
در روزگار ما وقایعی بهدست دشمنان دین اتفاق افتاد که تـاریخ، مشابه آن را بهجز در صدر اسلام، با این کیفیت و حجـم، کمتـر به یـاد مـیآورد. هرکدام از این اتفاقات فتنهای جدا بود که برای دگرگون کـردن جامعهای بزرگ کفایت میکرد.
دربارهی کتاب:
این کتاب حکایت واقعی از سفرِ نویسـنده به همـراه دانشمند فقید، مرحـوم حجةالاسـلام والمسـلمین حـاج شـیخ حسـین قاسمی به مکّه معظمه است. این داستان، ذکر تـرور نافرجـام بزرگمردی ماندگار است که عملیات موفقی را نیـز درون خـود جـای داده است. در این کتاب سـعی شده است که نامهای نقـشآفرینـان داسـتان حتـیالامکان حقیقی باشد تا ضمن شاهدبودن بر صـحت نگـارش، تجلیلـی هم از رشادتهای آنها بشود.
دربارهی نویسنده:
«محمدحسن صادقزاده» در سال ۱۳۲۶ در اصــفهان متولــد شد و در ســال ۱۳۴۵ بــه اسـتخدام ارتـش در آمـد. وی در سـال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهی افسری شد و پس از دریافـت درجهی ستوانی به هنگ دانشجویان اصفهان منتقل شد. در مـاههـای اوجگیـری انقـلاب اسـلامی در سـال ۱۳۵۷ مدّتی به علّت فعالیت در جهـت پیـروزی انقـلاب اسـلامی بازداشت شد.
وی از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۲ عهـدهدار مشـاغلی چون مسئولیت انجمـن اسـلامی پادگـان سـقز، فرمانـدهی آتشبار توپخانـه، سرپرسـتی عقیـدتی-سیاسـی تیـپ ۲ سـقز، فرمانـدهی گروهـان قرارگـاه و بسـیج در قرارگـاه شـمال غـرب و همچنـین بازرسی لشکر ۲۸ سنندج بود.
سـال ۱۳۶۲ بـه اصـفهان منتقل شد و به تدریس در دانشـکدهی پدافنـد هـوایی، رئـیس بازرسی گروه ۵۵ توپخانه و تدریس در دانشـکده توپخانـه مشغول بود. سال ۱۳۶۵ به دورهی عالی رستهای اعزام و پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقل شد و در سمت فرمانـدهی گـردان توپخانـه خـدمت کرد.
پس از طی دوره به لشکر ۵۸ منتقـل شد و در سـمت فرمانـده توپخانه خدمت کرد. پس از یک سال به لشـکر ۲۸ منتقـل شد و در آن لشکر مسئولیت رئیس آجودانی لشـکر و خودکفـایی لشـکر را عهـدهدار گردیـد.
از سـال ۱۳۶۸ تـا ۱۳۷۳ در آمادگـاه اصـلی اصفهان خدمت کرد. در سال ۱۳۷۳ به لشکر ۷۷ پیاده منتقل شد و مسئولیت رئیس آجودانی لشکر و فرماندهی خـدمات آن لشـکر را عهـدهدار بـود و در سـال ۱۳۷۵ بـا درجـهی سـرهنگی بـه افتخـار بازنشستگی رسید.

نماهنگ خانه ام جای دشمن نیست، نماهنگ زیبایی است که بمناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس از شبکه اول سیما پخش شد.
آهنگساز : بابک زرین
خواننده : مانی رهنما
شاعر : حمیدرضا صمدی

کارگردان : شهرام مسلخی
بازیگران : شوان عطوف ، سروش صحت ، لعیا زنگنه ، پوریا پورسرخ ، سولین دلپاک و آسو عمر سواره
خلاصه داستان : در فیلم عاشق ها ایستاده می میرند ، رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخهایی از هیوا سرباز عراقی پیدا میکند که سالها پیش رضا را در شرایط سخت جنگی نجات داده است و…
همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شهید شوشتری / لینک مستقیم دانلود
سردار شوشتری، ابتدا با بیان گوشه هایی از خاطرات عملیات های جنگی، به تأثیرات سیاسی، نظامی عملیات دوران دفاع مقدس در دنیا، اشاره کردند. ایشان با اشاره به گوشه هایی از عملیات والفجر ۸ به مدیریت جنگ (صحنه نبرد) توسط امام خمینی (ره) در دوران دفاع مقدس پرداختند.

