی» خلبانان بالگردِ حامل پیکر امام(ره) بودند و این مأموریت با بالگردِ ۲۱۴ هوانیروز در آن روز تاریخی انجام شد.

خلاصه داستان :
فیلم سینمایی جایی برای زندگی , این فیلم قصه ی خانواده بزرگ عیدی محمد است که با شروع جنگ تحمیلی از هم میپاشد و املاک آنها به اشغال نیروهای دشمن در میآید. نبرد نهایی و تلاش برای آزاد سازی منطقه برای هر کدام از افراد خانواده سرنوشت جدیدی را رقم میزند و…
هنرمندان :
عزتالله انتظامی، هدیه تهرانی، آتیلا پسیانی، هانیه توسلی، فردوس کاویانی، مهدی میامی، قاسم زارع و با معرفی عمار دهقانیتفتی

سریال سوران جدیدترین سریال تاریخی و جنگی شبکه یک می باشد که پس از پخش سریال گیلدخت میهمان خانه های بینندگان این شبکه بود. سیاست گذاری جدید صدا و سیما در ساخت سریال ایرانی و آثار نمایشی، مراجعه به استان های گوناگون و نمایش گوشه ای از فرهنگ و دلاوری های اقوام مختلف می باشد. در راستای تحقیق این هدف، سوران ما را به میان مردم کرد برده و داستانی گیرا و جذاب در اوایل دوران جنگ تحمیلی بیان می کند.
سریال تلویزیونی سوران جدیدترین محصول موسسه فرهنگی و هنری سوره می باشد. شایسته به ذکر است که موسسه سوره در حوزه آثار انقلابی و مربوط به دفاع مقدس یکی از مطرح ترین موسسات موجود می باشد و فیلم هایی نظیر ایستاده در غبار و شیار ۱۴۳ از آثار این موسسه هستند. سوره تاکنون سریالی در این حوزه ها تولید نکرده است و سوران اولین سریال دفاع مقدس این موسسه است.
در خلاصه داستان سریال ایرانی سوران چنین آمده است که کردستان در اواخر دهه ۵۰ در اوج التهاب و مشکلات سیاسی و اجتماعی می باشد. حضور گروه های شورشی و جدایی طلب از یک سو و جنگ تحمیلی از سوی دیگر فشارها را بر این منطقه بیشتر کرده و کردستان روز به روز به فروپاشی کامل و شکست نزدیک تر می شود. در همین حین، یک جوان آزاده کرد مبارزات مسلحانه خود را شروع می کند.

این کتاب گویا، روایتی است شنیدنی از زندگی جانبازِ شهید «سید محمود موسوی».
این کتاب روایت مردی از اهالی اصفهان است که رانندهی کامیون بود. کتاب «همسفر» بهاجمال زندگی او را در سه مرحله برای مخاطبان بازگو کرده است:
مرحلهی ابتدایی که پیش از انقلاب اسلامی است و درظاهر هیچ رابطهای با انقلاب ندارد. وی پس از آشنایی با حضرت «امام خمینی(ره)» به انقلاب اسلامی علاقهمند میشود. بعد از انقلاب به جهاد سازندگی میپیوندد و با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران، خود را به جبهه میرساند و درابتدا به عنوان راننده در بخش تدارکات سپاه پاسداران مشغول به کار میشود.
پس از مدتی، وارد مرکز مطالعات میشود و از همینجاست که با گروهی از راویان آشنا شده و سیری جذاب و تأثیرگذار در شخصیت این فرد دیده میشود.
شهید موسوی اگرچه راوی نبود و بهعنوان راننده و نیروی تدارکاتی در مجموعهی راویان جنگ حضور داشت، اما همراهی، آمادگی بالا و قبول مأموریتهای حساس باعث شد تا وی نیز سهم بسیاری در پشتیبانی از راویان صحنهی نبرد داشته باشد.
او در عملیات «خیبر» و «طریقالقدس» به جابهجایی راویان مشغول بود، تا اینکه در یکی از رفتوآمدها دراثر انفجاری مهیب جانباز شد. وی در سیزدهم فروردین سال ۱۳۸۳، براثر شدت جراحات وارده، جامهی شهادت را بر تن کرد.
*دربارهی کتاب:
کتاب «همسفر» که بهکوششِ «مجید سانکهن» منتشر شده، یکی از کتابهای مجموعه «راویان صحنه جنگ» است که مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدّس آن را منتشر کرده است. هر جلد از مجموعه کتابهای راویان صحنهی جنگ شاملِ مجموعه خاطرات، داستانها و سرگذشت افرادی است که در زمان جنگ در خطّ مقدّم حضور داشتند و با جنگ، بهشکلِ مستقیم روبهرو شدند. این اتفاقات تصویری واضح از شهدای جنگ در اختیار مخاطب علاقهمند به تاریخ شفاهی قرار میدهد.
هدف مجموعه راویان صحنهی جنگ، آشناسازی نسل جوان با انسانهای پاک و بیادّعایی است که از جان خودشان برای دفاع از میهنشان گذشتند. این مجموعه بخشی از ویژگیها و خاطرات افرادی است که در جبههی نبرد، با شجاعت شهید شدهاند.
کتاب «همسفر» که گوشههایی از زندگی جانبازِ شهید «سیدمحمود موسوی» را روایت میکند، از ۱۰ فصل تشکیل شده و در هر فصل، رفتار شهید با خانواده، دوستان و موقعیتهای زندگی وی در ادوار گوناگون روایت شده است.
در برخی از فصول نیز خصوصیات شهید موسوی به روایت همسر و دوستان و آشنایان شهید نقل شده و در پایان کتاب، تصاویری از جانبازِ شهید سید محمود موسوی درج شده است.

کارگردان : سمیرا مخملباف
بازیگران : بهمن قبادی، سعید محمدی، بهناز جعفری، سمیه ویسی، محمدکریم رحمتی، رفعت مرادی، محمد مرادی، سامان اکبری، رسول محمدی، احمد بهرامی، هیاض رستمی، امین محمدی، سلمان اکبری، حسن محمدی و …
خلاصه داستان :
این فیلم روایتگر زحمات معلم کردزبانی است که تلاش فراوانی می کند تا نوجوانان قاچاقچی و پناهنگان کردزبانی که در حملات صدام حسین آواره شده اند را باسواد کند. پناهندگانی که از بمباران ها شیمیایی صدام آسیب فراوانی دیده اند و در واقع از بازماندگان آن حملات هستند. ماجراهای جالبی که رخ می دهد باعث زیبایی این فیلم می شود …
درباره فیلم
فیلم سینمایی تخته سیاه به تهیه کنندگی محمد احمدی و نویسندگی و کارگردانی سمیرا مخملباف با ژانر جنگی دفاع مقدس و دراماتیک در سال ۱۳۷۸ ساخته و در همان سال منتشر شد. جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره کن در سال ۲۰۰۰ میلادی به این فیلم داده شد .