همایش راویان فتح / فیلم سخنرانی سردار شوشتری
مدت زمان : ۶۶ دقیقه
کیفیت : VCDRip (خیلی خوب)
[همایش راویان فتح نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – بهمن ۱۳۸۳]

خلاصه داستان : «رضا» پزشک موفقی است که خارج از ایران زندگی می کند. او با شنیدن خبر شروع جنگ، بدون اطلاع خانواده به ایران می آید و می رود جبهه. از طرفی خانواده ی رضا که سه ماه است از پسرشان بی خبرند، با نگرانی، پیگیر سلامتی اش می شوند؛ بی خبر از اینکه او در دل خطر است.
بازیگران : جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، حسن رجبیان، مرجانه گلچین
کارگردان : کریم آتشی

این کتاب گویا، بیانگر چند روایت از دوران اسارت آزادگان و نامهنگاری آنها با رهبر معظم انقلاب «حضرت آیت الله خامنهای» است.
روایتهای ابتدای کتاب از ماجرای اعزام آزادگان به جبهه آغاز میشود، به نحوهی اسیر شدن و شرایط اسارت میپردازد و تا زمان آزادی ادامه پیدا میکند. وجه اشتراک روایتهای کتاب، نامهنگاری اسرا، با حضرت آقا هست. با توجه به شرایط اسارت، نوشتن نامههایی خطاب به حضرت «امام خمینی(ره)» و مقام معظم رهبری با خطرات زیادی برای آزادگان عزیز همراه بود؛ این نامهها معمولاً در اتاق سانسور از بین میرفت. جایی که عراقیها به همراه تعدادی از منافقین، نامهها را کنترل میکردند تا مطلب خاصی در نامهها نباشد و غالباً به ایران نمیرسید.
رسیدن نامههایی معدود که با خلاقیت آزادگان و به صورت رمزی نگارش شده و رسیده، شبیه معجزه است؛ معجزهای برای ماندگار شدن ارادت اسرا به امام شهدا و حضرت آقا (و بالعکس) در تاریخ.
در مقابل، روایت ششم و پایانی کتاب، شرحی است از شرایط اسرای عراقیِ دوران جنگ که مهمان جمهوری اسلامی بودند و در امتداد زمان اسارت خود، خدمات فراوانی از جانب نظام اسلامی دریافت کردند، که منجر به علاقه و ارادت آنها به ایران و جمهوری اسلامی شد.
فصلهای کتاب عبارتند از:
اشاره
روایت اول: عموی چشم انتظارت (آزاده مهدی وطن خواهان)
روایت دوم: خدا با ماست (آزاده مجید عباسی)
روایت سوم: سلام خدا بر این مادر و فرزند (آزاده سید مرتضی نبوی)
روایت چهارم: مایهی افتخار کشورید (آزاده محمد صالحی)
روایت پنجم: مژدهی زنده بودن و امید (آزاده مهدی طیبی تفرشی)
* این کتاب به همت «موسسه فرهنگی هنری ایمان جهادی(صهبا)» تهیه و تدوین شده و انتشار یافته است.

خلاصه داستان:
به هنگام شروع موشک باران تهران از زمستان ۱۳۶۶ اعضای خانوادهای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند برای دوری از حملات دشمن ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران میشوند. روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگ زده شده است. استقرار این خانواده در باغ و همجواری آنها با مردم روستا که در اوج همدلی بسر میبرند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم میزند که باعث درک آنها از مشکلات یکدیگر و ریشههای بیاهمیت اختلافاتشان میشود. آنها در طی این ماجراها درمییابند که استعداد کمک و یاری به یکدیگر را دارند و…
بازیگران
عرفان ابراهیمی (رضا)، مونا احمدی (شیرین)، افسانه بایگان (محترم)، ابوالفضل پورعرب (بیژن)، شهین تسلیمی (احترام)، رویا جاویدنیا (سهیلا)، افسانه چهرهآزاد (سیما)، سپهر حیدری نژاد (شهاب)، شکرالله حسنی (سرایدار)، سیما خضرآبادی (شهناز)، حمیرا ریاضی (مهناز)، امیرحسین رستمی (فراز)، شیرین زنگنه (مادر شهاب)، اسماعیل سلطانیان (بهرام)، علی سلیمانی (بهزاد)، فرهاد شریفی (همایون)، شهنوش شهباززاده (همدم)، ناز شادمان (پوری عروس)، ناصر شهریاری (ناصر)، عباس غزالی (بهروز)، یونس غزالی (امیرمحمد گلکار)، امیر کاظمی (شهروز)، سارا کریمی (ساناز)، لیندا کیانی (منیره)، سهیلا گلستانی (منیژه)، شایان مقاره عابد (شهرام)، عزتالله مهرآوران (هوشنگ)، پوراندخت مهیمن (افتخار)، رابعه مدنی (مادربزرگ)، پریسا محمدی (الهه)، اکبر مددی مهر (مدیر مدرسه)، اصغر نقیزاده (عباس آقا)، جواد هاشمی (احمد)، سارا همتی (مینا)، بامداد نعمتالله (یحیی)

حاجی که در جبهه دچار موج انفجار شده از آسایشگاه روانی مرخص می شود تا در محیطی آرام سلامت خود را بازیابد. نامزد او، مهری، دختر تاجر ثروتمندی شده است. شعبان پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. حاجی با تعارض با ناگواری های محیط اطرافش دچار حمله های شدید عصبی می شود. او در یکی از روزنامه ها به عنوان عکاس شروع به کار می کند و عکس هایی نیز از معتادان و افراد دوره گرد برای چاپ به مدیر روزنامه می دهد. عکس ها چاپ نمی شوند. حاجی بنا به اصرار مهری ازدواج می کند و در مراسم ازدواج پدر دختر و امثال او را به ریشخند می گیرد و پس از حمله شدید عصبی بار دیگر او را به آسایشگاه می برند. حاجی از آسایشگاه می گریزد و سپس به مهری تلفن می کند و با قصد رفتن به جبهه از او حلالیت می طلبد.


امروزه بسیاری از کوچهها با نام بزرگ شهدا مزیّن شدهاند. روزگاری این نام و نشانها، جزء مهربانترین و بااستعدادترین جوانان اهل محل بودند که همه از خوبیها و بزرگیهایشان میگفتند؛ مانند کوچهی شهید بزرگی.
«رضا»، پسر کوچک خورشیدخانم، به جبهه رفته است و خورشید خانم و همسرش با یادگاریهای رضا روزگار میگذرانند. رضا مدام برای مادرش نامه میفرستد، تا اینکه خبر شهادتش به دست مادر میرسد.
عکاسیِ همهی مجالس محل برعهدهی رضا بود و اگر کسی میخواست، حتی نقاشیشان را میکشید و یادگاریهای رضا در خانهی تکتک اهالی کوچهی شهید بزرگی باقی مانده است. وسایل عکاسی و نقاشی او همچنان در مغازهاش مانده است و به چیدمان آن هم دست نزدهاند.
قبل از اینکه رضا به جبهه برود، دلش میخواست با دختری به نام مریم ازدواج کند. اما اوضاع به گونهای پیش رفت که به جبهه برود و درخواستش را هیچ وقت مطرح نکند.
رضا در جبهه، با نوشتنِ نامهای از مادرش خواست همچنان دست نگه دارد تا خودش برگردد و به خواستگاری بروند و انگشتر و پارچهای را که برای مریم خریده بود، به او هدیه کند؛ البته هیچگاه این اتفاق نیفتاد و رضا هیچوقت برنگشت و مریم هم ازدواج کرد و از محل رفت….
* نمایش «کوچهی شهید بزرگی» دربردارندهی پنج داستان «اصل و قلب»، «بود و نبود»، «دوست و دشمن»، «مهر و کینه» و «وصل و فصل» است.

شايع مي شود كه ناصر، خلبان هلي كوپتر، در يك عمليات جنگي كشته شده است. بهروز دوست ناصر، كه در موقع زخمي شدن ناصر گريخته، درصدد است كه نظر فرشته، همسر ناصر، را براي ازدواج جلب كند؛ اما منصور فرزند دوازده ساله ناصر، با ازدواج مادرش و بهروز مخالف است. منصور معتقد است كه پدرش زنده است و روزي باز خواهد گشت و از بهروز انتقام خواهد گرفت. در لحظاتي كه امكان ازدواج فرشته و بهروز فراهم شده ناصر، كه معلول است، باز مي گردد و در كنار همسر و فرزندش زندگي جديدي را آغاز مي كند. او مقام هاي نيروي هوايي ارتش را متقاعد مي كند كه در يك مانور شهري هدايت هلي كوپتري را به عهده بگيرد. ناصر موفق مي شود به كمك بهروز و دوستي ديگر هلي كوپتري را كه داراي نقص فني است هدايت كند.

ابراهيم از مبارزين مسلمان است كه همراه رضا عضو اطلاعات و عمليات سپاه و چند رزمنده ديگر بعد از شيميايي شدن يك روستا درمنطقه مرزي كردستان، با نفوذ به مقر عراقي ها از هدف بعدي براي بمباران شيميايي اطلاع پيدا مي كنند. ابراهيم و رزمندگان ديگر يك شبانه روز فرصت دارند تا مردم روستا ي مورد نظر را در مقابل بمباران شيميايي، تا رسيدن نيروهاي كمكي سپاه آماده دفاع از خود كنند.

لیست بازیگران :
پژمان بازغی، لاله اسکندری، کاوه خداشناس، مریم بوبانی، سام درخشانی، علی اوسیوند، سعید داخ، مهدی صبایی، مهتاج نجومی، امیر آتشانی، هادی قمیشی، مریم سلطانی، کریم خودسیانی، محمدرضا رهبری، ابراهیم برزیده، مجید عبدالعظیمی، مهتاب شکریان، جواد صارمی، شهروز ابراهیمی، مهدی جعفری، محمد فعلی، امیرحسین همتی، حسین توشه، مجتبی رجبی معمار، امیر حسین رحمی، روح الله کمانی، امیر حسین طالبی، محسن نبوی، مبین رستگار، بهروز قادری، فرهاد بشارتی و هنرمندان خردسال آرمیتا مرادی، سونیا اسپهرم و آندیا سیفی
خلاصه داستان :
سعید که از جوانان جنوب کشور است به پروانه علاقه مند هست، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج میگیرند، اتفاقی مانع ازدواج آنها میشود. پدر سعید با شروع جنگ مفقود میشود. او برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور میبرد، اما خودش به جبهه برمیگردد و دائم بین جبهه و شمال کشور در رفت و آمد است تا اینکه در عملیاتی به اسارت درمیآید و بعد از آن ماجراهای زندگی سعید را در اردوگاههای عراقی خواهیم دید…

مشخصات: قسمتی از جلسه دوازدهم کلبه کرامت
فرمت صوتی: MP4
حجم فایل: ۵۷ مگابایت
زمان: ۶ دقیقه
لینک های دانلود

در این برنامه ۹۵ عملیات دفاع مقدس به همراه نقشه عملیات تشریح شدند.
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


خانه بیپرنده قصهای خانوادگی ـ اجتماعی دارد که در آن کودکی به نام زهرا در مقطع جنگ تحمیلی ۸ ساله، مفقود میشود. حاج عباس مودت و مرضیه که پدر و مادر این دختر هستند با وجود آن که مدام به دنبال یافتن نشانی از دختر هستند، اما موفق نمیشوند او را پیدا کنند تا این که پس از گذشت نزدیک ۳ دهه به ناگهان دخترشان را پیدا میکنند. با ورود دختر جوان به خانه حاجعباس و مرضیه زندگی این زوج سالمند دگرگون میشود.

در این نرم افزار زندگی نامه، وصیت نامه، دست نوشته، خاطرات و کتاب شناسی ۴۳ شهید فتح و عملیات آزادسازی خرمشهر ارائه شده است.
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

کارگردان : ناصر محمدی
بازیگران: حسین گیل ، جلال پیشوائیان ، شهرام پوراسد ، ناصر نجفی ، هادی فراهانی ، ایرج میرزایی ، حسین الهیاری ، داوود رجایی و …
خلاصه داستان : علی بعد از دور کردن خانواده اش از منطقه ی جنگی، در درگیری با عراقی ها اسیر می شود. در آسایشگاه، اسرای ایرانی در پی اجرای نقشه ی فرار هستند تا بتوانند اسامی خود را به نیروهای خودی برسانند چرا که عراقی ها وجود این اردوگاه را از نیروهای هلال احمر مخفی نگاه داشته اند. جنگ تمام می شود، همسر علی با امید بازگشت اسرا منتظر علی است اما هلال احمر و سایر مراکز مربوطه اطلاعی از او در دست ندارند. علی در اردوگاه، نفوذی عراقی ها را در بین اسرای ایرانی شناسایی می کند تا بدین ترتیب عراقی ها نتوانند از چگونگی عملیات آن ها مطلع شوند.

خلاصه فیلم
فیلم راه افتخار، ماجراي اين فيلم بر اساس يك رويداد واقعي است. قلب تپنده سه پالايشگاه بزرگ نفتي كشورمان ۳۲ بار توسط جنگنده هاي دشمن بمباران ميشود، اما هرگز از كار باز نميايستد، دو مهندس ايراني با اجراي يك پروژه سري دست به كاري ميزنند كه هيچكس از وجود اين سه پالايشگاه با خبر نميشود و تا پايان جنگ تحميلي اين راز جزو اسرار باقي مي ماند و …
فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ محصول سال ۱۳۷۳ است.

کارگردان: امیرمهدی پور وزیری | ژانر: دفاع مقدس | سال تولید: ۱۳۹۶ | تاریخ انتشار: ۱۳۹۷
روایتی از مقاومت مردم خرمشهر در زمان آغاز جنگ تحمیلی است که داستان آن در ماههای منتهی به اشغال این شهر می گذرد و قصه عاشقانه ای است بین یک جاسوس عراقی و یک پرستار که فضای ملتهب جنگ آن را دستخوش فراز و فرودهای بسیار می کند…
بازیگران:
عباس غزالی، سیاوش طهمورث، محمود پاک نیت، پروانه معصومی، سلمان فرخنده، مهدیه نساج، مالک سراج، شیوا ابراهیمی

جنگ ایران و عراق آغاز شده و جوانان زیادی عازم جبهه ها شده اند اما علی پسر آقا رحمت نه تنها حاضر به جنگیدن نیست بلکه از موقعیت خود هم اصلاً راضی نیست و با وجود مخالفت های پدر، تمام کوشش خود را بکار گرفته تا بتواند به آن سوی مرزها برود. او بالاخره بصورت غیرقانونی از مرز خارج شده به آلمان می رود، اما آن جا چون کار و کسبی پیدا نمی کند با شخصی به نام مصطفی به ایران باز می گردد و مطلع می شود که پدرش داوطلبانه به جبهه رفته است. علی نیز راهی جبهه می شود و پدر را مجروح می یابد و پدر از دیدن علی در لباس یک رزمنده بسیار خوشنود می گردد

تاب «فوتبال و جنگ»، نوشتهی محمود جوانبخت، جلد هشتم از مجموعهی «قصه فرماندهان»، زندگینامهی شهید کاظمی، از فرماندهان بزرگ دفاع مقدس، است.
دربارهی کتاب
جمعیت زیادی منتظر بالگردِ رئیسجمهور بودند. دستها سایبان شده و چشم به دور دستها دوخته بودند. جوان وقتی جمعیت را دید، ناخودآگاه به طرفشان کشیده شد. از صبح در کوچه پسکوچهها پرسه زده بود. فکر کرد چه چیزی بهتر از این. شاید در شلوغی میتوانست از آب گلآلود ماهی بگیرد و خرج امروزش را از جیب کسی بردارد. کار هر روزش بود. خرج مواد مخدر را باید درمیآورد. آب دماغش را به زحمت بالا کشید و میان جمعیت خزید. چندبار خواست دست به کار شود، ولی موقعیّت مناسب نبود.
***
«ناصر کاظمی» در خرداد ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. در دانشگاه، در رشتهی تربیت بدنی درس خواند و همزمان با تحصیل، به کار معلمی در مدارس جنوب تهران مشغول شد. کاظمی در این کلاسها با طرح مباحث دینی و سیاسی دانشآموزانش را دربارهی مسائل روز آگاه میکرد.
از سال ۱۳۵۵ به مبارزات سیاسی خود وسعت بخشید. در همین سال زندانی شد و با اوجگیری مبارزات مردم، جدیتر از گذشته به مبارزه پرداخت تا اینکه انقلاب پیروز شد.
کاظمی در سال ۱۳۵۸ سپاهی شد و به دنبال غائلهی خلق عرب در خوزستان به آنجا رفت. بعد از این توطئه برای مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب کردستان، راهی این منطقه شد و به پیشنهاد شهید بروجردی، فرمانده وقت سپاه کردستان، همراه چند نفر در دی ماه ۱۳۵۸ به پاوه رفت. او ابتدا فرماندار و سپس فرمانده سپاه پاوه شد.
این میداندار بزرگ جهاد سرانجام در ۶شهریور۱۳۶۱ هنگام پاکسازی محور پیرانشهر ـ سردشت به شهادت رسید.
دربارهی نویسنده
«محمود جوانبخت» در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا پایان مقطع کارشناسی در رشتهی تاریخ ادامه داد. زمینهی فعالیت او روزنامهنگاری است. وی علاوه بر سردبیری نشریهی «خاطره امروز» با نشریات «سلام» و «بیان» و «گروه ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری همکاری» دارد.
از میان آثار او کتابهای سقوط، آبی + قرمز و مهربان مثل مسیح، در جشنوارهی کتاب کانون برگزیده شده است. کتاب «جا مانده از کاروان»، برگزیدهی جشنوارهی ادبیات عاشورایی، و کتاب «حکایت آن مرد غریب» برگزیدهی جشنوارهی دفاع مقدس است. جامانده از کاروان، آبی + قرمز، مهربان مثل مسیح، ماهیها در آب زندهاند، حکایت آن مرد غریب از آثار اوست.

خلاصه داستان:
روایت فراز و فرود زندگی خانواده ای اصیل در طول سه دهه و با محوریت زندگی تنها دختر این خانواده است؛ روایتی که از دهه ۶۰ آغاز گشته، حوادث مختلفی از قبیل جنگ، تحولات اجتماعی و اقتصادی را پشت سر گذاشته و در زمان معاصر پایان میپذیرد…
بازیگران:
فاطمه گودرزی، شهره سلطانی، فرید سجادی حسینی، علیرضا کمالی، المیرا دهقانی، حسام محمودی، پانیذ برزعلی، ناصر سجادی حسینی، نیما نادری، پاشا رستمی، رها خدایاری، وحید آقاپور، احسان امانی، سیامک احصایی، مریم حاجی زاده، آیدا نامجو، لیلا بلوکات، محمدرضا مالکی، مهرنوش مسعودیان، زهره ساداتی، مهدی ملاک، رضا حجری، مهتاب اکبری، فراز مدیری و آروین گالتسیان، لیلا بلوکات و محمدرضا مالکی

مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری بسیج شهر پرند در هفته جاری و همزمان با شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها و به مناسبت تکریم از مادران شهدا اقدام به تهیه نماهنگ «بوسیدن روی ماه» نموده است.

دانلود آهنگ جدید یاسر بینام بنام حاج احمد با بالاترین کیفیت
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
متن آهنگ جدید یاسر بینام بنام حاج احمد :
دو تا شهید داشتیم هفت هشتا زخمی
ولی دلمون گرمه که راه خوبیو انتخاب کردیم
به نام خالق من خدایه وطن ایران
قبلنا ازت دلگیر میشدم اشکایه مادرو میدیدم پیر میشدم
فکر میکردم که بابام بی معرفته یه یا علی گفته مارو ول کرده رفته
فکر میکردم غرورشو له نکرده یه لحظه به فردایه من فکر نکرده
میگفتم این همه سرباز این کشور داره چرا فقط اون خودشو به کشتن داده
میگفتم تو این جهان خود خواه بیمار اصن مارو به کشور همسایه چیکار
یا اونا که به خاطرشون دلا خون شدن اومدن سر خاکتون تشکر کنن
یادمه میگفتی همیشه همینه اونی که غریبه خدا رو زمینه
که ما پیرو شاه بی پناه بودیم پس رفتید پناه یه عده بی پناه شدید
میگفتی به اونا لقب آدم نده منم محاله ممکنه از یادم بره
واست فرقی نمیکرد که کجایه دنیاست فقط میگفتی که ظلم باید بره
اینا چهریه کریهشون رو رنگ میکردن با آتیش جنگ خودشونو گرم میکردن
اینا به شما مدافعان حرم که هیچی
به زائرایه خود خدام رحم نکردن







